شناسهٔ خبر: 78770118 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: بهار | لینک خبر

از کومان و کلارک تا شاید ناگلزمن؛

مهر اخراج پای نام‌های بزرگ جام جهانی

صاحب‌خبر -
دور حذفی جام جهانی 2026 آغاز شده و هر روز تعداد تیم‌های حذف شده و ناکام این تورنومنت افزایش پیدا می‌کند. معنای موفقیت در بزرگ‌ترین صحنه فوتبالی دنیا برای هر تیمی متفاوت است؛ غول‌های دنیا سودای قهرمانی در سر دارند و هر نتیجه‌ای غیر از کسب این جام طلایی معنایی جز شکست برایشان ندارد، برخی تیم‌ها برای نمایشی آبرومندانه وارد جام جهانی می‌شوند و حضور در مراحل دوم و سوم حذفی را موفقیت می‌دانند. بخش دیگری از تیم‌ها اما، جام جهانی را فرصتی برای محک زدن بازیکنانشان در بالاترین سطح می‌بنند و حضور در جام جهانی را نوعی کسب تجربه و آماده‌سازی برای تورنومنت‌های قاره‌ای می‌دانند. 
اگرچه که مقیاس اهداف و پروژه‌ها در جام جهانی متفاوت است اما جام جهانی همواره تورنمنتی بوده که مسیر شغلی بسیاری از مربیان را تنها در چند مسابقه، دگرگون می‌کند. چندین سال برنامه‌ریزی، ماه‌ها آماده‌سازی و ده‌ها تصمیم فنی، گاهی تنها در ۹۰ دقیقه فرو می‌ریزد. در چنین سطحی، نتیجه نه‌تنها سرنوشت یک تیم، بلکه آینده یک نیمکت را هم تعیین می‌کند. در هر دوره از جام جهانی، تعدادی از مربیان با امید خلق شگفتی یا تحقق انتظارات وارد رقابت‌ها می‌شوند، اما پایان مسیر برای همه یکسان نیست. برخی با حذف زودهنگام، نمایش‌های ناامیدکننده یا ناکامی در رسیدن به اهداف تعیین‌شده، خیلی زود بهای شکست را می‌پردازند؛ بهایی که اغلب با پایان همکاری و اخراج از سمت سرمربیگری همراه است. فشار رسانه‌ها، انتظارات افکار عمومی، هزینه‌های سنگین فدراسیون‌ها و اهمیت نتایج در بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان باعث شده جام جهانی به یکی از بی‌رحمانه‌ترین آزمون‌های حرفه‌ای برای مربیان تبدیل شود. در این رقابت‌ها، گاهی حتی یک اشتباه فنی یا یک نتیجه غیرمنتظره کافی است تا پروژه‌ای چندساله به پایان برسد.
پیشگیری بهتر از جراحی یک تومور!
این جام جهانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و با این وجود که تنها نیمی از مدت زمان جام سپری شده، چندین مربی پس از نتایج ناامیدکننده از سمت خود کنار رفته‌اند. برخی قربانی نتایج ضعیف شدند، برخی زیر فشار هواداران تیم ملی استعفا دادند و برخی نیز دیگر حمایت فدراسیون‌هایشان را پشت سر خود ندیدند.
نخستین قربانی جام جهانی ۲۰۲۶، صبری لموشی بود. سرمربی تونس تنها چند روز پس از شکست سنگین ۵ بر ۱ برابر سوئد از سمت خود برکنار شد؛ تصمیمی که او را به یکی از سریع‌ترین مربیان اخراج‌شده تاریخ جام جهانی تبدیل کرد. فدراسیون فوتبال تونس بدون آنکه منتظر پایان مرحله گروهی بماند، حضور لموشی را متوقف کرد و هدایت تیم را به هروه رنار سپرد تا شاید شانس صعود زنده بماند. اتفاقی که هرگز رخ نداد و تونس با تفاضل منفی 10 و با 3 شکست جام را ترک کرد. البته آن چه در پس این تصمیم مشخص بود، پروژه تونس بود. آن‌ها در جدال با ژاپن و هلند شانسی برای خود قائل نبودند و بهتر است از حالا به فکر رقابت‌های قاره آفریقا باشند.
یکی از تلخ‌ترین جدایی‌ها مربوط به استیو کلارک، رهبر نسل موفق اسکاتلند بود. جدایی استیو کلارک، پایان یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ فوتبال اسکاتلند بود. او پس از حذف تیمش در مرحله گروهی تصمیم به استعفا گرفت؛ تصمیمی که فدراسیون اسکاتلند نیز آن را پذیرفت. کلارک اسکاتلند را پس از ۲۸ سال به جام جهانی رسانده بود، اما ناکامی در عبور از مرحله گروهی و شکست سنگین برابر برزیل باعث شد این همکاری 7 ساله به پایان برسد. هرچند میراث او همچنان مثبت ارزیابی می‌شود، اما در فوتبال ملی، خاطره آخر معمولاً از همه پررنگ‌تر است.


کره جنوبی نیز یکی دیگر از تیم‌هایی بود که پس از حذف زودهنگام، تغییر روی نیمکت را تجربه کرد. هونگ میونگ‌بو پس از ناکامی در صعود از گروه و موج گسترده انتقادها، از سمت خود استعفا داد. تصمیم‌های تاکتیکی او، از جمله نیمکت‌نشین کردن سون هیونگ مین در دیدار سرنوشت‌ساز، واکنش‌های تندی در رسانه‌ها و میان هواداران به دنبال داشت. حتی رئیس‌جمهور کره جنوبی نیز خواستار بررسی عملکرد فدراسیون شد؛ اتفاقی کم‌سابقه که میزان فشار واردشده بر کادر فنی را به خوبی نشان می‌داد، فشاری که حتی موجب شطرنجی شدن تصویر هونگ میونگ‌بو در تلوزیون کره شد. در چنین فضایی، ادامه همکاری تقریباً غیرممکن بود.  
با پایان مرحله یک‌هشتم نهایی، جام جهانی ۲۰۲۶ حالا وارد فاز اصلی و بی‌رحمانه خود شده است. مرحله گروهی، برای بسیاری از مدعیان حکم دوره‌ای برای جا افتادن در تورنمنت را داشت، اما از اینجا به بعد، دیگر فرصتی برای جبران وجود ندارد؛ هر اشتباه می‌تواند پایان یک رویا و آغاز یک بحران باشد.
حذف زودهنگام دو قدرت سنتی فوتبال اروپا، هلند و آلمان، بار دیگر نشان داد که در جام جهانی، داشتن نام بزرگ هیچ تضمینی برای بقا نیستند. هر دو تیم با انتظاراتی بالا وارد مسابقات شدند، اما خیلی زود چمدان‌های خود را بستند و حالا بیش از آنکه بحث عملکرد بازیکنان مطرح باشد، نگاه‌ها به سمت نیمکت‌ها چرخیده است. مربیانی که پیش از آغاز جام نیز، انتقادهایی به سبک بازی و نتایجشان وجود داشت که به طور مستقیم آینده‌کاری‌شان را به عنوان سرمربیان تیم‌هایی بزرگ چون آلمان و هلند، زیر سوال می‌بُرد. 
چرا رونالدو کومان از هلند رفت؟
برای درک اینکه چرا حذف مقابل مراکش به پایان دومین دوره حضور رونالد کومان روی نیمکت هلند منجر شد، باید کمی به عقب برگشت؛ به تابستان ۲۰۱۰، جایی که نارنجی‌ها با هدایت برت فن مارویک تا فینال جام جهانی پیش رفتند و تنها با گل آندرس اینیستا در وقت‌های اضافه برابر اسپانیا از رسیدن به نخستین قهرمانی تاریخ خود بازماندند.
آن شکست، برخلاف تصور بسیاری، آغاز یک دوران طلایی نبود؛ بلکه شروع دوره‌ای از فراز و فرودهای مداوم برای یکی از جذاب‌ترین تیم‌های اروپا شد. هلند در جام جهانی ۲۰۱۴ با هدایت لوئی فن خال تا نیمه‌نهایی پیش رفت و با کسب مقام سوم، آخرین موفقیت بزرگ خود در جام جهانی را رقم زد. اما پس از آن، نسل طلایی فوتبال این کشور به تدریج از صحنه کنار رفت؛ وسلی اسنایدر، آرین روبن، روبین فن‌پرسی، رافائل فن‌درفارت و چندین ستاره دیگر یا بازنشسته شدند یا به پایان دوران ملی خود رسیدند و هلند وارد مرحله‌ای از بازسازی شد که هزینه‌های سنگینی به همراه داشت.
نتیجه این تغییر نسل، از دست رفتن ثبات بود. هلند نه تنها از حضور در یورو ۲۰۱۶ بازماند، بلکه حتی نتوانست به جام جهانی ۲۰۱۸ هم صعود کند؛ اتفاقی که برای کشوری با چنین پیشینه‌ای، یک شکست تاریخی محسوب می‌شد.
در چنین شرایطی، فدراسیون فوتبال هلند در سال ۲۰۱۸ رونالد کومان را به عنوان ناجی پروژه بازسازی انتخاب کرد. او با اعتماد به نسل جدیدی از بازیکنان مانند ویرجیل فن دایک، فرنکی دی‌یونگ، ممفیس دیپای و ماتیس د‌لیخت، توانست دوباره هویت رقابتی را به تیم بازگرداند. هلند به فینال لیگ ملت‌های اروپا رسید و پس از سال‌ها غیبت، سهمیه یورو را نیز به دست آورد. اما این پروژه در سال ۲۰۲۰ نیمه‌تمام ماند؛ زمانی که کومان پیشنهاد هدایت بارسلونا را پذیرفت و تیم ملی را ترک کرد.


پس از پایان جام جهانی ۲۰۲۲ و کناره‌گیری دوباره لوئی فن خال، فدراسیون بار دیگر به سراغ همان گزینه آشنا رفت. کومان از ابتدای سال ۲۰۲۳ برای دومین بار هدایت نارنجی‌ها را برعهده گرفت؛ تصمیمی که بیش از هر چیز بر پایه شناخت او از فوتبال هلند و امید به تکمیل پروژه‌ای بود که سه سال قبل نیمه‌کاره رها شده بود. او هلند را تا نیمه‌نهایی یورو ۲۰۲۴ رساند و انتظار می‌رفت در جام جهانی ۲۰۲۶، این تیم یکی از مدعیان جدی قهرمانی باشد.
اما آنچه در آمریکای شمالی رخ داد، با تمام پیش‌بینی‌ها فاصله داشت. هلند در طول مسابقات هرگز فوتبال روان و تهاجمی همیشگی خود را به نمایش نگذاشت و اوج انتقادها پس از شکست مقابل مراکش در مرحله یک‌شانزدهم نهایی شکل گرفت؛ دیداری که کومان با استفاده از سیستم پنج‌دفاعه و رویکردی محافظه‌کارانه، از فلسفه سنتی فوتبال هلند فاصله گرفت. رسانه‌های این کشور و بسیاری از کارشناسان، این تغییر رویکرد را یکی از عوامل اصلی حذف نارنجی‌ها دانستند. خود کومان نیز اگرچه پس از بازی از تصمیمات تاکتیکی‌اش دفاع کرد، اما کمتر از ۲۴ ساعت بعد، با پذیرش مسئولیت ناکامی و با اشاره به دلایل شخصی، از سمت خود استعفا داد و به دومین دوره حضورش روی نیمکت تیم ملی پایان داد.
هلندی‌ها پیش از آغاز مسابقات با مشکلاتی روبه‌رو بودند که کار هر سرمربی‌ای را دشوار می‌کرد. مهم‌ترین ضربه، از دست دادن یورین تیمبر بود؛ مدافعی که به دلیل مصدومیت کشاله ران درست پیش از شروع تورنمنت از فهرست نهایی کنار رفت و یکی از مهره‌های کلیدی ساختار دفاعی کومان را از دسترس خارج کرد. چند بازیکن دیگر نیز با مصدومیت‌های جزئی یا آمادگی بدنی نه‌چندان مطلوب وارد مسابقات شدند و همین مسئله، دست سرمربی را برای ایجاد ثبات در ترکیب محدود کرد.
با این وجود، هلند مرحله گروهی را مقتدرانه آغاز کرد. این تیم با عبور از گروهی که ژاپن، سوئد و تونس در آن حضور داشتند، نه‌تنها به عنوان صدرنشین صعود کرد، بلکه با ارائه فوتبالی نسبتاً روان و به ثمر رساندن ۱۰ گل، یکی از بهترین خطوط حمله مرحله گروهی را در اختیار داشت. در آن مقطع، بسیاری از کارشناسان هلند را در جمع مدعیان جدی قهرمانی قرار داده بودند و به نظر می‌رسید کومان پس از ماه‌ها انتقاد، سرانجام به ترکیب ایده‌آل خود رسیده است.
اما حریف سخت مرحله حذفی، همه چیز را تغییر داد. رویارویی با مراکش، تیمی که پس از درخشش در جام جهانی ۲۰۲۲ حالا به یکی از منسجم‌ترین تیم‌های دفاعی و انتقالی فوتبال جهان تبدیل شده بود، آزمونی متفاوت برای لاله‌های نارنجی محسوب می‌شد. برخلاف مسابقات مرحله گروهی، کومان تصمیم گرفت از فلسفه همیشگی فوتبال هلند فاصله بگیرد. او با آرایش 5 دفاعه وارد میدان شد؛ تصمیمی که حتی محمد وهبی، سرمربی مراکش، نیز اعتراف کرد انتظارش را نداشت.
نتیجه این تغییر رویکرد، از دست رفتن ابتکار عمل بود. هلند برای دقایق طولانی بدون توپ بازی کرد و برخلاف آنچه از این تیم انتظار می‌رفت، اجازه داد مراکش جریان مسابقه را کنترل کند. مالکیت توپ که سال‌ها یکی از نقاط قوت فوتبال هلند بود، به سود حریف رقم خورد و شاگردان کومان بیشتر چشم به ضدحمله و استفاده از اشتباهات دفاعی مراکش داشتند تا ساختن بازی از عقب زمین. کومان بعدها تأکید کرد که این تصمیم کاملاً آگاهانه و با هدف بستن فضاهای هجومی مراکش گرفته شده و اگر زمان به عقب بازگردد، باز هم همین سیستم را انتخاب خواهد کرد؛ اما همین اعتراف، به یکی از محورهای اصلی انتقاد رسانه‌های هلندی تبدیل شد.
اگرچه گل کودی خاکپو در دقیقه ۷۲ هلند را تا آستانه صعود پیش برد، اما عقب‌نشینی بیش از حد تیم پس از این گل، فرصت بازگشت را به مراکش داد. گل تساوی در وقت‌های تلف‌شده، بازی را به وقت‌های اضافه و سپس ضربات پنالتی کشاند؛ جایی که حذف هلند نهایی شد. برای بسیاری از کارشناسان، حذف برابر مراکش نه حاصل بدشانسی در ضربات پنالتی، بلکه نتیجه ۱۲۰ دقیقه فوتبالی بود که در آن هلند از هویت تاریخی خود فاصله گرفته بود.
 بزرگ‌ترین انتقاد به کومان، محافظه‌کاری بیش از حد در مسابقات بزرگ بود. در شرایطی که فوتبال هلند همواره با مالکیت توپ، پرس شدید و بازی هجومی شناخته می‌شود، کومان در دیدارهای حساس بارها به استفاده از آرایش 3 یا 5 دفاعه روی آورد؛ سیستمی که اگرچه در برخی مسابقات تعادل دفاعی ایجاد می‌کرد، اما آزادی عمل بازیکنان خلاق خط میانی و حمله را به شدت کاهش می‌داد. این رویکرد در جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری زیر ذره‌بین رفت. هلند در بیشتر دقایق مسابقات، تیمی محتاط، کند و قابل پیش‌بینی نشان داد. فاصله زیاد خطوط، گردش کند توپ و وابستگی بیش از حد به ارسال از کناره‌ها باعث شد حریفان به‌راحتی ساختار تهاجمی نارنجی‌ها را مهار کنند. حتی در دیدار برابر مراکش، جایی که انتظار می‌رفت هلند مالک توپ و جریان بازی باشد، این تیم در خلق موقعیت‌های باکیفیت ناکام ماند و بخش زیادی از حملاتش به ارسال‌های مستقیم یا شوت‌های کم‌خطر محدود شد. از سوی دیگر، وابستگی بیش از حد تیم به فرانکی دی‌یونگ در فرآیند بازی‌سازی نیز به یک ضعف آشکار تبدیل شد. هر زمان که حریف موفق می‌شد دی‌یونگ را تحت فشار قرار دهد، ارتباط میان خط دفاع و حمله هلند تقریباً از بین می‌رفت و تیم برای پیشروی با مشکلات جدی مواجه می‌شد. کومان در طول تورنمنت راهکار مؤثری برای حل این مشکل پیدا نکرد و همین مسئله، انعطاف تاکتیکی تیمش را زیر سوال می‌برد. موضوعی که واضحاً در دیدار برابر مراکش وجود داشت و خط هافبک مراکش موفق شد با ایجاد فشار روی دیونگ، بازیسازی هلند را مختل کند. این مسابقه نماد تمام مشکلاتی بود که طی ماه‌های گذشته درباره تیم کومان مطرح می‌شد. تیمی که از نظر استعداد فردی در سطح مدعیان قهرمانی قرار داشت، اما در زمین مسابقه بیش از آنکه شخصیت واقعی فوتبال هلند را به نمایش بگذارد، اسیر احتیاط، تصمیم‌های محافظه‌کارانه و ناتوانی در واکنش به جریان بازی بود. حذف در نخستین بازی مرحله حذفی، نتیجه پافشاری بیش از حد فدراسیون فوتبال این کشور روی رونالد کومانی بود که مشخصاً توانایی بهره‌مندی از چنین اسکواد منعطفی را نداشت. در نهایت هلند با یکی از بدترین نمایش‌های تاریخش از جام جهانی 2026 کنار رفت تا حسرت دیرینه لاله‌های نارنجی در وصال با جام جهانی، برای حداقل 4 سال دیگر تمدید شود.
دوران رونالد کومان روی  نیمکت هلند با ثبت آمار 65 بازی، 35 پیروزی، 14 شکست و 14 تساوی در 2 دوره مختلف به پایان رسید. اکنون دوران جدیدی برای لاله‌های نارنجی آغاز خواهد شد و باید دید که انتخاب بعدی مسئولان فوتبال این کشور، چه کسی خواهد بود و چه سرنوشتی را برای معبد توتال فوتبال رقم خواهد زد.
چرا ناگلزمن باید برود؟
وقتی یولیان ناگلزمن در سپتامبر ۲۰۲۳ جانشین هانسی فلیک شد، مأموریت او تنها بازگرداندن آلمان به مسیر موفقیت نبود؛ بلکه باید اعتبار از دست‌رفته یکی از پرافتخارترین تیم‌های ملی جهان را نیز احیا می‌کرد. حذف در مرحله گروهی جام‌های جهانی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲، فوتبال آلمان را وارد بحرانی بی‌سابقه کرده بود و فدراسیون، یکی از جوان‌ترین مربیان تاریخ خود را برای آغاز یک پروژه بلندمدت انتخاب کرد.
ناگلزمن در ماه‌های نخست نشانه‌های امیدوارکننده‌ای ارائه داد. عملکرد آلمان در یورو ۲۰۲۴، اگرچه به قهرمانی ختم نشد، اما نسبت به سال‌های قبل پیشرفت محسوسی داشت. سبک بازی تهاجمی‌تر، اعتماد به نسل جدید و بازگشت شور و هیجان به تیم ملی باعث شد بسیاری معتقد باشند مانشافت سرانجام از بحران خارج شده است.
این روند در مسیر صعود به جام جهانی نیز ادامه پیدا کرد. آلمان با بدون دردسر چندانی سهمیه حضور در آمریکای شمالی را به دست آورد و در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶ نیز برخلاف دو دوره قبل، راهی دور حذفی شد؛ اتفاقی که از نگاه بسیاری، نشانه پایان کابوس حذف‌های زودهنگام بود. اما در نهایت آلمان برای سومین دوره متوالی، از حضور در جمع 16 تیم پایانی جام جهانی ناکام ماند. اتفاقی غریب و دور از انتظار برای تیمی که سال‌ها می‌گفتند جام جهانی را از نیمه‌نهایی آغاز می‌کند. 


با این حال، نخستین آزمون بزرگ در مرحله حذفی، همه چیز را تغییر داد. آلمان برابر پاراگوئه مالکیت توپ را کاملاً در اختیار داشت؛ بیش از ۷۵ درصد زمان بازی توپ را در اختیار گرفت، ده‌ها ارسال به محوطه جریمه انجام داد و بارها دروازه حریف را تهدید کرد، اما در تبدیل این برتری آماری به موقعیت‌های خطرناک ناکام ماند. پاراگوئه با دفاعی فشرده، ضدحمله‌های هدفمند و استفاده حداکثری از فرصت‌هایش، بازی را تا ضربات پنالتی کشاند و در نهایت یکی از بزرگ‌ترین شگفتی‌های جام را رقم زد.
همین مسابقه، مهم‌ترین انتقادی را که ماه‌ها متوجه ناگلزمن بود، دوباره زنده کرد؛ آلمان مالک توپ بود، اما نه مالک جریان بازی. گردش سریع پاس، آمار بالای مالکیت و حضور مداوم در نیمه حریف، زمانی ارزشمند است که به خلق موقعیت‌های باکیفیت منجر شود؛ موضوعی که مقابل پاراگوئه به‌ندرت دیده شد. منتقدان معتقد بودند ناگلزمن با وجود انعطاف تاکتیکی بالا، در شکستن دفاع‌های متراکم و یافتن «پلن B» همچنان با مشکل مواجه است.
برخلاف رونالد کومان، ناگلزمن بلافاصله از سمت خود کنار نرفت و حتی اعلام کرد که در صورت حمایت فدراسیون، مایل است به کارش ادامه دهد. با این حال، رئیس فدراسیون فوتبال آلمان تأکید کرد که پس از این ناکامی «هیچ چیز مثل گذشته نخواهد بود» و عملکرد تیم و کادر فنی به‌طور کامل مورد بازبینی قرار خواهد گرفت. آینده ناگلزمن هنوز به‌طور رسمی مشخص نیست، اما تردیدی وجود ندارد که او بیش از هر زمان دیگری زیر فشار قرار گرفته و شاید ادامه حضورش، به نتایج این ارزیابی‌ها بستگی داشته باشد.