شناسهٔ خبر: 78768361 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: مهر | لینک خبر

روایت مردمی، مهم‌ترین سلاح در برابر جنگ روایت‌ها است

مدیر واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی گفت: ثبت تنوع و تجلی سبک زندگی انقلابی در آیین تشییع رهبر شهید، در برابر ادعای شکاف میان حاکمیت و ملت و شبهه دیکتاتوری، پاسخی رسانه‌ای است.

صاحب‌خبر -

حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا اشرفی نسب، مدیر واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (حسینیه هنر)، در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره سازوکارهای مردم‌نگاری در آیین تشییع رهبر شهید انقلاب بیان کرد: یکی از مسائل اساسی که در کارهای مختلف حوزه مستندنگاری، تاریخ شفاهی، روایت‌نویسی و مردم‌نگاری فارغ از سوژه باید مدنظر قرار دهیم، این است که بدانیم دشمن و یا دیگریِ انقلاب اسلامی چه نگاهی نسبت به آن مسأله دارد و نوع روایتش از چه زاویه‌ای است. باید آسیب‌شناسی کنیم و بفهمیم که دشمن، جریان روشنفکری و غرب‌زده یا حتی جریان متحجر، نسبت به آن فعالیتی که ما قرار است انجام دهیم، چه رویکردی دارد؟

جولان جریان غرب‌زده روی شکاف کاذب «حاکمیت و مردم»

اشرفی‌نسب درباره رویکرد و خط روایی رقیب گفت: محور تولید محتواهای تاریخ شفاهی بر پایه دیدن، شنیدن، گفتگو و مصاحبه است اما پیش از هر کاری، باید بررسی کنیم که خط روایی مد نظر دشمن نسبت به آن مسأله در طول این سال‌ها چه بوده؟ جریان رقیب روی چه محورهایی زوم می‌کند و دروغ می‌بافد؟ کدام محورها را اغراق شده پروار می‌کند؟ از کنار کدام ویژگی‌های مثبت جامعه ایرانی به راحتی می‌گذرد و اصلاً نمی‌بیند و سانسور می‌کند؟

مدیر واحد تاریخ شفاهی حسینیه هنر در ادامه افزود: از گذشته، جریانات روشنفکر و غرب‌زده روی این گزاره جولان می‌داده که بین آنچه رهبر جامعه اسلامی بیان می‌کند و آنچه مردم به دنبالش هستند، فاصله زیادی وجود دارد. با این حال، در همین یک دهه، در تاریخ انقلاب کم نبوده وقایع تاریخی که خنثی‌ کرده شکاف کاذب، و روایت نادرست از جامعه ایرانی است. اوج آن‌ها تشییع شهید سردار سلیمانی است. در فضایی که جریان رقیب، شعار «نه غزه، نه لبنان» را مطرح می‌کرد، چندین میلیون نفر برای تشییع کسی به خیابان‌ها آمدند که بیشترین فعالیتش خارج از مرزهای ایران بود. رویدادی که رهبر شهید با یادآوری آن فرمودند باطن جامعه ایرانی در این تشییع خودش را نشان داد. تشییع رهبر شهید هم مثل تشییع حاج قاسم فرصتی‌است برای بروز و بازنمایی ارزش‌های جامعه اسلامی.

او با تشریح نمونه‌ای دیگر بیان کرد: نمونه دیگر، تشییع پیکر آیت‌الله رئیسی است. تشییعی میلیونی آن هم در فضایی که جریان رقیب همان خط رسانه‌ای فاصله بین حاکمیت و مردم را رها نکرده بود. اما باز هم شاهد یک تشییع جنازه عجیب و ابراز ارادت بالا به کسی بودیم که به‌گفته آنان، خودش باید متهم و در مقام پاسخگویی باشد. با این حال، مردم پای کار تشییع این عزیز آمدند. یکی از کارهایی که می‌تواند خط رسانه‌ای «دیگری» ‌های انقلاب اسلامی را کُند کنَد و به حاشیه ببرد ثبت تاریخی همین اتفاقات است که گاه بواسطه حجاب معاصرت درک درستی نسبت به ارزش تاریخی آن‌ها نداریم.

ثبت سبک زندگی انقلابی؛ فنِ بدلِ شبهه دیکتاتوری

او افزود: ما باید تنوع جمعیت و عمق رابطه مردم و امام را به رخ بکشیم تا دیگر جرات نکنند بگویند دیکتاتوری است. مردم‌نگار باید این تنوع و تکثر و عشق و علاقه عمیق را نشان بدهد به شکلی که حتی این پیوند به سبک زندگی شخص هم وارد شده است. باید نشان بدهد افراد به عشق رهبری تغییر شغل داده‌اند، کتابخوان شده‌اند، دوستدار روحانیت شده‌اند، اهل ورزش شده‌اند، تغییر رشته داده‌اند، شرکت دانش‌بنیان زده‌اند، کالای داخلی می‌خرند و اسم فرزندشان را بُشری گذاشته‌اند. وقتی این‌ها را روایت کنیم می‌شود فن بدل شبهه دیکتاتوری. برعکس دیکتاتوری اتفاقاً شما دارید از عمیق‌ترین تأثیرات در زندگی مردم صحبت می‌کنید چرا که این تغییر در فرهنگ عمومی و سبک زندگی آن‌ها وارد شده است.

اشرفی نسب درباره شبهات دیگر دشمن گفت: گفته ایرانی‌ها عمیق نیستند، شما باید دلالت‌های حضور این افراد و عقبه تئوریک حضورشان را نشان بدهی که سوژه‌های ما مبتنی بر یک جهان فکری و اندیشه‌ای که ریشه در باورهای دینی و انقلابی دارد احساس تکلیف کرده و در میدان حاضر شده‌اند. یا گفته که ایرانی‌ها کار تیمی بلد نیستند؛ اما شما وقتی وارد میدان تشییع می‌شوی کلی خدمات داوطلبانه می‌بینی، هر کسی دارد کار خودش را می‌کند، اما در یک هارمونی، انگار که از قبل با هم هماهنگ کرده‌اند. تجمعات نشان دهنده همبستگی اجتماعی و پیوند رابطه امت و امام است. این غلظت پیوند رابطه امت و امام که در طول تاریخ، از دوره حضرت امام (ره)، سپس حضرت آقا و اکنون دوره حضرت ‌آقا سیدمجتبی رخ داده از لحاظ تاریخی هم قابل بررسی است.

تأکید حضرت امام (ره) بر بازنمایی حماسی شهادت

مدیر واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی، درباره لزوم روایت حماسی تبیین کرد: توجه به این نکته مهم است که تشییع از یک طرف تشییع رهبر جامعه اسلامی است و از یک طرف هم تشییع «شهید» است. تشییع شهید بیانگر تجدید عهد مردم است با آرمان‌های شهید. ما باید روایتگر این آرمان‌ها باشیم. در مرحله بعد باید تلاش کنیم آن روایتی که می‌خواهیم بیان کنیم، یک روایت حماسی باشد. در زمان جنگ هشت ساله، مدام شهید می‌آوردند و مراسم یادبود همراه با ابراز احساسات شدید در صداوسیما نمایش می‌دادند. بعد از مدتی، این مسأله تذکر حضرت امام را در پی داشت که این جنس بازنماییِ شهادت خیلی درست نیست و تأکید به بازنمایی حماسی شهادت داشتند زیرا ارائه این‌چنینی شهادت در جامعه، بقیه را سست می‌کند.

او در ادامه تشریح کرد: آقای شهید، پیونددهنده جریان حق شده است؛ یعنی ما ذیل این تشییع، کرد و لر و فارس و بلوچ و ترک را می‌بینیم که با سلایق مختلف کنار هم جمع شده‌اند. امام وحدت بخش است و از طرفی، شخص مقابل انقلاب که دنبال برگرداندن سلطنت به کشور است را رسوا می‌کند. سلطنتی که هیچ نقشی برای مردم قائل نیست. روایتِ «در میدان بودن» مردم هم مهم است. مردم روی اصول انقلاب ایستاده‌اند. محکم و بدون لکنت. اتفاقاً مدام سوال دارند که میدان و خیابان پای کارند و چرا بقیه بخش‌ها خودشان را به پای آن‌ها نمی‌رسانند؟ روایت این ایستادگی حماسی وظیفه مردم‌نگار است؛ هم برای پشتگرمی مسئولی که بخواهد جامعه‌اش را بهتر بشناسد و هم برای تاریخ.

روایت باید بر دوش پابرهنگان باشد

علیرضا اشرفی نسب در پایان، روایت مردمی را امتداد پیام تاریخی حضرت امام (ره) دانست و توضیح داد: ما این را بارها تجربه کرده‌ایم؛ افراد تصمیم‌گیر در جایگاه‌های مختلف خودشان کم آورده‌اند و ضعف شخصی را به مردم نسبت می‌دهند و بر اساس همین تحلیل اشتباه، تصمیمات کلان می‌گیرند. مطمئن باشید از جمله خطوط روایی جریان غرب‌زده در ماه‌ها و سال‌های بعد، دست گذاشتن روی همین خط روایی غیر واقعی از جامعه است که مردم خسته از جنگ و مشکلات اقتصادی دنبال مذاکره بودند و مقابل تصمیم نظام درباره جنگ ایستادند.

او در نهایت خاطرنشان کرد: روایت مردمی مهم است. ما روایت مردمی را در امتداد پیام تاریخی حضرت امام به سیدحمید روحانی می‌بینیم که می‌فرمایند همان‌طور که خود انقلاب بر دوش پابرهنگان بوده، روایت انقلاب هم باید بر دوش این عزیزان باشد وگرنه آن‌هایی که سر در آخورِ شرق و غرب دارند روایت خودشان را ارائه می‌کنند. روایتِ مردمی، روایتی حاشیه‌ای نیست؛ بلکه متن اصلی تاریخ است. این رویکرد، در امتداد همان تعبیر آقای شهید و «مبعوث‌شدنِ مردم» است؛ مردمی ‌که هم اصل انقلاب و هم پاسداشت و امتداد آن مرهون حضورشان است باید راوی اصلی این حماسه باشند.