به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، نظام سلطه جهانی در تمامی اعصار و قرون از یک سری خلق و خوی های استکباری برخوردار بوده است؛ اما در عصر جدید شیوههای استکباری کهن منسوخ شده و به شکلهای مدرن از استکبارهای نو، فرانو و پسافرانو متجلی و جلوه گر شده است. مقام معظم رهبری به عنوان هدایتگر مهم جامعه جهانی در مقابل استکبار جهانی در بیانات مختلفشان ویژگیهای استکبار نوین و مستکبران را برشمردهاند. نوشتار و تحقیق پیش رو در پی بازکاوی این ویژگیها از دیدگاه امام خامنهای رضواناللهتعالیعلیه بوده و به سخنان و بیانات ایشان از سالهای 1368 تا 1396 مراجعه شده است.
خودبینی و خود برتر بینی، تحمیل خواسته های خود بر دیگران، حق ناپذیری، مجاز شمردن جنایت علیه بشریت، پاسخگو نبودن در برابر جنایت های خود، وارونه کردن حقایق، توجیه رفتار خود، اغوا و فریب دادن ملتها، استفاده از ادبیات و واژه های زیبا و مردم پسند در مسیر اغواگری، تهاجم فرهنگی مستقیم و غیرمستقیم به مذهب و پیشوایان مذهبی و نیز آداب و سنن اجتماعی ملتها و رسوم و افتخارات ملی و تحقیر آنها، ادعای نظم نوین جهانى، انحصارطلبی علمی، چپاولگری ثروت ملتها، فتنه انگیزی، تحریم سیاسی، اقتصادی، جنگ نرم و فشار روانی و تهدید نظامی با قدرت پوشالى از ویژگیهای استکبار مدرن از دیدگاه مقام معظم رهبری است. روش ایشان در ستیز با نظام استکبار جهانی، هوشیاری، استقامت و تسلیم نشدن به طمع رفاه و زندگی آسوده است.
"استکبار" و خود برتر بینی یک روحیه و یک خلق است که در اعصار و زمانهای متفاوت به گونههای متفاوت جلوه¬گر میشود. در دوران گذشته اگر چه مستکبران در راستای خُلق و روحیه استکباری به حیلهگری، اغوا و فریب نیز میپرداختند، اما بیشترین راه سلطه را در زورگویی آشکار، ارعاب، جنگ و تجاوز میدیدند؛ لیکن در جهان استکباری امروز مستکبران عالم با جابجایی در معنای مفاهیم، به دنبال در اراده گرفتن مغزها و از این شکل سلطه بر دیگر انسانها و ملتها و رسیدن به اهداف خود هستند.
"رهبری شهید در تعریف استکبار میفرماید:
"استکبار یعنی چه؟ استکبار یک تعبیر قرآنی است؛ در قرآن کلمهی استکبار به کار رفته است؛ آدم مستکبر، دولت مستکبر، گروه مستکبر، یعنی آن کسانی و آن دولتی که قصد دخالت در امور انسانها و ملّتهای دیگر را دارد، در همهی کارهای آنها مداخله میکند برای حفظ منافع خود؛ خود را آزاد میداند، حقّ تحمیل بر ملتها را برای خود قائل است، حقّ دخالت در امور کشورها را برای خود قائل است، پاسخگو هم به هیچکس نیست؛ این معنای مستکبر است. نقطهی مقابل این جبههی ظالم و ستمگر، گروهی هستند که با استکبار مبارزه میکنند؛ مبارزهی با استکبار یعنی چه؟ یعنی در درجهی اوّل زیر بار این زورگویی نرفتن؛ معنای استکبارستیزی یک چیز پیچوخم دار پیچیدهای نیست؛ استکبارستیزی یعنی یک ملّتی زیر بار مداخلهجویی و تحمیل قدرت استکبارگر یا انسان مستکبر یا دولت مستکبر نرود؛ این معنای استکبارستیزی است. [بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشآموزان و دانشجویان12/08/1392]
استکبار نوین در پرتو تکنیکهای جدید نیروی فوقالعادهای در اغواگری و فریب دیگر انسانها یافته است و به خاطر تمایل ملتهای مستضعف به مصرف و تجملات، با بهانه رسانیدن آنان به رفاه، آنان را بدون آنکه مخالفتی ابراز کنند یا حتی تمایلی به ابزار مخالفت داشته باشند در تحت سلطه خود قرار میدهد. حلقه واسط بین ملل مستضعف و استکبار جهانی مجموعهای از نخبگان و روشنفکران وابستهاند که عمیقاً به غرب باور داشته و به مستکبران و استکبار جهانی به عنوان یک آرمان نگاه میکنند، و ملتها را در این فرایند قرار میدهند. اینان بدون اقرار به واقعیت سلطه، پیوند خود با غرب را نه سرسپردگی بلکه تعلق خاطر به ارزشهای انسانی و فرا جهانی تجدد میدانند.
استکبار مدرن تنها از جنس استعباد و به بردگی کشیدن جسم و تن انسانها نیست؛ استکبار نوین و مدرن از جنس همه استکبارهای پیشین، به ویژه از جنس«أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى» فرعونها است. تمامی اشکال استکباری در چهره نوین و ظاهر فریبنده وجود دارد؛ و مردمی که صبح و شام خاضعانه در برابر تکنولوژی هایی که به مراتب پایینتر از اهرام فرعونیان است کرنش نموده و خاضعانه شیفته نوکری و بردگی آنان هستند. استکبار مدرن از طریق ابزار رسانهای پر شمار خود، خود را در چشم مردمان جهان زینت داده و بزرگ مینمایاند.
"خداوند متعال" در توصیف شیوه استکباری فرعونیان میفرماید:
"وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ أَنْجَاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَیُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَکُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَاءَکُمْ وَفِی ذَلِکُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ(ابراهیم/6)" و موسى به قوم خود گفت: نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته است به یاد آورید، آنگاه که شما را از فرعونیان رهانید. به سختى آزارتان مىکردند و پسرانتان را مىکشتند و زنانتان را (به ذلت و بیچارگی برای هوسرانی خود) زنده مىگذاشتند و در این از جانب پروردگارتان براى شما آزمایشى بزرگ بود (قرائتی، محسن، (1383) تفسیر نور،.ج4ص388).
امروز مستکبران دنیا در مسیر بردگی کشیدن انسانها، مغزهای باهوش و افراد پرتلاش را به جهت آبادانی سرزمینهای خود میبرند و با آنان "هرم قدرت" خود را میسازند و دیگر پسران سرزمینهای ما را ذبح فرهنگی نموده و آنان را همچون مردگان متحرک، معتاد نموده و تهی از اندیشه تحویل جامعه میدهند. در مقابل دختران سرزمینها را به عنوان بردگانی بازیچه هوس، بی¬جیره و مواجب در مسیر خود به کار میگیرند.
استکبار یک کشور و یا یک اتحادیه نیست؛ استکبار خلق و خوی کشورهایی است که دارای قدرت میشوند و یا داعیة قدرت دارند. اینان هریک پس از مدتی بر اساس سنّت الهی به اضمحلال میروند و دیگران بر جای آنان مینشینند. در گذشته استعمارگران و مستکبرینی همچون بریتانیای کبیر بودهاند که به زعم و ادّعای خویش، خورشید در سرزمین زیر سلطة آنان غروب نمیکرد؛ یا کشورهای استثمارگر و بسیار خشنی همچون "پرتقال، ژاپن" و یا استعمارگرانی همچون "آلمان، ایتالیا، هلند، فرانسه، اسپانیا" و مانند آنها که امروز از برخی از آنان سخن چندانی به عنوان یک کشور قدرتمند و تأثیرگذار در سطح منطقهای هم یاد نمیشود. در مقابل کشورهایی مانند "آمریکا" پس از جنگ جهانی دوم و یا "شوروی" بر جای امپراطوری روسیه سابق سر بر آوردند.
"استکبار نوین" استکباری است که طبق نظر مقام معظم رهبری دوران کهنه و نو را پشت سر گذاشته است و به گونه جدید پوسته انداخته است. از این استکبار با نام های "فرانو و پسافرانو" یاد می شود؛ دیگر حد و مرز چندانی نمیشناسد و نمیگذارد مستضعفان خود باخته و مرعوب، تعصّب و غیرت دینی، آیینی، سرزمینی و مرزی داشته باشند. از دیگر ملل میخواهد جز او کسی دیگر را نپرستند و اگر تخطی و سرپیچی نمایند انتظار مجازات و تحریمها را باید داشته باشند.
استکبار نوین همچون پیشینیان خود بزرگان و اشراف مردم را به سوی خود میخواند؛ "یَأَیُّهَا ٱلْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرِى(فرعون گفت: «اى بزرگان قوم، من جز خویشتن براى شما خدایى نمىشناسم . قصص/38)"؛ فرعون وار فریاد میکشند: "لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ(گر معبودى غیر از من برگزینى، تو را از زندانیان قرار خواهم داد! شعراء/29)"؛ از همین رو نجات از این شیوه استکباری با عصا و یدّ بیضای موسای کهن کاری بسیار دشوار و شاید ناممکن باشد؛ از همین رو نیازمند، "ید بیضاء مدرنی" است که با روشنگری بتواند آنانی را که هنوز از نظر اندیشه کاملاً مردگان متحرک بوده و زامبی نشدهاند را هوشیار نماید.
در زیر به برخی از ویژگیهای استکبار مدرن نگاهی دوباره انداخته و عمدتاً از طریق هدایتهای مقام معظم رهبری امام خامنهایحفظه الله با سیاستهای به روز شده فرعونیان زمان آشنا میشویم:
1- خودبینی و خود برتر بینی
مهمترین خصیصه استکباری که شامل انسانها مستکبر، اقوام مستکبر تا دولتهای مستکبر همه میشود، خودبینی و خود برتر بینی است. خویشتن را محور عالم میدانند، از همین رو جز برای خود، برای هیچکس دیگر حقی قائل نیستند. همه حقها را برای خویش قایلند و هیچ حقی را برای دیگران، جدای از حقی که خود اعطاء!؟ مینمایند قائل نیستند. شاید تمامی خصایص و ویژگیهایی که از این پس میآید به این ویژگی برمی گردد. خودبینی و خودخواهی خصیصه حیوانی است؛ و آنچه که آدمی را از دیگر جانداران متمایز و ممتاز میکند اخلاق و دگر دوستی است. بر همین اساس کسی که تنها در پی خود و منافع خویشتن باشد، از دید دانشمندان اخلاق همچون کرکگور، هنوز از مرحله جانداری و حیوانی عبور نکرده و به مرحله انسانی نرسیده است.[دیانی، محمدشمسالدین، فرهنگ هدایتگری،1395،ص 165]
«یکی از ویژگیهای نظام استکباری، خودبرتربینی است. مجموعههای استکباری –آن کسانی که یا در رأس یک کشور یا در رأس یک نظام بینالمللی [یا] مجموعهای از کشورها، کارها را به دست گرفتهاند- وقتی مجموعة خودشان را از بقیّة انسانها، از بقیّة مجموعهها برتر دانستند، وقتی خودشان را محور دانستند، همه چیز را فرع بر خودشان دانستند، یک معادلهی غلط و خطرناکی در تعاملات جهانی به وجود
میآید... این خودبرتربینی موجب میشود که ادّعای تولیّت امور ملتها را داشته باشند، ادّعای مدیریّت جهانی را داشته باشند.» [بیانات در دیدار پنجاه هزار فرمانده بسیج سراسر کشور 29/08/1392]
2- به خدمت گرفتن واژههای زیبا
یکی از بنیانیترین نشانه های گفتمان استکبار و مستکبرین جهانی، به کار گرفتن واژههای زیبا و مردم پسند در راستای همراه کردن کسانی است که با اندوختن دادههای دانشی مدعی درک و تشخیص هستند و در واقع یا افزون از مدرک خویش، درک چندانی ندارند؛ یا آنکه به خاطر شیفتگی و خودباختگی و مرعوبیت نسبت به غرب و استکبار جهانی از تشخیص حقیقت عاجز هستند. یکی از واژههای زیبای بکار گرفته شده توسط غرب واژه "آزادی" است. امروزه روح بهره¬کشى از دیگران در کالبد "آزادی فردی" دمیده شده است. خویِ استکبارى و طبیعت بهره کشی از دیگران است که همه چیز را تحت ارادة انسان حاکم مستکبر قرار میدهد. و به او اجازه میدهد از هر راهى که خواست از دیگر انسانها بهره کشی نماید و بدون هیچ قید و شرطى بر تمامى خواستهها و آرزوهایى که از سایر انسانها دارد؛ مسلّط باشد.
در "عصر حاضر"، سلطه گران و حلقه واسط آنان که روشنفکران وابسته هستند آزادی را به گونهای معنا میکنند که از آن وابستگی به غرب و استکبار بیرون بیاید. و هنگامی که از حق "آزادی ملت" از یوغ بیگانگان، که در لسان سیاسی به آن "استقلال" گفته میشود سؤال میشود، اینان فریاد بر میآورند که این نوع آزادی خواهی ارتجاعی است، افکاری متعلق به قرن نوزدهم میلادی است؛ و در مدرنیته و قرن 21 معنایی ندارد.
به بیان آقای "نوام چامسکی":
مالکیت بیحدّ و حصر و مهار نشده صاحبان ثروت که همان افراد مستکبر، این قابلیت را دارد که بر آزادی ماهوی افراد تأثیر بگذارد، و بدون آنکه شهروندان درک نمایند، آزادی آنان را سلب نماید. و این سلب آزادی گاه از راه دستکاری عقاید و دیدگاههای او، و گاه به نحو مستقیم از راه دخالت ثروتمندان در روابط اجتماعی انسانها صورت میپذیرد. "تولید رضایتی" که صاحبان سرمایه از طریق کنترل فکر افراد، در جوامع لیبرالیستی دست میزنند یک نوع سلب آزادی است.[ ناصر کاتوزیان، رحیم پیلوار، مقاله مالکیت و آزادی، فصلنامه حقوق، دوره 44 شماره یک. بهار 93]
"امام خامنهای رحمه الله" چه زیبا در این زمینه میفرماید:
"...طبیعت و خصوصیت اخلاقى غربیها در این است که زشت¬ترین پدیدهها را به صورتى بسته بندى شده و زیبا عرضه میکنند [ بیانات در دیدار با مسئولان نهاد نمایندگى ولى فقیه در دانشگاهها - جمهورى اسلامى، 17/09/1375]
3- توجیه رفتار خود
یکی از مهمترین رفتارهای اغوا گرایانه و فریبکاری آنان، فریبگری و رفتار منافقانه است. آنان از ابزار تبلیغاتی پرشمار خود استفاده کرده و به فرمایش مقام معظم رهبری سعی میکنند رفتار ناپسند خود را توجیه کنند و بدترین جنایتها به جامعه انسانی را در لباس خدمت نشان بدهند! آنان حتی چپاول سرمایه های ملتها را نیز به گونه ای زیبا برای مردم جلوه گر می سازند که مردم به سوی آن شایق شده و چپاول سرمایه های ملی را لطفی از جانب نظام سلطه به حساب می آورند.
از همین رو رهبری شهید میفرماید:
" این نظام استکبار که قصد سلطهی بر ملّتها را دارد، از این شیوه بهطور متعارف و معمول در همهی زندگیاش استفاده میکند؛ شیوهی توجیه جنایت و پوشاندن لباس خدمت به جنایت." [بیانات در دیدار پنجاه هزار فرمانده بسیج سراسر کشور، 29/08/1392]
"آیت¬الله خامنهای حفظه الله" در زمینه استثمار و بهره کشی به نام زیبای استعمار و آبادانی سازی چنین بیان می¬دارند:
"استعمار ملتها - که لکة ننگ تاریخ بشر در یکی دو قرن اخیر هست - به نام پیشرفت ملتها انجام گرفت. استعمار یعنی نوسازی. انگلیسها، هلندیها، پرتغالیها، فرانسویها در نقاط مختلف آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین رفتند، بومیها را قتل عام کردند، سرزمینها را تصرّف کردند، دزدی کردند، خیانت کردند، هزار فاجعه به وجود آوردند؛ زیرِ نام نوسازی، پیشرفت، استعمار." [بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، 25/2/1386]
4- مجاز شمردن جنایت علیه بشریت
یکی از شاخصههای استعمار و استکبار این است که جنایت را نسبت به ملتها و نسبت به آحاد بشر مجاز میشمارند و اهمیّت نمیدهند. این یکی از بلایای بزرگ استکبار در دوران جدید است؛ دوران جدید یعنی دوران پیشرفت علم، پدید آمدن سلاحهای خطرناک که این سلاحها هم از وقتی به دست مستکبرین رسید، بلای جان ملّتهای عالم شد؛ برای جان انسانها - هر انسانی که با آنها همراه نباشد، تسلیم آنها نباشد، تابع آنها نباشد- هیچ ارزشی قائل نیستند.
"مقام معظم رهبری ره" در مورد مجاز شمردن جنایت علیه بشریت اروپاییان از روی خود برتربینی چنین میفرماید:
«در جبههها، سلاحهای شیمیایی به کار بردند؛ نه بک بار، نه دوبار، نه مدت یک ماه، دو ماه؛ سالهای متمادی، شاید پنج سال، شش سال، در این جبهههای ایران و عراق، سلاح شیمیایی به وسیله رژیم بعثی به کار رفت. این سلاحها را چه کسی به آنها داده بود؟ غیر از کشورهایی که دم از حقوق بشر میزنند؟! این سلاحها را غیر از آنها کس دیگری در اختیار رژیم بعثی گذاشته بود؟ شرکتهای آلمانی - که یقیناً بسیاری از اینها را بدون اجازه دولت آلمان نمیفروختند - این سلاحهای شیمیایی و این مواد مرگبار را به عراقیها فروختهاند! برای چه فروختند؟ آیا نمیدانستند که بناست اینها در میدان جنگ به کار برود؟ گاز خردل را کجا به کار میبرند؟ کسی که سلاحهای مرگبار شیمیایی را میخرد، کجا میخواهد به کار ببرد؟ آیا میخواهد ببرد در خانه خودش استنشاق کند؟! معلوم است که میخواهد ببرد در میدان جنگ مصرف کند. [سخنرانى در اجتماع نیروهاى عمل کننده در مانور عظیم طریقالقدس، 04/02/1376]
چند سال قبل از این، مثل همین روزها بود که یک ناو آمریکایى در خلیج فارس، هواپیماى مسافربرى ایران را با قریب سیصد مسافر، هدف قرار داد و آن را ساقط کرد، سوزاند و غرق نمود و همة آنان را از بین برد. بعد هم که اعتراض و جنجال شد و دنیا به حقانیّت ملت ایران در این حادثه واقف گردید، عذرى خواستند و گفتند که ببخشید، اشتباه کردیم!... اگر فرماندة آن ناو اشتباه کرده بود، پس چرا او را به محاکمه نکشیدید؟! چرا به او مدال دادید؟!... امروز استکبار جهانى این است، امروز امریکا این است، اینها از جنایت باکى ندارند [سخنرانى در دیدار با اعضاى انجمنهای اسلامى اصناف 13/04/1370].
5- فریب کاری
یکی از مهمترین نشانه های گفتمان غرب، اغواگری و فریب دادن مردم است. بخشی از این اغواگری و فریب دادن از طریق رسانههای داخلی خود و سرکوب اندیشههای مخالف در درون کشورهای خود، با عناوین"فیلسوف ناراضی" یا "دانشمند کمونیست" و مانند اینها است. آنان با نشان دادن چهرهای کریه و زشت از کشورهای غیر لیبرالیست با بزرگ¬نمایی کاستی ها و ناتوانی های خود، و در مقابل با بزرگ¬نمایی موفقیتها و دستاوردهای خویش، به تولید رضایت در درون ملت خود دست میزنند. آنان همچنین از طریق رسانههای پر شمار بینالمللی موفق به ایجاد هیبت پوشالین و مرعوب کردن دیگر ملل میشوند. و بدین گونه با شستشوی مغزی انسانها از آزادی اندیشه آنان جلوگیری مینمایند[دیانی، (1396)بررسی تطبیقی فلسفة دموکراسی و مردم سالاری دینی،ص200]
"مقام معظم رهبری شهید" در این زمینه این چنین میگویند:
"امروز سیاست استکباری، استعمار فرانو است؛ یعنی از استعمار نوینی که در دهها سالِ قرن گذشته وجود داشت، یک قدم بالاتر. استعمار فرانو یعنی چه؟ یعنی دستگاه استکباری کاری کند که عناصری از ملتی که این مستکبر میخواهد آن را قبضه و تصرّف کند، بدون اینکه بدانند، به او کمک کنند. دشمن، ایمان شما را سدّ مستحکمِ خود میبیند و دلش میخواهد این سدّ برداشته شود. حالا عناصری از میان خود ما بیایند و بنا کنند این دیوار را؛ تراشیدن یا سوراخ کردن. اینها گرچه خودی هستند؛ امّا دارند برای دشمن کار میکنند؛ دشمن هم روی اینها سرمایهگذاری میکند.
دیدید که آمریکاییها حتّی در کنگرهشان تصویب کردند که به عناصری در داخل کشور ما پول بدهند تا برای آنها کار کنند؛ اینطور علنی و صریح! این استعمارِ فرانو است. این، مثل این است که دوندهای نتواند بر رقیبش فائق بیاید؛ کاری کند که رقیب، خودزنی کند؛ مثلاً وادارش کند معتاد شود. وقتی طرف معتاد شد، دیگر حال دویدن ندارد؛ به خودی خود به نفع رقیبش کار کرده است؛ بنابراین وقتی حال دویدن نداشت، رقیبش برنده میشود. در استعمارِ فرانو این کار را میکنند؛ جوانها خیلی باید هشیار باشند؛ به خصوص کسانی که جایگاهی در اشاره به افکار عمومی دارند؛ گویندهاند، نویسندهاند، اهل هنر و اهل فعّالیت گوناگون هستند[بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانوادههای شهدای استان کرمان، 12/ 2/ 1384.]
6- تحمیل خواستههای خود بر دیگران
یکی از خصایص مهم استکباری نظام سلطه، تحمیل خواستههای خود بر دیگران است. این تحمیل از طرق و راههای گوناگون صورت می گیرد. تحمیل از راه قدرت نظامی، جنگ سخت و قدرت سلاح کمترین درصد تحمیل را شامل می شود. بیشترین تحمیل خواسته ها از راه جنگ نرم، جنگ فرهنگی و شستشوی مغزها است. آنان از همین طریق آغاز نموده و در پایان راه با استفاده از کمترین ابزار و توان نظامی به اهداف خود می رسند. به عبارت دیگر جنگ نرم مقدمه ای است برای جنگ سخت و در نهایت برای ایجاد هیبت خویش از توان نظامی خود نیز استفاده می کنند.
"سید الشهدای انقلاب اسلامی" در زمینه تحمیل اراده خود این¬چنین می¬گویند:
"میبینید که دستگاه استکباری، با تشبّث به همه امکانات، درصدد است که قدرت ظالمانه و غاصبانه خود را در هر نقطهای از نقاط عالم که بتواند، گسترش دهد. امروز دولت امریکا به این قانع نیست که بر کشور و منافع خود تسلّط داشته باشد و خود را به عنوان یک کشور و یک ملت طبق میل و ارادهی خود اداره کند؛ آنها میخواهند در هر نقطهای از عالم که موقعیّت جغرافیایى حساس وجود دارد، حضور داشته باشند؛ هر جا آب راه مهمى وجود دارد، بر آن مسلط باشند؛ هر جا منافع حیاتى زیرزمینیای وجود دارد، زیر کلید آنها باشد؛ هر جا پول و قدرت و امکانى هست، آنها بتوانند بر آن تسلّط داشته باشند؛ هر جا مجموعهای از انسانها زندگى میکنند تا آنجا که میتوانند، ارادهی خودشان را بر آن مجموعهی انسانى تحمیل کنند. استکبار یعنى این[سخنرانى در دیدار با مسئولان بنیاد شهید، 13/ 10/ 1368] .
7- وارونه کردن حقایق
یکی از مهمترین مؤلفه های قدرت استکبار جهانی که در راستای خودخواهی و خود بینی کبر آلود است، وارونه کردن حقایق است. آنان در مقابل عقاید سوسیالیسیتی کمونیسم دم از دین می زدند و دموکراسی مسیحی را فریاد زده و به تأسیس احزاب دموکرات مسیحی در آلمان، هلند و بسیاری از کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین دست می زدند؛ اما هنگامی که در ایران دموکراسی اسلامی به فرمایش امام خمینیرحمت الله علیه یا مردم سالاری دینی به فرموده مقام معظم رهبریحفظه الله مطرح شد، فریاد برآوردند که دین با دموکراسی سازگار نیست. در مقام عمل نیز آرای مردم در کشورهایی که حاضر به پذیرفتن هژمونی سلطه نشدند را محترم نشمرده و با دست زدن به کودتا و فتنه ها، به دنبال اجرای اهداف خود از هر راه غیر قانونی برآمدند.
"مقام معظم رهبری شهید رضوان الله علیه" در زمینه وارونه کردن حقایق¬چنین می¬گویند:
آنچه که به نام دموکراسی در اصطلاحات جهانى تعریف میشود و غرب خود را مفتخر به آن میداند، در امریکا، انگلیس و حتى فرانسه- که خود را مهد دموکراسی میداند- مطلقاً وجود ندارد؛ اما طبیعت و خصوصیت اخلاقى غربیها در این است که زشتترین پدیدهها را به صورتى بسته بندى شده و زیبا عرضه میکنند. [بیانات در دیدار با مسئولان نهاد نمایندگى ولى فقیه در دانشگاهها - جمهورى اسلامى، 17/09/1375]
مطالعه و تأمل در جنایت عظیم "هفتم تیر" نشان میدهد دستگاه ظلم جهانی که در مقابل «منطق جمهوری اسلامی و تفکر و فرهنگ ملت ایران»، احساس ضعف و شکست میکرد. علاوه بر عوامل این جنایت وحشیانه، عوامل ترور حدود 17 هزار نفر از مسئولان و مردم این سرزمین را نیز مورد حمایت قرار داد… مسببان آن جنایت و عوامل ترور هزاران ایرانی، از آن زمان در آغوش غربیها قرار دارند و هم اکنون نیز در پارلمان ها و مراکز دولتی آمریکا و غرب مورد استقبال قرار می گیرند... اروپا، با وجود بمبارانهای شیمیایی مردم سردشت و مردم حلبچه؛ سالها رژیم بعث را مورد تأیید و حمایت قرار میدادند و تا وقتی امکان استفاده از صدام فراهم بود، هیچ اعتراضی به او نمیکردند، که این نیز ملاک دیگری برای روشن شدن حقیقت ادعاهای غربیهاست [دیدار خانوادههای معظم شهیدان، 07/04/1393]
8- پاسخگو نبودن
یکی از مهمترین خصیصه استکباری که تمامی کشورهای غربی به ویژه آمریکا گرفتار آن هستند پاسخگو نبودن در مقابل کارها و جنایتهایشان است. آنچه که زشتی نگاه آنان را بیشتر میکند این است که دیگر ملتها و یا دولتهایشان حق پرسشگری ندارند که بپرسند شما چرا از فلان دیکتاتور ستم پیشه و غیر منتخب مردمی حمایت میکنید؟ یا چرا به فلان دولت تجاوزگر کمک میکنید و یا چرا جلوی دارو و غذای برخی مردم و ملتها را گرفته و آنان را تحریم میکنید؟ چرا غیرنظامیان را میکشید و هواپیمای مسافربری را سرنگون میکنید.
مقام عظمای ولایت "امام خامنهای شهید" میفرماید:
"استعمار ملتها - که لکهی ننگ تاریخ بشر در یکی دو قرن اخیر هست - به نام پیشرفت ملتها انجام گرفت. استعمار یعنی نوسازی. انگلیسها، هلندیها، پرتغالیها، فرانسویها در نقاط مختلف آسیا و آفریقا و امریکای لاتین رفتند بومیها را قتل عام کردند، سرزمینها را تصرف کردند، دزدی کردند، خیانت کردند، هزار فاجعه به وجود آوردند؛ زیرِ نام نوسازی، پیشرفت، استعمار.
در دورهی بعد هم که نواستعمار پدید آمد، باز هم همین بود. این همه تجاوز، این همه جنگافروزی، این همه کودتا که به وسیلهی سرویسهای امنیتی کشورهای غربی - چه امریکا، چه انگلیس و چه غیر اینها - انجام گرفته، همه زیر پرچم تجددخواهی و پیشرفت و تحول و توسعه انجام گرفته. همین الآن شما افغانستان و عراق جلوی چشمتان است. آمریکاییها آمدند وارد عراق شدند برای اینکه دنیای نویی را؛ دنیای آزادی، دمکراسی و توسعه را برای مردم عراق به وجود بیاورند.
شما ببینید الآن در عراق چه خبر است! شاید در طول دوران حکومتهای کودتاییِ عراق - که آخرینش صدام بود - محنتی را که امروز مردم عراق دارند از دست امریکاییها میکشند، تا حالا تحمل نکرده باشند. زن و مرد عراقی تحقیر میشوند. جوان امریکایی چکمهاش را میگذارد پشت گردنِ یک جوان عراقی؛ چرا؟ چون از خیابان عبور میکرده و به او مشکوک شده؛ او را میخواباند و جلوی چشم زن و بچهاش، صورتش را به خاک فشار میدهد. یا مرد را جلوی چشم زن خانه کتک میزنند. مردها، زن خانه را به اسم توسعه و پیشرفت و به اسم نجات ملت عراق بازرسی بدنی میکنند. در افغانستان هم همین طور است.[ بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد25/02/1386]
9- تخریب ارزشهای دیگر اقوام و ملّت ها
از دیدگاه مستکبران جهانی و عمّال سر سپرده آنان بایستی نیروهای عظیم و اصیل ملّی اجتماع کوبیده و بدنام شوند، تا مبادا روزی مزاحمتی برای استعمار ایجاد کنند. حمله¬ی مستقیم و غیرمستقیم به مذهب و پیشوایان مذهبی، آداب و رسوم و افتخارات ملی، آداب و سنن اجتماعی و ارزشهای فرهنگی که معمولاً اصیلترین و ریشه دارترین نیروهای جوامع هستند؛ از لوازم قطعی و اجتناب ناپذیر این شکل استعمار است.
این شیوه را استعمار و یا بردگی فکری، استعمار فرهنگی و مسخ شعور ملتها نیز میتوان نامید؛ و در این راه از سینما، رادیو و تلویزیونها، تئاترها و مطبوعات استفاده میشود و با فیلمهای شهوت زا و خشونت بار عشقی و جنایی و پلیسی و غیره در جهت خرفت کردن و تخدیر مغزها و به منجلاب فساد کشاندن جوانان و نیروی عظیم ملت و بی توجّه ساختن مردم به زندگی اجتماعی- سیاسی، وطن، ثروت، استقلال و آزادی خود، بهره برداری میشود.
10- انحصار طلبی علمی
یکی از مهمترین ویژگیهای استکباری غرب انحصار طلبی است. و زشتترین بعد انحصار طلبی، در قلمرو علم است. دانشی که در غرب با بیگاری و بهره کشی از نخبگان تمامی کشورها به دست میآید؛ چون مردم دنیا بخواهند از آن استفاده کنند آنان را محروم کرده و مختص خود میدانند. این انحصار طلبی در مورد همه زمینه های پزشکی و مهندسی وجود دارد، اما در بعد دانش هستهای بهشدت خود را نشان میدهد که اجازه مطالعه و دستیابی به این دانش را به دیگر کشورها نمیدهند.
"رهبر شهید" در این زمینه این چنین میگویند:
«وضع امروز دنیا این است که قدرتهایی که دارای پیشرفت علمی هستند، سعی میکنند این پیشرفت را به صورت انحصاری نگه دارند. شماها خوب میدانید، بخشهایی از دانش در کشورهای پیشرفتة غربی هست که مطلقاً اجازة دسترسی به آنها به کسانی خارج از محدودة خودشان داده نمیشود؛ یعنی اختصاصی است. مثل این سندهائی که وقتی کهنه شد، منتشرش میکنند؛ دانشی هم که در اختیار آنهاست، وقتی از آن مرحلة اهمیّت و درجة اوّلی افتاد، آن وقت اجازه میدهند دیگری دست پیدا کند؛ آن وقتیکه خودشان به یک مرحلهی بالاتری رسیده باشند. این جوریاند و در زمینة علم، انحصارطلباند[بیانات در دیدار نخبگان جوان دانشگاهی، 5/6/87.].
چرا پیشرفت علمی یک ملت و یک کشور، از نظر یک جماعتی در دنیا تهدیدآمیز است؟ چرا؟! چون انحصارطلباند؛ چون سلطهطلباند؛ چون ایران را طعمه فرض کردهاند. خواستند این کشور را با ذخایر و با موقعیت جغرافیایی ممتاز و برجستهاش، یکجا ببلعند. بیداری ملت ایران، بیداری جوان ایرانی و استعداد و درخشندگی پیشرفت علمی جوان ایرانی، نمیگذارد. لذا پیشرفت فنّاوری شما، انرژی هستهای شما و پیشرفتهای علمی دیگرِ شما، آنها را عصبانی میکند.[بیانات در دیدار جانبازان و ایثارگران و خانوادههای شهدای استان فارس، 13/2/87.]
قضیّهى هستهاى بهانه است؛ قبل از اینکه مسئلهى هستهاى مطرح باشد، همین دشمنىها، همین مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ اگر یک روزى هم مسئلهى هستهاى حل شد - فرض کنید جمهورى اسلامى عقبنشینى کرد؛ همان که آنها می¬خواهند - خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانهى دیگر را به تدریج پیش می¬کشند: چرا شما موشک دارید؟ چرا هواپیماى بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستى بدید؟ چرا رژیم صهیونیستى را به رسمیّت نمىشناسید؟ چرا از مقاومت در منطقهى به قول خودشان خاورمیانه حمایت می¬کنید؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟ مسئله این نیست که اینها سرِ قضیّة هستهاى با جمهورى اسلامى اختلاف پیدا کرده باشند.[بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان، 12/08/92.]
11- حق ناپذیری
حق ناپذیری یکی از نشانه های دیگر نظام سلطه جهانی است. خوی استکباری و خود برتر بینی همزاد حق ناپذیری است. به عبارت صحیح تر حقی را برای دیگر ملتها قائل نیستند. آنا تنها برای خودشان حق حیات و قدرت و دانش و مانند آن قائلند و برای تمامی ملت های که تمایلی برای بودن تحت سلطه آنان را نداشته باشند هیچ حق و حقوقی، حتی حق اولیه حیات هم قائل نیستند.
اما در مقابل برای مهره های خود در همه کشورها نه تنها به بهانه حقوق بشر حقوقی را محترم می شمارند؛ بلکه حق¬سازی هم نموده و کارهایشان را توجیه می نمایند. قائل نبودن حق دفاع برای ملل مستضعف و همچنین عدم حق محاکمه و مجازات جاسوسان و عمّال آنان به همین مؤلفه مهم استکباری باز می گردد
«دیگر ویژگی نظام استکباری حق ناپذیری است»، نه حرف حق را میپذیرند، نه حقّ ملتها را میپذیرند؛ حقناپذیرِ مطلق... حالا یک نمونهاش مسائل امروز ما است که مربوط به فعالیتهای هستهای و صنایع هستهای است؛ حرف حقّی وجود دارد؛ اگر چنانچه انسانی اهل حق باشد، اهل استدلال باشد، اهل منطق باشد، باید وقتی در مقابل استدلال قرار گرفت، تسلیم بشود، امّا استکبار تسلیم نمیشود؛ حرف حق را میشنود، زیر بار حق نمیرود؛ این یکی از خصوصیّات او است.
نه، قضیّهی هستهای بهانه است؛ قبل از اینکه مسئلهی هستهای مطرح باشد، همین دشمنیها، همین مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ اگر یک روزی هم مسئلهی هستهای حل شد -فرض کنید جمهوری اسلامی عقبنشینی کرد؛ همینکه آنها میخواهند- خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه ده بهانهی دیگر را به تدریج پیش میکنند» [بیانات در دیدار پنجاه هزار فرمانده بسیج سراسر کشور، 29/08/1392]
12- برخورداری از قدرت پوشالى
یکی از مؤلفه های مهم نظام سلطه، برخورداری از قدرت و عمدتا برخورداری از هیبت و هیمنه پوشالی است. مقاومت های اندک ملت هایی همچون ویتنام وافغانستان در برابر ابرقدرتهایی همچون آمریکا و شوروی، پوشالی بودن قدرت اینان را بیشتر آشکار نموده است
از همین رو رهبران بیدار ملل ستمدیده به دنبال آگاهی بخشی به ملت خود در معرفی زوایای پنهان قدرت پوشالی استکبار جهانی که داعیه دار ابرقدرتی هستند می باشند. در همین راستا مقام معظم رهبریحفظه الله می فرمایند:
جمهورى اسلامى ایران، جمهورى اسلامى و ملت ایران، هیبت شکن ابرقدرت آمریکا در دنیا شدند. من بارها عرض کردهام که عمدهى قدرت ابرقدرت¬ها، متکى به هیبتشان است؛ هیبت آنهاست که مىتواند کار کند؛...آمریکا احتیاج دارد. آمریکا آن قوت و قدرت ده سال- پانزده سال قبل را هم ندارد. روزى بود که حرف دولت امریکا در اروپا و جاهاى دیگر، با احترام تلقى مىشد و با او با احترام رفتار مىشد؛ امروز آن طور هم نیست. امروز آمریکایی¬ها از لحاظ دیپلماسى و سیاست خارجى، در موضع ضعفاند، در موضع قدرت نیستند. مىخواهند در حال ضعفشان، همان هیبت ابرقدرتى را علیه ما و در مقابل ملت ایران به کار ببرند![خطبههاى نماز جمعهى تهران، جمهورى اسلامى، 27/ 10/ 1376.]
خیلى از نظام¬ها، ظاهر مستحکم و باطن پوکى دارند، به تشر و قدرت ظاهرى، و قبض و بسط حکومتى وابستهاند و مردم به عنوان مبناى حقیقى قدرت، در آن نظام¬ها مطلقاً حذف شدهاند و حضورى ندارند. آن نظامها، هر چند ظاهر باثباتی هم داشته باشند؛ اما باطن پوکى دارند. غالب نظامهای مرتجع و وابسته به قدرتهای جهانى- مخصوصاً امریکا- از این قبیلاند [سخنرانى در مراسم بیعت بازاریان، اصناف و روستاییان کشور، 14/ 4/ 1368؛ حدیث ولایت، ج 1، ص 226.]
13- ادعای وجود جامعه جهانی و نظم نوین جهانى:
یکی از زشت ترین پدیده های خوی استکباری خود کل بینی و خود خواهانه به کار گیری واژههای مردم فریبانه ی جامعه جهانی و نظم نوین جهانی است. این واژه که عمدتا امروزه آمریکا به عنوان سر کرده فعلی استکبار جهانی آن را به کار میبرد، و اروپا نیز گاهی از آن استفاده می کند، خود پرستانه ترین واژه است. در حالی که در عصر حاضر اروپا با همه کشورهای فقیر خود همچون بلغارستان، آلبانی، اوکراین، بلاروس ومانند آن، تنها کمتر از هشت درصد جمعیت جهان را تشکیل می دهند و از نظر اقتصادی نیز به اندازه ادعای خود نیستند، اما داعیه جامعه جهانی بودن را دارند.
مقام معظم رهبری در بیانات روشن گرانه خود در این زمینه تأکید می کنند:
این نظام نوینى که آمریکاییها مىگویند، این است؛ یعنى: کارى کنند که همهى دنیا آن طور که آنها مىخواهند، فکر کنند و حقایق را وارونه بفهمند" [ خطبههاى نماز جمعهى تهران، 8/ 1/ 1371.]
نظم نوینى که آمریکا در پى استقرار آن است، متضمن تحقیر ملتها و به معناى امپراطوری بزرگى است که در رأس آن امریکا و پس از آن قدرتهای غربى قرار دارند [بیانات در دیدار با غلام اسحاق خان، رئیس جمهور پاکستان، 24/ 6/ 70.] .
بازگشت به جامعة جهانى- که آمریکا منادى آن است- به معناى پذیرش سلطة فرهنگ غرب است.[ سخنرانى در دیدار با مسئولان فرهنگى جمهورى اسلامى ایران در خارج از کشور، 11/ 6/ 1376]
نتیجه گیری
هدف استکبار جهانی ایجاد یک نظام سلطه فراگیر بر تمامی ملتهای دیگر است که ابزار مهم آن از دیدگاه مقام معظم رهبری حفظه الله ، اغوا و فریب دیگر ملتها و به نمایش گذاشتن هیبتی کاذب از خود است. پذیرش این هیبت از جانب ملت¬های مستضعف عامل اصلی موفقیّت نظام سلطه استکباری است. از اینرو پذیرندگان سلطه نیز به اندازه ستمگران در این ستم سهیم و مقصر هستند. همانگونه که در قرنهای 17 و 18 مردم سرزمین پهناور هند و چین قدیم (که امروز نزدیک به 20 کشور آسیایی را تشکیل میدهند) تنها با دسیسه و فریب¬کاری یک شرکت اقتصادی با نام "کمپانی هند شرقی" تحت استعمار نظام سلطه بریتانیا قرار گرفتند؛ امروز نیز ملتها و دولتهای مرعوب شده هیبت تکنولوژی و قدرت علمی و نظامی غرب همچنان به پذیرش نظام سلطه تن در میدهند.
"شهید والا مقام" در این زمینه چنین میفرماید:
"بعضی از قدرتها با یال و کوپال خود، با تواناییهای مالی و نظامی خود، به خود حق میدهند به ملتهای دیگر ستم کنند، ظلم کنند، وارد بشوند، بکُشند، لگدمال کنند، ببرند، غارت کنند؛ این میشود روابط ظالمانه. این میشود همان چیزی که ما اسم آن را گذاشتهایم نظام سلطه. نظام سلطه یعنی یک طرف سلطهگر، یک طرف سلطهپذیر.
این ملت زیر سلطه چه تصمیمی خواهد گرفت؟ چگونه عمل خواهد کرد؟ سرنوشت او را پاسخ به این سؤال مشخص میکند...
کشورهای اسلامی در این دو قرن اخیر، این راه را انتخاب کردند؛ راه سوختن و ساختن را؛ راه دم برنیاوردن را. در این شرایط کی مقصر است؟ روشنفکران مقصرند، علمای دین مقصرند، جوانان مورد نیاز و مورد امید آن جامعه مقصرند. [بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان بسیجی09/08/1386]
پس بر مستضعفان و ملتهای تحت سلطه و ستم است که با هوشیاری و بصیرت سیاستها و ویژگیهای مستکبران را شناخته و در مبارزه و ستیز با نظام سلطه ریشههای آن را بخشکاند.
از دیدگاه مقام معظم رهبری شهید رحمه الله خودبینی و خود برتر بینی، تحمیل خواسته های خود بر دیگران، حق ناپذیری، مجاز شمردن جنایت علیه بشریت، پاسخگو نبودن در برابر جنایت های خود، وارونه کردن حقایق، توجیه رفتار خود، اغوا و فریب دادن ملتها، استفاده از ادبیات و واژه های زیبا و مردم پسند در مسیر اغواگری، تهاجم فرهنگی مستقیم و غیرمستقیم به مذهب و پیشوایان مذهبی و نیز آداب و سنن اجتماعی ملتها و رسوم و افتخارات ملی و تحقیر آنها، ادعای نظم نوین جهانى، انحصار طلبی علمی، چپاولگری ثروت ملتها، فتنه انگیزی، تحریم سیاسی، اقتصادی، جنگ نرم و فشار روانی و تهدید نظامی با قدرت پوشالى از ویژگیهای استکبار مدرن است که لازم است مردم با شناخت آنها راههای نفوذ استکبار را بسته و به سلطهگری مستکبران خاتمه دهند.
منابع:
قرآن مجید.
1. اندرو لوین،(1380)، طرح و نقد نظریه لیبرال دموکراسی؛ ترجمه: سعید زیبا کلام. انتشارات سمت. تهران
2. خامنهای، سیدعلی، (1384)، نکتههای ناب، گزیده بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان و دانشگاهیان (سالهای 1383 1368).
3. خامنهای، سیدعلی،(1376)، حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری: از ارتحال تا اربعین امام خمینی (ره)، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، .
4. خمینی، سید روح الله،(1368)، صحیفۀ نور، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی1، تهران،ایران..
5. دیانی، محمد شمسالدین(1394)، قائمی، محمد علی، امامی، محمد، بازکاوی انقلاب، نشر مرندیز، مشهد.
6. دیانی، محمد شمسالدین،( 1395)فرهنگ هدایتگری، نشر مرندیز، مشهد.
7. دیانی، محمد شمسالدین،(1395)، بررسی تطبیقی فلسفه دموکراسی و مردم سالاری دینی، نشر مرندیز، مشهد.
8. دیانی، محمد شمسالدین، (1396)، بهداشت روان در اسلام، نشر دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد.
9. قرائتی، محسن،(1373) تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قران، تهران.
10. مکارم شیرازى، ناصر، پیام قرآن (تفسیر نمونه موضوعى)، تهران: دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، 1377.
11. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی1، (1370)،تبیان (دفتر چهل و پنجم)، حکومت اسلامى و ولایتفقیه.
12. موسوی خمینی1، روح الله (رهبر انقلاب)، (1368)،صحیفه نور، بهکوشش: سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.
13. . ناصر کاتوزیان، رحیم پیلوار،(1393) مقاله مالکیت و آزادی، فصلنامه حقوق، دوره 44 شماره یک. بهار 93.
14. کرافورد برو مکفرسون،(1376)، زندگی وزمانه دموکراسی لیبرال، ترجمه: مسعود پدرام، نشر نی. تهران، ایران.
منابع لاتین:
1. Curzon,George Nathaniel¬, Persia¬,London,Sidgwick¬&¬Jackson, 1986.
2. Milani, Abbas.¬The Shah. New York:¬ Palgrave Macmillan, 2011.
منابع اینترنتی:
3. http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3005.
4. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8904220177.
5. http://nahad.um.ac.ir/index.
6. http://tahoor.com/fa/article/view
نویسنده: محمد شمسالدین دیانی
انتهای پیام/