شناسهٔ خبر: 78755044 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرآنلاین | لینک خبر

گزارشی به مناسبت تشییع رهبر انقلاب درباره پیوند باور دینی و مدیریت سیاسی در سیره او

از محراب تا مدیریت بحران

همزمان با آیین‌های تشییع و وداع با آیت‌الله خامنه‌ای، بار دیگر نگاه‌ها به رهبری او دوخته شده است؛ کارنامه‌ای که در آن ایمان نه یک امر شخصی، بلکه محور تصمیم‌های کلان سیاسی و اجتماعی بود.

صاحب‌خبر -

مبلغ – سرویس جامعه: تهران حال و هوای دیگری دارد. خیابان‌هایی که سال‌ها میزبان راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن، مراسم‌های ملی و بدرقه شهدا بودند، این‌بار شاهد وداع با رهبری هستند که بیش از سه دهه سکان هدایت جمهوری اسلامی را در دست داشت. در میان شعارها و اشک‌ها، یک پرسش بیش از همیشه شنیده می‌شود: راز این ماندگاری و اثرگذاری چه بود؟

برای پاسخ، باید به همان نقطه‌ای بازگشت که بسیاری از سخنرانی‌های او از آن آغاز می‌شد؛ ایمان. آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای سیاست را از محراب جدا نمی‌دید. او بارها در تبیین وظایف مسئولان گفته بود که باید کار را با ایمان، انگیزه و عزت پیش برد. در نگاه او، ایمان صرفا توصیه اخلاقی نبود، بلکه چارچوبی برای تصمیم‌سازی در بالاترین سطوح کشور به شمار می‌رفت.

در سال‌های پرتنش منطقه، از تحریم‌های گسترده اقتصادی تا تهدیدهای نظامی، او بر عنصر مقاومت تکیه می‌کرد؛ مقاومتی که به گفته خودش ریشه در باور دینی مردم داشت. در یکی از سخنرانی‌های مهم خود درباره  جنگ دوازده ، تصریح کرده بود که دشمنان با برنامه‌ریزی طولانی وارد میدان شدند، اما نتوانستند به اهدافشان برسند و حتی انسجام داخلی کشور تقویت شد.

او در همان سخنرانی توضیح داده بود که طراحان جنگ می‌خواستند با تحریک افکار عمومی، مردم را در برابر نظام قرار دهند، اما نتیجه برعکس شد و حتی برخی منتقدان نیز در برابر تهدید خارجی در کنار کشور ایستادند. این تحلیل، بازتاب همان نگاه اعتقادی بود که وحدت ملی را یک سرمایه معنوی می‌دانست.

در منظومه فکری او، بسیج نماد عینی این پیوند میان ایمان و عمل اجتماعی بود. بسیج در بیان آیت‌الله خامنه‌ای محدود به یک سازمان رسمی نبود، بلکه یک روحیه عمومی تلقی می‌شد. او از دانشمندان شهیدی یاد می‌کرد که در میدان علم و فناوری جان باختند، از پزشکان و پرستارانی که در روزهای سخت بیمارستان‌ها را ترک نکردند، از جوانانی که در عرصه صنعت و تولید ایستادند و حتی از ورزشکارانی که در میادین جهانی هویت دینی و ملی خود را حفظ کردند.

در این تعریف گسترده، بسیجی کسی بود که با انگیزه خدابنیان و احساس مسئولیت وارد میدان می‌شود؛ چه در آزمایشگاه باشد، چه در کارخانه، چه در دانشگاه و چه در میدان نبرد. همین نگاه سبب شد که او بارها از مسئولان بخواهد وظایف خود را مانند یک بسیجی انجام دهند؛ با ایمان، با شجاعت و با روحیه خدمت.

در سال‌های اخیر، هنگامی که موجی از روایت‌های رسانه‌ای تلاش می‌کرد تصویر ایران را در افکار عمومی جهان مخدوش کند، رهبر انقلاب بر ضرورت ایستادگی رسانه‌ای و تبیین منطقی مواضع کشور تاکید داشت. او کسانی را که با استدلال و بیان روشن به مقابله با شایعه‌ها می‌پرداختند، بخشی از همان جریان مقاومت می‌دانست.

نگاه او به مسائل منطقه‌ای نیز از همین چارچوب جدا نبود. در موضوع فلسطین و غزه، بارها تاکید کرده بود که مقاومت یک جریان زنده است و امروز در شعارهای مردم در کشورهای مختلف جهان دیده می‌شود. او حمایت‌های مردمی از فلسطین در برخی پایتخت‌های غربی را نشانه‌ای از گسترش همین روحیه می‌دانست.

در تحلیل‌هایش از تقابل با ایالات متحده نیز همواره بر این نکته پای می‌فشرد که اختلاف، یک اختلاف مقطعی یا شخصی نیست، بلکه ریشه در مبانی و محاسبات متفاوت دارد. به باور او، جمهوری اسلامی بر پایه استقلال و هویت دینی شکل گرفته و طبیعی است که با نظام سلطه دچار تعارض شود. این چارچوب تحلیلی، در بسیاری از تصمیم‌های کلان سیاست خارجی بازتاب یافت.

اما ایمان در سیره او فقط در عرصه سیاست خارجی نمود نداشت. در مدیریت مسائل داخلی نیز همین عنصر دیده می‌شد. در سال‌هایی که کشور با مشکلات اقتصادی و فشارهای معیشتی روبه‌رو بود، او بارها بر امیدآفرینی و اعتماد به توان داخلی تاکید می‌کرد. کلیدواژه‌هایی مانند خودباوری، جهش تولید و میدان دادن به جوانان، بخشی از همین نگاه بود.

کارنامه او البته فقط در بزنگاه‌های بحرانی تعریف نمی‌شود. در حوزه فرهنگ و هویت نیز بر حفظ مفاهیم انقلابی پافشاری می‌کرد و هشدار می‌داد که دشمن تلاش دارد این مفاهیم را از ذهن نسل جوان پاک کند. به همین دلیل، روایت تاریخ انقلاب و انتقال تجربه‌ها به نسل‌های بعد را یک ضرورت راهبردی می‌دانست.

امروز که پیکر او بر دوش مردم تشییع می‌شود، بسیاری این پرسش را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان آن روحیه را ادامه داد. در میان جمعیت، جوانانی دیده می‌شوند که شاید سال‌های ابتدایی رهبری او را به یاد نداشته باشند، اما با ادبیات مقاومت و ایمان آشنا هستند؛ ادبیاتی که در سخنرانی‌ها، پیام‌ها و مواضع او بارها تکرار شد.

از محراب تا مدیریت بحران، مسیری بود که آیت‌الله خامنه‌ای در طول سال‌های رهبری پیمود. در این مسیر، تلاش کرد نشان دهد می‌توان در عین حضور در پیچیده‌ترین معادلات سیاسی جهان، بر اصول اعتقادی پای فشرد و آن‌ها را به منبعی برای قدرت ملی تبدیل کرد.

تصویر تهران، تصویری از پایان یک دوره تاریخی است؛ دوره‌ای که در آن ایمان به عنوان پشتوانه تصمیم‌های کلان معرفی شد. خیابان‌ها آرام آرام خلوت می‌شوند، اما بحث درباره نسبت میان دین و سیاست، و اینکه چگونه باورهای مذهبی می‌توانند در مدیریت یک کشور نقش‌آفرین باشند، همچنان در محافل دانشگاهی، رسانه‌ای و حوزوی ادامه دارد.