حملات اخير امريكا به مناطقي در جنوب ايران، در شرايطي كه فضاي سياسي و رسانهاي از تفاهم، كاهش تنش و ضرورت مديريت اختلافات سخن ميگفت، بار ديگر نشان داد كه پايان يك مرحله از درگيري نظامي يا كاهش موقت تنشها، الزاما به معناي پايان رقابتهاي راهبردي ميان بازيگران اصلي منطقه نيست. اين اقدام را نميتوان صرفا يك عمليات محدود، واكنشي مقطعي يا تصميمي صرفا تاكتيكي ارزيابي كرد، بلكه بايد آن را در چارچوب گستردهتري از سياست بازدارندگي، اعمال فشار چندلايه و تلاش براي مديريت رفتار بازيگران منطقهاي تحليل نمود. رويكرد امريكا و رژيم صهيونيستي در قبال جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي گذشته نشان داده است كه هدف اصلي اين دو بازيگر، محدود به پاسخ به يك اقدام مشخص يا يك بحران كوتاهمدت نبوده، بلكه بخشي از يك راهبرد بلندمدت براي مهار ظرفيتهاي سياسي، امنيتي، منطقهاي و فناورانه ايران است. در اين چارچوب، ابزار نظامي تنها يكي از عناصر موجود در مجموعهاي گستردهتر شامل تحريمهاي اقتصادي، فشارهاي ديپلماتيك، عمليات اطلاعاتي، جنگ رواني، ائتلافسازي منطقهاي و تلاش براي تغيير محيط راهبردي پيرامون ايران محسوب ميشود. از منظر واشنگتن، سياست فشار عليه ايران همواره تركيبي از «قدرت سخت» و «قدرت نرم» بوده است. امريكا تلاش كرده است ميان دو هدف به ظاهر متعارض تعادل برقرار نمايد؛ نخست، جلوگيري از شكلگيري شرايطي كه آن را تهديدي عليه منافع خود و متحدانش در منطقه تلقي مينمايد و دوم، جلوگيري از ورود به يك جنگ گسترده كه هزينههاي انساني، اقتصادي و سياسي قابلتوجهي براي آن به همراه خواهد داشت. به همين دليل، اقدامات محدود نظامي در بسياري از موارد تنها كاركرد عملياتي ندارند، بلكه حامل پيامهاي سياسي و راهبردي نيز هستند. در واقع، استفاده از قدرت نظامي محدود ميتواند ابزاري براي نمايش توان پاسخگويي، ارسال پيام بازدارندگي و تاثيرگذاري بر محاسبات طرف مقابل باشد. امريكا در بسياري از بحرانهاي منطقهاي تلاش كرده است از طريق اقدامات كنترل شده، نشان دهد كه همچنان ظرفيت مداخله و اعمال قدرت دارد. اين رويكرد نشاندهنده تلاش براي مديريت بحران به جاي حل كامل آن است، زيرا در بسياري از موارد، رقابتهاي راهبردي ميان قدرتها نه از طريق حذف طرف مقابل، بلكه از طريق تنظيم سطح تقابل ادامه پيدا مينمايد. رژيم صهيونيستي نيز در اين معادله، رويكردي خاص و متفاوت اما همراستا با هدف كلي مهار ايران دنبال كرده است. تلآويو امنيت خود را به شدت تحتتاثير تحولات منطقهاي و افزايش نقش بازيگران رقيب ارزيابي مينمايد و بر همين اساس، سياست امنيتي خود را بر جلوگيري از تغييرات بنيادين در موازنه قدرت منطقهاي بنا نهاده است. از نگاه صهيونيستي، هرگونه افزايش توانمندي راهبردي ايران در حوزههاي مختلف ميتواند بر محيط امنيتي آن تاثير بگذارد، به همين دليل، استفاده از ابزارهاي اطلاعاتي، امنيتي، سياسي و نظامي در دستور كار اين رژيم قرار گرفته است. با اين حال، يكي از مهمترين ويژگيهاي راهبرد امريكا و رژيم صهيونيستي، تلاش براي تركيب فشار و كنترل بحران است، زيرا تجربه تاريخي نشان داده است كه فشار بيش از اندازه، هميشه به نتيجه مطلوب منجر نميشود. در برخي موارد، افزايش فشار خارجي ميتواند موجب تقويت رويكردهاي مقاومتي، افزايش اهميت مولفههاي امنيتي در سياستگذاري داخلي و كاهش امكان گفتوگو ميان طرفهاي درگير شود. بنابراين، موفقيت راهبرد فشار تنها به ميزان توان اعمال فشار وابسته نيست، بلكه به توانايي مديريت پيامدها و جلوگيري از ايجاد شرايط خارج از كنترل نيز بستگي دارد. تحولات سالهاي اخير همچنين بيانگر آن است كه شكل رقابت ميان ايران، امريكا و رژيم صهيونيستي چند لايه و چند بعدي است، يعني علاوه بر تقابلهاي مستقيم نظامي، بخش مهمي از اين رقابت در حوزههاي غيرمستقيم جريان دارد. حوزههايي مانند فناوري، اطلاعات، اقتصاد، انرژي، نفوذ منطقهاي، جنگ رسانهاي و ايجاد شبكههاي همكاري امنيتي، به ميدانهاي جديد رقابت تبديل شدهاند. در اين چارچوب، همكاري امريكا و رژيم صهيونيستي بيش از گذشته بر هماهنگي اطلاعاتي، تبادل ارزيابيهاي امنيتي و شكلدهي به ائتلافهاي منطقهاي متمركز شده است. هدف اين همكاري، صرفا واكنش به بحرانهاي موجود نيست، بلكه تلاش براي تاثيرگذاري بر محيط راهبردي آينده منطقه است. ايجاد ترتيبات جديد امنيتي، تقويت همكاري با برخي كشورهاي منطقه و افزايش فشارهاي سياسي بخشي از همين تلاش براي بازتعريف معادلات قدرت محسوب ميشود. ازسوي ديگر، بايد توجه داشت كه منطقه خاورميانه همواره داراي پيچيدگيهاي خاصي بوده است. تعدد بازيگران، تفاوت منافع، رقابتهاي تاريخي و حضور قدرتهاي فرامنطقهاي موجب شده است كه هيچ اقدام نظامي يا سياسي به تنهايي نتواند تمامي معادلات را تغيير دهد. هرگونه سياست فشار، با واكنش طرف مقابل مواجه خواهد شد و همين تعامل متقابل است كه مسير تحولات آينده را شكل ميدهد. در مورد ايران نيز، واكنش به اين فشارها تنها به حوزه نظامي محدود نميشود، بلكه مجموعهاي از عوامل سياسي، اقتصادي، ديپلماتيك و امنيتي در آن نقش دارد. جمهوري اسلامي ايران تلاش كرده است در برابر فشارهاي خارجي، ضمن حفظ ظرفيتهاي راهبردي خود، از ابزارهاي منطقهاي و ديپلماتيك نيز استفاده نمايد. در نتيجه، آينده رقابت ميان ايران و محور امريكا-اسراييل، بيش از آنكه به يك حادثه مشخص وابسته باشد، به روندهاي بلندمدت و نحوه مديريت اختلافات بستگي خواهد داشت. يكي از مهمترين چالشها در چنين شرايطي، خطر «خطاي محاسباتي» است. هنگامي كه چند بازيگر با منافع متضاد، ظرفيتهاي نظامي و امنيتي قابلتوجه و سطح بالايي از بياعتمادي در برابر يكديگر قرار ميگيرند، حتي يك اقدام محدود نيز ميتواند پيامدهايي فراتر از انتظار ايجاد نمايد، به همين دليل مديريت بحران و حفظ كانالهاي ارتباطي، يكي از عوامل مهم جلوگيري از تشديد ناخواسته تنشها محسوب ميشود. درنهايت، حملات اخير و مجموعه اقدامات امريكا و رژيم صهيونيستي را ميتوان بخشي از يك راهبرد گستردهتر براي حفظ ابتكار عمل، تقويت بازدارندگي و اثرگذاري بر رفتار ايران و ديگر بازيگران منطقهاي دانست. با اين حال، واقعيت آن است كه رقابت ميان اين بازيگران پايان نيافته، بلكه ماهيت آن تغيير كرده است. امروز اين رقابت از يك رويارويي صرفانظامي به عرصهاي چندبعدي از فشار اقتصادي، عمليات اطلاعاتي، رقابت سياسي، جنگ روايتها و چانهزنيهاي راهبردي منتقل شده است. بنابراين، مرحله كنوني را ميتوان دورهاي از «مديريت رقابت» دانست؛ دورهاي كه در آن طرفها ضمن حفظ ابزارهاي فشار و بازدارندگي، تلاش ميكنند هزينههاي درگيري مستقيم را كنترل كنند. آينده اين روند به مجموعهاي از عوامل داخلي، منطقهاي و بينالمللي وابسته است، اما يك نكته روشن است: معادلات امنيتي خاورميانه همچنان در حال بازتعريف است و رقابت قدرتها در اين منطقه، نه پايان يافته و نه كاهش يافته، بلكه وارد مرحلهاي پيچيدهتر و چندلايهتر شده است. در كنار تحليل راهبرد فشار امريكا و رژيم صهيونيستي، توجه به نقش جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك بازيگر فعال و اثرگذار در معادلات منطقهاي اهميت اساسي دارد. تحولات سالهاي اخير نشان داده است كه ايران صرفا در جايگاه دريافتكننده فشارهاي خارجي قرار نداشته، بلكه تلاش كرده است با استفاده از مجموعهاي از ابزارهاي سياسي، امنيتي، ديپلماتيك و منطقهاي، موقعيت خود را در محيط پرچالش خاورميانه حفظ و تقويت نمايد. ايران در مواجهه با سياستهاي فشار حداكثري و تلاش براي محدودسازي نقش منطقهاي خود، رويكردي مبتني بر تركيب مقاومت، مديريت بحران و افزايش ظرفيتهاي راهبردي اتخاذ كرده است. اين رويكرد موجب شده است كه معادلات منطقهاي صرفا براساس طراحي و ابتكار عمل امريكا و رژيم صهيونيستي پيش نرود، بلكه واكنشها و تصميمات ايران نيز به يكي از عوامل تعيينكننده در شكلگيري روندهاي امنيتي منطقه تبديل شود. يكي از مهمترين ويژگيهاي رفتار ايران در سالهاي اخير، تلاش براي حفظ ابتكار عمل در شرايط فشار بوده است. تهران با بهرهگيري از ظرفيتهاي ديپلماتيك، توسعه روابط با برخي قدرتهاي جهاني و منطقهاي، حضور فعال در ترتيبات سياسي منطقه و استفاده از ابزارهاي بازدارندگي، نشان داده است كه توانايي انطباق با شرايط پيچيده بينالمللي را دارد. اين مساله باعث شده است كه راهبرد فشار خارجي، برخلاف اهداف اوليه طراحان آن، نتواند به سادگي به تغيير رفتار يا كاهش نقش ايران در معادلات منطقهاي منجر شود. در حوزه امنيتي نيز ايران تلاش كرده است با ايجاد موازنه ميان قدرت دفاعي، عمق راهبردي و مديريت تنش، از تبديل فشارهاي مقطعي به تهديدهاي گسترده جلوگيري كند. تجربه سالهاي گذشته نشان داده است كه سياست ايران تنها مبتني بر واكنش نبوده، بلكه در بسياري از موارد تلاش كرده است هزينهها و پيامدهاي اقدامات طرف مقابل را در محاسبات راهبردي خود وارد نمايد. البته نقش فعال ايران به معناي نبود چالش نيست. شرايط اقتصادي، فشارهاي سياسي، تغييرات منطقهاي و رقابتهاي جديد قدرتها، مسائل مهمي هستند كه بر تصميمگيريهاي ايران تاثير ميگذارند. با اين حال، استمرار نقشآفريني ايران در معادلات منطقهاي نشان ميدهد كه جمهوري اسلامي ايران همچنان يكي از بازيگران اصلي در تعيين روندهاي امنيتي خاورميانه محسوب ميشود و نميتوان تحولات منطقه را بدون درنظر گرفتن محاسبات و اقدامات تهران تحليل كرد. بر همين اساس، رقابت ميان ايران و محور امريكا- اسراييل را بايد يك تعامل پيچيده ميان فشار و پاسخ، بازدارندگي و مقابله و رقابت و مديريت بحران دانست. در چنين شرايطي، هر يك از طرفها تلاش ميكنند ضمن افزايش قدرت چانهزني خود، از عبور بحرانها به مرحلهاي غيرقابل كنترل جلوگيري كنند. موفقيت ايران در حفظ نقش فعال خود در اين محيط پيچيده، يكي از عوامل مهمي است كه باعث شده معادلات منطقهاي همچنان سيال و در حال تغيير باقي بماند.
كارشناس ارشد روابط بينالملل
راهبرد فشار امريكا و اسراييل از تقابل مستقيم...
رضا مطلبی
صاحبخبر -
∎