شناسهٔ خبر: 78763454 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

 تعزیه حُرّ، بازخوانی یک موقعیت تراژیک

تهران- ایرنا- در روایت تعزیه ایرانی، یچیدگی و تنش درونی شخصیت حر و موفقیت تراژیک آن، به صورت روایتی چند لایه آشکار می­‌شود.

صاحب‌خبر -

حُر بن یزید ریاحی از فرماندهان سپاه اموی بود. در مراسم تعزیه و عزاداری او را «حُر ریاحی» می‌خوانند و به عمد نامی از پدرش، یزید، در میان نیست. او به دلاوری و جنگاوری در کوفه معروف بود. در بعضی از نسخه‌های تعزیه، حُر با لحن پهلوانی خود را چنین معرفی می‌کند:

منم حُر جوان ریاحی نسب / نباشد هماورد من در عرب

منم حُر نام‌آور و نامدار / به فوج پیاده چو سام سوار

در همین معرفی، تعزیه‌خوان با آوردن نام سام، پهلوان نامدار ایرانی در شاهنامه، بی‌آنکه از فضای عاشورایی فاصله بگیرد، حر را در ذهن مخاطب در جایگاه یک قهرمان اسطوره‌ای ایرانی، به سبک و سیاق شاهنامه می‌نشاند. این شگرد باعث می‌شود تماشاگر پیش از شنیدن ماجرای توبه حر، او را در قامت یک دلاور ایرانی‌گونه ببیند؛ تصویری که سپستر، بازگشت او را باشکوه‌تر می‌کند.

در تعزیه حتی دشمنان هم زبان به ستایش توان رزمی حر می‌گشایند. شمر در صحنه‌ای، درباره او می‌گوید:

دوباره ببین حر به جنگ آمده / ز کهسار خونین پلنگ آمده

چنان تنگ بسته کمربند خود / تو گویی که رستم به جنگ آمده

در اینجا تعزیه‌خوان از دو تصویر استفاده می‌کند: پلنگ کهسار و رستم؛ هر دو یادآور قدرت بدنی و دلاوری بی‌مانندند. این نوع توصیف حماسی از زبان دشمن، در ادبیات نمایشی و حماسی، نشانه عظمت قهرمان است؛ چرا که حتی خصم نیز بر شجاعتش اذعان دارد. ابن‌زیاد نیز در کوششی برای تحریک حر، او را با رستم می‌سنجد و چنین می‌گوید:

ابلق بزن به مغفر و بر کف عمود گیر / جنگی تو رستمانه، به فصل شباب کن

واژه «رستمانه» اینجا بار فرهنگی سنگینی دارد: به مخاطب می‌گوید که این نبرد، هم‌سنگ نبردهای حماسی پهلوانان کهن ایران است. چنین ارجاعی، حتی اگر از زبان شخصیت منفی باشد، نشان می‌دهد که رستم معیار نهایی شجاعت در ذهن جمعی است.

تعزیه از دل سنت نقالی و قصه‌خوانی و پرده‌خوانی برآمده که تباری ایرانی دارد و اهل پژوهش در سینما بر این باورند که رشد سریع سینما در ایران مسبوق به چنین پیشینه‌ای است. تئودوروس آنجلوپولوس از برگزیدگان یونانی جایزه اسکار در حاشیه جشنواره فجر، در سال‌هایی که مسئولیت وزارت ارشاد را برعهده داشتم، نکته‌ای را به من گفت که خود نیز شناختی از این تبار داشت.

بر اساس داستان‌های تعزیه، حر در ماجرای کربلا جز در موارد اندکی، هنگام ورود به محضر امام، بیشتر در همراهی و گفت‌وگوی با حضرت عباس(ع) است. در آیین‌های عزاداری دهه اول محرم، روزی خاص به نام او وجود دارد، که نشان می‌دهد سرگذشت او تاثیر ویژه‌ای بر ذهن و دل مردم گذاشته است. با این‌حال، حر نخستین کسی بود که راه بازگشت امام را بست و مسیر کاروان حسینی را به سوی کربلا هدایت کرد. در آغاز، او از تصمیم قطعی سپاه اموی برای جنگ بی‌خبر بود. اما وقتی نشانه‌های جدی نبرد را دید، عقب نشست و درصدد جبران برآمد. رفتار امام با او در نخستین دیدار نمونه‌ای از جوانمردی بود: سپاه حر در بیابانی خشک و بی‌آب گرفتار و تشنه بود، و امام دستور داد نه‌تنها سربازان، بلکه اسب‌های آنان را نیز از آب مشک‌های کاروان اهل‌بیت سیراب کنند و خود در این کار مشارکت کرد. برخی اصحاب همچون زهیر بن قین پیشنهاد کردند پیش از افزایش نیروهای دشمن به حر و سپاه اندکش حمله کنند؛ اما امام پاسخ داد: «من آغازگر جنگ نخواهم بود» و بر این عهد تا پایان پایدار ماند. توبه حر در روز عاشورا اتفاق افتاد. این بازگشت، بیش از آن‌که معنای نظامی داشته باشد، جلوه‌ای اخلاقی و انسانی داشت. امام حسین(ع) بدون کوچک‌ترین سرزنش، فرمود: «تو آزاده‌ای، همان‌گونه که مادرت تو را حر نامید».

در نسخه مجلس تعزیه اراک، پیش از پشیمانی حر، او خود را این‌گونه معرفی کرده است که «چون حر ز مادر نزاده کسی». نکته‌ای که در ادامه همین گفت‌وگو میان حر و حضرت عباس(ع)، او خود را به جای رستم نشانده و می‌گوید:

اگر نام من ای یل نامور/ به جیحون و هامون نماید گذر

زخونم ز جیحون گریزد نهنگ/ ز هامون به جیحون گریزد پلنگ

سنان گر بجنباند اسفندیار/ بود نزد من کودک نی‌سوار

نوشته بر قبضه خنجرم/ که پهلوی سهراب یل بردرم

این جمله «تو آزاده‌ای، همان‌گونه که مادرت تو را حر نامید»، در تعزیه‌ها همواره با تاکید نمایشی خاص اجرا می‌شود تا نقطه اوج تحول شخصیت حر را نشان دهد. در کار نمایش و داستان، پیچیده‌ترین بخش آن، نشان دادن تحول شخصیت‌هاست؛ آن هم در چنین حدی. این دگرگونی نمایشی ـ از سرداری مغرور و «رستمانه» در آغاز، تا شهیدی فروتن و عاشق در پایان ـ همان ساختاری است که تماشاگر تعزیه را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. درام، با هرچه پررنگ‌تر کردن فاصله میان آغاز و پایان شخصیت، اوج اخلاقی را برجسته‌تر می‌سازد.

در سال ۱۹۹۱ میلادی، در جشنواره آوینیون فرانسه، «مجلس تعزیه حر» به کارگردانی هاشم فیاض و با اشعار جعفر خادم‌الذاکرین اجرا شد. اجرای این تعزیه، با استفاده از دستگاه‌های موسیقی ایرانی و ارجاعات مکرر به قهرمانان ملی چون رستم و سام، برای مخاطب غربی هم رنگ و بوی تراژدی کلاسیک پیدا کرد. حتی برخی تماشاگران اروپایی، حر را هم‌سنگ قهرمانان تراژدی یونان و پهلوانان شاهنامه دانستند.

نکته مهمی که در مجلس تعزیه حر خود را آشکار می‌کند، پیچیدگی و تنش درونی شخصیت حر است. حر در میانه یک وضعیت انتخابی قرار دارد که خود را در کدام سو تعریف کند. از این رو، تردیدها، ابهام‌ها و کشمکش‌های درونی این شخصیت، یکی از گره‌ها و نقاط عطف مجلس تعزیه است. در روایت تعزیه ایرانی، این پیچیدگی شخصیت و موفقیت تراژیک آن، به صورت روایتی چند لایه آشکار می‌شود؛ یعنی از یک سو هم‌سان‌انگاری تا تشبیه شخصیت حر به رستم، و از سوی دیگر، تحول شخصیت از کنشگر و بازیگر سپاه اَشقیاء به سمت سپاه اولیاء، مهم‌ترین مولفه نمایشی تعزیه است.

در سنت تعزیه، استفاده از رنگ‌ها معنای نمادین دارد؛ رنگ زرد نشانه تردید و بلاتکلیفی است. به همین دلیل، در صحنه‌های آغازین مربوط به حر، او معمولاً با پوششی یا نشانه‌ای زردرنگ ظاهر می‌شود؛ اما در صحنه‌های پایانی، این رنگ جای خود را به سبز یا سفید می‌دهد، که نشانه اولیاء و خلوص است. به این ترتیب، چه در روایت تاریخی و چه در اجرای نمایشی، سرگذشت حر ریاحی در حافظه فرهنگی ایرانیان، در کنار شاهنامه، جاودانه مانده است.

شوم فدای تو ای پادشاه کربُبَلا / نما حمایت یاران من ایا مولا

ایا گروه غریبان خدا نگهدارت / خدا وجود شما از بلا نگهدارت

پژوهشگر فرهنگی، وزیر اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و قائم‌مقام رئیس مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی