در ادبيات فارسي به ويژه در شاهنامه فردوسي، به جامي اسرارآميز اشاره شده است كه با نگاه در آن ميتوان همه جهان و خوب و بد نهفته در آن را مشاهده كرد. بنا بر افسانهها اين «جام جهانبين» كه به كيخسرو نسبت داده شده و بعدها با ارتباط با جمشيد «جام جم» نام گرفته است، اين توانايي را داشته تا وقايع اتفاق افتاده روي زمين را منعكس كرده و بيننده را از زير و روي جهان با خبر كند. جذابيت اين جام به گونهاي بود كه دلها مشتاقِ داشتن آن بودند و سالها آن را طلب ميكردند. فارغ از آن جام افسانهاي و خيالي، ما در دوره زندگاني خود و در هر چهار سال يكبار جامي را به نظاره مينشينيم كه «جام جهاني فوتبال» نام دارد و مانند يك «جام جهانبين» ميتواند علاوه بر تعدادي بازي فوتبال، صحنههايي از جهان را براي همگان به تماشا بگذارد. اولين دوره جام جهاني فوتبال در سال 1930 به ميزباني كشور اروگوئه برگزار شد و با قهرماني آن به پايان رسيد. با توجه به محدوديت ارتباطات جهاني در آن دوران هنوز جام جهاني به يك جام جهانبين تبديل نشده بود، زيرا همگان نميتوانستند بهطور زنده به تماشاي آن بنشينند. در آن زمان (1309 خورشيدي) بسياري از مردم شهرها و روستاهاي ايران و ساير كشورهاي جهان بيخبر از آن رويداد به زندگي ساده خود مشغول بودند. پنجمين دوره جام جهاني در سال 1954 در سوييس برگزار شد و در اين دوره بود كه با پخش زنده تلويزيوني بخش كوچكي از مردم جهان توانستند بازيهاي اين رويداد را همزمان تماشا كنند. با اين پخش زنده عدهاي در بازي فينال در شادي بازيكنان آلمان غربي سهيم شدند و عدهاي غمگيني بازيكنان مجارستان را احساس كردند. تابستان 1349 زماني بود كه ايرانيهاي بسياري موفق شدند طعم تماشاي زنده بازيهاي جام جهاني فوتبال در مكزيك (1970) را جلوي تلويزيونهاي سياه و سفيد خود بچشند و از حال و هواي بخشي از جهان آگاه شوند. در آن زمان كه ايران تنها يك شبكه تلويزيوني داشت كار گزارش فوتبال بر عهده حبيبالله روشنزاده بود و تفسير آن را مانوك خدابخشيان انجام ميداد. بينندگان تلويزيوني با حظ بردن از فوتبال و گزارش و تفسير آن، هرگز فكرش را نميكردند آينده چه ميزان خاكستري باشد و آيندگان بهرغم غرق بودن در فناوريهاي نو و داشتن تلويزيونهاي رنگي بزرگ با چه شرايطي از جور زمانه، سانسور، مجريان پر ادعاي پخش زنده، مفسران سفارشي و ... مواجه باشند. جام جهاني فوتبال هر چهار سال يكبار به روال خود ادامه ميداد و ما ايرانيها با فراز و نشيب با آن مواجه بوديم. به علت شرايط بحراني جنگ هشت ساله با عراق پخش زنده بازيهاي فوتبال امكانپذير نبود و در سالهاي بعد هم اهرم سانسور بر مغز بينندگان تلويزيوني فرود ميآمد تا با توجه به معيارهاي مورد قبول صدا و سيما ما برخي از تصاوير غم و شادي تماشاگران را نبينيم و آخرت خود را تباه نسازيم. پخش زنده بازيهاي فوتبال جام جهاني و ارسال تصاوير حاشيهاي آن مانند جامي جهانبين پرده از فرهنگهاي متفاوت جهان و نيز برخي شباهتهاي انساني برميدارد. فرهنگ را اگر به معني نحوهاي از بودن فرض كنيم كشورهاي مختلف تلاش ميكنند تا چهار سال يكبار خود را به اين رويداد بزرگ برسانند و فرهنگ خود و بودن خود را به جهانيان نشان دهند. رسيدن به اين رقابتها به حدي اهميت دارد كه گاهي يك بازي آن ميتواند به عنوان حماسه ملي در تاريخ يك كشور ماندگار شود. وقتي در دقيقه 74 بازي برگشت ايران و استراليا در مرحله مقدماتي جام جهاني 1998 فرانسه، خداداد عزيزي گل دوم و مساوي را وارد دروازه استرالياي ميزبان كرد و وقتي ساندر پل، داور مجارستاني آن ديدار سوت پايان بازي را زد و تيم ملي فوتبال ايران بعد از بيست سال به جام جهاني راه يافت، تاريخ هشتم آذر 1376 به عنوان حماسه ملبورن در ذهن مردم و تاريخ ايران به ثبت رسيد و شهرها و روستاهاي كشور غرق در شادي شدند و پير و جوان به پايكوبي و رقص پرداختند تا بعد از مدتها شادي عميق به كوچه ايرانيها راه يابد و فشارهاي اقتصادي دوران جنگ و بازسازي پس از آن را لحظهاي به فراموشي سپارند. آن روز تاريخي به عنوان لحظه غرور ايراني و نمادي براي جنگيدن تا آخرين نفس، در اذهان فوتبالدوستان ثبت شده است. جام جهانبين فرانسه 1998 در تاريخ سي و يكم خرداد 1377 يك بازي را به عنوان «مادر تمام بازيها»، «سياسيترين بازي تاريخ جام جهاني» و «بازي مهم قرن بيستم» به جهانيان نشان داد. در آن روز بازي ايران و امريكا زير سايهاي از كشمكشهاي سياسي بيست ساله برگزار شد و پس از پيروزي ايران در آن ديدارِ سياسي- ورزشي، حماسه ملي ديگري در تاريخ ايران به ثبت برسد. در جام جهاني 2006 آلمان كه با قهرماني ايتاليا به پايان رسيد ضربه سرِ خشمگينانه زينالدين زيدان فرانسوي به سينه ماتراتزي ايتاليايي در بازي پاياني نشان داد توهين به ناموس در هر فرهنگي منجر به انفجار و از دست دان كنترل هر آدمي خواهد شد. در آن بازي، اصطكاك مكرر اين دو بازيكن به جايي رسيد كه در لحظهاي از بازي و برخورد، زيدان متلكوار به ماتراتزي ميگويد: «بعد از بازي پيراهنم را به تو ميدهم.» و بازيكن ايتاليايي در جواب ميگويد: [...] آن صحنه تقابلي از بداخلاقيها بود كه در حافظه فوتبال جهاني به جا مانده است. جام جهاني همچنين توانست سياستهاي كشورها را عريان كرده و نشان دهد كشور كوچكي مانند قطر با جمعيتي حدود سه ميليون نفر ميتواند از منابع مشترك گازي خود با ايران نود ميليون نفري، چنان برداشت كرده و ثروت بيندوزد تا با اندوختههاي خود بتواند زيرساختهايي را در حد ميزباني جام جهاني 2022 به وجود آورد و چشم جهانيان را به خود بدوزد. قطرِ ميزبان در هر سه بازي خود شكست خورد؛ با اين وجود زماني كه آرژانتين جام قهرماني را مال خود كرد و در مراسم اهداي جايزه، شيخ تميم بن حمد امير قطر، عباي عربي را بر دوش ليونل مسي كاپيتان آرژانتين انداخت، جهانيان متوجه شدند برنده واقعي آن رويداد جهاني تنها و تنها كشور قطر و مردمش بودهاند كه توانستهاند نگاه جهان را به خود معطوف دارند. كسب آن ثروت گازي و هزينه آن براي ملت به جايي رسيده است كه قطر براي تشويق تيم فوتبالش در رقابتهاي جام جهاني بيست و سوم در سال 2026 تعدادي از شهروندانش را بهطور مجاني به قاره امريكا ميفرستد تا جام جهاني را ببينند و جام جهانبين نشان دهد كه عقلانيتِ سياست مردان ميتواند خوشبختي و رفاه مردم را به دنبال داشته باشد.
جام جهاني همچنين علاوه بر نمايش فوتبال و سياست و فرهنگ و اخلاق، جايي براي خود نشان دادن برخي كشورهاي كوچك و ناشناخته است تا به جهانيان بگويند: «ما هم وجود داريم، به كشور ما هم سري بزنيد.» در غياب بزرگاني چون ايتاليا و دانمارك، حضور كشورهاي كوچكي مانند كوراسائو با جمعيت 156 هزار نفر و كيپورد با 525 هزار نفر جمعيت در جام جهاني 2026 موجب شد خيلي از مردم جهان از موجوديت جغرافيايي اين كشورهاي ناشناخته آگاه شوند. كوراسائو اگرچه در اولين بازي خود زير حملات آلمان خرد شد و هفت بر يك بازي را باخت، اما در جريان خردشدگي لحظهاي نااميد نشد و از دويدن باز نايستاد. كيپورد نيز به عنوان يك تازهوارد، آمده بود تا بجنگد و شگفتي خلق كند و شگفتي اين شگفتيساز تساوي با غولي چون اسپانيا بود. در اين بازي، كيپورد توانست ووزينيا دروازهبان چهل ساله و گمنام خود را به جهانيان معرفي كند تا همه بدانند اگر بخت ياري كند در چهل سالگي هم ميتوان درخشيد و ستاره شد: «فيض روحالقدس ار باز مدد فرمايد/ ديگران نيز كنند آنچه مسيحا ميكرد». جام جهاني فوتبال، جام جمي است كه با هيجان خود خيلي از فقراي جهان را سرگرم و شاد و روياپرداز ميكند تا به وسيله آن لحظهاي فقر خود را فراموش كنند؛ اما عرصهاي گران است كه تماشاي آن از نزديك براي همه ندارها و خيلي از داراها ناممكن است. هزينه سفر، اسكان و بليت ورود به استاديوم بيش از دو هزار دلار خواهد شد كه اين هزينه برابر با درآمد ماهها و شايد سالها كار و جان كندن ندارهاست. با آنكه جام جهاني ابعاد مختلف زندگي جهاني را به نمايش ميگذارد، اما تلخترين آن نمايش شكاف طبقاتي در جهان است: در فاصله زماني كه يك تاجر ثروتمند محل اقامت خود در مجللترين هتلهاي محل برگزاري فينال جام جهاني را ترك ميكند و با بليت ورودي حدود دوازده ميليارد تومان به استاديوم ميرود تا بازي نهايي را تماشا كند، هزاران نفر از مردم فقير به خاطر نداري و سوءتغذيه در محلات مختلف جهان جان ميدهند. در حالي كه در چرخش عقربههاي زمان فقرا به قهقرا كشيده ميشوند.
جام جهاني يا جام جهانبين
مهدي دهقانمنشادي
صاحبخبر -
∎