شناسهٔ خبر: 78743414 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مسیر اقتصاد | لینک خبر

چرا تل‌آویو مخالف است؟

شکاف آمریکا و اسرائیل بر سر توافق با ایران

تفاهم اخیر ایران و آمریکا با هدف توقف جنگ و آغاز یک دوره ۶۰ روزه مذاکره، با مخالفت گسترده در محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل روبه‌رو شده است. منتقدان اسرائیلی معتقدند این تفاهم بدون حل فوری پرونده هسته‌ای، برنامه موشکی و نقش منطقه‌ای ایران، بخشی از فشار اقتصادی و نظامی بر تهران را کاهش می‌دهد و امکان دسترسی ایران به منابع مالی و صادرات انرژی را افزایش می‌دهد. اهمیت این اختلاف در آن است که تل‌آویو انتظار داشت جنگ به توافقی سخت‌گیرانه‌تر علیه ایران منجر شود؛ اما روند فعلی می‌تواند نشان‌دهنده کاهش نقش اسرائیل در تعیین دستورکار واشنگتن درباره ایران باشد.

صاحب‌خبر -

به گزارش مسیر اقتصاد امضای یادداشت‌تفاهم اخیر بین ایالات متحده و ایران، خشم رژیم صهیونیستی را برانگیخته است. این توافق شامل تمهیداتی برای پایان دادن به جنگ و آغاز فرآیند مذاکره ۶۰ روزه جدید برای دستیابی به توافق نهایی در مورد مسائل دیگر، به ویژه برنامه هسته‌ای ایران، است. تل‌آویو انتظار داشت که جنگ به همراه فشارهای نظامی و اقتصادی بر ایران، به توافقی با شرایط سخت‌تر به ویژه در مورد برنامه هسته‌ای، قابلیت‌های موشکی و حمایت از گروه‌های منطقه‌ای، منجر شود.

دلیل خشم تل‌آویو از توافق احتمالی تهران-واشنگتن

چهره‌های سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای اسرائیل ناامیدی عمیق خود را از توافق آمریکا و ایران ابراز کرده‌اند. بسیاری از آن‌ها استدلال می‌کنند که این توافق، اهداف اسرائیل در جنگ اخیر را برآورده نمی‌کند. این نارضایتی پس از انتشار گزارش‌هایی مبنی بر امتناع دولت آمریکا از به اشتراک گذاشتن جزئیات تفاهم‌نامه با اسرائیل در طول فرآیند تهیه پیش‌نویس، آشکار و نگرانی دولت اسرائیل را افزایش داد. همچنین، گزارش‌های رسانه‌های اسرائیلی نشان داد که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، شخصاً برای جلوگیری از حمله هوایی بزرگ اسرائیل علیه چندین هدف در داخل ایران مداخله کرده است. این امر، برداشت‌ها در مورد تشدید شکاف بین واشنگتن و تل‌آویو در مورد چگونگی مدیریت مرحله پساجنگ را تقویت کرد.

در این زمینه، مقامات اسرائیلی تأکید کردند که آن‌ها در توافق اخیر نقشی نداشته است. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، نیز افزود که اسرائیل خود را ملزم به رعایت هیچ تفاهمی در رابطه با عرصه لبنان نمی‌داند و هرگونه توافقی با محوریت عقب‌نشینی اسرائیل از جنوب لبنان یا محدود کردن عملیات نظامی علیه حزب‌الله را نمی‌پذیرد. همزمان، وزرای کابینه مانند ایتامار بن گویر و بزالل اسموتریچ انتقادات خود را از این توافق افزایش دادند. اسموتریچ آن را «یک توافق بد برای اسرائیل و کل جهان آزاد» توصیف و بن گویر اعلام کرد که اسرائیل هیچ الزامی برای پایبندی به آن ندارد. هر دو بر لزوم حفظ فشار بر ایران، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای، حفظ آزادی عملیاتی اسرائیل در لبنان و رد هرگونه ترتیبات محدودکننده نظامی علیه حزب‌الله تأکید کردند.

مخالفان اسرائیل نیز حملات تندی را علیه این توافق و نحوه برخورد دولت اسرائیل با این موضوع آغاز کردند. یائیر گولان، رهبر حزب دموکرات، این توافق را «بزرگترین شکست راهبردی در تاریخ اسرائیل» توصیف کرد و نتانیاهو را مسئول تضعیف بازدارندگی اسرائیل دانست. به همین ترتیب، بنی گانتز، رهبر حزب آبی و سفید، استدلال کرد که این توافق یک شکست راهبردی با پیامدهای سیاسی و امنیتی بلندمدت است.

دلایل شکست راهبردی اسرائیل در دستیابی به اهداف جنگ

عوامل متعددی برای مخالفت فزاینده اسرائیل با توافق آمریکا و ایران را توضیح می‌دهد که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌شود:

۱. به حاشیه رانده‌شدن اسرائیل در مسئله اصلی امنیت ملی: انتقادات از اسرائیل پس از افشای رسانه‌ها مبنی بر اینکه دولت ترامپ از ارائه جزئیات این تفاهم‌نامه به اسرائیل خودداری کرد، شدت گرفت. زیرا، این تصور را در محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل تقویت کرد که تل‌آویو دیگر مانند گذشته شریک اصلی در مدیریت درگیری با ایران نیست. این نگرانی‌ها پس از آن تشدید شد که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، اذعان کرد که از جزئیات این توافق اطلاع کامل نداشته است.

۲. رویکرد ترامپ برای پایان دادن به جنگ بدون ترتیبات راهبردی جدید: بخشی از واکنش شدید اسرائیل ناشی از این باور است که دولت ترامپ از راهبرد نظامی فشار حداکثری عقب‌نشینی کرده است. برخی از ناظران اسرائیلی حتی استدلال کرده‌اند که واشنگتن عملاً به شکست تلاش‌ها برای سرنگونی حکومت ایران اذعان کرده است. از دیدگاه اسرائیل، این توافق بازتاب تمایل ایالات متحده برای پایان دادن به درگیری است، نه تلاشی برای اعمال محدودیت‌های راهبردی جدید بر قابلیت‌های آینده ایران.

۳. نگرانی‌ها در مورد بقای قابلیت‌های راهبردی ایران: بسیاری در اسرائیل استدلال می‌کنند که این توافق به اهداف اصلی جنگ و فشار علیه ایران نپرداخته است. این تفاهم‌نامه خواستار برچیدن زیرساخت‌های غنی‌سازی اورانیوم ایران یا حذف مواد غنی‌شده از کشور نشده است. همچنین به برنامه موشک‌های بالستیک ایران یا شبکه منطقه‌ای آن نپرداخته است. از همین روی، این توافق به ایران اجازه می‌دهد تا عناصر کلیدی قدرت راهبردی خود را حفظ کند و همزمان دستاوردهای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی را به دست آورد.

۴. تقویت ایران با کاهش تحریم‌های اقتصادی: انتقاد اسرائیل همچنین بر مفاد توافق‌نامه مربوط به کاهش تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران و تسهیل صادرات نفت و پتروشیمی بدون امتیازات راهبردی معنادار تهران متمرکز شده است. بسیاری از تحلیلگران اسرائیلی نگرانند که این اقدامات می‌تواند منابع مالی قابل توجهی را در اختیار ایران قرار دهد که این کشور را قادر می‌سازد تا پس از جنگ، قابلیت‌های نظامی خود را بازسازی کند، فشارهای اقتصادی داخلی را کاهش و نفوذ منطقه‌ای خود را گسترش دهد. از نظر اسرائیل، چنین پیامدهایی مستقیماً در تضاد با اهداف درگیری اخیر خواهد بود.

۵. تلاش‌ها برای پایان جنگ در جبهه لبنان: عرصه لبنان به یکی از مهم‌ترین منابع مخالفت اسرائیل با این توافق تبدیل شده است، به‌ویژه به این دلیل که این تفاهم‌نامه به پایان دادن به جنگ «در تمام جبهه‌ها، از جمله در لبنان» اشاره دارد. مقامات اسرائیلی بارها اعلام کرده‌اند که اسرائیل از جنوب لبنان عقب‌نشینی نخواهد کرد و کاهش عملیات نظامی علیه حزب‌الله را نخواهد پذیرفت. آن‌ها نگران هستند که این توافق می‌تواند به ایران نفوذ غیرمستقیم بر تصمیم‌گیری‌های نظامی اسرائیل در لبنان بدهد و همچنین «وحدت جبهه‌های» ایران را تقویت کند.

تغییرات نظم منطقه‌ای به زیان صهیونیست‌ها

در مجموع، خشم اسرائیل از توافق آمریکا و ایران، بازتاب نگرانی‌هایی فراتر از محتوای خود توافق است. این بحث ارتباط نزدیکی با پرسش‌های گسترده‌تری در مورد جایگاه منطقه‌ای اسرائیل و نقش آینده آن در شکل‌دهی سیاست در قبال ایران دارد. از دیدگاه تل آویو، این توافق در دستیابی به اهداف جنگ شکست خورده، اما در مقابل به ایران کمک‌های سیاسی و اقتصادی قابل توجهی بدون از بین بردن قابلیت‌های راهبردی اعطا می‌کند. علاوه بر این، روند مذاکرات ناتوانی اسرائیل در تأثیرگذاری بر تصمیمات راهبردی مهم ایالات متحده را اشکار کرد. در نتیجه، اسرائیل احتمالاً فشار سیاسی بر واشنگتن را تشدید و از خروج از لبنان خودداری خواهد کرد. چنین اقداماتی می‌تواند واقعیت‌های جدیدی را در صحنه ایجاد و به تدریج تلاش‌ها برای ایجاد ترتیبات پایدار را تضعیف کند و نظم منطقه‌ای را مغایر با منافع تل‌آویو تغییر دهد.

منبع: مرکز تحلیل‌های راهبردی «اینترریجینال»

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی