به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، شهرستان فردیس، در اولین سالگرد شهادت پاسدار مرتضی جمالی، شاهد صحنهای بدیع و ماندگار بود؛ صحنهای که در آن، واژهها و تصاویر، قامت مردی را به تماشا میگذاشتند که از دل خاک برخاسته بود تا آسمانی شود. محل برگزاری مراسم، میزبان جمعی از همزمان دیرین، یاران وفادار، خانواده شهید و اقشار مختلف مردم ولایتمدار شد؛ جمعی که برای تجدید پیمانی ناگفته با مردی گرد هم آمده بودند که نامش، فریادگر اخلاص و مجسمه مدیریت جهادی بود.
فضای برگزاری این مراسم، آمیختهای از غم غریبانه بود. تصویر بزرگ شهید با آن چهره ملکوتیاش، گویی بر همه حاضران نظاره میکرد. کتاب «آقا مرتضی» که قرار بود رونمایی شود، نه فقط مجموعهای از اوراق که عصاره یک عمر مجاهدت، صبوری و بندگی بود؛ مردی که در جغرافیای پاسداری، قلهای رفیع شد و با رفتنش، خلأیی عمیق در دل دوستانش پدید آورد. نگاه سوزناک دوستان و خانواده، حکایت از مردی داشت که در حیات، پناه دلها بود و در شهادت، آرزوی هر مجاهد را به تماشا نشست.
شهید مرتضی جمالی، در ششم مردادماه 1364، در دل کرج و در خانوادهای مذهبی و متدین چشم به جهان گشود؛ سالهایی که خانواده با تنگناهای مالی دستوپنجه نرم میکرد، اما هیچگاه از ایمان و غیرتشان نکاستند. این وضعیت معیشتی، بهجای آنکه مرتضی را ناامید کند، چونان کورهای آتشین شد که شخصیتی پولادین در آن گداخته شد. او از همان خردسالی، با واژههای «کار»، «مسئولیت» و «تلاش» عجین شد و همپای درس در رشته علوم تجربی، در عرصه کار و کسب نیز گام نهاد.
سختیها برای مرتضی مانع نبودند، بلکه مدرسهای شدند تا او بیاموزد که میتوان بر دشواریها چیره شد، به خدا توکل و با دستهای خالی، قلههای بلند را فتح کرد. در همان سالهای ابتدایی، نشانههای غیرت، مقاومت و تکیه بر توان خویش در او پدیدار شد؛ ویژگیهایی که بعدها در قامت یک فرمانده و یک پاسدار تمامعیار متجلی گشت. 28 مردادماه 1385، روزی سرنوشتساز در زندگی مرتضی بود؛ روزی که با انتخاب همسری شایسته و فداکار، بنای خانوادهای مستحکم را پیریزی کرد.
در کانون این خانواده، آقا مرتضی نه یک فرمانده مقتدر که یک پدری مهربان و همسری دلسوز بود. از پیوند این عشق آسمانی، دو فرزند پسر متولد شدند که هر دو، یادآور عشق بیکران این خانواده به خاندان عصمت و طهارت بودند؛ «ابوالفضل» و «امیرعباس»، نامهایی که هرکدام، روایتی از دلدادگی به علمدار کربلا را در خود داشتند. فضای خانه آقا مرتضی، سرشار از عطوفت، مهربانی و نظم و انضباط بود. فرزندانش را با عشق بینهایت تربیت میکرد و همسرش را پناهگاهی امن برای دغدغههایش میدانست.
فرماندهی با طعم اخلاص
او باور داشت که خانواده، اولین و مهمترین پایگاه برای ساختن جامعهای متعالی است و به همین دلیل، لحظهای از توجه به همسر و فرزندان غافل نمیماند، حتی در اوج مسئولیتهای سنگین و طاقتفرسا. عشق به انقلاب، دلدادگی به آرمانهای امام و رهبری و شور خدمت در مسیر الهی، سرانجام مرتضی جمالی را در ششم دیماه سال 1382 به صفوف سبزپوشان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کشاند. آغازی که پایانش شهادت بود، اما مسیری که در میانش، هر قدم، تجلیای از رشد و تعالی شد.
در بدو ورود، مسئولیتهایی همچون محافظت از امامجمعه، فعالیت در بخش نیروی انسانی و حوزه عقیدتی سیاسی به او سپرده شد و او، با همان روحیه خستگیناپذیر و با همان عطش خدمت، هر کدام را به نیکی به انجام رساند اما آنچه مرتضی جمالی را از بسیاری همردیفانش متمایز میکرد، نگاه متعالیاش به جایگاه و مسئولیت بود. قاعده رایج این است که افراد با پستها رشد میکنند، اما او این قاعده را برهم زد؛ به هر پستی که میرسید، آن جایگاه را بالا میکشید و اعتباری تازه به آن میبخشید.
او به دنبال مقام نبود، به دنبال تکلیف بود. در نتیجه، هر جا قرار میگرفت، برکت و بالندگی را به همراه میآورد. این ویژگی تا آنجا پیش رفت که مدارج ترقی را با شایستگی و تواضع، تا درجه پرافتخار سرهنگی طی کرد. از سال 1387، شهید جمالی فرماندهی پایگاه شهیدان قاسمی را بر عهده گرفت و به مدت حدود 10 سال، با برنامهریزی دقیق، نگاه نوآورانه و مدیریتی جهادی، این پایگاه را به جایگاهی اثرگذار تبدیل کرد. او باور داشت که بسیج دانشگاهی برای تربیت انسانهای متعهد و مؤمن است.
به همین دلیل، همواره بر جذب جوانان، توانمندسازی نیروها و ارتباط مستمر با مردم تأکید داشت. حاصل این تلاشها، کسب پنج دوره مقام نمونه برای این پایگاه بود؛ افتخاری که نشان از عزم راسخ این فرمانده داشت. در سال 1396، مسئولیت سنگینتر و حساستری به او سپرده شد؛ فرماندهی حوزه 313 شهید دستواره. این حوزه که در ابتدا از جایگاه متعارفی برخوردار بود، در مدت حدود هشت سال مدیریت او، به یکی از حوزههای برتر استان، کشور و حتی در سطح ناحیه تبدیل شد.
ساماندهی ساختاری، تربیت نیروی انسانی، برنامهریزی فرهنگی و حضور مستمر در صحنههای اجتماعی و مذهبی، از جمله اقداماتی بود که حوزه 313 را به کانونی پویا و الهامبخش تبدیل کرد. دستاوردهای این حوزه در دوران فرماندهی او عبارت بود از 6 دوره نمونه ناحیهای، سه دوره نمونه استانی و سه دوره نمونه کشوری؛ آمارهایی که هرکدام، روایتی از یک دهه مجاهدت خاموش و مدیریت عالمانه است. دامنه تأثیرگذاری شهید جمالی، به پایگاه و حوزه محدود نشد.
وقتی خدمت مرز نمیشناسد
او در سطوح استانی نیز مسئولیتهای متعدد و مهمی را بر عهده گرفت که هر کدام، جلوهای از شخصیت چندبعدی او را به نمایش گذاشتند. او بهعنوان مسئول عقیدتی سیاسی ناحیه امام حسین (ع)، سرمایه انسانی بسیج ناحیه کرج، جانشین سپاه ناحیه امام محمدباقر (ع) و سپس مدیر توان رزم یگان عملیات استان البرز، در هر یک از این عرصهها با همان عشق و اخلاص و با همان نگاه راهبردی و دقیق ظاهر شد.
در تمامی این جایگاهها، دو ویژگی بهوضوح قابلمشاهده بود؛ اول، نظم و دقت مثالزدنی در انجام کارها و دوم، نگاه تربیتی و انسانساز او. آقا مرتضی اهل ساختن نیرو بود؛ جوانانی که زیر دست او تربیت میشدند، بعدها خود به مدیرانی شایسته در مجموعههای مختلف تبدیل شدند. او باور داشت که مهمتر از انجام یک کار، تربیت افرادی است که کار را به بهترین شکل ادامه دهند، بههمین دلیل، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف آموزش، توانمندسازی و انگیزهبخشی به نیروهای جوان میکرد.
مسئولیت سامانه رصد البرز و فردیس نیز از دیگر مأموریتهای او بود که با دقت و هوشیاری تمام، نسبت به انجام آن اهتمام میورزید. همچنین در سال 1402، مسئولیت کاروان راهیان نور به او سپرده شد؛ کاروانی که با برنامهریزی منسجم و روحیه انقلابی او، به یکی از پرمخاطبترین و مؤثرترین کاروانهای راهیان نور استان تبدیل شد. نسل جوانی که با کاروان او به مناطق عملیاتی میرفت، نه فقط با حماسههای جنگ آشنا میشد، بلکه با سبک زندگی جهادی و مدیریت میدانی آشنا میگشت.
بخشی عظیم از زندگی شهید جمالی، در عرصه کارهای داوطلبانه، جهادی و مردمی معنا پیدا میکرد. او هرگز تنها در چارچوب مسئولیت رسمی و اداری محصور نمیشد؛ هر جا که بوی نیاز مردم، جوانان، خانوادهها یا محرومان را حس میکرد، با تمام وجود وارد میدان میشد. از جذب جوانان به مسجد و پایگاه بسیج تا تربیت نیروهای مؤمن و انقلابی، همه و همه نشان از روحیهای مردمی، دلسوز و متعهد داشت. یکی از بارزترین ویژگیهای او، حضور پنهانی و گمنام در جمع نیازمندان بود.
او با راهاندازی حسابی ویژه که در میان دوستان به حساب نیازمندان مشهور شد، بخش قابلتوجهی از حقوق و درآمد خود را صرف کمک به فقرا و افراد بیبضاعت میکرد. کارتبانکی نیمسوختهای که پس از شهادت در کنار پیکر مطهرش یافت شد و روی آن کلمه «نیازمند» حک شده بود، راز این کمکهای پنهانی را فاش ساخت. انگار خداوند خواسته بود پس از شهادت پرده از یکی از زیباترین ابعاد اخلاص این شهید بردارد و نشان دهد که او چگونه در سکوت و گمنامی، برای مردمش زیست و جان داد.
افتخار در سکوت
در میان افتخارات متعدد این شهید والامقام، دو عنوان، بیش از همه میدرخشد؛ نخست، انتخاب او بهعنوان «عضو یاب نمونه گزینش» به مدت چهار سال پیاپی. این عنوان که نشاندهنده دقت نظر، شناخت صحیح از انسانها و تواناییاش در شناسایی و جذب نیروهای مؤمن، متعهد و کارآمد بود، گواهی بر نگاه عمیق و دقیق او به بحث نیرویشناسی و سرمایههای انسانی داشت. او هرگز به ظواهر بسنده نمیکرد و برای انتخاب یک نیروی ارزشی، وقت و انرژی زیادی صرف میکرد.
دومین و مهمترین عنوان، کسب افتخار «پاسدار نمونه استان البرز» در سال 1390 بود. این عنوان، نه یک تقدیرنامه ساده اداری که نشانهای از سالها تلاش صادقانه، مسئولیتپذیری، حسن عملکرد و محبوبیت او در میان همکاران و همرزمانش بود. او هرگز به دنبال دیدهشدن نبود، اما تلاشهای خالصانهاش چنان برجسته و ماندگار بود که او را به یکی از الگوهای ماندگار سپاه استان تبدیل کرد.
تخصص و تجربه نظامی شهید جمالی، او را به سمت مدیریت توان رزم یگان عملیات استان سوق داد؛ جایگاهی که آخرین ایستگاه خدمت رسمی او بود اما روایتی که کمتر کسی از آن بیخبر ماند، رؤیای صادقهای بود که تنها دو روز پیش از حادثه، او را بیدار کرد. در آن رؤیا، 12 تابوت را میبیند که روی 11 مورد، تصویر آشنایانش و روی تنها یک تابوت، تصویر خودش نقش بسته بود. این رؤیا را برای برخی همرزمانش بازگو کرد و با لبخندی از سر ایمان، از نزدیک شدن فرصتی بزرگ خبر داد.
و اما پیش از آن واقعه، مرتضی جمالی، خودروی شخصی و بخش قابلتوجهی از بیمه عمرش را به تشکیلات بسیج هدیه کرده بود. این حرکت، نشانهای آشکار از سبکبالی او از تعلقات دنیایی بود. او میدانست قرار است به مسافری دور و دراز برود، پس همه دلبستگیهای مادی را پشت سر نهاد تا با دلی پاک و دستانی خالی، به استقبال معشوق بشتابد. گویی همه نشانهها، او را برای سفری بیبازگشت آماده میکرد؛ سفری که در جریان حمله به سپاه البرز، به آرزوی دیرینهاش جامه عمل پوشاند.
این حادثه تلخ و غمانگیز، دلهای بسیاری را به درد آورد و در میان شهدای این حادثه، پیکر سرهنگ پاسدار مرتضی جمالی، به مدت هفت روز مفقود بود؛ هفت روزی که دلهای خانواده و همرزمانش برای یافتن نشانهای از او میتپید و چشمها در جستجوی قامت بلندش، ناامیدانه میگشت. سرانجام، پیکر مطهر او پیدا شد؛ گویی آسمان خواست تا عظمت این شهید را در هالهای از غیبت و گمنامی به نمایش بگذارد و پس از آن، او را با عزتی بینظیر به خاک بسپارد.
شهید مرتضی جمالی، فقط یک فرمانده نبود، او مربی، پدر معنوی جوانان، پناهگاه نیازمندان، مرد میدان خدمت و انسانی بود که در سکوت و اخلاص، زندگیاش را وقف مردم و مسیر ایمان کرد. کتاب «آقا مرتضی» که در این مراسم رونمایی شد، عصاره همه این ویژگیها و مجاهدتهای اوست؛ کتابی که میکوشد تا سبک و سیره این شهید را برای نسلهای آینده به تصویر بکشد و از او الگویی ماندگار در جغرافیای پاسداری و خدمت بسازد.
همانگونه که در مقدمه کتاب آمده، مرتضی جمالی قلهای رفیع بود در جغرافیای پاسداری. او نشان داد که میتوان در اوج مسئولیت، متواضع ماند؛ در دل جمع، تنها بود؛ در عین فرماندهی، با کوچکترین نیروها چون برادر رفتار کرد و در اوج قدرت، همچنان پناهگاه ضعیفان و مستمندان بود. او همه اینها را با یک کلام ممکن کرد؛ «اخلاص». اخلاصی که او را به قلههای بلند خدمت و شهادت رساند و نامش را در تاریخ استان البرز و کشور، جاودانه ساخت.
انتهای پیام/.