شناسهٔ خبر: 78749492 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

مازندران در مسیر گردشگری پژوهش محور

بابلسر - ایرنا - عضو هیات علمی دانشگاه مازندران و مدیر مسوول فصل نامه «علمی - پژوهشی، برنامه ریزی و توسعه گردشگری» در یادداشتی بر این باور است که هرگونه سیاست‌گذاری در این حوزه، ضمن برخورداری از مبانی نظری و مستجکم، باید بر پژوهش‌های میدانی، مشارکت ذی‌نفعان محلی و درک واقعی از ظرفیت‌ها و آسیب‌پذیری‌های مقاصد گردشگری استوار باشد.

صاحب‌خبر -

انتشار شماره ۵۷ نشریه برنامه ‌ریزی و توسعه گردشگری در آغاز فصل تابستان ۱۴۰۵ را به همه ذی‌نفعان گردشگری تبریک می گویم. جای بسی خرسندی است که در شرایط پر فراز و نشیب کشور در نتیجه دو نوبت جنگ تحمیلی اخیر و فشارهای مستمر و مضاعف اقتصادی و سیاسی، مجاهدان علمی این مرز بوم دست از تلاش و کوشش علمی برنداشتند و تلاش نمودند تا بر تمرکز بر فعالیت های علمی، مانع تحقق اهداف خصمانه بیگانان در عرصه تحقیق و پژوهش شوند.

انتشار به هنگام و به موقع این نشریه علمی به عنوان یک نشریه شاخص در عرصه فعالیت های علمی کشور، موید وقفه ناپذیری فعالیت های علمی است و در نتیجه، موجب فخر و مباهت. اکنون بیش از ۱۴ سال از انتشار این نشریه علمی سپری شده و در سایه تلاش های علمی، افق آینده نیز روشن است.

گردشگری در عصر کنونی، فراتر از یک کنش صرفا تفریحی یا صنعتی درآمدزا، به پدیده‌ای چند وجهی و تأثیرگذار در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی تبدیل شده ‌است. این حوزه، با ظرفیت‌های بی‌نظیر خود در ایجاد اشتغال، توزیع درآمد، احیای هویت‌های محلی و تقویت فهم میان‌فرهنگی، به یکی از محوری‌ترین ارکان توسعه‌ پایدار در بسیاری از کشورها تبدیل شده‌است. با این حال، توسعه‌ گردشگری در ایران، علی‌رغم برخورداری از سرمایه‌های خارق‌العاده‌ طبیعی، تاریخی و فرهنگی، همواره با چالش‌هایی ساختاری و محتوایی روبرو بوده‌است؛ چالش‌هایی که گاه ریشه در نگاه‌های بخشی-‌نگر و تک‌بعدی به این پدیده دارد و گاه در غفلت از پیوندهای عمیق آن با سایر حوزه‌های علمی و اجتماعی دارد.

از این‌ رو، برنامه‌ریزی برای توسعه‌ گردشگری، دیگر در چارچوب تنگِ رویکردهای صرفاً اقتصادی یا مهندسی نمی‌گنجد و ضرورتِ نگاهِ جامع‌نگر و میان‌رشته‌ای، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود؛ چرا که این حوزه به مثابه‌ آیینه‌ای تمام‌نما، پیچیدگی‌های جهان معاصر را بازتاب می‌دهد: از مهاجرت و جابه‌جاییِ جمعیت‌ها که مرزهای سنتی میان «مهمان» و «میزبان» را در هم می‌شکند، تا چالش‌های محیط زیستی که رفتار گردشگر را به مساله‌ای جامعه‌شناختی بدل کرده ‌است؛ از تنش‌های ژئوپلیتیکی و بازنمایی‌های رسانه‌ای که تصویر مقصد را دستخوش دگرگونی می‌سازند، تا دگردیسی‌های دیجیتال که تجربه‌ سفر را از کالبد فیزیکی به فضای مجازی گسترانده‌اند.

گردشگری علمی راهبردی برای توسعه اقتصادی مازندران

همچنین ویژگیِ میان‌رشته‌ایِ گردشگری، آن را در نقطه‌ی تلاقی رشته‌های گوناگونی چون جغرافیا، جامعه‌شناسی، اقتصاد، مدیریت، حقوق، علوم سیاسی، معماری، محیط‌زیست و حتی فناوری‌های نوینِ اطلاعاتی قرار داده‌ است.

این ویژگی، اگرچه انجام اقدامات لازم را پیچیده‌تر می‌سازد، اما در عین حال، بستری برای هم‌افزاییِ نظری و روش‌شناختیِ حوزه‌های مختلف فراهم می‌آورد و امکانِ مواجهه‌ی چندسویه با مسائلِ عینیِ این عرصه را مهیا می‌کند. نشریه‌ی «برنامه‌ریزی و توسعه‌ی گردشگری» بر این باور است که هرگونه سیاست‌گذاری در این حوزه، ضمن برخورداری از مبانی نظری و مستجکم، باید بر پژوهش‌های میدانی، مشارکت ذی‌نفعان محلی و درک واقعی از ظرفیت‌ها و آسیب‌پذیری‌های مقاصد گردشگری استوار باشد و از همین رو، همواره کوشیده ‌است تا با انتشار پژوهش‌های اصیل و کاربردی، گامی در جهتِ توسعه‌ی دانشِ میان‌رشته‌ایِ گردشگری در ایران بردارد.

در این بین سوال‌های حائز اهمیت این است که آیا الگوهای رایج توسعه‌ی گردشگری، به‌ویژه در ایران، توانسته‌اند به نیازهای پنهان و آشکار این عرصه پاسخ دهند؟ چه می‌شود اگر مهاجران را نه به‌عنوان «ساکنان موقت»، بلکه به‌مثابه‌ی «کارگزاران فرهنگی و پیوند دهندگان اجتماعی» در نظر بگیریم؟ اگر سرمایه‌ی فرهنگی گردشگران را پیش‌نیازی برای رفتار مسئولانه‌ی محیط زیستی در مقصد بدانیم، چه تغییری در سیاست‌های آموزشی و فرهنگی رخ خواهد داد؟ اگر حکمرانی گردشگری را از منظر «هوشمندی داده‌- محور» و «تحول‌آفرینی سیستمی» بازتعریف کنیم، آیا می‌توان از چرخه‌ی فرسایشیِ توسعه‌ی ناپایدار در مقاصد ساحلی عبور کرد؟ و بالاخره، اگر عدالت فضایی را نه یک شعار، که مبنای توزیع منافع و فرصت‌های گردشگری در نظر بگیریم، چه موانع ساختاری و معرفتی بر سر راه آن قرار دارد؟

شماره‌ی پیشِ‌رو، کوشیده‌است تا به هر یک از این پرسش‌ها، از زاویه‌ای پژوهشی و با اتکا به روش‌های متنوع کمّی و کیفی، پاسخی شایسته دهد. مقالات این شماره، اگرچه در موضوعات و رویکردها با یکدیگر تفاوت دارند، اما همگی در نقطه‌ای مشترک تلاقی می‌کنند: نگاه به گردشگری به‌عنوان پدیده‌ای چندبعدی که نمی‌توان آن را در قالب یک رشته‌ی علمی یا یک دستگاه سیاست‌گذارانه محصور کرد. این نوع نگاه را به بهترین وجه می توان در اثر ارزشمند جان اوری و یان رابرتسون در کتاب" بینش گردشگری"، که به زبان فارسی نیز از سوی انتشارات دانشگاه مازندران توفیق طبع پیدا کرده است، یافت.

گردشگری علمی راهبردی برای توسعه اقتصادی مازندران

در نخستین مقاله، با عنوان «تحلیل تعامل مهاجرت و گردشگری: مطالعه‌ی موردی مهاجرین افغانستانی در ایران» ، نویسندگان کوشیده اند تا پیوندی نظام‌مند میان دو پدیده‌ی مهاجرت و گردشگری برقرار سازند و نشان دهند که مهاجرین افغانستانی، به‌واسطه‌ی اشتراکات زبانی، فرهنگی و مذهبی، نه‌تنها مصرف‌کننده‌ی خدمات گردشگری، بلکه عامِلان فرهنگی، کارآفرینان محلی و پیونددهندگان اجتماعی در توسعه‌ی گردشگری ایران هستند. این مقاله، با رویکردی میان‌رشته‌ای و تلفیق نظریه‌های گردشگری پایدار و دیاسپورا، چارچوبی نو برای بازتعریف سیاست‌های مهاجرتی–گردشگری ارائه می‌دهد و از کم‌توجهی سیاستی به این ظرفیت‌ها پرده برمی‌دارد. تجربه زیسته یکی از نویسندگان مقاله که خود افغانی است بر غنای این مقاله افزوده است.

دومین مقاله، با عنوان «بررسی جامعه‌شناختی رابطه‌ی سرمایه‌ی فرهنگی و رفتار محیط‌زیستی گردشگران داخلی (مطالعه‌ی موردی شهرستان چالو س)» به یکی از چالش‌های عینیِ توسعه‌ی گردشگری در مناطق طبیعی ایران می‌پردازد. این پژوهش با تکیه بر نظریه‌ی سرمایه‌ی فرهنگی بوردیو، نشان می‌دهد که رفتار محیط‌زیستی گردشگران در سطح متوسط قرار دارد و برخی رفتارهای آسیب‌زا همچنان مشاهده می‌شود. یافته‌ی کلیدی آن، رابطه‌ی مثبت و معنادار میان ابعاد سرمایه‌ی فرهنگی (به‌ویژه سرمایه‌ی تجسم‌یافته) و رفتار مسئولانه‌ی محیط زیستی است؛ یافته‌ای که برای سیاست‌گذاران و نهادهای فرهنگی، حکم ضرورت طراحی برنامه‌های آموزشی و مداخلات فرهنگی را دارد.

سومین مقاله، با عنوان «تحلیل اسناد بین‌المللی مرتبط با قراردادهای سرمایه‌گذاری بین‌المللی اگروتوریسم (گردشگری کشاورزی)»، به حوزه‌ای کمتر پرداخته‌شده در ادبیات گردشگری ایران ورود می‌کند. این پژوهشِ حقوقی–تحلیلی، با بررسی اسناد بین‌المللی و هم‌سوسازی آن‌ها با قراردادهای سرمایه‌گذاری، نشان می‌دهد که از میان انواع قراردادها، مدل‌های بی. او. تی و مشابه آن، بیشترین هماهنگی را با تعاریف گردشگری کشاورزی و اسناد بین‌المللی (از جمله معاهده‌ی حمایت از پرندگان مفید برای کشاورزی) دارند. مقاله تأکید می‌کند که بی‌توجهی به این هم‌سوسازی، امنیت غذایی جهانی و داخلی را تهدید می‌کند و رعایت آن، ضامن بقای اماکن گردشگری کشاورزی برای نسل‌های آینده خواهد بود.

چهارمین مقاله، با عنوان «تحلیل گفتمان بازیگران خط‌مشی شهرسازی (مطالعه‌ی موردی: استان مازندران به‌عنوان مقصد گردشگری ایران»، از رهیافت تحلیل گفتمان انتقادی برای واکاوی تضادهای موجود در فرآیند خط‌مشی‌گذاری شهری بهره گرفته‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد که چهار گفتمانِ سیاسی، نهادی، تخصصی و مشارکتی در استان مازندران، اغلب در تعارض با یکدیگر عمل می‌کنند و این تعارض، به فقدان انسجام، ناکارآمدی خط‌مشی‌ها و تضعیف مشارکت عمومی انجامیده است. مقاله با ارائه‌ی مدلی بومی، بر شفافیت، بازنگری نهادی و تقویت مشارکت شهروندی به‌عنوان راه‌کارهای برون‌رفت از این چالش تأکید دارد.

گردشگری علمی راهبردی برای توسعه اقتصادی مازندران

پنجمین مقاله، با عنوان «ایران‌هراسی در آینه‌ی تجربه‌ی گردشگران: خوانش روایت‌های تریپ‌ادوایز»، به یکی از حساسترین موضوعات صنعت گردشگری ایران می‌پردازد: بازنماییِ تصویر ایران در فضای مجازی و تأثیر آن بر ادراک گردشگران خارجی. این پژوهش با تحلیل مضمون روایت‌های کاربران در بازه‌ی زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵، نشان می‌دهد که ایران‌-هراسی، ادراکات مخاطره ی پیش‌سفر از را تقویت می‌کند، اما تجربه‌ی میدانیِ گردشگران، این ادراکات را بازتنظیم کرده و به روایت‌های مثبت‌تری منجر می‌شود. مقاله بر اهمیت اطلاع‌رسانی مبتنی بر شواهد در مرحله‌ی پیش‌سفر و نقش گردشگران واقعی در تغییر تصویر مقصد تأکید دارد. این موضوع، به ویژه در شرایط پسا جنگ تحمیلی اخیر، به شدت حائز اهمیت می باشد و لازم است سیاستگذاری ها در جهت توقیت تصویر مثبت از ایران تمرکز یابد.

ششمین مقاله، با عنوان «حکمرانی هوشمند و تحول‌آفرینی پایدار در مقاصد گردشگری ساحلی: مرور دامنه‌ای و دستور کار آینده»، با رویکردی آینده‌پژوهانه و مرور نظام‌مند، چارچوب مفهومی یکپارچه‌ای برای پیوند حکمرانی هوشمند و تحول‌آفرینی پایدار ارائه می‌دهد. یافته‌های آن، حاکی از استخراج سه مقوله‌ی اصلیِ حکمرانی داده‌- محور، تحول‌آفرینی سیستمی و بازآفرینی اکوسیستم ساحلی است. مقاله با ارائه‌ی سیاست‌هایی نظیر استقرار حکمرانی مشارکتی، توسعه‌ی زیرساخت هوشمند، هم‌آفرینی ارزش در اقتصاد چرخشی گردشگری و تاب‌آوری، مسیر عملیاتیِ گذار از پایداری به بازآفرینی را در مقاصد ساحلی ترسیم می‌کند.

هفتمین مقاله، با عنوان «موانع تحقق‌پذیری عدالت فضایی در گردشگری: مرور نظام‌مند»، به یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های برنامه‌ریزی گردشگری می‌پردازد. این پژوهش با تحلیل ۷۸ مقاله‌ی علمی، شش خوشه‌ی اصلی از موانع را شناسایی می‌کند: انحصار قدرت و سلطه‌ی نگاه بازاری، انسان‌محوری و غیبت رویکردهای پساانسان‌گرا، ضعف در سیاست‌گذاری و مشارکت، کمبود دانش و آموزش عدالت‌محور، ضعف نظارتی–مدیریتی، و پیامدهای محیط زیستی تعارض‌آمیز با عدالت. یافته‌ها نشان می‌دهد که شکاف میان گفتمان عدالت و واقعیت‌های عملی، نه‌تنها ناشی از ناکارآمدی سیاست‌ها، که ریشه در بنیان‌های فکری، ارزشی و ساختاریِ حاکم بر توسعه‌ی گردشگری دارد. در حقیقت، این پژوهش با رویکرد فلسفی هگلی، از تاثیر ذهن بر عین سخن می گوید و در این مسیر، نقش عوامل فرهنگی و ذهنی بسیار برجسته م باشد.

و بالاخره هشتمین مقاله، با عنوان «تأثیر ادغام مصورسازی دیجیتالی با نقشه‌های چاپی در ترغیب بازدید حضوری گردشگران از محوطه‌های تاریخی» به تقاطعِ فناوری‌های نوین و میراث فرهنگی می‌پردازد. این پژوهش با بهره‌گیری از الگوریتم جنگل تصادفی و چارچوب محرک_ارگانیسم_پاسخ، نشان می‌دهد که افراد زیر ۴۰ سال با محرک‌های دیجیتالی بالا، ترغیب بیشتری به بازدید دارند و در عین حال، نقشه‌ی چاپی با اهمیت ۰/۱۱، همچنان بیشترین تأثیر را در ترغیب دارد. مقاله راهکاری عملی برای طراحی وب‌گاهی ارائه می‌دهد که نقشه‌های چاپی را از طریق کیوآرکد به تور مجازی و واقعیت‌افزوده متصل می‌سازد و بدین‌ ترتیب، گامی نوین در پایداری اقتصادی گردشگری فرهنگی در ایران برمی‌دارد. سیر تحول ثبت وقایع از دریچه دوربین های قدیمی با حلقه های فیلم نگاتیو و چاپ های دستی به دوربین های دیجتالی و اخیرا فضاهای مجازی را در اثر پیش گفته جان اوری و یان رابرتسون با عنوان " بینش گردشگری" می توان مطالعه کرد.

آنچه در مجموعه‌ این مقالات مشهود است، تأکید بر ارتباط میان نظریه و عمل، توجه به بسترهای بومی و محلی، کاربست روش‌های نوین تحقیق و ارائه‌ی راهبردهای عملیاتی برای سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان گردشگری است. هر یک از این پژوهش‌ها، اگرچه گوشه‌ای از مسائل پیچیده‌ی گردشگری را روشن می‌سازند، اما به نظر می رسد که همچنان راه بسیاری در پیش است تا به الگویی بومی، جامع و کارآمد برای توسعه‌ی گردشگری در ایران دست یابیم. یعنی اگر چه این شماره به مقاله اخیر به پایان خود رسید ولی حکایت همچنان باقی است.

گردشگری علمی راهبردی برای توسعه اقتصادی مازندران

در خاتمه، ضمن قدردانی از همه‌ی اندیشمندان و نویسندگان گرانقدر، اعضای محترم هیات تحریریه، داوران ارجمند و همکاران اجرایی که در انتشار این شماره نقش داشته‌اند، فرصت را غنیمت شمرده و از تمامی پژوهشگران، اساتید، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و فعالان صنعت گردشگری دعوت می‌کنم تا با ارسال جدیدترین یافته‌های نظری و تجربی خود، این نشریه را در مسیر تبدیل شدن به مرجعی علمی و راهگشا در حوزه‌ی برنامه‌ریزی و توسعه‌ی گردشگری یاری رسانند.

بی تردید، گردشگریِ مسولانه و آگاهانه، مشارکتی و پایدار، نه ‌تنها به توسعه‌ی اقتصادی، که به انسجام اجتماعی، احیای هویت‌های محلی و حفاظت از محیط زیست و میراث طبیعی و فرهنگی نیز خواهد انجامید و این مهم، نیازمند انتشار یافته های نظری و علمی جهت ایجاد هم‌فکری و قرابت نظری و عملی بین سیاستگذاران، برنامه ریزان، مجریان و فعالان گردشگری می باشد.

*عضو هیات علمی دانشگاه مازندران