شناسهٔ خبر: 78731399 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: همشهری آنلاین | لینک خبر

تهرانِ زخمی در دل جنگ، زنده‌تر از همیشه بود

رئیس مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران با اشاره به فضای شهر در روزهای جنگ گفت: «با وجود همه اصابت‌ها و زخم‌هایی که شهر تجربه کرد، تهران زنده بود. شاید نشانه‌هایی از فاجعه، آوار و آسیب دیده می‌شد، اما در عین حال حس می‌کردیم شهر زنده‌تر از همیشه در حال تلاش است.

صاحب‌خبر -

به گزارش همشهری آنلاین، مریم اردبیلی، رئیس مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران، در همایش «خانواده و تهران در جنگ» با اشاره به تجربه روزهای دشوار اخیر، خانواده را مهم‌ترین کانون پایداری جامعه در شرایط بحران دانست و گفت: «خانواده به مثابه یک کانون شکنندگی است؛ کانونی که ممکن است در بحران آسیب ببیند، اما در عین حال می‌تواند فراتر از بقا، به گونه‌ای بهتر از خود تبدیل شود.»

او با اشاره به تجربه جنگ ۱۲ روزه و رخدادهای سختی که جامعه با آن روبه‌رو شد، اظهار داشت: «شکنندگی زمانی معنا پیدا می‌کند که یک مجموعه از دل شرایط دشوار، پیش‌بینی‌نشده و فاجعه‌بار عبور کند و نه‌تنها از هم نپاشد، بلکه زنده بماند، تاب بیاورد و حتی به نسخه بهتری از خود تبدیل شود.»

اردبیلی با بیان اینکه جامعه ایران در این دوره تجربه‌ای تلخ اما آموزنده را پشت سر گذاشت، گفت: «ما عزیزانی را از دست دادیم که هرگز جایگزین نخواهند شد و اتفاقات بزرگی بر سر ما آمد، اما گویی در دل این تجربه سخت، تبدیل به گونه بهتری از خودمان شدیم. این را هم خودمان درونی حس کردیم و هم از بیرون به ما گفته شد.»

به گفته او، این تغییر در نگاه دیگران نیز بازتاب داشته است. رئیس مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران افزود: «دوستانی از شهرهای دیگر با ما تماس می‌گرفتند و می‌گفتند ما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم تهران و تهرانی‌ها تا این اندازه قهرمان و دوست‌داشتنی باشند. حتی در مواجهه‌های بین‌المللی نیز گفته می‌شد ایرانی‌ها با غنای فرهنگی و ارزشمندی بیشتری دیده می‌شوند.»

اردبیلی با اشاره به فضای شهر در روزهای بحران خاطرنشان کرد: «با وجود همه اصابت‌ها و زخم‌هایی که شهر تجربه کرد، تهران زنده بود. شاید نشانه‌هایی از فاجعه، آوار و آسیب دیده می‌شد، اما در عین حال حس می‌کردیم شهر زنده‌تر از همیشه در حال تلاش است. در شهرداری نیز این احساس وجود داشت که همه همکاران با انرژی بیشتری در حال خدمت هستند.»

او در ادامه با طرح این پرسش که «ریشه این تاب‌آوری کجاست؟» گفت: «وقتی به دنبال هسته اصلی این شکنندگی می‌گشتم، به این نتیجه رسیدم که یکی از عناصر محوری آن خانواده است؛ مدلی که خانواده ایرانی در مواجهه با بحران از خود نشان داد.»

رئیس مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران با بیان نمونه‌هایی از این تجربه توضیح داد: «از مادری که صداهای ناآشنا و ترسناک را برای فرزندش به شعر و ترانه تبدیل می‌کرد تا کودک کمتر آسیب ببیند، تا خانواده‌هایی که تلاش می‌کردند جریان طبیعی زندگی را در دل بحران زنده نگه دارند؛ اینکه مراقب باشند اعضای خانواده خواب کافی داشته باشند، غذا بخورند و آرامش نسبی پیدا کنند.»

او با اشاره به تفاوت این تجربه با جنگ‌های کلاسیک گذشته گفت: «در گذشته جنگ در مرزها رخ می‌داد و عمدتاً مردان در میدان حضور داشتند و خانواده‌ها در پشت جبهه بودند. اما در این تجربه، جنگ به میان خانه‌ها و شهر آمد و خانواده با تمام وجود با آن مواجه شد.»

اردبیلی ادامه داد: «از همان شب نخست که میدان‌های حضور مردمی شکل گرفت، خانواده‌ها در کنار هم حاضر می‌شدند. گویی بعد از مدتی این حضور به بخشی از سبک زندگی تبدیل شده بود و خانواده‌ها احساس می‌کردند مسئولیتی اجتماعی دارند و باید از سنگری در شهر محافظت کنند.»

او نقش زنان در این حضور اجتماعی را برجسته توصیف کرد و گفت: «در بسیاری از میدان‌های آسیب‌دیده، در کنار نیروهای امدادی و خدماتی که مشغول عملیات نجات بودند، حلقه‌ای خانواده‌محور شکل می‌گرفت که به سراغ خانواده‌های اطراف می‌رفت و آن‌ها را در آغوش می‌گرفت. این همان مدیریت نرم میدان بود که حضور زنانه در آن بسیار پررنگ بود.»

اردبیلی در ادامه به نمونه‌ای عینی از این تجربه اشاره کرد و گفت: «در یکی از مناطق شهر که حدود ۲۲۰ خانه در اثر اصابت آسیب دیده بود، گروه‌های مختلف در حال فعالیت بودند؛ برخی برای تعمیر و اندازه‌گیری شیشه‌ها، برخی برای شست‌وشوی فرش‌ها و پرده‌ها. اما در کنار این‌ها، یک گروه زنانه شکل گرفته بود که خانه به خانه می‌رفتند، افراد را می‌شناختند و مشکلات ناگفته و پنهان آن‌ها را پیدا می‌کردند.»

او افزود: «در همانجا مشخص شد دختری در این حادثه مادرش را از دست داده و پدرش در بیمارستان بستری است. این گروه با دقت در رفتارها و شرایط او متوجه شدند که ممکن است در معرض آسیب قرار بگیرد. به همین دلیل با نگاه مادرانه و خانوادگی او را در آغوش گرفتند و تلاش کردند شرایطی فراهم کنند که احساس امنیت و حمایت داشته باشد.»

به گفته اردبیلی، چنین تجربه‌هایی نشان داد که خانواده ایرانی در بحران تنها به بقا فکر نمی‌کند، بلکه به مراقبت از دیگران نیز می‌اندیشد. او تصریح کرد: «در بسیاری از محلات دیدیم که خانواده‌ها به نیازهایی توجه می‌کردند که شاید در پروتکل‌های رسمی مدیریت بحران دیده نشده بود. همین عنصر نرم‌افزاری باعث شد شیوه مواجهه ما با بحران متفاوت باشد.»

رئیس مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران در جمع‌بندی سخنان خود گفت: «به نظر می‌رسد مهم‌ترین هسته پایداری ملت ما خانواده بوده و همچنان خانواده است. برای استمرار این توان باید برنامه‌ریزی کنیم؛ نباید منتظر بمانیم تا بحران یا جنگی رخ دهد تا این ظرفیت را به یاد بیاوریم.»

او افزود: «در جهانی که سرشار از عدم قطعیت و پیش‌بینی‌ناپذیری است، اگر این ظرفیت در خانواده حفظ و تقویت شود، هم جامعه از آن نیرو می‌گیرد و هم خود خانواده می‌تواند در پرتو این عاملیت، دوباره نقش و آینده خود را بازتعریف کند.»