مهدی مجاهد
رفع موقت تحریم نفت؛ تهدیدها و فرصتها
صاحبخبر - این روزها که خبر صدور مجوز جدید خزانهداری آمریکا برای صادرات نفت ایران تا تابستان ۲۰۲۶ منتشر شده، برخی آن را نوید گشایشی بزرگ میدانند. اما واقعیت تلخ و شیرین این است که این مجوز، نه پایان تحریمهاست و نه آغاز یک دوران طلایی؛ بلکه صرفاً یک روزنه موقتی است که اگر بیبرنامه از آن عبور کنیم، ممکن است خود را در مسیری پر از هزینههای جبرانناپذیر بیابیم. مهمترین پرسش این است: با این مجوز، میخواهیم چه کنیم؟ اگر پاسخ، «بیشتر بفروشیم» باشد، کافی نیست. پاسخ درست این است: «چگونه بیشتر بفروشیم؟» اینجا دقیقاً نقطهای است که بسیاری از کشورهای تحریمزده در آن لغزیدهاند. وسوسه استفاده از مشتریان جدید، آنقدر شیرین است که گاهی سیاستگذار را به غفلت از بزرگترین سرمایهاش وا میدارد: بازاری که در سختترین روزها، تنها پناهگاه مطمئن صادرات نفت ایران بود؛ بازار چین. چین برای ایران فقط یک خریدار معمولی نیست. این بازار، حاصل سالها تحمل هزینههای سرسامآور مالی، حقوقی، بیمهای، حملونقلی و دیپلماتیک است. شبکهای از تراستیها، ناوگان اختصاصی، روشهای مالی پیچیده و تخفیفهای سنگین در دل این بازار شکل گرفته که امروز به یک دارایی راهبردی تبدیل شده است. دستکشیدن از این سرمایه، حتی برای چند ماه، میتواند فاجعهای خاموش باشد. چون در دنیای نفت، جای خالی هیچ صادرکنندهای برای همیشه خالی نمیماند. رقبا، بهویژه اعضای اوپک و روسیه، چشمبهراه چنین لغزشهایی هستند. آنها در کسری از زمان، سهم ازدسترفته ایران را تصاحب میکنند و بازپسگیری آن، نیازمند تخفیفهای مضاعف، قراردادهای سختگیرانهتر و هزینههای بازاریابی گزاف خواهد بود؛ فرآیندی که گاه سالها طول میکشد و هرگز به سودآوری گذشته نمیرسد. حال، اگر بخواهیم از این مجوز استفاده کنیم، راه درست این است که به سمت افزایش ظرفیت تولید برویم، نه جابهجایی مشتریان. توسعه میادین، نه تغییر مقاصد صادراتی. تقویت زیرساختهای ذخیرهسازی و حملونقل، نه تغییر الگوی فروش. هر بشکهای که به سبد صادراتی ایران افزوده میشود، باید از دل افزایش تولید بیرون بیاید، نه از سهم بازار چین. تنها در این صورت است که میتوان هم از فرصت موقت استفاده کرد و هم در روزهای سخت احتمالی، عقبنشینی نکرد. تلخترین درس را در همین سالهای نهچندان دور، در فاصله برجام و خروج آمریکا از آن آموختیم. در آن دوران، بسیاری از سازوکارهای پیچیده و زیرزمینی که در سالهای اوج تحریم شکل گرفته بود، بهیکباره کنار گذاشته شدند. تصور مقامات وقت کشور بر این بود که دوران تحریمها بهپایان رسیده و نیازی به این «راههای فرعی» نیست. اما نتیجه این ساده اندیشی و خوش بینی های مفرط این بود که آن شبکههای ظریف و پرریسک، یا از هم گسیخته بودند یا شرکای خارجیشان، بهخاطر همکاری با ایران در دوران گشایش، از چرخه تجارت جهانی حذف شده بودند. بازسازی این زیرساختهای دورزدن تحریم، نه ماهها که سالها طول کشید و هزینهای چندبرابری بر اقتصاد کشور تحمیل کرد. امروز که باز هم پنجرهای موقت گشوده شده، تکرار آن اشتباه تاریخی، نه فقط یک خطای محاسباتی، بلکه نوعی بیاعتنایی به هزینههای تلخ گذشته خواهد بود. از اینرو، نباید اجازه دهیم خوشبینی به گشایشهای زودگذر، ما را از پاسداشت و تقویت همین شبکههای تابآور غافل کند.∎