به گزارش ایسنا، این جملات بخشی از صحبتهای امیرعلی جوادیان درباره محمد کوچکپور کپورچالی فقید بود.
محمد کوچکپور کپورچالی، متولد سال ۱۳۳۴ در روستای کپورچال شهرستان بندرانزلی، از عکاسان برجسته طبیعتگرای ایران به تازگی در ۷۱ سالگی به علت بیماری از دنیا رفت و امروز (دوشنبه، ۸ تیرماه) در قطعه هنرمندان آرامستان بندرانزلی به خاک سپرده شد. در همین راستا تصمیم گرفتیم، گفتوگویی با امیرعلی جوادیان ـ عکاس و استاد دانشگاه ـ درباره ویژگیهای هنری این عکاس فقید داشته باشیم.
در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید:
جوادیان در ابتدا در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهد کوچکپور را به نسل جوان معرفی کند، مهمترین ویژگی از او که در ذهنش نقش بسته است، چیست؟ میگوید: مهمترین ویژگی آقای کوچکپور دغدغهمندی و عشق عمیق او به عکاسی بود. او برای ثبت یک عکس، سرما و گرما نمیشناخت و خودش را به هر سختی به محل میرساند. حتی گاهی در مجموعهای که با آن همکاری میکرد، از او میپرسیدند، چرا اینقدر برای عکاسی وقت میگذارد؟ اما علاقه و تعهدش به این هنر باعث میشد، هیچوقت از تلاش دست نکشد.
او ادامه میدهد: من بهعنوان مدرس دانشگاه، هر زمان دانشجویان را به تورهای عکاسی میبردیم، سعی میکردم، آنها را با روحیه و نگاه آقای کوچکپور آشنا کنم؛ اینکه چگونه با وجود تمام سختیها، برای ثبت تصاویر ارزشمند از طبیعت و زندگی مردم تلاش میکرد. منطقهای که ایشان در آن زندگی میکرد، سوژههای بینظیری داشت و او توانسته بود با نگاه هنرمندانه خود، عکسهایی ماندگار خلق کند. آثارش از نظر ترکیببندی، کمپوزیسیون و انتقال حس، واقعاً کمنظیر هستند. بسیاری از عکسهایش بارها بهعنوان پوستر استفاده و در ذهن و دل مردم ماندگار شده است. آنچه بیش از همه در آثار او دیده میشود، عاطفه و احساسی است که نسبت به مردم و سرزمینش داشت؛ احساسی که به زیباترین شکل در قالب تصویر به مخاطب منتقل میشد و همین ویژگی، او را به عکاسی تحسینبرانگیز تبدیل کرده بود.
او عکاسی مولف بود
این عکاس همچنین درباره اینکه آثار کوچکپور چه جایگاهی در عکاسی طبیعت و مستند ایران دارد و او چه تفاوتی با همنسلان خود داشت؟ توضیح میدهد: به نظر من هر هنرمندی میتواند نگاه متفاوتی به جهان داشته باشد. اگر بخواهیم عکاسی را به دو دستهی عکاسی برای ثبت واقعیت و عکاسی مؤلف تقسیم کنیم، آقای کوچکپور بیتردید در دسته عکاسان مؤلف قرار میگرفت. آنچه آثار او را متمایز میکرد، حس عاطفی عمیق، نگاه انساندوستانه و عشق بیریایش به مردم سرزمینش بود.
او ادامه میدهد: بارها دانشجویان عکاسی را نزد ایشان میبردیم تا با نگاه و تجربهاش آشنا شوند. همیشه به دانشجوها میگفتیم عکاسی فقط داشتن دوربین یا تسلط بر مسائل فنی نیست؛ فن عکاسی را شاید در مدت کوتاهی بتوان آموخت، اما آنچه یک عکاس را ماندگار میکند، تلاش، پشتکار، حضور در میدان و دغدغه هنری است. همین ویژگیهاست که باعث میشود یک آرشیو ارزشمند شکل بگیرد و میراثی برای نسلهای آینده باقی بماند.
این عکاس با بیان اینکه ارزش آثار کوچکپور به خاطر ماندگار شدن در حافظه فرهنگی ایران است، میگوید: آقای کوچکپور آثار بینظیری از طبیعت، زندگی، آیینها و رسم و رسوم مردم منطقه تالش ثبت کرده است. بسیاری از این سنتها امروز دیگر از بین رفتهاند و طبیعت آن منطقه نیز مانند گذشته نیست؛ جنگلهای امروز، جنگلهای ۱۰ یا بیست سال پیش نیستند. ارزش آثار او هم تنها در زیبایی بصری آنها نیست، بلکه در ثبت لحظات و فضاهایی است که دیگر امکان تکرارشان وجود ندارد. همین ویژگی، عکسهای او را به اسنادی ماندگار و بخشی ارزشمند از حافظه فرهنگی و تصویری ایران تبدیل کرده است.

انجمنهای عکاسی از میراث عکاسان محافظت کنند
او درباره اینکه با درگذشت کوچکپور چگونه باید از آرشیو عکس او محافظت کرد؟ میگوید: به نظر من انجمنهای عکاسی وظیفه دارند از میراث هنرمندان، هم در زمان حیات و هم پس از درگذشتشان، حمایت و حفاظت کنند. متأسفانه این سازوکار در انجمنهای ما آنطور که باید وجود ندارد. وقتی هنرمندانی مانند آقای کوچکپور از دنیا میروند، انتظار میرود انجمنها برای حفظ و ساماندهی آثارشان برنامهریزی کنند.
جوادیان ادامه میدهد: در شرایط فعلی، این مسئولیت بیش از هر چیز بر عهده خانواده ایشان است که آرشیو را جمعآوری و حفظ کنند. اگر نگاتیوها و آثار قدیمی به نسخههای دیجیتال تبدیل شوند، میتوان این میراث ارزشمند را برای نسلهای آینده ماندگار کرد. بعضی از عکسهای آقای کوچکپور دیگر هرگز قابل تکرار نیستند. برای مثال، آن عکس مشهور از دختر جوان با موهای بلند که بارها بهعنوان پوستر منتشر شد و جوایز بینالمللی متعددی گرفت، تنها یک ثبت ساده نبود. آن تصویر حاصل نگاه، احساس و جهانبینی خود عکاس بود. شاید هزار عکاس دیگر به همان مکان بروند، اما نمیتوانند همان عکس را ثبت کنند؛ چون آنچه اثر را ماندگار کرده، حس و نگاه ویژه عکاس است.
این عکاس با تأکید براینکه عکاسی فقط یاد گرفتن فن و تکنیک نیست، میگوید: آنچه یک عکس را ماندگار میکند، حس هنرمند است. من بارها دانشجویان را برای عکاسی طبیعت به سفر بردهام و حتی از آنها میخواستم هنگام عکاسی به موسیقی گوش دهند؛ یک روز موسیقی پرهیجان و روز دیگر موسیقی آرام بشنوند. هدف این بود که حس و نگاه هنری آنها را تقویت کنیم؛ چون وقتی احساس یک هنرمند برانگیخته شود، نتیجه کارش بر دل مخاطب مینشیند. آقای کوچکپور دقیقاً چنین ویژگیای داشت. آنچه آثار او را ماندگار کرده است، فقط مهارت فنی نیست؛ بلکه حس، عاطفه و نگاه انسانی اوست که در تکتک عکسهایش جریان دارد و همین باعث میشود تصاویرش همچنان تأثیرگذار و ماندگار باشند.
حمایتی که کاوه گلستان از کوچکپور کرد
او همچنین در پاسخ به این پرسش که حمایت کاوه گلستان از کوچکپور برای برگزاری نخستین نمایشگاهش چه تأثیری بر مسیر حرفهای او گذاشت؟ بیان میکند: معمولاً عکاسانی که در شهرستانها و دور از مرکز فعالیت میکنند، تکیهگاه چندانی ندارند و تنها با عشق، علاقه و دغدغه شخصی مسیرشان را ادامه میدهند. در چنین شرایطی، حمایت چهرههایی مانند کاوه گلستان میتواند نقش بسیار مهمی در شکلگیری اعتمادبهنفس و ادامه مسیر حرفهای یک هنرمند داشته باشد.
او ادامه میدهد: برگزاری نخستین نمایشگاه آقای کوچکپور باعث شد خودباوری بیشتری پیدا کند و با انگیزه بیشتری کارش را ادامه دهد. حتی رستورانی که بعدها راهاندازی کرده بود، به نوعی به یک گالری دائمی آثارش تبدیل شده بود. مردم به آنجا میآمدند، عکسهایش را میدیدند و بسیاری از آنها را خریداری میکردند. همین استقبال نشان میداد که نگاه هنری او برای مخاطبان ارزشمند و تأثیرگذار است. با این حال ایشان هیچگاه در زمان حیاتش آنگونه که شایسته بود، مورد حمایت قرار نگرفت. انتظار میرفت نهادهایی مانند ارشاد یا دیگر مراکز فرهنگی، با تعریف پروژههای عکاسی، برگزاری نمایشگاهها یا فراهم کردن فرصت و امکانات، از او حمایت کنند تا بتواند با فراغ بال به ثبت آثارش بپردازد. حتی در محل کارش نیز با مشکلاتی روبهرو بود و آن حمایتی که یک هنرمند برای خلق آثار ماندگار نیاز دارد، وجود نداشت.
این هنرمند اضافه میکند: متأسفانه این یکی از ضعفهای جدی حوزه فرهنگ و هنر ماست؛ بسیاری از هنرمندان تا زمانی که زندهاند، آنطور که باید دیده و حمایت نمیشوند، اما پس از درگذشتشان همه خود را میراثدار آثارشان میدانند.

عکاسان برای تأمین هزینههای زندگی خود کارهای تجاری میکنند
از او سوال میکنیم که «کوچکپور در دورانی که بسیاری از عکاسان به سمت رسانهها و پروژههای تجاری رفتند، مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. شما این انتخاب را بهعنوان یک هنرمند چگونه ارزیابی میکنید؟» که پاسخ میدهد: واقعیت این است که عکاسی حرفهای، هنری پرهزینه است. عکاس باید تجهیزات، دوربین، لنز، نگاتیو یا دیگر ملزومات را تهیه کند و هزینه سفر و تولید اثر را هم بپردازد؛ به همین دلیل بسیاری از عکاسان ناچارند بخشی از فعالیت خود را به کارهایی اختصاص دهند که درآمدزایی داشته باشد. برای مثال، خود من به سمت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی رفتم تا بتوانم هزینههای کار حرفهایام را تأمین کنم.
این عکاس ادامه میدهد: آقای کوچکپور هم تا حدی تلاش میکرد بخشی از فعالیتهایش درآمدزا باشد، چون چاره دیگری نداشت. تجهیزات عکاسی همیشه گران بوده و امروز حتی بیشتر از گذشته هزینهبر شده است. اگر امروز یک عکاس دوربینش را در یک حادثه از دست بدهد یا آسیب ببیند، جبران آن بسیار دشوار است. بنابراین، او هم مانند هر هنرمند دیگری باید بخشی از هزینههای زندگی و کارش را تأمین میکرد، اما نکته مهم این است که هیچگاه هدف اصلیاش را فراموش نکرد. تلاش میکرد درآمد لازم را به دست بیاورد تا بتواند همان عکاسیای را که به آن عشق میورزید و دغدغهاش بود، ادامه دهد. این نگاه، تفاوت اصلی او با بسیاری از عکاسان دیگر بود؛ درآمد برای او وسیلهای بود تا بتواند مسیر هنریاش را ادامه دهد، نه اینکه جای آن را بگیرد.
دغدغهمندیاش او را متمایز کرد
او در پایان یکی از خاطرات شخصی خود با این هنرمند فقید را اینگونه روایت میکند و میگوید: سالها پیش، زمانی که در دانشکده هنرهای زیبا درس عکاسی طبیعت تدریس میکردم، دانشجویان را به سفرهای عکاسی میبردیم. حدود ۲۰ یا ۳۰ سال پیش، برنامهریزی ما به گونهای بود که در یکی از این سفرها حتماً به دیدار آقای کوچکپور برویم تا دانشجویان از تجربه و نگاه او استفاده کنند.
جوادیان ادامه میدهد: یکی از خاطراتی که هیچوقت فراموش نمیکنم، مربوط به همان دیدارهاست. یک روز دیدم برخلاف همیشه خیلی ناراحت است. از او پرسیدم: «ممدجان، چرا ناراحتی؟» گفت: «دو روز پیش یک مینیبوس از عکاسان ژاپنی آمده بودند و از من سراغ یکی از روستاهای تالش را میگرفتند.» از او پرسیدم برای چه؟ گفت: «آنها تحقیق کرده بودند که در آن روستا یک آیین و رسم خاص در حال برگزاری است و آمده بودند تا از آن عکاسی کنند.» بعد با ناراحتی گفت: «من از این ناراحتم که یک عکاس ژاپنی از وجود چنین رسمی در کشور من خبر دارد، اما منِ ایرانی که اینجا زندگی میکنم، از آن بیاطلاع بودهام.»
این هنرمند اضافه کرد: این خاطره دقیقاً همان چیزی را نشان میدهد که از ابتدا درباره آقای کوچکپور گفتم؛ او دغدغه واقعی داشت. این موضوع آنقدر ذهنش را درگیر کرده بود که سال بعد خودش آن رسم را دنبال کرد و برای ثبت آن رفت. همیشه نگران بود که مبادا بخشی از فرهنگ، طبیعت یا آیینهای مردم سرزمینش از بین برود، بدون اینکه ثبت شده باشد. به نظر من، همین احساس مسئولیت و دغدغهمندی بود که او را به عکاسی متمایز تبدیل کرد. برای او عکاسی فقط ثبت یک تصویر نبود؛ نوعی مسئولیت در قبال حفظ فرهنگ و هویت مردمش بود.
انتهای پیام