شناسهٔ خبر: 78759273 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

بعثت خون و بیداری تاریخ؛ تأملی در افق تمدنی محرم

محرم، آغاز بعثتی برای آینده امت اسلامی است.

صاحب‌خبر -

 به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست علمی بعثت خون و افق تمدنی جهان اسلام؛ تأملی در افق تمدنی محرم با حضور و ارائه مسعود محمدی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و کارشناس مسائل اجتماعی برگزار شد؛ نشستی که در آن، عاشورا نه صرفاً به عنوان یک واقعه تاریخی یا مناسکی، بلکه به مثابه نیرویی تمدن‌ساز و سرچشمه‌ای برای احیای روح تاریخی جهان اسلام مورد واکاوی قرار گرفت.

 محمدی در ابتدای سخنان خود با اشاره به جایگاه منحصربه‌فرد واقعه عاشورا در تاریخ اسلام اظهار داشت:کمتر حادثه‌ای را می‌توان یافت که همانند قیام امام حسین(ع) از محدوده یک رویداد تاریخی عبور کرده و به نیرویی زنده برای بازآفرینی حیات امت اسلامی تبدیل شده باشد.محرم صرفاً تقویم اندوه یک مصیبت جان‌سوز نیست و عاشورا نیز تنها یادآور حادثه‌ای تلخ در گذشته به شمار نمی‌رود، بلکه آن­چه در دهم محرم سال 61 هجری رخ داد، آغاز افقی تازه برای تاریخ اسلام بود؛ افقی که می‌توان از آن با عنوان بعثت خون یاد کرد. البته بعثت خون، نه نشانه پایان یک زندگی، بلکه آغاز حیات تاریخی جدیدی است که در آن، حقیقت در متن تاریخ استمرار پیدا می‌کند و به حیات خود ادامه می‌دهد.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی با اشاره به نسبت میان بعثت نبوی و نهضت حسینی تصریح کرد: اگر بعثت پیامبر اکرم(ص)، لحظه نزول حقیقت بر جهان انسان بود، عاشورا را باید لحظه نزول حقیقت بر تاریخ دانست. پیامبر(ص) با کلمه، انسان را مخاطب قرار داد و امام حسین(ع) با خون، تاریخ را مخاطب ساخت. همچنین میان بعثت نخست و بعثت حسینی، نسبتی عمیق برقرار است. اولی حقیقت را بنیان نهاد و دومی، بقای آن را تضمین کرد. از همین رو، عاشورا را نباید گسستی در مسیر رسالت دانست، بلکه باید آن را استمرار رسالت در ساحتی دیگر تلقی کرد.

مسعود محمدی  با اشاره به برخی برداشت‌های تقلیل‌گرایانه از محرم اظهار داشت:یکی از خطاهای رایج آن است که عاشورا صرفاً به حافظه گذشته فروکاسته شود؛ گویی این حادثه تنها برای یادآوری و سوگواری است، در حالی که راز ماندگاری آن در آینده‌ساز بودن آن نهفته است. عاشورا بیش از آن­که متعلق به گذشته باشد، ناظر به آینده است، عاشورا خاطره نیست، بلکه افق است و محرم بازگشت به گذشته محسوب نمی‌شود، بلکه بازخوانی مسئولیت انسان در برابر آینده به شمار می‌آید. همچنین هر نسلی با رجوع به عاشورا، در واقع نسبت خود را با آینده بازتعریف می‌کند و از این رهگذر، مسئولیت تاریخی خویش را مورد بازاندیشی قرار می‌دهد.

وی در ادامه با تبیین عناصر شکل‌دهنده تمدن‌ها تصریح کرد:تمدن‌ها تنها بر پایه قدرت سیاسی، توسعه اقتصادی یا پیشرفت‌های فناورانه شکل نمی‌گیرند، بلکه در پشت هر تمدن بزرگ، نوعی روح مشترک و سرمایه معنوی نهفته است که به جامعه هویت تاریخی می‌بخشد. از این رو  آن چه مجموعه‌ای از افراد و نهادها را به یک تمدن تبدیل می‌کند، برخورداری از معنا و رسالت مشترک است و از همین منظر، عاشورا را باید یکی از بزرگ‌ترین منابع تولید انرژی معنوی و سرمایه تاریخی جهان اسلام دانست.

پژوهشگر علوم اجتماعی  با اشاره به مفهوم تمدن شهادت اظهار داشت: اگرچه درباره فرهنگ ایثار و شهادت سخن فراوان گفته شده است، اما کمتر به این مسئله پرداخته‌ایم که آیا شهادت می‌تواند دارای کارکرد تمدنی نیز باشد یا خیر. البته پاسخ عاشورا به این پرسش، پاسخی مثبت است. شهادت در منطق حسینی، صرفاً یک فضیلت فردی یا تجربه‌ای اخلاقی نیست، بلکه نیرویی برای بیدارسازی وجدان تاریخی امت به شمار می‌رود و مانع از فرسایش معنوی جوامع می‌شود.بنابراین در این معنا، خون پایان زندگی نیست، بلکه آغاز مسئولیت تاریخی است و همین ویژگی، شهادت را به یک سرمایه تمدنی تبدیل می‌کند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود، محرم را کارخانه بازتولید انسان تمدنی توصیف کرد و گفت: انسان برخاسته از مکتب عاشورا، صرفاً موجودی عاطفی یا مناسکی نیست، بلکه انسانی است که خود را در نسبت با حقیقت، عدالت و سرنوشت جامعه تعریف می‌کند. وی افزود: چنین انسانی، افقی فراتر از منافع فردی و کوتاه‌مدت دارد و به همین دلیل، زیربنای هر پروژه تمدنی محسوب می‌شود، زیرا تمدن پیش از آنکه محصول ابزارها باشد، محصول انسان‌هایی است که رسالت تاریخی خود را شناخته‌اند.

این پژوهشگر علوم اجتماعی با اشاره به وضعیت کنونی جهان اسلام اظهار داشت:جوامع اسلامی امروز بیش از هر زمان دیگری با مسئله بازسازی سوژه تمدنی مواجه هستند.بحران‌های هویتی، پراکندگی‌های سیاسی، گسست‌های فرهنگی و فرسایش سرمایه‌های معنوی، از جمله چالش‌هایی هستند که تنها با راه‌حل‌های اقتصادی و فنی برطرف نمی‌شوند.همچنین تمدن، پیش از آن­که به ابزار نیاز داشته باشد، به معنا احتیاج دارد و پیش از آن­که قدرت بخواهد، نیازمند روح است. از همین رو، محرم می‌تواند به مثابه یکی از سرچشمه‌های احیای این روح تاریخی مورد توجه قرار گیرد.

این عضو هیئت علمی در ادامه با تبیین اهمیت بعثت خون تصریح کرد:عاشورا، تاریخ را از خطر عادی شدن باطل نجات داد و مانع از استحاله معنوی امت شد. اگر بعثت نبوی، انسان را از جاهلیت اعتقادی رهایی بخشید، بعثت حسینی نیز امت را از مرگ تاریخی نجات داد و همین امر سبب شد که خون، از سطح یک امر زیستی فراتر رود و به حامل پیام حافظ معنا تبدیل شود.همچنین محرم تنها موسم گریستن بر گذشته نیست، بلکه موسم اندیشیدن به آینده است و اشک در فرهنگ عاشورا، نشانه توقف در مصیبت نیست، بلکه نشانه تجدید عهد با حقیقتی است که باید در تاریخ استمرار پیدا کند.البته عظمت عاشورا در آن نیست که تنها حادثه‌ای بزرگ را رقم زد، بلکه در آن است که توانست از دل یک فاجعه، نیرویی برای حیات تاریخی امت بیافریند و همین مسئله راز جاودانگی آن را آشکار می‌سازد و خونی که در کربلا جاری شد، تنها بر زمین نریخت، بلکه در شریان تاریخ به جریان درآمد و به همین دلیل، پیام عاشورا محدود به یک عصر یا نسل خاص باقی نماند.

مسعود محمدی در پایان با تأکید بر ضرورت بازخوانی محرم در افق تمدنی تصریح کرد: اگر عاشورا را تنها به مناسک تقلیل دهیم، از ظرفیت تاریخی آن غفلت کرده‌ایم و اگر آن را صرفاً در محدوده یک خاطره مقدس محصور کنیم، از پیام آینده‌ساز آن فاصله گرفته‌ایم. محرم بیش از آن­که روایت پایان باشد، روایت آغاز است؛ آغاز بعثتی که رسالت آن زنده نگه داشتن روح حقیقت در تاریخ و گشودن افق‌های تازه برای امت اسلامی است. بنابراینهمان‌گونه که وحی، انسان را مبعوث کرد، خون نیز تاریخ را مبعوث ساخت و شاید بزرگ‌ترین راز محرم در همین نکته نهفته باشد؛ این که گاه تمدن‌ها نه از دل قدرت، بلکه از دل مظلومیتی برمی‌خیزند که توانسته است حقیقت را به حافظه جاودان تاریخ بسپارد و عاشورا پایان یک حماسه نیست، بلکه آغاز بعثتی است که همچنان ادامه دارد و افق‌های آینده جهان اسلام را در پرتو خود معنا می‌بخشد.

انتهای پیام/