شناسهٔ خبر: 78744196 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

نقش اتحاد داخلی در تعیین سرنوشت جنگ‌ها

اتحاد داخلی، پشتوانه قدرت ملی، بازدارندگی و تاب‌آوری کشور در تعیین سرنوشت جنگ‌هاست.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان بررسی پیام‌های مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) در طول جنگ رمضان و بعد از آن نشان می‌دهد که در هیچ پیامی نبوده است که ایشان در مورد جنگ فرمایشی داشته باشند اما در مورد نقش و جایگاه حضور مردم در خیابان و استمرار آن حرفی به میان نیاید. فارغ از جنبه‌های روانی و اجتماعی و رسانه‌ای که این موضع دارد، از منظر نظریات امنیتی نیز می‌توان اهمیت این موضوع را به وضوح مشاهده کرد.

سرنوشت جنگ‌ها فقط در میدان نبرد تعیین نمی‌شود. تعداد نیروها، کیفیت سلاح‌ها، عمق راهبردی و توان اقتصادی بی‌تردید اهمیت دارند، اما تجربه تاریخی و نظریه‌های امنیتی نشان می‌دهد که یکی از عوامل تعیین‌کننده در پیروزی، شکست یا فرسایشی‌شدن جنگ‌ها، میزان اتحاد داخلی یک کشور است. در لحظه رویارویی با دشمن خارجی، جامعه‌ای که از انسجام، اعتماد عمومی و احساس تعلق مشترک برخوردار باشد، توان بیشتری برای تحمل فشار، بسیج منابع و حفظ اراده سیاسی خواهد داشت. در مقابل، شکاف‌های داخلی عمیق می‌تواند حتی قدرتمندترین دولت‌ها را در برابر جنگ آسیب‌پذیر کند.

از منظر واقع‌گرایی، جنگ آزمون قدرت دولت‌ها در نظامی بین‌المللی است که در آن هر کشور ناچار است برای بقای خود اتکا به خویشتن داشته باشد. واقع‌گرایان معمولاً بر قدرت نظامی و مادی تأکید می‌کنند، اما این قدرت زمانی اثرگذار است که پشتوانه‌ای از اراده ملی و انسجام سیاسی ـ اجتماعی داشته باشد. ارتشی که از حمایت جامعه برخوردار است، دولتی که می‌تواند منابع انسانی و اقتصادی را بدون فروپاشی داخلی بسیج کند، و مردمی که دفاع از کشور را مسئله‌ای مشترک می‌دانند، مجموعه‌ای از قدرت سخت و قدرت اجتماعی را شکل می‌دهند. بنابراین اتحاد داخلی بخشی از ظرفیت واقعی قدرت ملی است، نه عاملی فرعی یا صرفاً تبلیغاتی.

نظریه بازدارندگی نیز اهمیت اتحاد داخلی را روشن می‌کند. بازدارندگی فقط به داشتن ابزار پاسخ‌گویی وابسته نیست، بلکه به اعتبار اراده استفاده از آن ابزار نیز بستگی دارد. دشمن زمانی از حمله یا تشدید فشار منصرف می‌شود که باور کند کشور مقابل، نه‌تنها توان مقابله دارد، بلکه از اراده جمعی برای ایستادگی نیز برخوردار است. اگر جامعه‌ای دچار چندپارگی شدید، بی‌اعتمادی عمومی و تردید نسبت به هدف جنگ باشد، دشمن ممکن است تصور کند با فشار نظامی، عملیات روانی، تحریم یا ایجاد بحران داخلی می‌تواند اراده ملی را بشکند. اما جامعه متحد این محاسبه را تغییر می‌دهد و هزینه جنگ را برای مهاجم افزایش می‌دهد.

از منظر مکتب کپنهاگ، امنیت پدیده‌ای صرفاً عینی نیست، بلکه از طریق فرایند «امنیتی‌سازی» شکل می‌گیرد؛ یعنی تهدیدی خاص به‌عنوان خطری علیه موجودیت جمعی معرفی می‌شود و جامعه برای مواجهه با آن بسیج می‌گردد. در زمان جنگ، اگر تهدید خارجی به‌درستی و به‌صورت فراگیر فهم شود، می‌تواند گروه‌های مختلف جامعه را حول دفاع از کشور متحد کند. با این حال، امنیتی‌سازی زمانی موفق و پایدار است که به حذف صداهای متفاوت یا سرکوب تنوع اجتماعی تبدیل نشود. اتحاد داخلی پایدار از مسیر یکسان‌سازی اجباری به دست نمی‌آید، بلکه از راه اعتمادسازی، صداقت در اطلاع‌رسانی، مشارکت عمومی و تعریف روایتی ملی و فراگیر شکل می‌گیرد.

نظریه تاب‌آوری نیز نشان می‌دهد که جنگ‌های جدید فقط نظامی نیستند؛ بلکه زیرساخت‌ها، اقتصاد، روان جمعی، رسانه‌ها و زندگی روزمره مردم را هدف قرار می‌دهند. در چنین شرایطی، اتحاد داخلی به جامعه امکان می‌دهد در برابر شوک‌ها و خسارت‌ها فرو نپاشد. وقتی مردم احساس کنند مسئولان با آنان صادق‌اند و همه گروه‌های اجتماعی در سرنوشت کشور سهم دارند، تحمل بحران افزایش می‌یابد. اما اگر بی‌اعتمادی، تبعیض یا احساس طردشدگی گسترش یابد، تاب‌آوری ملی کاهش پیدا می‌کند و دشمن می‌تواند از شکاف‌های داخلی به‌عنوان ابزار جنگی استفاده کند.

رویکرد سازه‌انگارانه نیز بر نقش هویت و معنا در امنیت تأکید دارد. ملت‌ها فقط با مرزهای جغرافیایی یا نهادهای سیاسی تعریف نمی‌شوند، بلکه با خاطره تاریخی، روایت مشترک و احساس تعلق به یک سرنوشت جمعی زنده می‌مانند. در زمان جنگ، این هویت مشترک می‌تواند نیرویی عظیم تولید کند؛ زیرا مردم احساس می‌کنند از خانه، کرامت و آینده خود دفاع می‌کنند. هرچه روایت ملی فراگیرتر باشد و اقوام، مذاهب، طبقات و گرایش‌های مختلف را دربرگیرد، امکان شکل‌گیری اتحاد داخلی عمیق‌تر خواهد بود.

بنابراین جنگ‌ها را فقط ژنرال‌ها، تجهیزات یا نقشه‌های عملیاتی رقم نمی‌زنند؛ ملت‌ها نیز در پشت جبهه و در سطح روانی، اجتماعی و سیاسی نتیجه جنگ را شکل می‌دهند. اتحاد داخلی می‌تواند بازدارندگی را معتبرتر، تاب‌آوری را پایدارتر و قدرت نظامی را مؤثرتر کند. کشوری که در برابر دشمن خارجی بتواند اختلافات خود را مدیریت کند و حول اصل دفاع از موجودیت ملی به اجماع برسد، حتی در دشوارترین جنگ‌ها نیز از منبعی برخوردار است که شکست‌دادنش آسان نیست. لذا از این منظر هم می‌توان اهمیت حضور ملت مبعوث شده در خیابان و ضرورت اتحاد و انسجام آنها را دریافت.

یاداشت از :سید علی مشیرصدری، دکترای تخصصی امنیت ملی

انتهای پیام/