شناسهٔ خبر: 78760604 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: بازتاب | لینک خبر

درددل مجری خاطره ساز دهه ۶۰ در پست جدیدش

صاحب‌خبر -

در ادامه کپشن پست او را می‌خوانید:

«ما چه‌کار با هم کردیم؟! با هرکه تعامل می‌کنی شکسته‌است،

با هرکه دوست می‌شوی، دشمن می‌شوی یا معاشرتی می‌کنی شکسته است.

همه تیزند و آسیب دیده‌اند و دلایل محکمی برای آسیب زدن دارند و ما آسیب می‌بینیم؛ جایی که آسیب نزده‌ایم؛

لبه‌ی اعتماد و آشناییِ تمام آدم‌ها از شدت شکستگی‌ها و جراحاتشان تیزشده و می‌بُرد و می‌شکافد و آسیب می‌زند.

تو بگو استکان‌های شکسته‌ای که نمی‌توان آن‌ها را به دست گرفت و با آن‌ها چای نوشید! همه آسیب دیده‌اند و آسیب می‌زنند!

همه، جایی زخمی عمیق برداشته‌اند و هرکجا که زورشان رسید -به تلافی- زخم می‌زنند!

همه رنجیده‌اند، همه بد دیده‌اند، همه شاکی، همه خشمگین، همه تیز …

ما چه‌کار باهم کردیم که جامعه؛ بیش از دوستی، مواجهه‌ی بریدگی با بریدگی‌ست، زخم با زخم، خراش با خراش، آسیب با آسیب…

ما چه‌کار با هم کردیم که نمی‌شود کسی را حتی برای تسکین، به آغوش کشید و زخم برنداشت و آسیب ندید؟؟!

شخصا اینروزها خیلی فکر میکنم به اینکه چطور میشود اینهمه زخم را التیام داد

چگونه میشود میان اینهمه تن و روح آسیب دیده بدون آسیب دیدن یا کمتر آسیب دیدن مهر داد و نور گرفت ؟

کاش میشد

همه دنیا را در دستانم بگیرم و نرم نرم زخمها را بشورم و التیام دهم

کاش میشد

در همه کوچه ها و خانه ها شعر قسمت کرد

کاش میشد

همه گم شده ها را پیدا کرد و به مقصد رساند

کاش میشد

همه دلداده ها را به دلبر متصل کرد

کاش میشد…»

برچسب‌ها: