به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، تفاهمنامه اسلام آباد برای پایان جنگ میان ایران و آمریکا با موجی از انتقادهای غیرمنتظره از سوی نمایندگان حزب دموکرات در کنگره آمریکا مواجه شد که تا پیش از این از دونالد ترامپ به دلیل شروع جنگ با ایران انتقاد میکردند و در گذشته نیز او را به دلیل خروج از برجام در دور نخست ریاست جمهوریاش ملامت میکردند.
چاک شومر، رهبر اقلیت دموکراتها در سنا از ایالت نیویورک، این توافق را «هنر تسلیم شدن» نامید و گفت که دموکراتها اجازه نخواهند داد ۳۰۰ میلیارد دلار از پول مالیات دهندگان به ایران برسد. سناتور جان هیکنلوپر، دموکرات از کلرادو، آن را «حقارتبار و شرمآور» توصیف کرد. سناتور کوری بوکر، دموکرات از نیوجرسی، گفت این توافقی است که در آن تمام منافع به جیب ایران میرود. سوزان رایس، مشاور سابق امنیت ملی در دولت کلینتون، این توافق را «تسلیمی هولناک و حیرتآور» خواند. سناتور آدام شیف، دموکرات از کالیفرنیا، آن را «تسلیمی تمامعیار» دانست. ست مولتون، نماینده دموکرات از ماساچوست نیز به شکل مشابهی ادعا کرد که این توافق «در واقع یک سند تسلیم است». علاوه بر این، سناتور ریچارد بلومنتال، دموکرات از کانتیکت، این توافقنامه را «تسلیم بیقید و شرط» ایالات متحده نامید و تاکید کرد که این طرح «به محض ورود به سنا، مرده قلمداد خواهد شد».
شمار اندکی از دموکراتها مانند خواکین کاسترو و رو خانا دموکراتهای مجلس نمایندگان صف خود را از بدنه تندرو و جنگطلب حزبشان جدا کرده و از دموکراتها خواستهاند که از این توافق حمایت کنند.
راب مالی، دیپلمات پیشین آمریکایی در یادداشتی مینویسد: «نارضایتی جمهوریخواهان تندرو قابل پیشبینی بود. اما واکنش دموکراتها به مراتب معماگونهتر و عجیبتر است.»
استیون زونس، استاد سیاست و مطالعات بینالملل در دانشگاه سانفرانسیسکو مینویسد: «برای جمهوریخواهانی که باراک اوباما را به خاطر برجام مورد حمله قرار میدادند، دفاعِ اکنونِ آنها از تفاهمنامه ترامپ، فراتر از یک ریاکاری محض است. اما بسیاری از دموکراتهای کنگره نیز ریاکاری خاص خود را به نمایش میگذارند؛ چرا که ادعا میکنند مخالف جنگ هستند، اما همزمان فعالانه تلاشها برای پایان دادن به آن را تخریب میکنند. سیاستمداران دموکراتی که با جمهوریخواهان راستگرا در سر دادن شعار «تسلیم» همصدا شدهاند، در واقع به ایجاد فضایی کمک میکنند که ممکن است دولت تندروی ترامپ را به شکستن توافق فعلی و بازگشت به جنگ سوق دهد.»
نشریه نیو ریپابلیک در گزارشی تأکید میکند: «دموکراتهای کنگره به طور گسترده آن را به عنوان یک جنگ غیرضروری و تجاوزکارانه، غیرقانونی و سرزنشآمیز محکوم کردند. بر اساس منطق، باید انتظار داشت که همین دموکراتها از پایان دیپلماتیک این جنگ استقبال کنند. اما در عوض، بسیاری از آنها این تفاهمنامه را هدف حملات خود قرار دادهاند؛ حتی برخی از آنها به منتقدان حزب جمهوریخواه پیوستهاند که پیشنهاد دادهاند این توافق باید مورد بررسی و بازبینی کنگره قرار گیرد.»
این در حالی است که اساساً تفاهمنامه پایان جنگ یا توافق رسمی نیست و ضرورتی به بررسی در نهاد قانونگذاری ندارد. نیور ریپابلیک در این خصوص نوشت: « اعضای کنگره که پیش از این اقتدار قانون اساسی خود برای اعلام جنگ را واگذار کرده بودند، اکنون ناگهان نقش کنگره را دوباره کشف کردهاند؛ البته نه برای اعلام جنگ، بلکه برای از ریل خارج کردن هرگونه تلاشی که برای پایان دادن به آن انجام میشود.»
انتقاد از «تنها تصمیم درست ترامپ»
انتقادهای تند و تیز نمایندگان دموکرات کنگره و برخی مقامهای دولتهای پیشین آمریکا از امضای تفاهمنامه پایان جنگ، با واکنشهای مختلفی در آمریکا مواجه شدهاست. راب مالی، دیپلمات پیشین آمریکا و مذاکرهکننده دولتهای اوباما و بایدن در پرونده هستهای ایران در یادداشتی برای روزنامه فایننشیال تایمز مینویسد: «تنها کار هوشمندانهای که ترامپ از زمان آغاز این جنگ انجام داده، پایان دادن به آن بود. هجمه و بدگویی علیه این اقدام، هیچ هدف و نتیجه مثبتی به همراه ندارد.»
مت داس، نایب رئیس اندیشکده مرکز سیاست بینالملل به نشریه نیو ریپابلیک میگوید: «من امیدوارم بیشتر دموکراتهای منتخب آنقدر باهوش باشند که بدانند در حال حاضر، دونالد ترامپ صاحب و مسئول این جنگ است. او مسئول کل این فاجعه است. اگر اینطور به نظر برسد که دموکراتها کاری برای بر هم زدن این توافق آتشبس انجام میدهند — که منجر به از سرگیری جنگ شود — آنها نیز همراه با ترامپ، شریک جرم و صاحب این جنگ خواهند شد.»
جایگزینی وجود ندارد
اگر منتقدان با اقدامات اعتمادساز ضروری برای تسهیل دیپلماسی مخالفند، باید توضیح دهند که چه پیشنهاد جایگزینی دارندیکی از سؤالاتی که حامیان تفاهم پایان جنگ از منتقدان دموکرات میپرسند، این است که چه جایگزینی برای این توافق وجود دارد؟ این تحلیلگران استدلال میکنند که حتی اگر این توافق برای آمریکا بد یا ضعیف باشد، باز هم جایگزین آن بازگشت به جنگ و تنشی است که منتقدان امروز توافق تا دیروز از آن انتقاد میکردند.
راب مالی، مذاکره کننده پیشین آمریکایی مینویسد: «به نظر میرسد موضع آنها بر یک فرض ناگفته استوار است: اینکه یک جایگزین بهتر در دسترس بوده است. بسیاری از آنها مقایسهای نهچندان منصفانه میان این توافق و توافق هستهای سال ۲۰۱۵ رئیسجمهور باراک اوباما (برجام) انجام دادهاند؛ همان توافقی که ترامپ سه سال بعد به طور یکجانبه از آن خارج شد. تلاشهای جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، برای تمایز قائل شدن میان این دو توافق، مضحک بوده و تنها موضع خود او را تضعیف کرده است؛ با این حال، خود این مقایسه نیز اساساً قیاسی معالفارق و نادرست است.»
سینا طوسی، پژوهشگر اندیشکده مرکز سیاست بینالملل، در پایگاه تحلیلی ریسپانسیبل استیتکرفت مینویسد: «اگر منتقدان با اقدامات اعتمادساز ضروری برای تسهیل دیپلماسی مخالفند، باید توضیح دهند که چه پیشنهاد جایگزینی دارند. ایران قرار نیست باقیمانده اهرمهای فشار خود را صرفاً در ازای وعدههای آمریکایی واگذار کند. مطالبه چنین چیزی، یک استراتژی مذاکراتی جدی نیست، بلکه راهی برای تضمین بنبست است. پس از شکست فشار حداکثری و جنگ، مخالفت با گامهای لازم برای موفقیت مذاکرات، در عمل، نقشه راهی برای بازگشت به استراتژی شکست خورده قبلی است.»
لابی اسرائیل از ترامپ ناامید شد و به دوستان دموکراتش روی آورد
با توجه به سرازیر شدن حجم انبوهی از پولهای حامیان وفادار به اسرائیل به صندوقهای انتخاباتی هر دو حزب (دموکرات و جمهوریخواه) در هر دوره از انتخابات، اصلاً جای تعجب ندارد که دموکراتها اکنون همان نقش مخرب و کارشکنانهای را علیه توافق ترامپ با ایران ایفا میکنند که پیش از این، جمهوریخواهان علیه برجام اوباما انجام میدادندبرخی از تحلیلگران آمریکایی فشار دموکراتها علیه تفاهمنامه پایان جنگ را نتیجه لابی اسرائیل در کنگره میدانند. نیو ریپابلیک در گزارشی مینویسد: «این رویکرد نتیجه حمایتهای سرسختانه و تاریخی دموکراتهای ارشد از دولت اسرائیل است؛ رژیمی که بار دیگر به نظر میرسد کمر به تخریب هرگونه توافق صلح پایدار میان ایالات متحده و ایران بسته است.»
بسیار از تحلیلگران آمریکایی معتقدند پس از آنکه اسرائیل از عزم ترامپ برای ادامه جنگ با ایران ناامید شد، تلاشهای خود را معطوف به کارشکنی علیه توافق با ایران و هرگونه تلاش برای صلح کرد. لابی اسرائیل که از هر دو حزب اصلی آمریکا حمایت مالی میکند، با این تصور که بسیاری از جمهوریخواهان به صورت پیشفرض از اقدامهای ترامپ حمایت قاطع میکنند، سراغ دموکراتها رفتهاست تا از طریق آنها در مسیر توافق کارشکنی کند.
ناامیدی از ترامپ در لابی اسرائیل به وضوح مشهود است. لابی آیپک، بزرگترین لابی یهودی در آمریکا، بیانیهای انتقادی علیه تفاهمنامه اسلامآباد منتشر کرد و بندبند آن را نقد کردهاست. هایلی سوایفر، رئیس شورای دموکراتیک یهودیان آمریکا گفت: «دونالد ترامپ آنقدر برای دستیابی به توافق با ایران مستأصل و درمانده بود که با بیشرمی تمام حاضر شد اسرائیل را کنار بزند؛ این موضوع بار دیگر نشان داد که ترامپ به هیچکس جز خودش وفاداری یا تعهدی ندارد.»
هریسون برگر، در نشریه آمریکن کانسرواتیو مینویسد: «با توجه به سرازیر شدن حجم انبوهی از پولهای حامیان وفادار به اسرائیل به صندوقهای انتخاباتی هر دو حزب (دموکرات و جمهوریخواه) در هر دوره از انتخابات، اصلاً جای تعجب ندارد که دموکراتها اکنون همان نقش مخرب و کارشکنانهای را علیه توافق ترامپ با ایران ایفا میکنند که پیش از این، جمهوریخواهان علیه برجام اوباما انجام میدادند.»
این گزارش ادامه میدهد: «محورهای تبلیغاتی و استدلالهایی که اکنون دموکراتهای کنگره در مخالفت با این تفاهمنامه به کار میبرند، دقیقاً کپیبرداری از مواضع بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) است؛ یک گروه نفوذ و لابی برجسته طرفدار اسرائیل. بنیاد FDD از کنگره میخواهد که یک قرص سمی (شرطی فلجکننده و غیرقابل قبول برای طرف مقابل) را در این توافق بگنجاند تا تضمین شود هرگونه توافقی محدودیتهایی را بر برنامه موشکهای بالستیک ایران اعمال کند و به حمایت ایران از حزبالله پایان دهد. به طور همزمان، دموکراتهای ارشد، گرگوری میکس، جیم هایمز و آدام اسمیت، در نامهای به تاریخ ۱۷ ژوئن خطاب به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، سوالات مشابهای را مطرح کردهاند: آیا به ایران اجازه داده خواهد شد که برنامه موشکی خود را بازسازی کند و به حمایت از گروههای نیابتی که منطقه را بیثبات میکنند، ادامه دهد؟»
نیتان گاتمن، در نشریه مومنت مینویسد: «آیا دموکراتها و حامیان آنها در جامعه یهودیان که علیه این توافق سخن میگویند، درصدد نابود کردن تنها راه خروج از جنگی هستند که خودشان ماهها برای پایان دادن به آن تلاش میکردند؟ این یک بازی بسیار خطرناک و پیچیده است که میتواند دموکراتها را به نتیجهای دقیقاً برعکسِ آنچه برایش تلاش کرده بودند برساند. به همین دلیل است که پیام آنها کمی مبهم و دوپهلو است: ترامپ دوست اسرائیل نیست، توافق بد است، اما احتمالاً هنوز هم بهتر از بازگشت به جنگ است.»
مت داس، مشاور سابق سیاست خارجی سناتور برنی سندرز و نایبرئیس اندیشکده مرکز سیاست بینالملل به نیو ریپابلیک میگوید: «من فکر میکنم هنوز نوعی واکنش و تعصب سنتی و ریشهدار در میان بسیاری از دموکراتها وجود دارد که با هر چیزی که برای ایران خوب باشد، با هر چیزی که اسرائیل دوست نداشته باشد، و با هر چیزی که القا کند ایالات متحده قدرت مطلق نیست، مخالفت کنند.» او افزود: «به رغم شکستهای متعدد سیاست خارجی در چند دهه گذشته، به ویژه پس از واقعه ۱۱ سپتامبر، هنوز این باور وجود دارد که قدرت نظامی آمریکا میتواند کارهای معجزهآسایی انجام دهد؛ حتی این باور در میان منتقدان این جنگ نیز دیده میشود.»
تعدادی از مقامهای پیشین دموکرات حتی ادعا کردهاند که سیاست جنگ علیه ایران در دولتهای دموکرات پیشین هم در دستور کار قرار داشت. آموس هوکستین، مشاور ارشد دولت بایدن و سرباز سابق ارتش اسرائیل (IDF)، در ماه آوریل به برنامه فیس دِ نیشن گفت که او از «عملیات چکش نیمهشب» در تابستان سال گذشته حمایت کرده است. او گفت: «ما در درون دولت بایدن فکر میکردیم که اگر دوره دومی [برای دولت ما] در کار باشد، ممکن است مجبور شویم دست به این حملات بزنیم.» او اضافه کرد که بایدن «شبیهسازیهای نظامی انجام داد. ما تمرینهایی را درباره اینکه بررسی این موضوع و اقدام به آن چگونه خواهد بود انجام دادیم، زیرا ممکن بود این اتفاق در زمان تصدی ما نیز رخ دهد.»
در مجموع، واکنش بخشی از دموکراتهای آمریکا به تفاهمنامه پایان جنگ، شکافی قابل توجه میان مخالفت آنان با آغاز جنگ و مخالفتشان با نحوه پایان آن را آشکار کرده است. حامیان این تفاهمنامه معتقدند منتقدان تاکنون نتوانستهاند جایگزینی عملی برای جلوگیری از بازگشت به درگیری ارائه کنند و هشدار میدهند که تضعیف این روند دیپلماتیک میتواند بار دیگر مسیر تنش و جنگ را هموار کند. در مقابل، مخالفان توافق بر این باورند که این تفاهمنامه امتیازهای بیش از اندازهای به ایران داده و امنیت بلندمدت آمریکا و متحدانش را تضعیف خواهد کرد. در چنین شرایطی پربیراه نیست اگر بگوئیم که سرنوشت این تفاهمنامه بیش از آنکه تنها به مفاد آن وابسته باشد، به رقابتهای سیاسی داخلی آمریکا و منازعه بر سر آینده سیاست این کشور در قبال ایران گره خورده است.