شناسهٔ خبر: 78721202 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

ضرورت راهبردی در تعیین تکلیف مذاکرات پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا

توافق یا شکست

بعد از امضای تفاهم‌نامه سیاسی اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا، مذاکرات رسمی و جدی میان طرفین با تفاوتی آشکار در شکل و محتوا نسبت به دوره‌های قبلی آغاز شده است. این مرحله از گفت‌وگوها را می‌توان نقطه عطفی در روابط دو کشور دانست؛ نقطه‌ای که در آن، مدیریت بحران جایگزین منطق تقابل مستقیم شده و تلاش برای تعریف یک چارچوب پایدار سیاسی در دستور کار قرار گرفته است.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

بعد از امضای تفاهم‌نامه سیاسی اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا، مذاکرات رسمی و جدی میان طرفین با تفاوتی آشکار در شکل و محتوا نسبت به دوره‌های قبلی آغاز شده است. این مرحله از گفت‌وگوها را می‌توان نقطه عطفی در روابط دو کشور دانست؛ نقطه‌ای که در آن، مدیریت بحران جایگزین منطق تقابل مستقیم شده و تلاش برای تعریف یک چارچوب پایدار سیاسی در دستور کار قرار گرفته است.

در این میان، یک ضرورت راهبردی برای این دوره از مذاکرات و دستیابی به توافق نهایی، به‌ویژه برای ایران، وجود دارد و آن تعیین تکلیف روند مذاکرات پیش از برگزاری انتخابات آبان‌ماه آینده در ایالات متحده در شکل رسیدن به توافق نهایی یا شکست کامل مذاکرات و اعلام علنی آن است. این ضرورت نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه یک الزام ناشی از پیوند مستقیم مذاکرات با محاسبات سیاسی واشنگتن و به‌ویژه دولت ترامپ است. از منظر ماهیت تفاهم اسلام‌آباد، باید تأکید کرد که این سند بیش از آنکه یک توافق حقوقی الزام‌آور باشد، یک تفاهم سیاسی برای مدیریت بحران و عبور از وضعیت تقابل مستقیم است. اهمیت آن در تغییر پارادایم از منازعه به مذاکره نهفته است. در چنین چارچوبی، بسیاری از بندهای آن نه تعهدات اجرایی سخت، بلکه چارچوب‌هایی برای بیان مطالبات، دغدغه‌ها و خطوط اختلافی دو طرف محسوب می‌شوند. به همین دلیل، این تفاهم را باید نقشه راهی برای رسیدن به توافق جامع‌تر دانست، نه خودِ توافق نهایی. در سطح اجرایی نیز اگرچه برخی گشایش‌ها مانند کاهش محدودیت‌های نفتی، دسترسی نسبی ایران به منابع ارزی و تعدیل برخی فشارهای دریایی و اقتصادی مطرح شده، اما همچنان فقدان ضمانت‌های اجرایی و حقوقی کافی، ریسک‌پذیری این روند را بالا نگه می‌دارد. تجربه روابط ایران و آمریکا نیز نشان داده که تحولات سیاسی داخلی، فشارهای منطقه‌ای و بازیگران ثالث می‌توانند روند اجرای چنین تفاهم‌هایی را به‌راحتی دچار اختلال کنند. اما مهم‌ترین بخش تحلیل، درک پیوند این مذاکرات با منطق انتخاباتی و راهبردی دولت ترامپ در آمریکاست.

از یک‌سو، دولت ترامپ به‌طور روشن به دنبال آن است که پیش از انتخابات، مذاکرات به یک توافق مشخص منتهی شود تا بتواند از آن به‌عنوان یک دستاورد بزرگ سیاست خارجی در رقابت‌های انتخاباتی استفاده کند. در منطق سیاسی او، توافق با ایران می‌تواند به‌عنوان یک موفقیت تاریخی در مهار یک بحران چنددهه‌ای معرفی شود و به تقویت موقعیت جریان محافظه‌کار در انتخابات کمک کند. از این منظر، زمان‌بندی توافق برای واشنگتن یک متغیر حیاتی است، نه یک امر فرعی. در مقابل، اگر مذاکرات با مقاومت ایران به نتیجه مطلوب نرسد، دولت ترامپ تمایل چندانی به اعلام رسمی شکست مذاکرات پیش از انتخابات ندارد. دلیل این رویکرد چندلایه است: نخست آنکه اعلام شکست می‌تواند فضای سیاسی را به سمت تشدید تنش و حتی بازگشت به شرایط جنگی سوق دهد؛ وضعیتی که در آستانه انتخابات برای رئیس‌جمهور وقت بسیار پرهزینه است. دوم آنکه پذیرش شکست، به‌ویژه پس از اعطای امتیازات سنگین و کم‌سابقه به تهران در جریان مذاکرات، می‌تواند به‌عنوان یک ناکامی بزرگ در سیاست خارجی تلقی شده و موقعیت سیاسی ترامپ را تضعیف کند. به بیان دیگر، دولت آمریکا تلاش می‌کند از ثبت یک «شکست رسمی» در کارنامه خود جلوگیری کند. در عین حال، راهبرد جایگزین نیز برای واشنگتن قابل تصور است. در صورت عدم دستیابی به توافق، ادامه «وضعیت تعلیق مذاکرات» پس از انتخابات، به دولت ترامپ این امکان را می‌دهد که بدون فشارهای انتخاباتی، سیاست فشار بر ایران را با دست بازتری ادامه دهد. در این سناریو، مذاکرات به‌عنوان یک ابزار کنترل و مدیریت تنش حفظ می‌شود، نه یک فرایند حل‌وفصل نهایی. حتی در صورت لزوم، بازگشت به گزینه‌های سخت‌تر از جمله افزایش فشارهای اقتصادی و امنیتی یا تشدید فضای تقابل نیز از دایره انتخاب‌های واشنگتن خارج نخواهد بود.

بر همین اساس، اهمیت راهبردی تعیین تکلیف مذاکرات پیش از انتخابات آمریکا برای ایران روشن‌تر می‌شود. در واقع ایران در یک مقطع زمانی قرار دارد که یا باید از پنجره سیاسی موجود برای رسیدن به توافقی قابل اتکا استفاده کند، یا در صورت شکست، با آگاهی از پیامدهای آن، مسیر را پیش از ورود به فضای انتخاباتی و تغییر محاسبات سیاسی واشنگتن مشخص کند. تعویق در تصمیم‌گیری یا بلاتکلیفی، می‌تواند طرف مقابل را در موقعیتی قرار دهد که از ابهام موجود برای افزایش فشار و کسب امتیازات بیشتر بهره‌برداری کند. در جمع‌بندی می‌توان گفت تفاهم اسلام‌آباد نه یک توافق نهایی، بلکه یک سازوکار مدیریت بحران در مرحله گذار است. موفقیت یا شکست آن به شدت به پیوند آن با محاسبات انتخاباتی در آمریکا وابسته است. از این رو، آینده مذاکرات بیش از آنکه صرفا تابع حسن‌نیت یا سوءنیت طرفین باشد، تابع زمان‌بندی سیاسی، منطق قدرت و محاسبات انتخاباتی در واشنگتن خواهد بود. اما آنچه برای ایران در این مقطع حساس اهمیت دارد، تعیین تکلیف مذاکرات قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در آبان‌ماه آینده است. توجه‌نکردن به این ضرورت راهبردی، قدرت مانور دولت ترامپ را برای بهره‌برداری سیاسی بیشتر از مذاکرات و توافق احتمالی و تحمیل خواسته‌های سیاسی به ایران افزایش می‌دهد و در عین حال قدرت مانور ایران را در این روند کاهش می‌دهد و حتی امکان بروز جنگ سوم را در نیمه دوم سال افزایش خواهد داد.

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.