گروه حوادث
پرونده يك باند مخوف آدمربايي كه با جعل عنوان مامور، فرزندان خانوادههاي ثروتمند را شناسايي و ميربود و در سيلويي در جنوب تهران زنداني ميكرد، با دستگيري 10 عضو اين باند بسته ميشود. اعضاي اين باند با شكنجه وآزار و اذيت افراد ربوده شده، از خانوادههايشان ۳۵۰ هزار دلار اخاذي ميكردند.
چند وقت پيش پسري افغان از كارخانه پدر خود در جنوب تهران با ماشينش خارج ميشود تا به خانه بازگردد، اما در طول مسير دو ماشين پژو ۴۰۵ و پژو پارس جلوي او را ميگيرند و مسيرش را ميبندند. سرنشينان اين دو ماشين خود را مامور معرفي ميكنند و يكي از آنها مدعي ميشود كه چون اين پسر افغان به صورت غيرقانوني وارد ايران شده بايد براي توضيحات همراه آنها برود. پسر جوان هم سوار ماشين اين افراد ميشود، اما وقتي سوار ماشين ميشود آنها با استفاده از اسلحه او را تهديد و دست و پايش را ميبندند و به راه خود ادامه ميدهند.
اين افراد، پسر جوان افغان را به منطقهاي در جنوب تهران منتقل و در مكاني متروكه او را نگهداري ميكنند. اين افراد دست و پاي پسر جوان را ميبندند و سپس با پدرش تماس ميگيرند. آدمربايان براي آزادي او ۱۶۰ هزار دلار درخواست ميكنند و براي اينكه سريعتر به هدفشان برسند و مبلغ مورد نظر را از پدر اين جوان دريافت كنند، فيلمهايي از شكنجه اين جوان افغان تهيه ميكنند و براي پدر او ارسال ميكنند. اين افراد به پدر اين جوان هشدار ميدهند كه در صورت پرداخت نشدن مبلغ مورد نظر، جان فرزندش را ميگيرند، اما عاملان ربايش چند روز بعد نقشه ربايش پسر جوان ديگري را طراحي ميكنند. آنها اينبار هم قرباني را به شيوه قبل شناسايي ميكنند؛ قرباني پسر يكي ديگر از كارخانهداران فعال در حوزه توليد لوازم پلاستيكي بوده كه به همان شيوه و با همان شگرد ربوده ميشود. آدمربايان پس از ربودن دومين قرباني با خانواده او تماس ميگيرند و عنوان ميكنند كه بايد در ازاي آزادي فرزندشان مبلغ ۲۰۰ هزار دلار پرداخت كنند.
حدود 10 روز از ناپديد شدن دو پسر جوان ميگذرد كه خانوادههايشان تصميم ميگيرند به اداره يازدهم پليس آگاهي پايتخت مراجعه كنند و ماجراي ربوده شدن فرزندانشان را گزارش دهند. آنها به ماموران ميگويند كه به دليل تهديدهاي مكرر آدمربايان و ترس از آسيب رسيدن به فرزندانشان، تاكنون موضوع را به پليس اطلاع ندادهاند.
با ثبت اين شكايات، تيمي از كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي تحقيقات خود را آغاز ميكنند. كارآگاهان ابتدا با بررسي دوربينهاي مداربسته اطراف كارخانهها و مسيرهاي اطراف ماجرا را پيگيري ميكنند؛ چند دوربين در خيابانهاي اطراف، لحظات آدمربايي را ثبت كرده بود و در ميان آنها بخشي از شماره پلاك ماشينهاي مورد استفاده آدمربايان نيز ديده ميشد.
با كنار هم قرار دادن اين سرنخها، كارآگاهان موفق ميشوند شماره پلاك يكي از ماشينها كه پژو ۴۰۵ بوده را شناسايي كنند. بررسيها نشان ميداد كه اين ماشين در يكي از شهرستانهاي اطراف تهران تردد داشته است.
با به دست آمدن اين سرنخ، صاحب ماشين در اين شهرستان بازداشت ميشود.
اين فرد در اظهارات خود ميگويد: «ماشين را به فردي با هويت مشخص فروخته است.» بررسي ماموران نشان ميدهد فردي كه اين شخص از او نام ميبرد از مجرمان سابقهدار بوده است. ماموران اين فرد را در مخفيگاهش بازداشت ميكنند. او در بازجوييها اعتراف ميكند: «در ربودن دو پسر جوان افغان نقش داشته است.» متهم، 9 همدست ديگر خود را نيز معرفي ميكند و با راهنمايي او، ماموران راهي مكاني ميشوند كه دو گروگان آنجا اسير شده بودند. ماموران بعد از گذشت 15 روز دو پسر جوان افغان ربوده شده را آزاد ميكنند. ماموران پس از آزادي اين دو پسر جوان افغان، ساير اعضاي باند را نيز شناسايي و طي عملياتهاي جداگانه آنها را دستگير ميكنند. ماموران در تحقيقات بيشتر متوجه ميشوند كه اعضاي اين باند با همين شيوه دو مرد افغان را در پاكدشت ربوده و مبالغ هنگفتي از خانوادههايشان دريافت كرده بودند.
طبق اطلاعات پرونده، سردسته اين باند در اظهارات خود درباره نحوه شناسايي طعمهها عنوان كرده است: «چهار نفر را ربوديم. ابتدا كارخانهدارها را شناسايي ميكرديم و اگر پسر جوان داشتند، سراغ او ميرفتيم. خانوادهها براي نجات جان فرزندانشان حاضر هستند كل داراييشان را بدهند. ما روي ترس والدين سرمايهگذاري ميكرديم. خيلي خشن عمل كرديم. ناچار شديم براي رسيدن به پول، فيلم آزار و اذيت ربودهشدگان را براي خانوادههايشان ارسال كنيم. اينگونه وحشت به جانشان ميافتاد و پولي كه ميخواستيم را تهيه ميكردند. از يكي از خانوادههاي فرد ربوده شده ۱۵۰ هزار دلار و از خانواده ديگر ۲۰۰ هزار دلار به صورت ارز ديجيتال گرفتيم و آنها را آزاد كرديم. قبلا چند بار به جرم قاچاق مواد مخدر، سرقت و زورگيري دستگير و زنداني شدم.»
«مرتضي نثاري» معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ در مورد اين پرونده ميگويد: «اعضاي اين باند با معرفي خود به عنوان مامور، اتباع افغانستاني را ربوده و در ازاي آزادي آنان درخواست مبالغ كلان ميكردند.»
نثاري در تشريح جزييات اين پرونده ميگويد: «اواخر سال ۱۴۰۴ در پي وقوع دو فقره آدمربايي، رسيدگي ويژه به موضوع در دستور كار كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت. بررسيهاي اوليه نشان ميداد كه اعضاي اين باند از مجرمان سابقهدار بودهاند كه با استفاده از سه ماشين پژو ۴۰۵، پژو پارس و پرايد طعمههاي خود را شناسايي و سپس با معرفي خود به عنوان مامور با تهديد سلاح گرم آنها را ميربودند. متهمان سپس براي آزادي گروگانها از خانواده آنان درخواست مبالغ قابلتوجهي ميكردند.»
معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ ميگويد: «كارآگاهان با انجام اقدامات اطلاعاتي و پليسي، ضمن رصد تحركات متهمان و هماهنگي با خانواده ربودهشدگان، موفق ميشوند يكي از متهمان اصلي را در يكي از استانهاي همجوار تهران شناسايي و دستگير كنند. متهم پس از دستگيري به مشاركت در آدمرباييها اعتراف ميكند و در ادامه تحقيقات، هويت 9عضو ديگر باند نيز شناسايي ميشود. كارآگاهان در چند عمليات جداگانه موفق ميشوند تمامي اعضاي اين شبكه را پيش از پرداخت هرگونه وجه از سوي خانواده قربانيان دستگير كنند.»
نثاري همچنين در مورد سوابق آدمرباييهاي ديگر متهمان ميگويد: «در بازرسي از مخفيگاه متهمان، دو قبضه سلاح كمري به همراه فشنگ جنگي كشف و ضبط ميشود. در ادامه تحقيقات تكميلي نشان ميدهد كه اعضاي اين باند به همين شيوه در يكي از شهرستانهاي شرق استان تهران نيز مرتكب آدمربايي شدهاند. با دستور مقام قضايي، تمامي متهمان براي انجام تحقيقات بيشتر در اختيار پليس آگاهي قرار دارند و بررسيها براي شناسايي ساير جرايم احتمالي آنان ادامه دارد.»
مجازات آدم ربايي و سلب حق آزادي تن
آزادي تن بدين معناست كه يك شخص حق دارد از هر نقطهاي به نقطه ديگر برود و يا حتي از كشوري به كشور ديگر نقل مكان كند و هيچ شخصي غير از مقامات داراي اختيار قانوني نميتوانند اختيار تردد و آزادي متصل به آن را از فردي از افراد جامعه سلب و شخصي را خلاف ميل به نقطهاي منتقل يا نگهداري كنند. در همين رابطه جرم آدمربايي به عنوان يكي از جرايم عليه آزادي افراد در قانون مجازات اسلامي در ماده ۶۲۱ مورد بررسي قرار گرفته است. طبق ماده ۶۲۱؛ «هركس به قصد مطالبه وجه يا مال يا به قصد انتقام يا به هر منظور ديگر به عنف، تهديد، حيله يا به هر نحو ديگر شخصا يا توسط ديگري شخصي را بربايد يا مخفي كند به حبس از 5 تا 15 سال محكوم خواهد شد. در صورتي كه سن مجنيعليه كمتر از 15 سال تمام باشد يا ربودن توسط وسايل نقليه انجام پذيرد يا به مجنيعليه آسيب جسمي يا حيثيتي وارد شود مرتكب به حداكثر مجازات تعيين شده محكوم خواهد شد و در صورت ارتكاب جرايم ديگر به مجازات آن جرم نيز محكوم ميشود.»
جهت تحقق جرم آدمربايي و انطباق جرم و مجازات بر عمل واقع شده طبق ماده فوق اين شرايط لازم و ضروري است: «۱) شخص ربوده شده آدم زنده و داراي حداقل 15سال سن باشد. در غير اين صورت ممكن است بسته به مورد عمل فرد مشمول آدمربايي مشدد يا دزديدن طفل تازه متولد شده يا مخفي كردن اموات قرار گيرد كه خود عناوين مجرمانه متفاوتي است. در نتيجه بايد توجه داشت در جرم آدمربايي ساده، ربودن يك فرد زنده و داراي سن بيش از 15 سال شرط است. ۲) انتقال مجنيعليه به صورت غير ارادي واقع شود. با زور، تهديد يا حيله؛ بديهي است زماني كه شخصي با اراده با ديگري همراه شود يا مثلا سوار بر ماشين او شود، جرم آدمربايي محقق نشده بلكه گرداندن و سلب آزادي فرد بايد با حيله يا زور و بدون اراده و رضايت فرد باشد. جهت تحقق جرم آدمربايي صرفا يك سوءنيت عام مورد نياز است و آن بدين معناست كه مرتكب جرم عالم به اين باشد كه شخص زندهاي را ميربايد و سوءنيت خاص يا دليل ربايش در تحقق جرم دخالتي ندارد.