به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، قائد شهید امّت، حضرت آیت الله امام سید علی خامنه ای(قدس الله نفسه الزکیه)، شخصیت ممتاز عالم بشریت و زمامدار توحیدیِ بینظیر امّت، دارای فضایل شخصیتی، اخلاقی، علمی، مدیریتی، سیاسی و اجتماعی فراوانی است که معظمله را عزیز دوران و مفخر نوع انسان قرارداده است.
یکی از اوصاف انسانی و اسلامی معظم له، صفت شهادت طلبی است، که تأثیر شگرفی در عزم راسخ ملت ایران، تقویت جبهه مقاومت، بیداری محرومان جهان و ضعف و عقبنشینی جبهه کفر و نفاق داشته است.
بی تردید، این صفت بارز انسانی، میراث گرانقدر نیاکان طاهرین وی است، که با روح و روان معظم له عجین و او را به عنوان یک الگوی بینظر جهانی به مردم دنیا شناسنده است.
وی این صفت بارز انسانی را از جدش حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) به ارث برد که در مدینه هنگامی با درخواست حاکمان و سلطه طلبان اموی مبنی بر بیعت با طاغوت زمان، یزید بن معاویه مواجهه گردید، فرمود: وَ مِثلی لا یُبایعُ مِثلَهُ.[1]
قائد شهید، امام خامنهای نیز تنها 11 روز قبل از شهادت عزتمند خویش، در جمع مردم آذربایجان که به دیدارش آمده بودند، فرمود: ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین(علیه السلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملت ایران در واقع میگویند: ملتی مثل ما با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سرِ کارند، بیعت نخواهد کرد.[2]
چنین رفتار و سخنانی درباره شیطان بزرگ، که سران کشورهای اسلامی و غیر اسلامی نسبت به آن تسلیم و تبعیت محض دارند، نشان از روحیه شجاعت، مقاومت و شهادت طلبی دارد که بین زمامداران کنونی عالم نظیری ندارد.
در این مقاله، که در دوبخش تنظیم شده، تلاش خواهد شد صفت بارز شهادت طلبی قائد شهید را با تأسی از اجداد طاهرین وی، به ویژه حضرت اباعبدالله الحسین(ع) با استناد به منابع معتبر اسلامی مورد بررسی قرار داده و به عنوان یک الگوی شخصیتی و مبارزاتی به عالمان، زمامداران، جوانان و توده مردم انقلابی ایران و سایر ملتها معرفی و راه روشنی برای رهپویان حقیقت و خدامحوران عالم بگشاید.
الف: عوامل پدیدآورنده شهادت طلبی
پیش از آنکه انسان به مقام شهادتطلبی برسد، به ناچار باید عواملی را در نفس و روح خود پدید آورد تا قابلیت چنین مقامی نصیبش گردد. به گفته سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی« تا کسی شهید نبود، شهید نمی شود. شرط شهید شدن، شهید بودن است».
آری، پیش از آنکه جسم انسان به مقام شهادت برسد، باید نفس و روح وی این مقام را درک و برای شهادت ظاهری لحظهشماری کند.
به هر روی، چند عنصر و عامل پدیدآورنده روحیه شهادتطلبی، که در شخصیت قائد شهید، امام خامنهای نیز نمود عینی پیدا کرده بودند، ذیلا تقدیم میگردد:
1) شجاعت
یکی از لوازم شهادتطلبی که جزء مقوم آن به شمار میآید، شجاعت است و آن فضیلتی است که خداوند متعال بر اساس تلاش و اراده برخی از انسانها به آنان اعطا میفرماید.
البته شجاعت، مراتبی دارد و شهادتطلبی در مرتبه بالای آن قرار دارد و تا انسان به آن درجه نایل نگردد، نمیتواند شهادتطلب گردد.
خداوند متعال در وصف طالوت نبی که وی را برای فرماندهی بنی اسرائیل در نبرد با جالوت برانگیخته بود، در پاسخ بهانهجوییهای بنی اسرائیل فرمود: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیکمْ وَ زَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ[3]؛ خدا او را بر شما برگزیده و وی را در دانش و نیروی جسمی فزونی داده است.
علم و توانمندی جسمی به همراه تقوی و پارسایی، از وی یک قهرمان لایق و شجاع پدید آورد که با یاری خدا و همراهی رزمندگان، از جمله حضرت داوود(ع) و برادرانش، بر استکبار زمان خویش، یعنی جالوت فائق آمد.
امیرمؤمنان(ع) در فرازی از نامه خود به عثمان بن حنیف فرمود: وَ اللهِ لَو تَظاهَرتِ العَرَبُ عَلی قِتالی لَما وَلَّیتُ عَنها، وَ لَو اَمکنتِ الفُرَصُ مِن رِقابِها لَسارَعتُ الیها[4]، به خدا سوگند، اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روی بر نتابم و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه میشتابم.
امام حسین(ع) نیز در پاسخ برادرش محمد بن حنفیه فرمود: یا اخی، واللهِ لو لم یکن فی الدنیا ملجأ ولا ماوی لما بایعتُ یزید بن معاویة[5]؛ اگر در دنیا هیچ پناهگاهی نداشته باشم با یزیدبن معاویه بیعت نمی کنم.
از همین مکتب بود که شخصیتهای برجستهای چون امام خمینی(ره) و قائد شهید امام خامنهای(ره) و سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی درس آموختند و از جهت شجاعت و رساندن ندای اسلامِ ناب محمدی به اقصی نقاط جهان، شهره عالم شدند.
امام شهید خامنهای عزیز، در دوران مبارزه با نظام طاغوتی پهلوی، به هیچ وجه از زندان، شکنجه، تهدید و تبعید نترسیده و همواره در پیشانی صفِ مبارزه قرار داشت. پس از انقلاب نیز در جنگ تحمیلی در خطّ مقدّم نبرد، حضور فعال و مداوم داشته و در مبارزه با توطئه های سازمان منافقین، بنی صدر، پا پس نکشید و به مانند امام خمینی، همواره در صفِ مبارزه با آمریکا قرار داشته است.
ایشان در برابر توطئه ها، با اتّکا به شجاعت و اعتماد به نفس و اعتقاد به امدادهای الهی و نیروهای مردمی، نه تنها توطئه هایی مانند 18 تیر و حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری را پشت سر گذاشت، و اهداف عالی نظام جمهوری اسلامی را به پیش برد و در عرصه انرژی هستهای و تولید سلاح دفاعی، از جمله پهپاد، موشک و سایر ادوات نظامی، کشور را به سوی خوداتکایی و پیشرفت سوق داد و در 37 سال مقام زعامت و رهبری ملت، لحظهای در خود ترس و تردید راه نداد و در دوران اغتشاشات عوامل بیگانه و جنگ 12 روزه، با شجاعت تمام و ایستادگی بیمانند، دشمنان را زمینگیر کرد.
معظمله در باره شجاعت و مقاومت مردم ایران فرمود: هر انسانی که بخواهد برای آن چیزی که به دنبال آن هست هزینهای نپردازد و زحمتی را بر دوش نگیرد، هرگز به آن هدف نخواهد رسید. با نشستن و عافیتطلبی و به دنبال تلاش و خطر نرفتن، هرگز انسان به آرزوهایش نمیرسد. ملتها هم همین جورند. آن ملتی به عزت و سربلندی دست پیدا میکند که با شجاعت وارد میدان بشود، کار را تعقیب کند و هزینههای آن را هم با رشادت تمام بپردازد و ملت ایران این کار را کرد.[6]
2) ایثار
مقام ایثار نیز مقدم بر شهادتطلبی است. به این معنا تا فضیلت ایثار و از خودگذشتگی برای انسان پدید نیاید، نمیتواند در مسیر شهادت طلبی گام بردارد. باید به وادی ایثار و از خودگذشتن وارد گردد، تا میل به جانبخشی در راه خدا پیدا کند. زندگی پیامبر خدا(ص)، امیرمؤمنان(ع) و اهل بیت و ائمه اطهار(ع) سراسر همراه با ایثار بوده است.
خداوند متعال، در وصف ایثار امیرمؤمنان(ع) در واقعه لیلة المبیت فرمود: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ (بقره، 207).
این آیه به پاس ایثار حضرت علی(ع) جهت نجات جان رسول خدا(ص) در شب خطیر و سرنوشتساز هجوم طوایف قریش به خانه آن حضرت نازل گردیده است.
نمونه آن در زندگی ائمه اطهار(ع) فراوان است. از جمله امام حسین(ع) هنگام حرکت از مکه به سمت کوفه و کربلا، در بخشی از خطبه خود فرمود: مَن کانَ باذلاً فینا مُهجتَهُ وَ مُوطِناً عَلی لِقاءِ اللهِ نَفسَهُ، فَلیَرحَل مَعَنا، فَإنّی راحِلٌ مُصبِحاً إنشاءَ اللهُ[7]؛ هر کس برای جانبازی در راه ما آماده است و برای شهادت و دیدار حق خشنود میگردد، با ما حرکت کند، که به خواست خداوند متعال بامداد فردا از مکه خارج میگردیم.
آن حضرت پس از دیدار با حرّ بن یزید ریاحی در رفتن به کوفه، در بخشی از خطبه دیگر خود فرمود: ألا ترون أنّ الحق لا یعمل به، و أنّ الباطل لا یتناهى عنه؟ لیرغب المؤمن فی لقاء اللّه محقّا؛ فإنّی لا أرى الموت إلّا شهادة و لا الحیاة مع الظالمین إلّا برما[8]. ایشان برای زنده نگهداشتن حقّ و نابودی باطل و طوغیانگری، چارهای جز فداکاری و از جانگذشتگی نمیبیند و میفرماید کشته شدن در این راه، شهادت و همراهی و همگرایی با ظالمان ملالآور و دشوار است.
قائد شهید امام خامنهای(ره) با تأسی از جدش اباعبدالله الحسین(ع) در خطبه نماز جمعه ایام فتنه سال 1388 تهران فرمود: یک خطاب آخری هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه): ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبروئی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همهی اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد.[9]
3) عزّتمندی و ذلتناپذیری
از درسهایی که از مکتب امام حسین شهید(ع) میتوان آموخت، عزّتمندی و ذلتناپذیری است. هیچگاه و برای هیچ چیزی انسان زیر بار ذلت و خواری نرود. به همین جهت هنگامی که در برابر دشمنان در دشت کربلا قرار گرفت، با صدای رسا فرمود: و اللّه لا اعطیهم یدی إعطاء الذلیل، و لا أفرّ فرار العبید، عباد اللّه! إنی عذت بربی و ربکم أن ترجمون، و أعوذ بربی و ربکم من کلّ متکبر لا یؤمن بیوم الحساب[10]؛ به خدا سوگند! چون افراد خوار و ذلیل به آنان(حاکمان اموی) دست بیعت نخواهم داد و مانند بردگان، اهل فرار نیستم، از این که مرا متهم سازید، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم. همچنین از هر متکبری که ایمان و اعتقادی به روز قیامت ندارد، به خدا خود و خدای شما پناه میبرم.
در جای دیگر فرمود: ألا و إنّ الدعی بن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السلّة و الذلّة، هیهات منّا الذلّة، یأبی اللّه ذلک و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت و انوف حمیة و نفوس ابیة من أن نؤثر طاعة اللئام علی مصارع الکرام.[11]
قائد شهید، امام خامنهای(ره) از همین مکتب درس آموخت که عزّتمندی و نفی ذلتپذیری، سراسر وجود نازنینش را فراگرفته و وی را به عنوان یک الگوی عزّتمند به دنیا شناسانده است. معظمله در دیدار دانشمندان هستهای فرمود: ملتها آن وقتی گرفتار میشوند که عزت نفس خودشان را از دست بدهند؛ آن وقتی بهرایگان نوکری دیگران را قبول میکنند که ارزش خودشان را فراموش کنند.[12]
در سخن دیگر فرمود: نقطهی مقابل احساس عزت، احساس حقارت است؛ یک ملت وقتی به درون خود - به سرمایههای خود، به تاریخ خود، به مواریث تاریخی خود، به موجودی انسانی و فکری خود - نگاه میکند، احساس عزت و غرور کند، احساس حقارت و ذلت نکند. این یکی از چیزهائی است که برای یک ملت لازم است.[13]
4) تقوا و خدامحوری
یکی از عوامل شخصیتی انسان، خدامحوری و تقوای الهی و ثناگویی خدای متعال است، به گونهای که چیزی جز خدا را نبیند و هر چیزی را در راستای الهی بنگرد و از پیش خود جهد و اجتهاد نکند و پای شیطان را به سمت خود باز ننماید. به قول سنایی غزنوی:
همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
تو نماینده ی فضلی تو سزاوار ثنایی.[14]
امام حسین(ع) که خدامحور کامل و عارف واصل بود، زبانحالش در گودی قتلگاه در روز عاشورا، چنین است:
تَرکتُ الخَلق طُرّا فی هَواکا و اَیتمتُ العیال لکی اراکا
و لو قطعتنی فی الحُبّ اربا لماحن الفؤاد الی سواکا.[15]
خدامحور بودن، زندگی انسان را ترقی و تعالی میدهد و خریدار خدا مینماید و همان موجب اشتیاق به لقاء الله میگردد.
امام شهید، آیتالله خامنهای(ره) هم در سخن، منادی خدامحوری بودند و هم در عمل، خدامحوری و تقواپیشگی را سرلوحه اعمالشان قرار داده بودند. ایشان از همگان نیز خواسته بودند که به خدا توجه کرده، از او کمک بخواهند، رابطه خود را با خدای متعال مستحکم سازند و در تمامی امور رضای خدا را مدّ نظر قرار دهند: همهی برادران و خواهران عزیز نمازگزار و خود را دعوت و توصیه میکنم به حفظ تقوای الهی؛ این اصلِ حرکت یک انسان به سمت کمال و تعالی است. اگر به توفیق الهی بتوانیم در عمل فردی، در عمل جمعی، در کار سیاسی، در کار اجتماعی، رعایت تقوای الهی را بکنیم، همهی خیرات و همهی الطاف الهی شامل حال ما خواهد شد.[16]
البته عوامل دیگری نیز در شهادتطلبی دخیل میباشند که به خاطر محدودیت حجم مقاله از بیان آنها صرفنظر میگردد.
ب: شهادت طلبی قائد شهید، امام خامنهای
آرزوی رسیدن به لقاءالله و شهادت در راه خدا، والاترین و مهمترین درخواست عارفان و واصلان به حق و معبود حقیقی است. قائد شهید، امام خامنهای(ره) بسان اجداد طاهرینش همه وقت آماده شهادت بود و استمرار حیات را تنها برای رضای الهی و خدمت به مردم خداجوی میدید و به دنیای دنی و ظواهر آن هیچ گاه دل نَبست و خود را محدود به آن نمینمود. در این خصوص، چند سخن معظمله به استحضار میرسد:
1) ارزشمندی شهادت
از قائد شهید سخنان فراوانی درباره شهادت و مقام شهید بیان شده است که به موردی از آن اشاره میگردد:
- شهادت از یک طرف معاملهی با خدا است؛ آن صِدقی که [در شهید] هست، معاملهی با خدا است: اِنَّ اللَهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّة.([17]) آن طور که یادم هست، از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و از امام سجّاد (علیه السّلام) نقل شده که قیمت جان شما خیلی بالا است، آن را نفروشید مگر به بهشت.([18]) این جان خیلی قیمت دارد؛ قیمت وجود شما خیلی بالا است؛ این را فقط به بهشت بفروشید؛ به هیچ چیزی کمتر از بهشت [نفروشید] که خدای متعال هم خریدارش است؛ جان مال خدا است، خدا هم خریدارش است. اِنَّ اللَهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّة؛ پس از یک طرف معاملهی با خدا است. از یک طرف تأمینکنندهی مصالح ملّی است؛ همان تقویت هویّت که گفتیم. شهادت فیسبیلالله مصالح ملّی را و منافع ملّت را تأمین میکند.[19]
2) شکست ناپذیری شهادتطلبان
شهادتطلبی، فضیلت گرانسنگی است که اگر در افراد و یا در جامعه توحیدی به وجود آید، آنان را در برابر دشمنان و زورگویان، شکستناپذیر میکند. ممکن است آسیبهای جانی، مالی و حیثیتی برای انسان به وجود آورد، ولی بالمأل آنان را پیروز میگرداند. همانگونه که سالار شهیدان حضرت ابیعبدالله الحسین(ع) و یاران وی در کربلا، در عین شکست ظاهری، پیروز حقیقی گردیدند و بنای ظلم را بر باد دادند.
قائد شهید، در این خصوص فرمود: اینکه امام بزرگوار فرمود ملّتی که شهادت دارد اسارت ندارد، به این خاطر است. وقتی شما به فدا شدن در راه خدا به صورت یک موفّقیّت بزرگ نگاه کردید، به سمت خطر - بهخاطر شهادت - بیمحابا حرکت کردید، هیچ نیرویی در دنیا نیست که بتواند در مقابل شما ایستادگی کند.[20]
3) نقش جمهوری اسلامی در ایجاد روحیه شهادتطلبی
نظام جمهوری اسلامی، شتاب فزایندهای برای شهادتطلبی مومنان به وجود آورد و شهدای بیشماری تقدیم اسلام و کشور عزیز ایران نمود. قائد شهید به آن افتخار نمود و فرمود: آن چیزى که ما باید به آن افتخار بکنیم، این است که رسم شهادت و سنّت الهىِ قتل فیسبیلالله، با نظام اسلامى زنده شد.[21]
4) لزوم حفظ شهادتطلبی
با انقلاب اسلامی و ایجاد نظام جمهوری اسلامی با زعامت امامین انقلاب(امام خمینی و امام خامنهای)، روحیه شهادت طلبی در داخل و خارج کشور به اوج خود رسید و بخش اعظم از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی را در برگرفت، ولی باید توجه داشت که این روحیه برای زمینهسازی مقدمات ظهور امام زمان(عج) باید محفوظ و تقویت گردد. قائد شهید در این باره فرمود: ملت ایران باید روح شهادت را حفظ کنند. امروز دنیای استکباری پول دارد، اسلحهی مدرن دارد، امکانات تبلیغاتی بینظیر دارد، اتّحاد نامبارکی با یکدیگر دارند؛ اما درعینحال، از حرکت اسلامی و انقلاب اسلامی و روحیهی شهادتطلبیِ شما مردم، با همهی وجود میترسند. این به خاطر آن است که این روحیه، قدرتش از همهی آنچه که آنها دارند بیشتر است[22]
5) آرزوی شهادت
تمام فضایلی که برای شهید و مقام شهادت وجود دارد، در قائد شهید امام خامنهای در حد اعلی وجود داشت و برای رسیدن به این مقام لحظهشماری میکرد: من به شما بگویم و به زبان بیاورم، هر وقت من فکر این را میکنم که این جنگ و این شهادت و این میدانهای شرف و خون تمام بشود و ما بمانیم و بعد یک وقتی مثلا به تصادف بمیریم -که خیلی میمیرند-، به تب بمیریم، از تصور این فکر، خدا شاهد است آنچنان به قلبم فشار میآید… یک میدان مسابقهی افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه بهشت، این از آدم گرفته بشود و آدم همین طور بمیرد؛ این خیلی سخت است. ای کاش - و این دعاییست که از قلب ما برمیآید- ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچههای شما باشد. و من گمان نمیکنم که کسی باشد که حقیقت این جور مردن را بداند و این آرزو را نکند.
ایشان در یکی از دیدارهای خود با مسئولان کشور، این شعر را که از میلاد عرفانپور بود قرائت کرد و دلتنگی خود نسبت به لقاءالله و مقام شهادت را بیان فرمود:
ما سینه زدیم بیصدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیانِ صفِ اول بودیم
از آخرِ مجلس شهدا را چیدند.[23]
قائد شهید در عمل و گفتار ثابت کرد، در کنار شهیدان راه حق، خود ایشان در دستیابی به این کمال انسانی در طول مدت عمر شریفشان تلاشهای وافری نموده و سرانجام به دست شقیترین نظامهای شیطانی جهان به شهادت رسید و آرزوی دیرینه خود را محقق نمود.
کتابنامه
قرآن کریم
- ابن عماد حنبلی، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب، 4 جلد، دار ابن کثیر، بیروت، 1406 ه ق، اول.
- امام خامنهای، سید علی، گنجینه نمایه آثار و بیانات رهبر انقلاب، پژوهشکده مدیریت اطلاعات و khmenei.isca.ac.ir مدارک اسلامی، قم:
- امام خامنهای، سید علی، دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنهای، تهران، پایگاه اطلاعرسانی:
Khamenei.ir
- تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غُررالحکم و دُررالکلم، یک جلد، تنطیم و معجمنگاری: مصطفی درایتی، مرکز الابحاث و الدراسات الاسلامیة، قم، 1413 ه ق، اول.
- خوارزمی، موفق بن احمد، مَقتل الحسین(ع)، 2 جلد، انوار الهدی، قم، 1381 ه ش، دوم.
- سنایی غزنوی، مجدود بن آدم، دیوان اشعار حکیم سنایی غزنوی، یک جلد، زوار، تهران، 1400 ه ش، هفتم.
- سید بن طاووس، علی بن موسی، اللُهوف علی قتلی الطفوف، یک جلد، به همراه فرجام قاتلان امام حسین(ع)، ترجمه و تصحیح عقیقی بخشایشی، دفتر نشر نوید اسلام، قم، 1378 ه ش، اول.
- سید رضی، محمد بن حسین، نَهج البلاغة، یک جلد، ترجمه و معجمنگاری، محمد دشتی، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین(ع)، قم، 1383 ه ش، اول.
سید تقی واردی پژوهشگر و کارشناس علوم اسلامی
دبیر انجمن اهل قلم حوزویان ساروی
انتهای پیام/