شناسهٔ خبر: 78777637 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: مهر | لینک خبر

به یاد آقای شهید ایران؛

تسلط آقای شهید به ادبیات شگفت‌زده‌ام کرد

یک نویسنده ادبیات نوجوان گفت: با جدیت می‌گویم هیچ فرد و نهادی در کشور به‌اندازه حضرت آقا دغدغه ادبیات و تسلط به ادبیات ایران و جهان را نداشت.

صاحب‌خبر -

گروه فرهنگ و ادب، خبرگزاری مهر، فاطمه نعمتی: بدرقه آقای شهید ایران آغاز شده است. همه در تکاپوی آخرین دیدارند. برخی، کارهای میدانی را به عهده گرفته‌اند و برخی تلاش می‌کنند راویِ این فعالیت‌ها باشند تا تصویری جهانی از این بدرقه بزرگ ترسیم کنند.

اما هر یک از ما با هر فعالیتی که در این روزها داریم، سری هم به درون خود می‌زنیم و خاطراتی را مرور می‌کنیم که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم تأثیرپذیرفته از امام شهید بوده است؛ مثل روزی که دیدار ایشان میسر شد.

برخی نویسندگان کودک و نوجوان ایران نیز از این موهبت بی‌نصیب نبودند و با کتاب‌خوان‌ترین رهبر جهان دیدار داشتند. مصطفی رضایی یکی از آن‌هاست. جوانی که در دنیای ادبیات علمی‌تخیلی قدم می‌زند و آثاری نوشته است که مخاطب‌پسند بوده مانند رمان «زایو»، «ایذا» و «سپر». به مناسبت هفته‌ای که با وداع با رهبر شهید آغاز و به روز ملی ادبیات کودکان و نوجوانان ختم می‌شود، با رضایی گفت‌وگویی داشته‌ایم در بابِ خاطراتش از دیدار با آقای شهید ایران.

آقای رضایی، شما در دیدار عمومی و خصوصی با امام شهید شرکت کرده بودید. چه زمانی بود و به چه مناسبتی؟

دیدار خصوصی ما مربوط به مهرماه سال ۱۳۹۷ بود که همراه با جمع کوچکی از نویسندگان افتخار دیدار با حضرت آقا نصیب ما شد. این دیدار به دعوت حوزه هنری که آن زمان فکر می‌کنم آقای مؤمنی شریف، ریاست حوزه را بر عهده داشتند صورت گرفت. دیدار عمومی هم روز دانش‌آموز بود. سال ۱۴۰۳ بود که به حسینیه امام (ره) دعوت شدیم و مجدد با ایشان تجدید دیدار کردیم.

اولین دیدار برای شما چه احساس و تجربه‌ای به ارمغان آورد؟ از آن دیدار برایمان بگویید.

ابتدا احساس هیجان و شور عجیبی داشتم. بگذارید از زاویه جدیدی برایتان بگویم. دیدار با حضرت آقا فارغ از جایگاه معنوی و سیاسی ایشان در کشور و از نظر شخصی، تمام دل‌بستگی ها و عواطف و حتی مرجعیت ایشان، برای بنده، دیدار با یک شخصیت بزرگ جهانی بود. طبیعتا توجه کامل من به تمام جزئیات و تمام لحظه‌هایی که خدمت ایشان بودیم متمرکز بود.

یک شوق عجیبی داشتم؛ حالتی که حتی راه رفتن ایشان، نگاه کردن‌شان، نوع توجه‌شان به مواردی که مطرح می‌شد و دقت نظرشان در زمان‌بندی، آموزنده و جالب بود، چه برسد به توصیه‌ها و نکاتی که فرمودند. از طرف دیگر من این افتخار را داشتم که در محضر ایشان صحبت کرده و نکاتی را بیان کنم.

ایشان به ادبیات به‌طور کامل مسلط بودند. اگر از من بپرسید با جدیت می‌گویم هیچ فرد و نهادی در کشور به‌اندازه حضرت آقا دغدغه ادبیات و تسلط به ادبیات ایران و جهان را نداشت. چه متون داستانی و چه پژوهشی و غیرداستانی. این را با جدیت عرض می‌کنم. بنده به‌طور تخصصی متمرکز بر ادبیات آینده‌نگر در حوزه ادبیات علمی‌تخیلی هستم. ایشان در همین حوزه نکته‌ای به من فرمودند که آن‌قدر به‌روز بود که شگفت‌زده‌ام کرد. واقع‌نمایی در ادبیات تخیلی! این مقوله‌ای است که در دنیا مورد بحث و چالش قرار گرفته و امروز در حال تغییر شکل ادبیات علمی‌تخیلی از کلاسیک به نوعی جدید است. در ادامه بیشتر برایتان می‌گویم.

در همان دیدار یا دیدارهای عمومی و خصوصی دیگری که از تلویزیون پخش می‌شد، آیا نکته یا نکاتی بود که آقا فرموده باشند و شما آن را کامل متوجه حرفه و تخصص خود بدانید و به این فکر کنید که باید روی آن نکات تمرکز کنید؟

قطعا همین‌طور است. یک نکته‌ای که ایشان در همان دیدار فرمودند و همچنان در ذهن من مانده این بود که واقعیت‌ها را در کارهایتان بیاورید. بعد توضیح دادند و در توضیحات‌شان حتی استفاده از واقعیت‌ها در کارهای علمی‌تخیلی را مقوله‌ای متداول بیان کردند و توضیح دقیق‌تر، همین موردی را که عرض کردم؛ نکته‌ای بسیار دقیق و به‌روز است که حضرت آقا از آن مطلع بودند.

ببینید، در آثار علمی‌تخیلی جدید تلاش بسیار زیادی صورت می‌گیرد و خالق اثر تمام هنرمندی خود را در به کار می‌گیرد تا سعی کند اثر خود را که پایه‌ای کاملا تخیلی و دور از واقعیت دارد به‌طرز منطقی به وقایع و حقیقت روز متصل کند. این سبکی جدید است؛ نوعی منطق که یک فضای غیرواقعی را تا حد زیادی در اثر برای مخاطب کاملا واقعی جلوه دهد. این مستلزم دانش فنی و علم تخصصی زیادی در زمینه کاری و سوژه نویسنده است که تا حد زیادی هم پژوهش آن به عهده نویسنده است. اغلب آثار علمی‌تخیلی جدید این خصوصیت را دارند. حتی این سبک را می‌توان در کارهای به‌اصطلاح مارولی هم دید!

من فکر می‌کردم فقط من در ایران هستم که در کارها و پژوهش‌هایم به این دانش و ساختار فنی رسیده‌ام و باید آن را در نوشته‌هایم ارائه کنم؛ اما دیدم حضرت آقا مسلط‌تر از من به این قضیه هستند و به این ژانر توجه دارند. خود کلیت این اتفاق را ببینید. یک ژانری که توجه کمتری به آن می‌شود این‌طور مورد توجه حضرت آقاست و حتی توصیه و نکته‌ای درباره‌اش به نویسنده دارد. اگر از منظر کلی ببینید، همین امر موجب ایجاد و سرریز چشمه انگیزه برای کار بیشتر در نویسنده می‌شود.

تسلط آقای شهید به ادبیات شگفت‌زده‌ام کرد

اگر فرصت داشتید که یک بار دیگر ایشان را ببینید و بتوانید حرفی بهشان بگویید، چه می‌گفتید؟

کاملا صادقانه بگویم. وقت ایشان ارزشش بیشتر از این است که من تلفش کنم. سوءتفاهم نشود یک وقت، این به معنای عدم استقبال من نیست که اگر هزار بار دیگر هم دعوت شوم با همان شوق می‌پذیرم اما... به خودم می‌گویم وظیفه ما فقط کار کردن است: مخصوصا در ادبیات. کار و کار و کار. ما موضوعات روی زمین مانده بسیاری داریم. کار زیاد هم نویسنده را توانمندتر می‌کند که در نتیجه کیفیت آثار ما بالاتر می‌رود و هم به موضوعاتی را که پشتِ درِ بی‌توجهی ما صف ایستادند و خاک می‌خورند وارد چرخه تولید می‌کند و مورد توجه قرار می‌دهد.

اگر بار دیگری ایشان را ببینم که دیگر امکان‌پذیر نیست... ایشان قطعا نزد اولیای خدا هستند و دعا می‌کنم شفاعت جوان‌ها و تمام مردم ایران را بکنند. اگر یک بار دیگر ایشان را می‌دیدم می‌گفتم ما تمام همت و تلاش و سواد کم خود را به کار بستیم برای کار و تولید و تلاش بیشتر. همین.

اولین‌بار در چه زمانی و به چه صورتی از این موضوع آگاه شدید که امام خامنه‌ای یک کتاب‌خوان حرفه‌ای هستند و بسیار به کتاب‌ها علاقه‌مندند؟ آیا اطلاع از این مطلب، تغییری در دنیای حرفه‌ای شما ایجاد کرد یا اثری بر آن گذاشت؟

این موضوع برای خود من در طبقه موضوعات ویژه در زندگی‌ام است. مربوط می‌شود به دوره‌ای که تحول بزرگی در زندگی من ایجاد شد. رشته تحصیلی من الکترونیک بود. به آن علاقه هم دارم و هنوز هم به آن فضای فنی مشغول و علاقه‌مندم؛ اما دوره‌ای کوتاه علاقه دیگری در من بروز پیدا کرد و جدی شد تا اینکه به‌عنوان نویسنده امروز در خدمت شما و جامعه هستم و این‌طور شناخته می‌شوم.

این داستان مربوط می‌شود به سال ۱۳۹۰. روزهایی که علاقه من به بحث ادبیات داستانی و رمان جدی شد. مطالعه رمان‌ها را پیوسته و جدی دست گرفتم و کنارش هم هر مطلب و یادداشتی درباره ادبیات می‌دیدم می‌خواندم. با نویسنده‌ها به‌طور دقیق‌تر آشنا می‌شدم و کارهای دیگر. روزی در یک سایت یا مجله (دقیق خاطرم نیست) یک مطلبی درباره ادبیات و حضرت آقا دیدم. توصیه‌هایی از حضرت آقا بود در باب ادبیات. همان یک صفحه برایم شگفتی‌آفرین بود. آن صفحه را پرینت کردم. بعضی جملایت را رویش ماژیک فسفری کشیدم و هنوز آن کاغذ را دارم. الان دم دستم نیست که دقیق‌تر برایتان مثال بزنم و منبع آن مطلب را ذکر کنم. فقط یادم است در آن، حضرت آقا درباره رومن رولان می‌گفت، درباره سبک نویسنده‌هایی می‌گفت که ما الان جرئت نداریم اسم آن نویسنده‌ها را جلوی بعضی از دوستان! بیاوریم. درباره ماهیت ادبیات و کارکردش می‌گفت؛ طوری که ما با مهم‌ترین مقوله مواجه هستیم: ادبیات.

این یادداشت و در ادامه جست‌وجوگری‌هایم، آشنایی بیشتر من با نگاه حضرت آقا به ادبیات، انگیزه چندبرابری برایم ایجاد کرد. اینجا به‌اصطلاح میخ ما کوبیده شد پای این ادبیات و تا الان خداراشکر پای کار نوشتن هستم.

آقای شهید به تربیت کودکان و پرورش درست ذهن و قلب نوجوانان، کتاب‌هایی که برای آن‌ها تألیف می‌شود و محتوایی که در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد، توجه و حساسیت زیادی داشتند. در فرصت‌های مختلف هم نکات مهم را گوشزد می‌کردند. در بین این توصیه‌ها، شما کدام مورد را بیشتر سرلوحه کار خود قرار دادید؟

ادبیات کودک و نوجوان ادبیات بسیار مهمی است که جدی گرفته نمی‌شود. بسیار از آثاری که نویسندگان مطرح و حرفه‌ای غربی می‌نویسند و حتی رسما برای گروه سنی غیر از کودک و نوجوان هستند، خصوصیاتی فنی و هنری دارند که کودک و نوجوان را هم جذب کنند: مثل همین ژانر علمی‌تخیلی و ژانر فانتزی.

ادبیات پیشرو است. به‌خودی خود پیشرو است. ایجاد امید، انگیزه و تصویر روشن از آینده و حقیقت در کارهای ما برای کودکان و نوجوانان باید وجود داشته باشد. سایر دستگاه‌ها هم به‌طور حرفه‌ای‌تر باید به این نکته توجه کنند و سرلوحه کار خود قرار دهند. حضرت آقا روی این موضوع تأکید داشتند.

نمی‌شود یک نوجوان در مواجهه با رسانه و آثار هنری انگیزه و تصویری مثبت دریافت کند و بعدتر در حضور جدی‌اش در جامعه و مواجهه‌اش با اقتصاد و تولید و... با حقیقتی در تضاد تصاویری که ما ارائه دادیم روبه‌رو شود. این نتیجه معکوس و بدی دارد. همواره ادبیات مبدا ایده و طرح ذهنی بوده. ادبیات ماکتی از کارکردها و سیستم‌ها ارائه می‌دهد. این یکی از جنبه‌های فنی و اثرگذاری ادبیات است؛ اما وقتی مسئولان به این نوع از ادبیات بی‌توجه باشند و صرفا بر مبنای منافع، سازوکار سازمانی خود را تعیین کنند اثر آن در جامعه دیگر پویایی و رونق و امید و انگیزه و آینده روشن نیست. ادبیات در ایران غالبا کار خود را انجام می‌دهد، درست هم انجام می‌دهد؛ اما سازوکار مدیریت در جامعه به‌طور ویژه در رسانه‌های جمعی، ادبیات را تا حد زیادی مرجعیت نمی‌دانند، به آن رجوع نمی‌کنند، از آن الهام و ایده نمی‌گیرند و روی آن تأمل نمی‌کنند. مشهود است که اگر جایی کار خوبی صورت گرفته یا کار خوب و سازنده و امیدبخشی صورت گرفته، آن آدمی که مبدا آن کار بوده مستقیم یا غیرمستقیم اهل مطالعه و ادبیات بوده است.

بنابراین توصیه و نکات حضرت آقا درباره ایجاد امید و تصویر درست و روشن از آینده باید مورد توجه همه و سرلوحه همه قرار گیرد.

اگر بخواهید از امروز تا آخرین لحظه‌ای که می‌توانید در حوزه کتاب کودک و نوجوان فعالیت کنید، یک کار برای تحقق توصیه‌های رهبر شهید در حوزه کتاب انجام دهید، آن چیست؟

دو چیز هدف من است. به‌طور کلی همت بیشتری داشته باشم و کارهای بیشتری بتوانم بنویسم. دوم، تنوع موضوعی در کارهایم ایجاد کنم. بتوانم با کیفیت خوبی به موضوعات دیگر خارج از ژانر علمی‌تخیلی هم بپردازم و اینکه همیشه طبق همان توصیه رهبر، واقعیت‌ها را معیار اصلی سوژه‌های آثارم قرار دهم؛ موضوعاتی که بتوان روی آن بحث کرد و تأثیرگذار باشد.

ما امروز باید احساس مسئولیت بیشتری کنیم. نقطه‌نظرات مخالف طبیعی هستند؛ اما چیزی که مهم است این است که همه ما در یک خانه هستیم و برای ارتقای آن در حال تلاشیم. با هر میزان توان و دانشی که داریم هدف همه ما یکی است. انرژی و و زمان خود را نباید روی اختلافات صرف کنیم. نسل بعدی منتظر اثری است که به جا می‌گذاریم. اگر غفلت کنیم و اثری قابل ارائه نداشته باشیم، همه‌چیز را به معنای واقعی از دست خواهیم داد.