حجتالاسلام دکتر احمدحسین شریفی، رئیس دانشگاه قم، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم در ادامه تبیین «جایگاه فلسه در اندیشه رهبر شهید» گفت: رهبر شهید میفرمود که چشمانداز حوزه اصلی حوزههای علمیه در خصوص فلسفه باید گسترش گفتمان فلسفه اسلامی در دنیا باشد. این افق تمدنی را در فلسفه میدید و ترسیم میکرد و طبیعتا این کار مستلزم فعالیتهای بینالمللی است. حوزه علمیه و مراکز فلسفی حوزه علمیه زمانی میتوانند خود را به عنوان یک مرکز قویم و قوی فلسفی در دنیا معرفی کنند و به عنوان قطب اصلی فلسفه اسلامی مطرح بشوند که با قطبهای دیگر فلسفی، قطبهای فلسفه قارهای، فلسفه تحلیلی و فلسفههای مختلفی که در دنیا وجود دارد در ارتباط باشند و رفت و آمد علمی و فعالیتهای بینالمللی ویژه باید داشته باشند.
وی افزود: افزون بر جهان اسلام در جهان غرب به طور ویژه بهترین ابزار برای گفتوگو با جامعه نخبگانی غرب همین حوزه فلسفه است. زبان فلسفی زبان مشترک است و میتوانیم با آن گفتمان فلسفه اسلامی را در دنیا گسترش بدهیم. پس، از نگاه رهبر شهید انقلاب اگر فلسفه اسلامی میخواهد به عنوان مرکز و قطب فلسفه و همچنین مرجع فلسفه در دنیا شناخته شود باید افق نگاه خودش را گسترش گفتمان فلسفه اسلامی در دنیا به زبانهای مختلف قرار بدهد. تحقق این کار منوط به داشتن فعالیتهای بینالمللی است که مورد تاکید امام شهید بود.
شربفی تصریح کرد: امام شهید میگوید حوزهی علمیهی قم! فلسفه اسلامی را فقط برای حلقه مریدان و یاران در حلقه محدود شهر قم و حوزه علمیه قم نبین! اولاً فراتر از حوزه قم باید فلسفه را به عنوان شالوده نظامات اجتماعی اسلامی ببینی و ثانیاً افق نگاه خودت را بینالمللی کن و نگاهت این باشد که چگونه میتوانی فلسفه اسلامی را در دنیا به یک گفتمان غالب تبدیل کنی. خب معلوم است چه تحول ساختاری و چه تحولی در برنامهی درسی حوزههای علمیه در خصوص فلسفه باید شکل بگیرد و حالا چقدر ما با این افق نگاه فاصله داریم.
چهار توصیه رهبر شهید برای پیشرفت فلسفه اسلامی
استاد فلسفه در ادامه با اشاره به اینکه رهبر شهید میفرماید که شما باید کاری کنید که پرچم فلسفه اسلامی همواره در دستان شما باقی بماند و مرجع فلسفه اسلامی در دنیا شناخته شوید، خاطر نشان کرد: خود ایشان هم چهار راه را پیش روی حوزههای علمیه برای پیشرفت فلسفه اسلامی میگذارد؛ یکی اینکه فلسفه اسلامی باید بتواند با فلسفههای موجود در دنیا هماوردطلبی کند و بتواند خودش را با فلسفههای موجود در دنیا گلاویز کند. باید به صورت مدام و پیوسته جدیدترین افکار فلسفی در دنیا را رصد کنید و در مرز دانش فلسفی در دنیا باشید.
وی با تأکید بر اینکه این بیانات امام شهید برای 35 سال پیش(1370) است، گفت: امام شهید میفرمایند که حوزههای علمیه باید به جایی برسید که ـ به تعبیر بنده - برخط یا آنلاین با جدیدترین افکار و اندیشههای فلسفی در دنیا آشنا شوند و آنها را رصد کنند و عقب نمانند. این راه پیشرفت فلسفهی اسلامی است. باید از پایگاه فلسفه اسلامی، جدیدترین افکار فلسفی دنیا را تحلیل، تبیین و نقد و بررسی کرد، نقاط قوت و ضعفشان را آفتابی کرد.
دکتر شریفی افزود: کار دیگری که باید انجام بگیرد این است که میفرماید فلسفه اسلامی نسبت به فلسفههای رقیب و اندیشههای فلسفی مخالف باید موضع تهاجمی داشته باشد؛ یعنی حوزههای علمیه و مراکز فلسفی حوزههای علمیه باید به جایی برسند که اینها به سراغ اندیشههای رقیب بروند و آنها را نقد کنند و به محض انتشار، آنها را به چالش بکشند. نه اینکه دست روی دست بگذاریم چند لایه اسفار و نهایتاً خارج نهایه و بدایه را بگوییم و دائماً دور خودمان بچرخیم. نه؛ این خوب است، باز هم نفی نمیکنیم، لازم است که این پایگاه را تقویت کنیم؛ اما باید فعالانه به سراغ اندیشههای دیگر برویم و اینگونه نباشد که ما دست روی دست بگذاریم و خودمان را مشغول همین کتابهای سنتی خود کنیم و وقتی فلسفههای رقیب بر ذهن و ضمیر و زبان جوان و نوجوان و استاد ما هجوم آوردند، بعد ما در موضع دفاعی بیاییم و یک اندیشهای را مطرح کنیم.
رئیس دانشگاه قم تصریح کرد: کار دیگری که باید انجام گیرد که پیشرفت فلسفهی اسلامی مرهون این کار هم هست، این است که رهبر فرزانه انقلاب توصیه میکند ما در فلسفه به مطالعات و تحقیقات تطبیقی نیاز داریم. سال 79 توصیه به فلسفه تطبیقی، حکمت تطبیقی و کلام تطبیقی میکند؛ حتی درباره فقه و حقوق هم به فقه و حقوق تطبیقی توصیه میکند. ما اگر اندیشه اسلامی را برای بشریت میدانیم و راه نجات بشریت را در معارف و آموزهها و اندیشههای اسلامی میجوییم باید بتوانیم اندیشه اسلامی را به صورت تطبیقی با اندیشههای رقیب مطرح کنیم، قوتش را نشان بدهیم و نوع نگاهشان را ترسیم کنیم.
وی اضافه کرد: پس روی آوردن به مطالعات و تحقیقات تطبیقی هم که ابزار و روشهای ویژه خودش را میطلبد و اقتضائات ویژه خودش را دارد نیز از توصیههای رهبر شهید برای پیشرفت فلسفه اسلامی است. نهایتاً میفرماید فلسفه اسلامی اگر میخواهد پیشرفت کند و جایگاه خودش را در جامعه اسلامی نشان بدهد باید دغدغه حل مسائل بنیادین اجتماعی و فرهنگی و سیاسی را داشته باشد. نمیتواند در کنج خانهای بخزد و آنجا تامل فلسفی کند. باید بتواند معضلی از معضلات جامعه اسلامی را حل کند، مسائل بنیادین اجتماعی و حکومتی و حکمرانی را با نگاه فلسفی پاسخ بدهد و حل کند؛ یعنی امتداد اجتماعی داشته باشد.
نقش فلسفه در شکلدهی به نظامات اجتماعی اسلام
حجتالاسلام شریفی خاطرنشان کرد: مسئله دیگری که رهبر شهید رضوان الله تعالی علیه در خصوص حکمت و فلسفهی اسلامی به کرات مطرح می کرد و البته برکات خیلی خوبی هم برای جامعه داشت، مسئله نقش فلسفه اسلامی در شکلدهی به نظامات اجتماعی اسلام و همچنین مسئله امتداد اجتماعی حکمت و فلسفه اسلامی است.
وی ادامه داد: ایشان از نخستین سالهای رهبری، مشخصاً از اوایل دهه هفتاد این موضوع را به انحاء مختلف ابراز کردند که نظام عملی و نظام سیاسی اسلامی باید مبتنی بر فلسفه اسلامی باشد و سبک زندگی اسلامی باید مبتنی بر حکمت و فلسفه اسلامی باشد. معنا ندارد که انتظار داشته باشیم جامعه اسلامی باشد؛ یعنی کنشهای او، زندگی او، سبک زندگی او، نظام سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و هنری او اسلامی باشد، اما بنیانهای لازم را برای این هدف، ترسیم و طراحی نکنیم. این نظامات اجتماعی باید بر یک بنیان و پایهی اسلامی استوار باشد و آن پایه، فلسفهی اسلامی است. پس اگر میخواهیم به تعبیر امام شهید زندگی اسلامی داشته باشیم، در هر عرصهای از زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، هنری، فرهنگی، ملی، بینالمللی و اقتصادی ناگزیر باید فکر الهی، حکمت و فلسفه اسلامی داشته باشیم.
بیانیه حوزه پیشرو و نقش فلسفه
دکتر شریفی خاطرنشان کرد: رهبر شهید در سال 1404 و در بیانیه حوزه پیشرو و سرآمد هم در چند جای آن نقش فلسفه و حکمت اسلامی را در طراحی نظامات اجتماعی اسلامی گوشزد و تأکید کرد و این انتظار را مجدد مطرح میکنند. در همین بیانیه در باب ترسیم شاکلهی تمدن اسلامی میفرماید فقه و علوم عقلی به نوعی نقش دارند. فلسفه اسلامی ما باید برای مسائل اصلی خود امتداد اجتماعی ترسیم کند.
وی افزود: در همین بیانیه در آنجایی که میخواهند برنامه درسی حوزههای علمیه را پیشنهاد بدهند که به چه گونهای باشد مجدداً هم این مسئله را مورد تاکید قرار میدهند و میفرماید که برنامههای درسی حوزه به گونهای نوشته شود که فقه روشنبین و پاسخگو و به روز و البته فنی و متکی به شیوه اجتهادی همراه با فلسفه روشن و دارای امتداد اجتماعی و صاحب نظر در شاکلهی زندگی جامعه؛ در کنار دانش کلام رسا و استوار و دارای قدرت اقناع به وسیلهی استادان ماهر تدریس شود و این هر سه یعنی فقه و فلسفه و کلام در پرتو فهم قرآن و در سایهی تفسیر، جلا و نورانیت و عمق یابد.
استاد حوزه و دانشگاه با بیان این نکته که در ایران اسلامی از میان فلاسفه کسی غیر از رهبر شهید را ندیده و نیافته که بر مسئله امتداد حکمت اسلامی اینقدر اصرار داشته باشد، نکاتی را در خصوص امتداد حکمت اسلامی از نگاه رهبر شهید بیان کرد و گفت: هنوز هم بحثهایی مطرح میشود که اصلاً امتداد حکمت یعنی چه؟ اصلاً آیا حکمت صدرا امتداد دارد یا ندارد؟ هنوز هم عدهای از کسانی که مدعی فیلسوفی هستند باور ندارند؛ چون کار سخت و دشواری است. پرورش یک جوانه تا به درختی تنومند تبدیل شود و ثمره دهد کار دشواری است. بله کاشتن یک جوانه و درخت کاری ندارد؛ اما نگهداری و پرورش دادن و رشد دادن و رساندن به جایی که من میوهی این را در زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و تمدنی میخواهم، کار دشواری است.
فلسفه و امتداد حکومت اسلامی
استاد فلسفه تطبیقی ادامه داد: رهبر انقلاب در خصوص امتداد حکمت اسلامی، در یک مرحله، معنا و مصادیق امتداد حکمت را بیان میکند و میفرماید چیزی که تحت عنوان فلسفههای مضاف از آن یاد میشود؛ مثل فلسفه علوم انسانی، فلسفه روانشناسی، فلسفه اقتصاد و امثال اینها، به یک معنا امتداد حکمت اسلامی به شمار میروند. بله فلسفههای مضاف علوم، امتداد حکمت اسلامی هستند. یک مرحله و یک گام به جلو است؛ اما انتظار اصلی پرداختن به مسائل کلان جامعه اسلامی از منظر فلسفی است. امتداد این است. یعنی معنای دیگری از امتداد حکمت اسلامیِ این است که فلسفه و حکمت اسلامی بنیانهای معرفتی و عقلی و نظری مسائل اصلی جامعه و حکمرانی را تبیین کند. یعنی بنیانهای نظری و معرفتی مسائلی همچون حکومت، اقتصاد، جایگاه مردم در حکومت، شأن انسان، شکل جامعه، بنیان سیاسی جامعه، مسئله تکلیف و وظیفه و امثال آنها. فیلسوفان باید بنیانهای فلسفی این امور را ترسیم و تبیین کنند و با نگاه فلسفی این مسائل را توضیح دهند؛ یعنی پاسخ به این سوال که بر اساس فلسفه اسلامی چنین موضوعاتی چگونه خواهد بود؟ حکومت چطور خواهد بود؟ اقتصاد چه مدلی میشود؟ انسان یعنی چه؟ اصلا بنیان سیاسی جامعه چطور باید پی ریزی بشود؟ منطق تکلیف چیست؟ عقلانیت تکلیف از کجا میآید؟ عقلانیت فقه از کجا می آید؟ اینها کار فلسفه است. امتداد فلسفه یعنی اینها. این معنا را امام شهید ما در سال 91 بیان کردند.
او ادامه داد: در جای دیگری میفرماید وقتی سخن از امتداد فلسفه اسلامی به میان میآوریم یعنی در همه عرصههای تمدن، مسائل حکومتی، مسائل اجتماعی؛ حتی مسئله اقتصاد، مسئله دفاع، مسئله جهاد، مسئله مبارزه، مسئله دشمنشناسی، در عموم مسائل تمدنساز باید با نگاه فلسفی آن مولفهها ترسیم و توضیح داده شود.
دکتر شریفی در چرایی اصرار رهبر شهید بر این مطلب، گفت: هر نگاه دیگری که شما بخواهید به این مسائل داشته باشید، نگاه درونی میشود؛ برای بیرونیها هم قابل فهم نیست. شما با اتکا به آیات و روایات این مسائل را ترسیم کنید کار خوبی است؛ اما برای کسی که آیه و روایات را معتقد است. او قبول دارد. اگر مبنای مردمسالاری دینی را بگویید که مقبوله عمر بن حنظله یا فلان روایت است، برای کسی که امام صادق را قبول دارد حجت است؛ اما اگر میخواهی عقلانیت مردمسالاری دینی را در میان سایر نظامات سیاسی دنیا به تصویر بکشی حتماً نیاز داری که با تکیه بر بنیانهای فلسفی با زبان فلسفی و با منطق فلسفی این را ترسیم کنی. امتداد فلسفه اسلامی در این مسائل است. آن موقع زبان، زبان جهانی و گفتمان، گفتمانی جهانی میشود و از این طریق اسلام را توسعه میدهی، فکر و اندیشهی اسلامی را ترویج می کنی.
وی افزود: نکته دوم اینکه ایشان در اردیبهشت سال 97 در جایی میفرماید که اداره جامعه میتواند بر اساس فلسفه اسلامی انجام بگیرد. خیلی نکته بزرگی است که یک فقیه و مرجع تقلید علیرغم نگاههایی که برخی از فقها به فلسفه و فقه دارند، اینگونه بیان کند که آنچه زندگی را عملا اداره میکند فقه هست. در حال حاضر فقه زندگی را اداره میکند. خوب دقت کنید. رهبر شهید میفرماید در حال حاضر اینگونه است که اداره زندگی بر عهده فقه است. اما علت اینکه چرا فقه عهدهدار اداره زندگی شده، میفرماید علت این است که فلسفه اسلامی در طول زمان امتداد عملی نداشته است؛ یعنی این حکمت نظری ما به حکمت عملی امتداد پیدا نکرده است. فلسفه ظرفیتهای اداره جامعه را از خود نشان نداده واز خودش بروز نداده؛ اما فلسفههای غربی امتداد عملیاتی دارند. بنابراین جامعه را براساس مدلهای فلسفی خودشان اداره میکنند.
شریفی درباره نکتهی سومی که رهبر شهید در خصوص امتداد حکمت بیان کردند، گفت: ایشان به بیانهای مختلف بیان میکند که شاید فلسفهدانان و فلسفهخوانان و علاقهمندان به فلسفه از این دنیای انتزاعی خودشان قدری فاصله بگیرند و آن وظایف اجتماعی و علمی خودشان را بیشتر آگاه بشوند و بتوانند جایگاه فلسفه را در حقیقت به آن باز گردانند. میفرماید ای فیلسوفان اگر شما این کار را بکنید موجب جذابیت بیشتر میشود. با امتداد فلسفه در عرصهی هنر، فرهنگ، اقتصاد، اخلاق، خانواده و به طور کلی با امتداد فلسفه در حوزههای مختلف زیست فردی و اجتماعی است که میتوانید جذابیت فلسفه و فلسفهورزی را به جامعه نشان بدهید که هم خودتان و هم جامعه لذت ببرد. بعد میفرماید بخشهای عمدهای از جاذبه فلسفه غرب به دلیل امتداد اجتماعی و سیاسی آن است.
رئیس دانشگاه قم در ادامه فرمایش رهبر شهید گفت: آنها(غربیها) چون که به مسائلی مثل حقوق، اخلاق، اقتصاد، حکومت، عدالت، رفاه، انصاف و امثال این مسائل از منظر فلسفی پرداختهاند، جذابیت پیدا کرده؛ حتی به موضوعاتی مثل ورزش مثل فوتبال - که مثال خود ایشان است - از منظر فلسفه پرداختند و دایره مخاطبان خودشان را تقویت کردند. نگاه فلسفی به این پدیدهها را بیان کردند؛ مثلاً نگاه فلسفی به تئاتر، سینما، تلویزیون، فضای مجازی، ورزش و به تمام عرصههای زیست. خب حوزههای مختلف علاقه دارند که از این دریچه هم ببینند که منطقی برای رشتهشان و برای حوزه فعالیتشان توسط فلاسفه ترسیم شده. همین باعث لذت و گستردگی و جذابیت و فلسفه هم شده است.
وی تصریح کرد: بالاخره نکته چهارم را رهبر شهید در سال 82 در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی اینگونه فرمود که از مهمترین نقصهای فلسفهورزی در حوزههای علمیه آن است که فیلسوفان مسلمان نتوانستند آن ذهنیت فلسفی را امتداد سیاسی و اجتماعی بدهند؛ یعنی یک نقص جدی فلسفهورزی در حوزههای علمیه را بیست و سه سال قبل بیان کرد. چند نسل آموزشی و یک نسل پژوهشی سپری شد، باید اقداماتی میشد، نمیگویم هیچ اقدامی صورت نگرفته است، اما شبیه به هیچ بوده است. واقعا باید انقلابی در این عرصه صورت میگرفت اما انجام نگرفت.
دکتر شریفی در ادامه عین عبارات رهبر شهید را مطرح کرد که فرمودند: «دو سه نکته در خصوص آموزش فلسفه و پژوهش فلسفی عرض میکنم، که خوشبختانه دیدم در ذهن بعضی دوستان هم هست. یکی مسألهی امتداد سیاسی - اجتماعی فلسفه است که من مکرّر به دوستان گفتهام و الان هم در تأیید فرمایش بعضی از آقایان عرض میکنم؛ منتها نه با تعبیر رنسانس فلسفی؛ نباید به این معنا مطرح شود. ما به رنسانس فلسفی یا واژگون کردن اساس فلسفهمان احتیاج نداریم. نقص فلسفهی ما این نیست که ذهنی است - فلسفه طبعاً با ذهن و عقل سروکار دارد - نقص فلسفهی ما این است که این ذهنیّت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد. فلسفههای غربی برای همهی مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن میکند: سیستم اجتماعی را معیّن میکند، سیستم سیاسی را معیّن میکند، وضع حکومت را معیّن میکند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن میکند؛ اما فلسفهی ما بهطور کلّی در زمینهی ذهنیّاتِ مجرّد باقی میماند و امتداد پیدا نمیکند. شما بیایید این امتداد را تأمین کنید، و این ممکن است؛ کمااینکه خود توحید یک مبنای فلسفی و یک اندیشه است؛ اما شما ببینید این توحید یک امتداد اجتماعی و سیاسی دارد. «لاالهالا ّاللَّه» فقط در تصوّرات و فروض فلسفی و عقلی منحصر و زندانی نمیماند؛ وارد جامعه میشود و تکلیف حاکم را معیّن میکند، تکلیف محکوم را معیّن میکند، تکلیف مردم را معیّن میکند. میتوان در مبانی موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّی را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهای بسیار فیّاضی را در خارج از محیط ذهنیّت بهوجود میآورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن میکند. دنبال اینها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان کار کنید؛ آنگاه یک دستگاه فلسفی درست کنید. از وحدت وجود، از «بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء»، از مبانی ملاّصدرا، اگر نگوییم از همهی اینها، از بسیاری از اینها – میشود یک دستگاه فلسفىِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی درست کرد؛ فضلاً از آن فلسفههای مضاف که آقایان فرمودند: فلسفهی اخلاق، فلسفهی اقتصاد و... و. این، یکی از کارهای اساسی است. این کار را هم هیچکس غیر از شما نمیتواند بکند؛ شما باید این کار را انجام دهید.»
حجتالاسلام شریفی با توجه به بیانات یادشده خاطرنشان کرد: ببینید رهبر شهید انقلاب چقدر دقیق و عمیق مسئلهی امتداد فلسفه را بیان میکند و میفرماید امتداد فلسفه فقط به فلسفههای مضاف نیست. اینکه آن فلسفه در سطوح اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی امتداد پیدا کند و یک دستگاه اقتصادی بر پایه اندیشه فلسفی سامان بدهد، یک دستگاه فرهنگی و هنری بر پایه فلسفه صدرا سامان بدهد و همچنین سایر حوزه های زیست اجتماعی و تمدنی.
خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/