خبرگزاری تسنیم ـ محمدصدرا مازنی*؛ ممکن است خونخواهی بهطور کلی یک واکنش هیجانی یا انتقامجویی شخصی بهشمار رود که در ادبیات فقهی به آن قصاص یا جبران خسارت گفته میشود (نوع اول)، اما مسئله وقتی سیاسی میشود، تفاوت میکند. انتقامجویی در مسائل سیاسی و حکومتی اگرچه ممکن است با زدوبند و تغافل، تغییر سیاستها و یا دولتها و نظایر آن بهفراموشی خواستهشده و ارادی سپرده شود (نوع دوم). اما انتقام زمانی که به یک مسئله ارزشی و الهیاتی تبدیل میشود، فراموششدنی و قابل معامله نیست (نوع سوم).
براین اساس خونخواهی مقولهای توحیدی و نمادی از ایستادگی در برابر ظلم، حفظ کرامت انسانی و بازگرداندن عدالت گمشده به جامعه خواهد بود. شاهد ماجرا را میتوان در واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) جستجو کرد.
شهادت آن حضرت، پرچم انتقام را با شعار یالثارات الحسین برافراشت و اینک پس از هزار و سیصد و هشتاد و هفت سال هرگز بر زمین نماند، بلکه بهعنوان نخ تسبیح بیداری و آزادی برای شیعیان تلقی شد. بر این اساس انتقام خون حسین(ع) نه شخصی، نه صرفا مربوط به یک جغرافیا و نه محدود به زمان است، بلکه موضوعی اعتقادی بوده و از «قصاص» به معنای سادهی جبران خسارت مادی فراتر رفته و به «احیای حق» در پرتو «درهمشکسته شدن باطل» تبدیل میشود. منطق ظهور نیز در همین راستا تعریف میشود.
در 9 دیماه سال 1404 هجری شمسی نیز، یکی از پرچمداران انتقام خون حسین، که در مقابل زورگویی استکبار ایستاد، به همراه سرداران و زنان و مردان و کودکان بسیاری بهشهادت رسید. پیروان رهبر شهید که تربیت شده مکتب حسینی هستند پرچمی دیگر از جنس انتقام و خونخواهی که در فرهنگ عاشورایی شیعیان ریشه دارد، برافراشتند. این پرچم، که با شعار یالثارات الخامنهای تزیین شده است، در امتداد هدف انتقام خون امام حسین(ع) تعریف میشود و دیپلماسی و تفاهمنامهها اگرچه در ادبیات دولتی امری معمول تلقی میشود، ولی هرگز تازگی احساس انتقام را کم نمیکنند، دلیلش چنانکه اشاره شد، فرهنگ و ترییت عاشورایی منتقمین خون امام شهید است. جنس انتقام قائد شهید، فرق دارد! چرا جنس انتقام قائد شهید، همچون جنس انتقام امام حسین(ع)، با انتقام از نوع، اول و دوم فرق میکند؟
اقدام دشمن در به شهادت رساندن امام خامنهای از سه جهت متفاوت میشود؛ از طرفی حیثیت و اعتبار ملی ایرانیان را به عنوان دارندهی تمدنی کهن، خدشهدار کرده است و براین مبنا موضوعی ملی است که هیچ ایراندوستی این هتک حرمت را تحمل نمیکند.
از طرفی دیگر به دلیل نقش امام شهید در تقویت جبهه مقاومت در مقابل دشمن مشترک مسلمان، به اعتبار امت اسلام آسیب زده است و مسلمانان هیچگاه در برابر چنین فاجعهای ساکت نمینشینند. از بعد سوم به دلیل وجه الهیاتی آن که یک منادی باورها و ارزشهای دینی در جامعه به فجیعترین شکل ممکن ترور شده است که با انتقامجویی در حد قصاص نفس طرف درگیری تفاوت ریشهای پیدا میکند. مقصد چنین انتقامی صرفا قصاص نیست، اگرچه در صورت امکان باید انتقام گرفته شود؛ اما مهمتر از آن برچیده شدن بساط ظلم و بسط عدالت و فضیلتهای اخلاقی در جامعه است.
چه کسانی سفیران پیام انتقاماند؟ پژوهشگران، وعاظ، شاعران و ذاکران اهل بیت(ع) با بیان جزئیات کربلا، و شهادت قائد شهید، حاملان پیام انتقام به مردماند، آنها خشم مقدس خود را علیه سیستمی باطل، ابراز میدارند. این خشم، موتور محرکهی تغییرات اجتماعی و سیاسی در طول تاریخ اسلام بوده است.
شاید گفته شود، خونخواهی امام حسین(ع) و امام خامنهای چه فایدهای دارد؟! انتظار خونخواهی، به مؤمنان انگیزه میدهد تا در طول تاریخ، همواره در برابر انحرافات بایستند. بنابراین، فرهنگ خونخواهی در این بستر، یک حرکت پویا و زنده است که هر نسل، بسته به شرایط زمانهی خود، آن را بازتعریف و اجرا میکند.
براین مبنا انتقامجویی به عنوان آغازی برای ساختن جهانی عادلانهتر است. این نگاه، به مبارزان راه حق، امید و انگیزه میبخشد تا بدانند که تلاشهایشان، هرچند کوچک به نظر برسد، در مسیر تحقق عدالت الهی مؤثر است.
*استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/