فرانسوا دسه، باستانشناس فرانسوی، به همراه یک تیم بینالمللی از پژوهشگران، از پیشرفتهای چشمگیری در رمزگشایی خط عیلامی خطی (Linear Elamite) خبر داده است؛ خطی که حدود ۴۰۰۰ سال پیش توسط تمدن عیلام در ایران باستان مورد استفاده قرار میگرفت. به گزارش سایت خبری باستانشناس، این موفقیت بزرگ نه از طریق کشف یک اثر نمادین و ناگهانی مانند «سنگ روزتا»، بلکه از طریق یک روش سنتی و آشناتر در پژوهشهای خطوط باستان به دست آمده است: بررسی و تکرار نامهای فرمانروایان.
خط عیلامیِ خطی، نخستین بار در سال ۱۹۰۳ میلادی در جریان کاوشهای فرانسویها در شوش — یکی از بزرگترین و مهمترین شهرهای باستانی در جنوب غربی ایران — شناسایی شد. این خط برای دههها یکی از دشوارترین و چالشبرانگیزترین سیستمهای نگارشی شرق نزدیک در دوران باستان به شمار میرفت. مشکل اصلی، بسیار ساده اما جدی بود: متون باقیمانده به این خط بسیار اندک و اغلب بسیار کوتاه بودند.
اما این وضعیت زمانی تغییر کرد که «دسه» به کتیبههای حکشده روی ظروف نقرهای موجود در «مجموعه محبوبیان» در لندن دسترسی پیدا کرد. اضافه شدن این متون به مجموعه دادههای قبلی، نشانهها و نامهای تکراری کافی را در اختیار محققان قرار داد تا بتوانند خوانشهای احتمالی خود را به آزمایش بگذارند.
کلید اصلی این رمزگشایی، نام شیلهاها (Shilhaha) بود؛ فرمانروای عیلامی که در حدود سال ۱۹۵۰ پیش از میلاد حکمرانی میکرد. دسه متوجه توالی چهار نشانه شد که دو نشانه پایانی آن تکرار شدهبودند. این الگو دقیقاً با بخش پایانی نام شیلهاها مطابقت داشت. از این نقطه به بعد، نامهای دیگر نیز قابل خواندن شدند؛ از جمله نام ایپارتی دوم (Eparti II) و ربالنوع عیلامی مشهور به «ناپیریشا» (Napiresha).
این روش در تاریخ رمزگشایی خطوط باستانی بیسابقه نیست. ژان-فرانسوا شامپولیون نیز پیش از این از نامهای سلطنتی مانند بطلمیوس و کلئوپاترا برای گشودن رمز هیروگلیفهای مصری استفاده کرده بود. در مورد خط عیلامی خطی نیز، نام شیلهاها نقشی مشابه را ایفا کرد.
با این حال، این دستاورد علمی کار یک پژوهشگر نبوده؛ این مطالعه علمی توسط فرانسوا دسه، کامبیز طبیبزاده، متیو کروران، جیان پیترو باسلو و جیانی مارکزی منتشر شدهاست. کار آنها نشان میدهد که خط عیلامیِ خطی اکنون تا حد زیادی قابل خواندن است، اگرچه ترجمه دقیق هر متن همچنان کار دشواری به نظر میرسد.