به گزارش گروه رسانهای شرق،
سپهر خرمی: با وجود حذف زودهنگام و ناامیدکننده تیم ملی ایران از مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶، خبرهای رسیده به خبرنگار روزنامه شرق حکایت از آن دارد که برخلاف فضای احساسی روزهای گذشته، مدیران فدراسیون فوتبال تصمیمی برای تغییر سرمربی تیم ملی ندارند و امیر قلعهنویی برنامههای خود را تا جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ ادامه خواهد داد. این تصمیم در حالی گرفته شده که بخش درخور توجهی از افکار عمومی و کارشناسان، عملکرد فنی تیم ملی را قابل دفاع نمیدانند و اعتقاد دارند نتایج اخیر زنگ خطر جدی برای فوتبال ایران است. با این حال، بررسی گزینههای جانشینی، شرایط اقتصادی، محدودیتهای جذب مربی خارجی و نبود یک گزینه داخلی که بتواند اجماع لازم را ایجاد کند، باعث شده فدراسیون در نهایت به ادامه همکاری با قلعهنویی برسد. تصمیمی که از نگاه مدیران فدراسیون، بهترین راه برای حفظ ثبات تیم ملی است، اما بدون تردید با موجی از انتقادها همراه خواهد شد؛ چراکه بسیاری معتقدند ناکامیهای اخیر، بیش از آنکه نیازمند صبر باشد، احتیاج به تغییر دارد.
یحیی رفت، نکونام بلاتکلیف؛ جانشینی که پیدا نشد
اطلاعات اختصاصی «شرق» نشان میدهد در روزهای گذشته، مدیران فدراسیون فوتبال سناریوهای مختلفی را برای آینده نیمکت تیم ملی بررسی کردهاند، اما در نهایت هیچ گزینهای نتوانسته نظر نهایی تصمیمگیران را جلب کند. در بین گزینههای داخلی، نام یحیی گلمحمدی بیش از سایرین مطرح بود. سرمربی موفق فوتبال ایران که سابقه قهرمانیهای متعدد و حضور در فینال لیگ قهرمانان آسیا را در کارنامه دارد، میتوانست یکی از جدیترین گزینههای هدایت تیم ملی باشد، اما او با پذیرفتن پیشنهاد یک باشگاه عراقی، عملا از فهرست گزینههای فدراسیون خارج شد. جواد نکونام دیگر نامی بود که در جلسات غیررسمی مطرح شد و اتفاقا حمایت چند بازیکن تیم ملی را نیز دارد. سرمربی سابق استقلال همچنان بدون تیم است، اما وضعیت فعالیت حرفهای او و برخی ابهامات درباره دریافت مجوز فعالیت باعث شده مدیران فدراسیون تمایل چندانی به ورود به این پرونده نداشته باشند. علاوه بر این، فضای پرحاشیه دوران حضور نکونام در استقلال نیز باعث شده اجماع لازم برای انتخاب او شکل نگیرد. در کنار این دو نفر، محرم نویدکیا نیز مورد بررسی قرار گرفت. هرچند نویدکیا همچنان یکی از مربیان مستعد فوتبال ایران محسوب میشود، عملکرد او در دو سال گذشته نتوانسته اعتماد کامل مدیران را جلب کند. نتایج نهچندان درخشان تیمهای تحت هدایت او و تردید درباره آمادگیاش برای هدایت تیم ملی باعث شد این گزینه نیز خیلی زود از دستور کار خارج شود. در نهایت، جمعبندی مدیران فدراسیون این بود که هیچ مربی داخلی نسبت به قلعهنویی برتری محسوسی ندارد و تغییر روی نیمکت، بیش از آنکه یک راهحل باشد، میتواند آغاز یک دوره تازه از بیثباتی باشد.
مربی خارجی؛ گزینهای که روی کاغذ ماند
پس از حذف تیم ملی، دوباره بحث استخدام یک سرمربی خارجی در رسانهها مطرح شد، اما واقعیت این است که این گزینه از همان ابتدا شانس چندانی برای اجرائیشدن نداشت. مدیران فدراسیون معتقدند شرایط اقتصادی فوتبال ایران، محدودیتهای ارزی، مشکلات انتقال پول، نگرانی مربیان خارجی نسبت به شرایط منطقه و تجربههای ناموفق سالهای گذشته، امکان جذب یک سرمربی معتبر خارجی را تقریبا از بین برده است. البته حقیقت ماجرا این است که پیش از امیر قلعهنویی، گزینه نهایی فدراسیون فوتبال و مهدی تاج، «وینچزو مونتلا» ایتالیایی بود که تفکرش فوتبالی تهاجمی است و در تیم ملی ترکیه نیز تا پیش از دو مسابقه اول جام جهانی عملکرد درخشانی از خود به نمایش گذاشت، اما در نهایت توافق نهایی بنا بر دلایلی حاصل نشد و قلعهنویی سرمربی تیم ملی ایران شد. علاوه بر مسائل مالی، مدیران فدراسیون نگران تکرار پروندههای حقوقی و پرداخت غرامتهای سنگین نیز هستند. تجربه همکاری با برخی مربیان خارجی در سالهای گذشته، هزینههای درخور توجهی را به فوتبال ایران تحمیل کرده و حالا فدراسیون تمایل ندارد چنین ریسکی را تجربه کند. از سوی دیگر، بسیاری از مربیان شناختهشده خارجی نیز در شرایط فعلی حاضر به پذیرش پیشنهاد ایران نیستند یا برای حضور روی نیمکت تیم ملی، ارقام بسیار بالایی درخواست میکنند که پرداخت آن برای فدراسیون ممکن نیست. به همین دلیل، گزینه خارجی بیش از آنکه یک احتمال واقعی باشد، فقط یک بحث رسانهای باقی ماند و در جلسات نهایی تصمیمگیری، عملا از دستور کار کنار گذاشته شد.
آیا کارنامه قلعهنویی قابل دفاع است؟
با وجود تصمیم فدراسیون، مهمترین سؤال همچنان پابرجاست؛ آیا عملکرد امیر قلعهنویی واقعا از ادامه همکاری دفاع میکند؟ نگاهی به دو تورنمنت بزرگ اخیر، پاسخ آسانی برای این پرسش باقی نمیگذارد. تیم ملی در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳ با وجود در اختیار داشتن یکی از پرستارهترین نسلهای فوتبال ایران، در مرحله نیمهنهایی حذف شد. اگرچه شکست مقابل قطر با انتقادهای فراوانی همراه بود، بسیاری معتقد بودند پروژه تیم ملی هنوز زمان برای پیشرفت دارد. اما جام جهانی ۲۰۲۶ شرایط را تغییر داد. ایران این بار حتی موفق نشد از مرحله گروهی صعود کند و در شرایطی مسابقات را ترک کرد که بدون حتی یک پیروزی حذف شد. حذف در همان مرحلهای که بسیاری انتظار صعود داشتند، فشار انتقادها را به بالاترین حد رساند. منتقدان اعتقاد دارند تیم ملی نه از نظر تاکتیکی پیشرفت محسوسی داشت، نه در خلق موقعیت، نه در گردش توپ و نه در استفاده از بازیکنان جوان. آنها میگویند ایران در بازیهای بزرگ همچنان بیش از اندازه به تواناییهای فردی ستارههایش وابسته بود و برنامه مشخصی برای غلبه بر حریفان قدرتمند نداشت. در مقابل، حامیان قلعهنویی به نتایج مناسب تیم ملی در مرحله انتخابی جام جهانی اشاره میکنند و معتقدند قضاوت درباره یک سرمربی فقط براساس یک تورنمنت، منصفانه نیست. با این حال، واقعیت فوتبال ملی چیز دیگری است؛ سرمربیان با نتایج مسابقات بزرگ سنجیده میشوند. وقتی حاصل دو تورنمنت مهم، یک حذف در نیمهنهایی و سپس حذف در مرحله گروهی باشد، طبیعی است پرسشهای جدی درباره ادامه مسیر مطرح شود.
میانگین سنی ۳۲ سال
یکی دیگر از مهمترین انتقادها به تیم ملی، میانگین سنی بالای ترکیب ایران است. تیمی که با میانگین سنی حدود ۳۲ سال وارد جام جهانی شد، یکی از مسنترین تیمهای مسابقات بود. استفاده از بازیکنان باتجربه شاید در کوتاهمدت منطقی باشد، اما فوتبال ملی نیازمند برنامهریزی بلندمدت است. بسیاری از کارشناسان معتقدند قلعهنویی در دو سال گذشته فرصت مناسبی برای اضافهکردن نسل جدید به تیم ملی داشت، اما این روند با سرعت کافی انجام نشد. اکنون بسیاری از مهرههای اصلی تیم ملی به سالهای پایانی دوران فوتبال خود نزدیک شدهاند و ایران ناچار است در فاصله کوتاهی، تغییرات گستردهای را تجربه کند. این موضوع میتواند کار را برای جام ملتهای آسیا دشوارتر کند. از سوی دیگر، فوتبال ایران در ردههای پایه نیز طی سالهای اخیر آنگونه که انتظار میرفت بازیکن آماده برای تیم ملی تولید نکرده و همین مسئله، فرایند جوانگرایی را پیچیدهتر کرده است.
تصمیمی که مهدی تاج از آن عقبنشینی نمیکند
در کنار مباحث فنی، نقش مدیریت فدراسیون فوتبال نیز در این تصمیم بسیار مهم است. مهدی تاج از زمان بازگشت امیر قلعهنویی، بارها حمایت خود را از سرمربی تیم ملی اعلام کرده و حتی پس از ناکامیهای اخیر نیز نشانهای از تمایل به تغییر دیده نشده است. در حالی احتمال بسیار زیاد قلعهنویی تا پایان جام ملتهای آسیا در عربستان روی نیمکت تیم ملی ایران حضور خواهد داشت که مهدی تاج پیشتر اعلام کرده بود قلعهنویی به او تضمین صعود به دور حذفی را داده، اما حالا که این اتفاق رخ نداده، تضمین قلعهنویی چه میشود؟ مگر میشود یک مربی روی هوا وعده بدهد و عملی نشود؟
ثبات یا تکرار اشتباه؟
در واقع میشود چنین گفت که ادامه همکاری با قلعهنویی، بیش از آنکه یک تصمیم فنی باشد، نتیجه نبود برنامه جایگزین است. اما اگر قرار باشد هر ناکامی با استناد به نبود گزینه بهتر توجیه شود، فوتبال ایران هیچگاه فرصت اصلاح ساختار را پیدا نخواهد کرد. در فوتبال حرفهای دنیا، بسیاری از تیمهای ملی پس از ناکامی در تورنمنتهای بزرگ، مسیر تازهای را آغاز میکنند. تغییر نسل، تغییر تفکر تاکتیکی و حتی تغییر کادر فنی، بخشی از فرایند بازسازی محسوب میشود. حالا این پرسش مطرح است که آیا تیم ملی ایران نیز چنین مسیری را طی خواهد کرد یا فقط با حفظ سرمربی، امیدوار خواهد بود نتایج بهصورت طبیعی تغییر کند؟ در نهایت، تصمیم فدراسیون فوتبال به معنای پایان قضاوت درباره امیر قلعهنویی نیست، بلکه آغاز مهمترین آزمون دوران مربیگری او است. اگر او بتواند در یک سال آینده تیم ملی را جوانتر، منسجمتر و مدعی قهرمانی آسیا کند، تصمیم امروز مدیران قابل دفاع خواهد بود؛ اما اگر روند فعلی ادامه پیدا کند و تیم ملی دوباره با همان مشکلات فنی و همان میانگین سنی بالا وارد جام ملتهای آسیا شود، بدون تردید انتقادها از امروز نیز شدیدتر خواهد شد. در واقع، ادامه همکاری با قلعهنویی بیش از آنکه حاصل رضایت از عملکرد او باشد، نتیجه مجموعهای از محدودیتها و نبود گزینهای است که بتواند با اطمینان جای او را بگیرد. جام ملتهای ۲۰۲۷ حالا به آخرین فرصت برای اثبات این تصمیم تبدیل شده؛ فرصتی که میتواند هم آینده قلعهنویی و هم مسیر فوتبال ملی ایران را مشخص کند.