شناسهٔ خبر: 78737207 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

بی‌معنایی؛ بحران خاموش خانواده ایرانی

شیراز-ایرنا- خانواده به عنوان مهم‌ترین نهاد اجتماعی، این روزها درگیر بحرانی عمیق‌تر از مشکلات اقتصادی و معیشتی شده است؛ تحلیل‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که «بی‌معنایی» به عنوان یک آسیب پنهان، گسل‌های عمیقی را در روابط درون‌خانوادگی ایجاد کرده و گسست گفت‌وگو، شکاف نسلی و تغییر ساختار قدرت میان زن و مرد، از مهم‌ترین نشانه‌های این بحران خاموش است و اگر این روند ادامه یابد، خانواده که باید پناهگاهی امن برای اعضای خود باشد، خود به نخستین قربانی تحولات اجتماعی تبدیل خواهد شد و پیامدهای آن، کل جامعه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، بسیاری از افراد فکر می‌کنند مشکلات خانواده فقط گرانی و بی‌پولی است، اما حقیقت ماجرا تلخ‌تر از این‌هاست. مشکل اصلی اینجاست که ما چگونه کنار هم بودن را فراموش کرده‌ایم.

در بسیاری از خانه‌ها، آدم‌ها فقط در یک ساختمان مشترک زندگی می‌کنند، بدون اینکه واقعا با هم حرف بزنند و زندگی کنند و همین دوری به مرور حس غریبه بودن اعضای خانواده با یکدیگر را به وجود می‌آورد که شاید ریشه اصلی تمام تقابل‌هایی است که امروز در خانواده‌ها میان زوجین و والدین و فرزندان می‌بینیم.

نسل جدید؛ تقابل با نگاه سنتی

در این میان شکافی که بین نسل والدین و فرزندان نیز به وجود آمده، فراتر از یک لجبازی ساده است؛ بچه‌ها دیگر نگاه سنتی والدین به زندگی را قبول ندارند و والدین هم نمی‌دانند چطور با این نسل جدید ارتباط بگیرند.

نتیجه‌اش این شده که هر گفت‌وگویی، به جای اینکه راهی برای حل مشکل باشد، به موعظه یا دعوا ختم می‌شود؛ وقتی هم که زبان مفاهمه بسته شود، طبیعی است که هر طرف فقط حق را به خودش بدهد و دیگری را مقصر بداند.

در بحث زن و مرد هم، موازنه قدرت کاملا به هم خورده است؛ زنان امروز با تحصیلات و حضور اجتماعی، جایگاه جدیدی پیدا کرده‌اند، اما خیلی از ساختارهای سنتی سعی دارند آن‌ها را در همان قالب‌های قدیمی نگه دارند؛ این اصطکاک و عدم درک متقابل، منشا بسیاری از خشونت‌های پنهان و درگیری‌های عاطفی است که انتهای ماجرا به دلسردی و حتی طلاق عاطفی یا قانونی می‌کشد.

ته این داستان خیلی روشن است؛ اگر یاد نگیریم دوباره با هم حرف بزنیم و یکدیگر را در دنیای جدید امروز دوباره تعریف و درک کنیم، خانواده‌ها به سمت یک فروپاشی خاموش پیش می‌روند و این خطر فقط برای یک خانه نیست، بلکه تهدیدی است که تمام اعتماد و سرمایه اجتماعی ما را نشانه گرفته است.

خانواده؛ کنشگری پیشگام در تحولات اجتماعی

استاد بخش جامعه‌شناسی و رئیس مرکز مطالعات زنان دانشگاه شیراز، در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا، با تاکید بر محوریت خانواده در حیات جامعه، اظهار کرد: حیات هر جامعه و به‌ویژه جامعه ما با مرکزیت خانواده سروسامان می‌یابد و برای دستیابی به فهم و درکی درست از مسائل اجتماعی، ناگزیر از شناخت دقیق جریان‌هایی هستیم که در درون خانواده‌ها می‌گذرد، چرا که بدون شناخت جایگاه خانواده، حل مشکلات جامعه ممکن نخواهد بود.

حلیمه عنایت افزود: ویژگی ذاتی هر نهاد اجتماعی، تغییر و پویایی مستمر است و نهاد خانواده نیز در مسیر این تغییرات اجتماعی قرار گرفته و حتی پیشگام و پیشتاز در این تحولات محسوب می‌شود.

عنایت با اشاره به رابطه متقابل نهادها تصریح کرد: هر اتفاقی در یک نهاد، تاثیرات مثبت یا منفی خود را در سایر نهادها بر جای می‌گذارد و به عنوان نمونه، بحران‌ها و شرایط اقتصادی جامعه، بر نهاد خانواده، نظام آموزشی، سیاست و حکمرانی اثرگذار است.

خانواده منشا تحولات است

رئیس مرکز مطالعات زنان دانشگاه شیراز اظهار کرد: خانواده صرفا تابعی از شرایط نیست، بلکه خود منشا تحولات است، اما به دلیل نداشتن تریبون عمومی، برخلاف سایر نهادهایی که به منابع قدرت و بلندگوها متصل هستند، نمی‌تواند ادعای پیشگامی خود را مطرح کند؛ از این رو خانواده را باید یک کنشگر خلاق و پیشگام در تحولات اجتماعی دانست که در عین حال با چالش‌های متعددی روبروست.

عنایت در ادامه با اشاره به تفاوت دیدگاه متخصصان در رتبه‌بندی چالش‌های خانواده، مهم‌ترین چالش کنونی را بی‌معنایی خانواده خواند که می‌توان آن را با مفاهیمی نظیر مشکل هویتی یا ارتباطی نیز هم‌سنگ دانست و هشدار داد که اگر این چالش به درستی دیده، مطالعه و سازماندهی نشود، به بحرانی تبدیل خواهد شد که پیامدهای اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی گسترده‌ای را به دنبال دارد.

وی افزود: نمود بارز این بی‌معنایی، در معضل گفت‌وگو نکردن و کم‌حرفی در درون خانواده‌ها بروز یافته است که این عدم گفت‌وگو در ابعاد مختلف بین‌نسلی، بین‌جنسیتی و بین‌فردی مشاهده می‌شود و در صورت وقوع نیز، به دلیل فقدان مهارت‌های لازم، اغلب به دعوا و خشونت منجر می‌گردد.

گسست نسلی؛ چالش فراتر از لجبازی

رئیس مرکز مطالعات زنان دانشگاه شیراز با اشاره به تقابل میان والدین و فرزندان در اکثریت خانواده‌ها، فارغ از هر گرایش و تمایل سیاسی، گفت: نسل جدید هر مشکلی را از چشم والدین خود می‌بیند و رویکرد موعظه و نصیحت‌گونه والدین دیگر در برابر این نسل کارساز نیست، چرا که فرزندان، نسل والدین را قبول ندارند و این تقابل و ناتوانی در حل آن، سهم بزرگی از چالش بی‌معنایی خانواده را تشکیل می‌دهد.

بحران قدرت در خانواده و گسست گفت‌وگو

عنایت در ادامه با اشاره به تغییرات ساختاری در نهاد خانواده، اظهار کرد: شرایطی که پیش از این مرد را به عنوان صاحب قدرت در راس خانواده و جامعه قرار داده بود، اکنون به دلیل دسترسی زنان به تحصیلات، اشتغال و منابع قدرت، دچار تغییر شده است؛ زنان دیگر تسلیم ساختارهای سنتی قدرت نمی‌شوند. تلاش برخی مردان برای حفظ جایگاه سنتی و نادیده گرفتن سرمایه‌های زن، منجر به بروز درگیری یا قطع شدن مسیر گفت‌وگو میان زوجین شده است و عدم تایید جایگاه اجتماعی و فرهنگی زن، سرآغاز خشونت و بحران در خانواده است. برای جلوگیری از آسیب‌های ناشی از عدم درک مشترک، تقویت مهارت‌های گفت‌وگو و حل مسئله ضروری است.

خشونت خانگی؛ نتیجه ناتوانی در گفت‌وگو

عنایت در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر پیوستگی این چالش‌ها اظهار کرد: خشونت خانگی نتیجه مستقیم ناتوانی در حل مشکلات و عدم توانایی در گفت‌وگو است؛ پذیرش تغییرات اجتماعی و تغییر نگرش به ازدواج ضروری است، چرا که جامعه نمی‌تواند مانع از پیشروی این تغییرات شود. نسل جدید دختران، تعریف جدیدی از هویت خود ارائه می‌دهند که با نقش‌های سنتی و محدود به فضای خصوصی متفاوت است.

گسست نسلی و طلاق عاطفی؛ چالش‌های بزرگ خانواده

وی با اشاره به وجود شکاف عمیق میان نسل‌ها، اظهار کرد: تفاوت در نگرش میان والدین و فرزندان که ناشی از شرایط اجتماعی است، فراتر از یک اختلاف طبیعی بوده و به یک گسست جدی در جامعه تبدیل شده است.

استاد بخش جامعه‌شناسی دانشگاه شیراز با اشاره به چالش حقوق والدین، از وجود یک گسست نسلی سخن گفت و افزود: بزرگ‌نمایی بی‌جای نیازهای نسل جوان، منجر به نادیده گرفته شدن جایگاه و حقوق والدین در خانواده شده است.

عنایت همچنین با پرداختن به حوزه آموزش، تاکید کرد: نبود مهارت‌های گفت‌وگو و جایگزینی آن با تهاجم و خشونت، از مشکلات جدی خانواده‌هاست؛ محدودیت‌های آموزشی و خودداری از پاسخگویی صحیح به پرسش‌های فرزندان، باعث شده است تا کودکان برای کسب دانش به فضای مجازی پناه ببرند و بدون تشخیص درست، رفتارهای آسیب‌زایی را در خانواده‌ها عملیاتی کنند.

ضرورت بازنگری در سیاست‌های حمایتی از زنان و خانواده

وی با اشاره به تغییر نقش زنان و ورود آن‌ها به فضای عمومی، اظهار کرد: نباید نقش‌های خانوادگی و مادری به عنوان مانعی برای پیشرفت زنان در جامعه نگریسته شود، چون این دو در تقابل با یکدیگر نیستند. در همین راستا نادیده گرفتن ابعاد حرفه‌ای زنان در هنگام بارداری و ازدواج، چالش‌های جدی در پیشرفت اجتماعی را به وجود می‌آورد.

استاد بخش جامعه‌شناسی دانشگاه شیراز در ادامه با تاکید بر اهمیت امنیت شغلی گفت: اجرای صحیح قوانین، به‌ویژه در بخش خصوصی، برای افزایش نرخ ازدواج و فرزندآوری حیاتی است. ضعف در اجرای سیاست‌هایی نظیر مرخصی زایمان، انگیزه زنان را برای تشکیل خانواده کاهش داده و در نتیجه منجر به بالا رفتن سن ازدواج و افزایش آمار مجردها شده است. مسائل اقتصادی و نبود امنیت در محیط کار نیز از عوامل اصلی فرار از ازدواج یا ترس از شکست در روابط زناشویی است.

عنایت با اشاره به بحران‌های احتمالی آینده، مانند مسئله سالمندی جمعیت، اظهار کرد: مدیریت این چالش‌ها مستلزم توجه جدی به سیاست‌گذاری‌های حمایتی و بازنگری در قوانین موجود است؛ نباید اجازه داد تفسیرهای شخصی از قوانین، مانع از تحقق حمایت‌های لازم از خانواده شود.

وی با تاکید بر ضرورت توانمندسازی زنان، گفت: باید بر اساس نیازسنجی واقعی از نسل جدید، برنامه‌ریزی‌های اجتماعی انجام شود؛ همچنین برای جلوگیری از آسیب‌های ناشی از فضای مجازی، نیاز به تقویت محتوای فرهنگی و باورهای جامعه بر اساس هویت و نیازهای واقعی زنان و خانواده‌ها وجود دارد.

خانه؛ فراتر از چهار دیوار

شاید وقت آن رسیده باشد که خانواده را فقط بزرگترین نهاد اجتماعی ندانیم، بلکه آن را یک رابطه زنده ببینیم؛ رابطه‌ای که اگر برایش وقت، گفت‌وگو، احترام و درک متقابل نگذاریم، آرام‌آرام ضعیف می‌شود و از درون می‌ریزد.

خانواده سالم با شعار و نصیحت ساخته نمی‌شود، بلکه با شنیدن، فهمیدن و پذیرفتن تفاوت‌ها شکل می‌گیرد؛ اگر قرار است جامعه‌ای آرام‌تر، امیدوارتر و منسجم‌تر داشته باشیم، باید از خانه شروع کنیم؛ از جایی که اولین تجربه محبت، اختلاف، گفت‌وگو و مسئولیت در آن شکل می‌گیرد.

فرزندان؛ آینده‌ای که باید برایش دلگرم باشیم

کودکان یکی از دلایل شیرین پایداری روابط زوجین هستند و اگر قرار است با درک متقابل روابط زن و مرد دوباره جان بگیرد، باید برای ترغیب خانواده به فرزندآوری برنامه عملی ارائه داد و حمایت‌ها نباید فقط در حد شعار بماند.

خانواده زمانی می‌تواند به فرزندآوری فکر کند که احساس کند در این مسیر تنها نیست؛ یعنی مسکن، شغل، هزینه درمان، آموزش و آینده فرزند برایش تبدیل به نگرانی دائمی نشده باشد.

به بیان ساده، مردم با توصیه صرف بچه‌دار نمی‌شوند؛ آن‌ها وقتی دلگرم می‌شوند که سیاست‌های حمایتی را در زندگی واقعی خود ببینند؛ پس هر برنامه‌ای برای افزایش جمعیت، اگر پشتوانه عملی، پایدار و قابل اعتماد نداشته باشد، به نتیجه نمی‌رسد.

جامعه‌ای که امروز برای خانواده سرمایه‌گذاری نکند، فردا هزینه سنگین پیری را می‌پردازد

در نهایت، مسئله جمعیت فقط یک عدد و آمار نیست؛ موضوعی است که مستقیم با آینده کشور، نیروی کار، پویایی اجتماعی و حتی امید به زندگی پیوند دارد و اگر خانواده‌ها احساس امنیت و حمایت نکنند، طبیعی است که از فرزندآوری فاصله بگیرند و جامعه به سمت سالمندی پیش برود.

بنابراین بجای هشدار دادن درباره کاهش جمعیت، باید شرایطی فراهم آورد که فرزندآوری به یک انتخاب ممکن و قابل‌اعتماد تبدیل شود؛ جامعه‌ای که امروز برای خانواده و فرزند سرمایه‌گذاری نکند، فردا باید هزینه سنگین پیری و فرسودگی اجتماعی را بپردازد.