شناسهٔ خبر: 78725732 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

در باب گرسنگی آمریکایی‌ها

اخیرا سیاستمداران آمریکایی که به دزدی شهرت دارند و امروزه خود بدان اذعان و افتخار می‌کنند، مردم ایران را گرسنه خطاب کرده‌اند. شاید برخی از دیپلمات‌های ما از آمریکایی‌ها تقاضای نان کرده باشند، ولی کسی که تاریخ غرب را خوانده باشد به خوبی می‌داند ملتی که شایسته وصف گرسنگی باشد نه ایرانی‌ها بلکه آمریکایی‌ها هستند. اخیرا سیاستمداران آمریکایی که به دزدی شهرت دارند و امروزه خود بدان اذعان و افتخار می‌کنند، مردم ایران را گرسنه خطاب کرده‌اند. شاید برخی از دیپلمات‌های ما از...

صاحب‌خبر -

پیش از تأسیس ایالات متحده آمریکا، غرب باستان (یونان و روم باستان)، دنیایی درآمیخته به فقر و گرسنگی بوده است. معروف است که اقتصاد رومیان، اقتصاد جنگی بوده (بدون جنگ آنها از گرسنگی می‌مردند) و اگر آنها دنبال نابودی تمدن کارتاژ (تونس امروز) بودند در راستای همین تامین کمبودهای زندگی رومی (و البته تنگی و حسادت آنها نسبت به تمدن‌های رقیب) بوده است.

این وضعیت نداری را بعدها شما در گرسنگان صلیبی در جنگ‌های صلیبی می‌بینید. برای اینکه گرسنگی در میان صلیبی‌ها (رعیت‌های دوران فئودالیسم) را ببینید، بخوانید خطبه‌های ارباب کلیسا برای صلیبیان را، که چگونه صلیبی‌ها را تشویق به جنگ می‌کنند برای رسیدن به نان در سرزمین‌های اسلامی. و نیز بخوانید دست‌درازی‌های گستردۀ صلیبی‌های گرسنه را در سرزمین بیزانس در اطراف شهر قسطنطنیه. جالب اینکه آنها به خاطر شدت گرسنگی حتی حریم برادران مسیحی خود را در قسطنطنیه نگاه نمی‌داشتند.

همین جماعت گرسنه، بعد از بازگشت از جنگ‌های صلیبی طبقه بورژوا را تشکیل دادند و بورژوازی به عنوان عنصر پایه در فرهنگ مدرن امروز چیزی جز گرسنه های دوران فئودالیسم نبود که در دوران جدید، سرمایه‌های بادآورده (به سرقت برده) به دست‌شان آمد و آنگاه توانستند انقلاب‌های اجتماعی و سیاسی و صنعتی را در غرب رقم بزنند. البته شاید بورژوازی توانست مشکل اقتصادی خود را اندکی جبران بکند، ولی نتوانست روح گرگی و گرسنگی را در میان خود از بین ببرد. برای همین نیز هم در درون جوامع اروپایی و سپس آمریکایی، و هم در نسبت با ملت‌های دیگر این جماعت همیشه گرگ بود‌ه‌اند و گرسنه. این وضعیت حرص و ولع و چشم‌دوزی به سرزمین‌های دیگران از دوره به اصطلاح اکتشافات شتاب گرفت و در دوره‌های مختلف استعمار و استثمار غربی ادامه یافت. در این باره باید رساله‌های دکتری نوشت و الان فرصت تفصیل آن نیست.
اکنون نشانه‌های این گرسنگی را در زندگی آمریکایی‌ها نیز به وضوح می‌توان دید. منظور من از گرسنگی آمریکایی‌ها، صرفا طبقات خاصی از آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار (negro) نیستند که حتی الان هم در بدترین جاهای شهرهای آمریکا زندگی می‌کنند و گاه از فقر و نداری در زباله‌های شهری دنبال نان و زندگی می‌گردند. به نظرم بسیاری از همین نقروها شرف دارند بر برخی از سفیدپوستان مغرور و نژادپرست در آمریکا. حقیقت آن است فرهنگ آمریکایی مخصوصا آنجا که از دین تهی گشته و به نظام سکولار و سرمایه‌داری چسبیده است، گرسنه‌تر و گرگ‌تر گشته است.

شاید برخی از این تعبیر خوششان نیاید که بگویم سکولاریسم به لحاظ جهان‌بینی، گداصفت است، نه می‌تواند سیر شود، و نه می‌تواند دیگران را سیر بکند. این وضعیت را می‌توان در میان آمریکایی‌ها و زندگی آمریکایی به وفور مشاهده کرد. فرهنگ آمریکایی (در زندگی روزمره) نوعا دست بگیر دارد. نوعا خانواده‌های آمریکایی از داشتن میهمان خوش‌شان نمیاد، ولی برای میهمانی رفتن تردید نمی‌کنند. فرهنگ آمریکایی به لحاظ تاریخی چون عقبه ندارد، آشپزی و نان و غذا هم ندارد (در صنعت نان جزو فقیرترین کشورهاست) و برای همین هم همیشه آمیخته با گرسنگی است. نه تاریخ آمریکا می‌تواند غذایی غیر از همبرگر و پیتزا در اختیار زندگی روزمره آمریکایی‌ها قرار بدهد و نه زنان آمریکایی چیزی از آشپزی می‌دانند و می‌توانند برای همسران و فرزندا‌شان غذای مناسبی تهیه کنند.گاهی همین مردان آمریکایی از دیدن غذای ایرانی همچون کودکان ذوق‌زده می‌شوند، چون واقعا از چنین نعمت و فرهنگی محروم بوده‌اند.

از همین روست که هم زنان و هم مردان آمریکایی مایل هستند در رستوران‌های ژاپنی، چینی، ایرانی، ترکی و غیره وقت بگذرانند. فرهنگ آمریکایی به رغم آیین‌ زاهدانۀ پاک‌روشان (پیورتن‌ها) فرهنگی بی‌قناعت است. فراوان هستند کسانی که بیماری و مرض خرید کردن دارند (خرید برای خرید) بی‌آنکه نیازی داشته باشند. زهد این جماعت هم نوعا برای حظّ بیشتر است. این جماعت هیچ‌وقت سیر نمی‌شوند (ببینید فرمایش امیرالمومنین ع را که فرمود: «منهومان لا یشبعان، طالب دنیا، و طالب علم.» دو طیف هستند که هیچگاه سیر نمی‌شوند، طالب دنیا و طالب علم).اینکه آمریکایی‌ها نه در داخل و نه در روابط بین الملل‌شان قانع نمی‌شوند، ریشه در همین گرسنگی تاریخی و بلکه «گرسنگی وجودی» دارد. این گرسنگی در تاریخ و تاروپود این تمدن تنیده، و خاستگاه آشوب و بی‌نظمی و بلکه برخورد تمدنی ایران و آمریکا هم در یک چنین فرهنگی نهفته است.