شناسهٔ خبر: 78721499 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ابنا | لینک خبر

در آغوش خون و خدا: روایت قلم از ترکیب با حسین (ع)

بشر همواره در جستجوی تکیه‌گاهی است که او را از لایه‌های سخت زمین بیرون بکشد. حسین (ع) آن امامی است که دست انسان را می‌گیرد تا او را فراتر از نیازهای حقیر دنیا ببرد. ترکیب با او، یعنی دنیایی داشته باشیم که در آن آزادگی حرف اول را می‌زند، و آخرتی که در آن، شفاعت او پناهگاه ماست. قلم من شهادت می‌دهد که هیچ رشدی بالاتر از این نیست که انسان، چنان با «حسین» گره بخورد که بوی او را بگیرد؛ که رفتارش، کلامش و سکوتش، یادآور آن پیشوای یگانه باشد.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری بین المللی اهل بیت علیهم السلام_ابنا: من قلمم؛ پاره‌چوبی که زبان دل شده است تا از رازی بگوید که قرن‌هاست زمین را به آسمان دوخته است. اگر سخن از «ترکیب با آدم‌های رشددهنده» است، کدام وجود در تمام عالم، بیش از حسین (ع) می‌تواند مس وجود را به طلای ناب الهی بدل کند؟

۱. ترکیب در مسلخ عشق
وقتی می‌گوییم با کسی «ترکیب» شو، یعنی چنان در او حل شو که دیگر «من» و «او»یی باقی نماند. ترکیب با حسین (ع)، یعنی رها کردن تمام پیوندهای پستی که ما را به زمین زنجیر کرده‌اند. او همان کیمیاگری است که وقتی با زندگی یک انسان آمیخته می‌شود، حتی دردهای آن انسان را هم تبدیل به «رشد» می‌کند. در مکتب او، رنج، دیگر مایه ناامیدی نیست؛ بلکه پله‌ای است برای رسیدن به آنجایی که «جز زیبایی هیچ ندیدیم». همنشینی با او، دنیای ما را وسعت می‌دهد و آخرتمان را با لبخند او تضمین می‌کند.

۲. هم‌سویی؛ شرط حضور در خیمه
هم‌سویی با امام، یعنی جهت قبله‌ی دلت را با جهت نگاه او یکی کنی. در کربلا، آن‌ها که با حسین (ع) ملاقات کردند، پیش از آن‌که به کربلا برسند، در جان خود با او «هم‌سو» شده بودند. قلم من اینجا می‌لرزد که بگوید: ملاقات با امام، صرفاً دیدنِ چهره‌ی او نیست؛ بلکه یافتن اشتراک در «درد» و «درمان» است. درد او، درد بیداری انسان بود و درمانش، فدای جان. اگر امروز من و تو در انتخاب‌هایمان، در ایستادن مقابل ظلم، و در مهربانی با خلق، با او هم‌سو شویم، یعنی همین حالا در خیمه‌ی او نشسته‌ایم.

۳. از خاک تا افلاک با امام رشد
بشر همواره در جستجوی تکیه‌گاهی است که او را از لایه‌های سخت زمین بیرون بکشد. حسین (ع) آن امامی است که دست انسان را می‌گیرد تا او را فراتر از نیازهای حقیر دنیا ببرد. ترکیب با او، یعنی دنیایی داشته باشیم که در آن آزادگی حرف اول را می‌زند، و آخرتی که در آن، شفاعت او پناهگاه ماست. قلم من شهادت می‌دهد که هیچ رشدی بالاتر از این نیست که انسان، چنان با «حسین» گره بخورد که بوی او را بگیرد؛ که رفتارش، کلامش و سکوتش، یادآور آن پیشوای یگانه باشد.

سخن آخر قلم:
ای همسفر، اگر می‌خواهی در زمین با امامی ملاقات کنی که جانت را جلا دهد، ابتدا «حسینی» شو. هم‌سویی با او، یعنی تپیدن قلب تو با آهنگ «هیهات من الذله». وقتی این هم‌سویی رخ دهد، تو دیگر تنها نیستی؛ تو جزئی از آن جریان جاویدی هستی که از گودال قتلگاه آغاز شد و تا بی‌نهایت حضور خدا ادامه دارد.

نویسنده : ندا حکمت نیا