شناسهٔ خبر: 78721302 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

شاگردان امیر قلعه‌نویی بدون پیروزی نتوانستند به جمع 32 تیم برتر جام جهانی صعود کنند

پایان پروپاگاندا

تیم ملی فوتبال ایران سرانجام با سه امتیاز‌ از جام جهانی ۲۰۲۶ کنار رفت؛ حذفی که شاید بیش از هر نتیجه دیگری، حاصل مجموعه‌ای از تصمیمات اشتباه، فرصت‌های ازدست‌رفته و اعتمادبه‌نفس بیش از اندازه بود. ایران برای نخستین بار توانست مرحله گروهی جام جهانی را بدون شکست به پایان برساند، اما در اتفاقی عجیب، همین رکورد نیز هیچ ارزشی نداشت؛

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 سپهر خرمی: تیم ملی فوتبال ایران سرانجام با سه امتیاز‌ از جام جهانی ۲۰۲۶ کنار رفت؛ حذفی که شاید بیش از هر نتیجه دیگری، حاصل مجموعه‌ای از تصمیمات اشتباه، فرصت‌های ازدست‌رفته و اعتمادبه‌نفس بیش از اندازه بود. ایران برای نخستین بار توانست مرحله گروهی جام جهانی را بدون شکست به پایان برساند، اما در اتفاقی عجیب، همین رکورد نیز هیچ ارزشی نداشت؛ سه تساوی، سه امتیاز و حذف از رقابت‌ها. در گروهی که بسیاری آن را یکی از ساده‌ترین گروه‌های این دوره جام جهانی می‌دانستند، نه بردی به دست آمد و نه جواز صعود. تیمی که با شعار تاریخ‌سازی پا به مسابقات گذاشته بود، در نهایت با حسرتی بزرگ چمدان‌هایش را بست. حالا زمان پاسخ‌گویی فرا رسیده است؛ پاسخ به وعده‌هایی که داده شد، تصمیم‌هایی که گرفته شد و فضایی که طی هفته‌های اخیر اجازه شنیده‌شدن صدای منتقدان را نمی‌داد. حذف ایران فقط حذف از جام جهانی نیست؛ پایان یک روایت خوشبینانه است که با واقعیت زمین فوتبال همخوانی نداشت.

وعده ۴امتیازی؛ واقعیت ۳امتیازی

حدود ۱۰ ماه پیش، امیر قلعه‌نویی در برنامه فوتبال برتر شبکه سه با اطمینان گفته بود ایران با کسب چهار امتیاز از مرحله گروهی صعود خواهد کرد. آن زمان این جمله به‌عنوان نشانه‌ای از اعتماد‌به‌نفس کادر فنی تعبیر شد، اما امروز همان وعده به یکی از مهم‌ترین محورهای نقد تبدیل شده است. ایران نه‌تنها به چهار امتیاز نرسید، بلکه حتی یک پیروزی هم کسب نکرد. سه مسابقه، سه تساوی و فقط سه امتیاز؛ آماری که برای تیمی با سابقه حضور مداوم در جام جهانی، ناامیدکننده است. تلخ‌تر اینکه این نخستین بار بود که ایران مرحله گروهی را بدون شکست پشت سر گذاشت، اما همین رکورد نیز هیچ ارزشی نداشت؛ زیرا فوتبال بر‌اساس امتیاز و برد قضاوت می‌شود، نه صرفا شکست‌نخوردن. در جام جهانی ۴۸‌تیمی، انتظار می‌رفت شانس صعود ایران بیش از گذشته باشد. افزایش تعداد تیم‌ها، گروهی که روی کاغذ نسبت به بسیاری از گروه‌های دیگر متعادل‌تر به نظر می‌رسید و تجربه بالای بازیکنان، همه شرایط را برای عبور از مرحله گروهی فراهم کرده بود. با این حال، تیم ملی نتوانست از این فرصت استفاده کند. نکته مهم‌تر اینکه سبک بازی ایران نیز با انتقادهای فراوانی روبه‌رو شد. تیمی که بیشتر به حفظ نتیجه فکر می‌کرد تا کسب پیروزی، در نهایت همان چیزی را به دست آورد که از فوتبال محافظه‌کارانه انتظار می‌رود؛ تساوی‌های متعدد و حذف از مسابقات. شاید اگر وعده چهارامتیازی هرگز مطرح نمی‌شد، امروز این میزان از انتقاد شکل نمی‌گرفت. اما وقتی کادر فنی خودش سطح انتظار را بالا می‌برد، طبیعی است که پس از حذف، افکار عمومی نیز همان وعده‌ها را یادآوری کند.

غرور کاذب یا اعتمادبه‌نفس؟

یکی از تلخ‌ترین تصاویر حذف ایران، پنالتی ازدست‌رفته مهدی طارمی مقابل مصر بود؛ ضربه‌ای که اگر به گل تبدیل می‌شد، شاید سرنوشت تیم ملی تغییر می‌کرد. این اتفاق ناخواسته بسیاری را به یاد صحبت‌های دو ماه قبل طارمی انداخت؛ زمانی که پس از دیدار با ازبکستان در تورنمنت چهارجانبه امارات و ماجرای نزدن پنالتی، او در واکنش به انتقادها گفته بود: «من پنالتی‌هایم را زده‌ام و هر وقت بخواهم باز هم پنالتی می‌زنم». این جمله آن روز از نگاه برخی نشانه اعتماد‌به‌نفس بود و از نگاه برخی دیگر، بیش از اندازه قاطعانه و دور از احتیاط. فوتبال اما همیشه فرصت آزمون دوباره می‌دهد. این بار طارمی پشت توپ ایستاد، اما نتوانست از مهم‌ترین پنالتی سال‌های اخیر فوتبال ایران استفاده کند. البته هیچ فوتبالیستی عمدا پنالتی از دست نمی‌دهد و حتی بزرگ‌ترین ستاره‌های جهان نیز چنین تجربه‌ای داشته‌اند؛ با این حال وقتی بازیکنی پیش‌تر با اطمینان از توانایی خود سخن گفته باشد، طبیعی است که افکار عمومی پس از چنین اتفاقی، آن اظهارات را دوباره مرور کند. پنالتی خراب‌شده فقط یک ضربه ازدست‌رفته نبود؛ لحظه‌ای بود که می‌توانست مسیر صعود را تغییر دهد و حالا به یکی از نمادهای ناکامی تیم ملی در این جام تبدیل شده است.

میانگین سنی ۳۲ سال؛ وقتی آینده قربانی امروز شد

یکی از مهم‌ترین انتقادهایی که از همان زمان اعلام فهرست تیم ملی مطرح می‌شد، میانگین سنی بالای بازیکنان بود. ایران با میانگین سنی حدود ۳۲ سال، یکی از مسن‌ترین تیم‌های حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ بود؛ آماری که در فوتبال مدرن، زنگ خطر بزرگی محسوب می‌شود. تجربه بدون تردید یک امتیاز مهم است، اما زمانی که جای طراوت، سرعت و انگیزه جوانی را بگیرد، می‌تواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود. در طول سه مسابقه مرحله گروهی نیز نشانه‌های این موضوع به وضوح دیده شد؛ تیم ملی در دقایق پایانی مسابقات از نظر بدنی افت می‌کرد و در انتقال از دفاع به حمله، سرعت لازم را نداشت. پس از حذف، حالا پرسش‌های زیادی درباره فهرست نهایی تیم ملی مطرح می‌شود؛ پرسش‌هایی که کادر فنی باید به آنها پاسخ دهد. یکی از این پرسش‌ها مربوط به دعوت روزبه چشمی است. او پیش از آغاز مسابقات با مصدومیت دست‌وپنجه نرم می‌کرد و بسیاری از کارشناسان اعتقاد داشتند حضورش با ریسک همراه است. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که آیا بهتر نبود به‌جای بازیکنی که از نظر جسمانی شرایط ایدئالی نداشت، یک گزینه آماده‌تر در فهرست قرار می‌گرفت؟ سؤال دیگر درباره دنیس درگاهی است. حضور او در فهرست نهایی از همان ابتدا با واکنش‌هایی همراه شد و برخی منتقدان اعتقاد داشتند فرصت بازی چندانی به او نرسید و بنابراین مشخص نیست برنامه کادر فنی از دعوت این بازیکن چه بوده است. در فضای مجازی نیز برخی کاربران به نسبت خانوادگی او با آناهیتا درگاهی اشاره کردند، اما تاکنون هیچ مدرک معتبری که نشان دهد این موضوع در دعوت او نقش داشته، ارائه نشده است. آنچه قابل نقد است، نه نسبت خانوادگی، بلکه تصمیم فنی و میزان استفاده از بازیکنی است که عملا تأثیر محسوسی در جام جهانی نداشت. در کنار این موارد، انتخاب کمپ تیم ملی در مکزیک نیز یکی دیگر از تصمیماتی است که حالا زیر ذره‌بین قرار گرفته است. از همان ابتدا درباره فاصله‌های طولانی، شرایط آب‌وهوایی و مسائل مربوط به رفت‌وآمد بحث‌هایی مطرح بود. شاید این انتخاب دلایل فنی و لجستیکی خاص خود را داشته باشد، اما پس از حذف، طبیعی است که افکار عمومی بخواهد بداند چرا این کمپ انتخاب شد و آیا گزینه‌های مناسب‌تری وجود نداشت. آنچه مسلم است، جام جهانی بهترین فرصت برای آغاز پوست‌اندازی تیم ملی بود؛ فرصتی که از دست رفت. بسیاری از تیم‌های حاضر با شجاعت به بازیکنان جوان میدان دادند، اما ایران همچنان بر ستون‌های نسل گذشته تکیه کرد و در نهایت نه نتیجه مطلوب گرفت و نه زمینه مناسبی برای آینده ساخت.

زمان پاسخ‌گویی

در هفته‌های منتهی به جام جهانی و حتی در جریان مسابقات، فضای رسانه‌ای پیرامون تیم ملی بیش از آنکه به سمت نقد فنی حرکت کند، رنگ و بوی حمایت یک‌جانبه داشت. بسیاری از منتقدان معتقد بودند رسانه ملی در حدود ۲۰ روز گذشته، بیش از آنکه به بررسی ضعف‌های تیم بپردازد، تلاش کرد از کادر فنی و بازیکنان دفاع کند و منتقدان را زیر سؤال ببرد. حذف ایران اما همه معادلات را تغییر داد. دیگر نمی‌توان با شعار، آمارهای انتخابی یا فضای احساسی، واقعیت را پنهان کرد. فوتبال در نهایت با نتیجه قضاوت می‌شود و نتیجه ایران چیزی جز سه تساوی و حذف از مرحله گروهی نبود. پس از مشخص‌شدن حذف ایران، بخشی از فضای رسانه‌ای به سمت نتیجه دیدار اتریش و الجزایر رفت. در برنامه شبکه سه، محمدحسین میثاقی نیز نسبت به این مسابقه تردیدهایی مطرح کرد و احتمال تبانی را پیش کشید. البته میثاقی احتمالا نمی‌داند اتریش و الجزایر از جام جهانی 1982 به لحاظ فوتبالی با یکدیگر مشکل دارند و قطعا به این شکل تبانی نمی‌کنند. اگر بنا بر تبانی بود، اصلا نیازی نبود الجزایر دقیقه 93 گل برتری را بزند که باز هم در دقیقه 95 گل سوم و مساوی را دریافت کند. واقعیت اما شاید بسیار ساده‌تر باشد؛ اگر ایران در سه مسابقه خود حتی یک برد به دست می‌آورد، سرنوشتش را به نتایج دیگران گره نمی‌زد. تیمی که برای صعود باید چشم به بازی سایر رقبا بدوزد، پیش از هر چیز باید عملکرد خودش را نقد کند. حذف با سه امتیاز، آن هم در جام جهانی ۴۸تیمی و در گروهی که بسیاری آن را مناسب‌ترین فرصت ایران برای صعود می‌دانستند، نتیجه‌ای نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت. این پایان اگر قرار است ارزش داشته باشد، باید آغاز یک بازنگری جدی باشد؛ بازنگری در تفکر فنی، شیوه مدیریت و نگاه به آینده فوتبال ایران. در غیر این صورت، چهار سال دیگر نیز ممکن است دوباره با وعده‌های بزرگ راهی جام جهانی شویم و با حسرتی بزرگ‌تر به خانه بازگردیم.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.