نورنیوز - گروه سیاسی: درست یک هفته پس از آنکه سیدمحمود نبویان در یک برنامه تلویزیونی، مطالب دارای طبقه بندی امنیتی را درباره روند تصمیمگیری مقامات عالی کشور پیرامون مذاکرات اخیر افشا کرد، بار دیگر در صفحه شخصی خود در فضای مجازی جملهای کوتاه اما بسیار پرسشبرانگیز منتشر کرد: «هشدار به ملت ایران، آیا کودتایی در راه است؟»
ممکن است این جمله از منظر نویسنده صرفاً یک پرسش یا یک هشدار عادی تلقی شود، اما در فضای سیاسی امروز ایران، واژهها صرفاً واژه نیستند. طرح چنین گزارهای از سوی یک نماینده مجلس که سالها در حوزه امنیت ملی و سیاست خارجی فعالیت و مسئولیت داشته، طبیعتاً با برداشتهای متفاوتی در افکار عمومی مواجه میشود. پرسش اینجاست که انتشار چنین عبارتی، آن هم در شرایطی که کشور هنوز از تبعات یک بحران امنیتی و نظامی عبور نکرده و همزمان در حال مدیریت پیامدهای تفاهم اخیر با آمریکاست، چه نسبتی با حفظ امنیت روانی مردم و انسجام اجتماعی دارد؟
اگر بنا باشد هر شخصیت سیاسی بتواند بدون ارائه مستندات، و در کمال بی اعتنایی به موازین امنیت روانی جامعه، احتمال وقوع رخدادهایی در ابعاد «کودتا» را در فضای عمومی مطرح کند، طبیعی است که این نوع ادبیات میتواند زمینهساز شایعات، نگرانی عمومی و تشدید بیاعتمادی شود. امنیت ملی فقط حفاظت از مرزها نیست؛ امنیت روانی جامعه نیز بخشی جداییناپذیر از آن است.
آنچه البته بیش از خود این اظهارنظر اهمیت دارد، نوع واکنش نهادهای مسئول است. این مطالبه در میان مردم و فعالان سیاسی وجود دارد که دستگاه های مرتبط و مسئول، در قبال چنین فضاسازیهای خطرناک و ضد امنیت ملی، سکوت و انفعال نداشته باشند و در چارچوب موازین قانونی، طیفی از اقدامات ضروری را، از سئوال و گفت وگو تا احضار و پیگیری حقوقی و قضایی، در دستورکار قرار دهند.
در شرایطی که نهاد قضا پیش از این صراحتا و متناوباً اعلام کرده که با برهم زنندگان امنیت روانی جامعه برخورد خواهد کرد، افکار عمومی منتظر است تصمیم و اقدام این نهاد در قبال مسئولی را که از در راه بودن کودتا سخن می گوید، مشاهده نماید.
همین مطالبه درباره مجموعهای از مواضع برخی چهرههای سیاسی از جناحهای مختلف که با استفاده از تریبون های عمومی و حتی رسمی، در جهت تخریب روانی مردم حرکت می کنند هم وجود دارد.
نقد تفاهم ایران و آمریکا، حق طبیعی هر جریان سیاسی است و هیچکس نمیتواند مخالفان یک توافق را از حق اظهار نظر محروم کند؛ اما میان نقد یک تصمیم و تولید ادبیاتی که سطح تنش، سوءظن و دوقطبی را در جامعه افزایش دهد، مرزی روشن وجود دارد. عبور از این مرز، نه کمکی به رقابت سیاسی میکند و نه در خدمت منافع ملی است.
امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به انسجام داخلی نیاز دارد. اگر نهادهای مسئول تشخیص میدهند که ادبیات برخی فعالان سیاسی، فارغ از وابستگی جناحی آنان، میتواند آثار منفی بر امنیت روانی جامعه یا انسجام ملی داشته باشد، انتظار میرود با استفاده از ابزارهای قانونی، از تذکر و گفتوگو گرفته تا سایر اقدامات متناسب، مانع از تبدیل رقابت سیاسی به التهاب امنیتی شوند.
امنیت ملی، با روشنگری حفظ میشود نه با افشاگری های غیرقانونی و شبهه افکنی های سیاسی. در این موضوع، فرقی بین گروه های سیاسی نباید باشد. قانون، زمانی اقتدار میآفریند که برای همه یکسان اجرا شود؛ چه منتقد دولت باشد، چه منتقد مذاکرات و چه مدافع آنها. در غیر این صورت، آنچه آسیب میبیند نه یک جناح سیاسی، بلکه اعتماد عمومی به عدالت و بیطرفی حاکمیت است؛ اعتمادی که خود، مهمترین مؤلفه امنیت ملی در روزهای پرالتهاب پیش رو به شمار میرود.
ادبیات سیاسی، اگر دائماً بر مفاهیمی چون خیانت، کودتا، نفوذ، تسلیم یا فروپاشی استوار شود، حتی اگر هیچیک از این رخدادها واقعیت نداشته باشند، به مرور ذهن جامعه را وارد وضعیت اضطراب دائمی میکند. جامعهای که هر روز با یک هشدار آخرالزمانی روبهرو شود، به تدریج اعتماد خود را به ثبات سیاسی از دست میدهد. نتیجه چنین وضعیتی، نه تقویت نظام حکمرانی، بلکه فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش نااطمینانی است؛ همان چیزی که رقبای خارجی ایران همواره در پی آن بودهاند.
مسئولیت نخبگان سیاسی صرفاً بیان دیدگاه و حدسیات و فرضیات غریب و شاد نیست؛ آنان موظفاند آثار اجتماعی و امنیتی سخنان خود را نیز در نظر بگیرند. کاری که نبویان می کند تقویت «ادبیات بحران» و بالا بردن سطح و دامنه تخاصم و سوءظن شدید در محیط سیاست داخلی است. این اقدام، مطلقا مغایر انسجام اجتماعی و آرامش روانی و ثبات سیاسی کشور است.
بالا بردن غلظت ادبیات بحران در درون کشور، دقیقا چیزی است که برای دشمن، حکم تنگه احد را دارد تا از آن شیار، جنگ باخته را به نبرد پیروزمند تبدیل کند.
نورنیوز∎