به گزارش مردم سالاری آنلاین: بر اساس مستندات موجود، ادعای مطرحشده توسط به اصطلاح کارشناس صداوسیما، آقای جعفر حسن خانی مبنی بر اینکه آقای دکتر محمود سریعالقلم دارای دو برادر به نامهای «فرید» و «وحید» بوده که اعدام شدهاند، فاقد پشتوانه مستند است. طبق اظهارات سریعالقلم ایشان برادرانی با این نامها ندارند. بر اساس اطلاعات به دست آمده نام پدر دکتر محمود سریعالقلم «محمدقلی» است، در حالی که در اطلاعات منتشرشده درباره افرادی که با نامهای فرید و وحید سریعالقلم در برخی منابع اینترنتی معرفی شدهاند، نام پدر «حبیبالله» ذکر شده است. این تفاوت آشکار، دستکم ضرورت ارائه مستندات دقیق از سوی مطرحکنندگان چنین ادعایی را دوچندان میکند. در غیر این صورت، طرح چنین مطالبی در رسانهای با میلیونها مخاطب صرفا یک تسویه حساب سیاسی و عقده گشایی تلقی میشود.
وکلای اعضای خانواده دکتر محمود سریعالقلم به نگارنده اطلاع دادند که در حال تنظیم شکوائیه علیه آقایان جعفر حسنخانی و علیرضا زادبر در ارتباط با مطالب مطرحشده در این برنامه هستند. بدیهی است رسیدگی به این موضوع در صلاحیت مراجع قضایی است و اظهار نظر نهایی درباره ابعاد حقوقی آن نیز بر عهده همان مراجع خواهد بود.
نگارنده طی سیزده سال گذشته، چه از طریق گفتگوهایی با ایشان و چه از طریق حضور در نشستها و همایشهای علمی و چه از طریق مطالعه مستمر آثار و نوشتههای دکتر محمود سریعالقلم، ایشان را شخصیتی علمی، اخلاقمدار، ایران دوست و دلسوز منافع ملی یافته است. ممکن است بسیاری با دیدگاههای ایشان موافق یا مخالف باشند؛ این امری طبیعی در فضای علمی است. اما نقد علمی با انتساب مطالب اثباتنشده به سوابق خانوادگی افراد، دو مقوله کاملاً متفاوت هستند.
دکتر محمود سریعالقلم از برجستهترین استادان روابط بینالملل ایران در عرصه بینالمللی است. وی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و تنها ایرانی است که ۲۸ سال پیاپی در اجلاس سالانه مجمع جهانی اقتصاد (داووس) حضور داشته و در این رویداد معتبر جهانی به عنوان دانشمند مدعو، سخنران و شرکتکننده حضور مستمر داشته است. علاوه بر این، عضو Global Agenda Council مجمع جهانی اقتصاد بوده، با مراکز پژوهشی معتبر بینالمللی از جمله Middle East Institute و Atlantic Council همکاری علمی داشته و به عنوان پژوهشگر غیرمقیم با ASERI ایتالیا نیز فعالیت کرده است.
ایشان همچنین آثار متعددی به زبانهای فارسی، عربی و انگلیسی منتشر کرده و بر اساس سوابق علمی، در بیش از یکصد کشور به ارائه سخنرانیها و مباحث علمی پرداخته است. این سوابق، جایگاه علمی و اعتبار بینالمللی او را بهعنوان یکی از شناختهشدهترین اندیشمندان ایرانی در حوزه روابط بینالملل نشان میدهد.
از این رو، نقد اندیشهها و آثار علمی دکتر سریعالقلم، همانند هر اندیشمند دیگری، نهتنها مجاز بلکه لازمه پویایی فضای علمی است؛ اما چنین نقدی باید بر پایه استدلال، آثار و نظریات علمی صورت گیرد، نه بر اساس انتساب ادعاهای اثباتنشده درباره زندگی شخصی یا خانوادگی. رعایت این مرز، شرط اساسی حفظ اخلاق علمی، انصاف رسانهای و احترام به حقوق اشخاص است.
جای تأمل است که فردی دانشجو ولی در جایگاه کارشناس صداوسیما، بدون ارائه مستندات معتبر، چنین ادعاهای سنگینی را در رسانه ملی علیه دانشمندی مطرح میکند که میتوانست در کشوری دیگر و با امکانات مادی بسیار زیاد به فعالیتهای علمی خود بپردازد اما حضور در وطن و کسب اعتبار علمیِ جهانی برای کشور خود را ترجیح داده است. در فضای دانشگاهی، اعتبار نقد بیش از هر چیز به استدلال، مستندات و روش تحقیق وابسته است، نه به هیجان، قطعیت در بیان یا تخریب شخصیت افراد.
شاید در این زمینه، مراجعه به یادداشت ارزشمند دکتر محمود سریعالقلم با عنوان «چرا در قضاوت کردن عجول هستیم؟ (سی دلیل)» نیز آموزنده باشد. برخی از نکات مطرحشده در آن نوشته، امروز بیش از هر زمان دیگری قابل تأمل است؛ از جمله اینکه:
چون غریزۀ «دیده شدن» در اکثر موارد فعال است.
چون انصاف در بیان و قضاوت، معمولاً از کنترل و برتری بر دیگران جلوگیری میکند.
چون رفتار بسیاری از افراد، تحت تاثیر غرایزشان است تا فکرشان حتی ممکن است تحصیل کرده هم باشند.
چون هیجان داشتن، شلوغ کردن و بیمحابا صحبت کردن، توجه دیگران را بر میانگیزد.
چون سخن ناروا گفتن و قضاوت نابجا کردن، اغلب پیامد ندارد.
رسانه ملی، بهعنوان رسانهای که از سرمایه و اعتماد عمومی برخوردار است، بیش از هر رسانه دیگری موظف است میان «نقد علمی» و «انتساب اتهامات اثباتنشده» مرز روشنی ترسیم کند. حفظ این مرز، نه صرفاً دفاع از یک فرد، بلکه دفاع از اعتبار رسانه، اخلاق حرفهای، حقوق اشخاص و فرهنگ گفتوگوی علمی در کشور است.
وکلای اعضای خانواده دکتر محمود سریعالقلم به نگارنده اطلاع دادند که در حال تنظیم شکوائیه علیه آقایان جعفر حسنخانی و علیرضا زادبر در ارتباط با مطالب مطرحشده در این برنامه هستند. بدیهی است رسیدگی به این موضوع در صلاحیت مراجع قضایی است و اظهار نظر نهایی درباره ابعاد حقوقی آن نیز بر عهده همان مراجع خواهد بود.
نگارنده طی سیزده سال گذشته، چه از طریق گفتگوهایی با ایشان و چه از طریق حضور در نشستها و همایشهای علمی و چه از طریق مطالعه مستمر آثار و نوشتههای دکتر محمود سریعالقلم، ایشان را شخصیتی علمی، اخلاقمدار، ایران دوست و دلسوز منافع ملی یافته است. ممکن است بسیاری با دیدگاههای ایشان موافق یا مخالف باشند؛ این امری طبیعی در فضای علمی است. اما نقد علمی با انتساب مطالب اثباتنشده به سوابق خانوادگی افراد، دو مقوله کاملاً متفاوت هستند.
دکتر محمود سریعالقلم از برجستهترین استادان روابط بینالملل ایران در عرصه بینالمللی است. وی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و تنها ایرانی است که ۲۸ سال پیاپی در اجلاس سالانه مجمع جهانی اقتصاد (داووس) حضور داشته و در این رویداد معتبر جهانی به عنوان دانشمند مدعو، سخنران و شرکتکننده حضور مستمر داشته است. علاوه بر این، عضو Global Agenda Council مجمع جهانی اقتصاد بوده، با مراکز پژوهشی معتبر بینالمللی از جمله Middle East Institute و Atlantic Council همکاری علمی داشته و به عنوان پژوهشگر غیرمقیم با ASERI ایتالیا نیز فعالیت کرده است.
ایشان همچنین آثار متعددی به زبانهای فارسی، عربی و انگلیسی منتشر کرده و بر اساس سوابق علمی، در بیش از یکصد کشور به ارائه سخنرانیها و مباحث علمی پرداخته است. این سوابق، جایگاه علمی و اعتبار بینالمللی او را بهعنوان یکی از شناختهشدهترین اندیشمندان ایرانی در حوزه روابط بینالملل نشان میدهد.
از این رو، نقد اندیشهها و آثار علمی دکتر سریعالقلم، همانند هر اندیشمند دیگری، نهتنها مجاز بلکه لازمه پویایی فضای علمی است؛ اما چنین نقدی باید بر پایه استدلال، آثار و نظریات علمی صورت گیرد، نه بر اساس انتساب ادعاهای اثباتنشده درباره زندگی شخصی یا خانوادگی. رعایت این مرز، شرط اساسی حفظ اخلاق علمی، انصاف رسانهای و احترام به حقوق اشخاص است.
جای تأمل است که فردی دانشجو ولی در جایگاه کارشناس صداوسیما، بدون ارائه مستندات معتبر، چنین ادعاهای سنگینی را در رسانه ملی علیه دانشمندی مطرح میکند که میتوانست در کشوری دیگر و با امکانات مادی بسیار زیاد به فعالیتهای علمی خود بپردازد اما حضور در وطن و کسب اعتبار علمیِ جهانی برای کشور خود را ترجیح داده است. در فضای دانشگاهی، اعتبار نقد بیش از هر چیز به استدلال، مستندات و روش تحقیق وابسته است، نه به هیجان، قطعیت در بیان یا تخریب شخصیت افراد.
شاید در این زمینه، مراجعه به یادداشت ارزشمند دکتر محمود سریعالقلم با عنوان «چرا در قضاوت کردن عجول هستیم؟ (سی دلیل)» نیز آموزنده باشد. برخی از نکات مطرحشده در آن نوشته، امروز بیش از هر زمان دیگری قابل تأمل است؛ از جمله اینکه:
چون غریزۀ «دیده شدن» در اکثر موارد فعال است.
چون انصاف در بیان و قضاوت، معمولاً از کنترل و برتری بر دیگران جلوگیری میکند.
چون رفتار بسیاری از افراد، تحت تاثیر غرایزشان است تا فکرشان حتی ممکن است تحصیل کرده هم باشند.
چون هیجان داشتن، شلوغ کردن و بیمحابا صحبت کردن، توجه دیگران را بر میانگیزد.
چون سخن ناروا گفتن و قضاوت نابجا کردن، اغلب پیامد ندارد.
رسانه ملی، بهعنوان رسانهای که از سرمایه و اعتماد عمومی برخوردار است، بیش از هر رسانه دیگری موظف است میان «نقد علمی» و «انتساب اتهامات اثباتنشده» مرز روشنی ترسیم کند. حفظ این مرز، نه صرفاً دفاع از یک فرد، بلکه دفاع از اعتبار رسانه، اخلاق حرفهای، حقوق اشخاص و فرهنگ گفتوگوی علمی در کشور است.