۳. امتناع از بيعت با يزيد
امام حسين (ع) تا زماني كه معاويه در قيد حيات بود، بر پيمان صلح امام حسن (ع) با معاويه پايبند بودند، اما بر اساس يكي از بندهاي پيمان مذكور كه «بعد از معاويه، خلافت از آن حسن و اگر براي او اتفاقي بيفتد از آن حسين است و معاويه حق ندارد براي خود جانشين تعيين كند» با طرح ولايتعهدي يزيد مخالفت كردند و پس از مرگ معاويه از بيعت با يزيد امتناع كردند.
همچنين در پاسخ به وليد والي مدينه و جسارت مروان با برشمردن ويژگيهاي خود و يزيد، او را فاقد صلاحيت دانسته و بر صلاحيت خود براي رهبري امت اسلامي تاكيد و جمله معروف «مثلي لايبايع مثله» را به عنوان يكي از اهداف عملياتي خود و راهبرد بلندمدت جامعه اسلامي بيان فرمودند. امام خميني(ره) يكي از اهداف عملياتي قيام عاشورا را امتناع امام حسين (ع) از بيعت با يزيد ميداند و در اين مورد ميفرمايد: «...در مدينه وقتي كه مردك ميآمد، ميگفت كه بيعت كن، ميگفت بسيار خوب سلّمهالله تعالي! نعوذباللّه اگر يك همچو چيزي ميگفت، از خدا ميخواستند؛ خيلي هم احترامش ميكردند، دستش را هم ميبوسيدند.» (صحيفه امام، ج۲، ص ۳۷۲-۳۷۳) ملاحظه ميكنيد كه امام راحل و خلف صالحش رهبر شهيد به سيدالشهدا (ع) اقتدا كردند و دست بيعت با يزيديان ندادند.
۴. شهادت در راه خدا
شهادت به معناي كشته شدن در راه خداوند و دو شرط اصلي قبولي آن انتخاب آگاهانه و قصد في سبيلالله است. مقام و مرتبه شهيد عاليترين و راقيترين مقام در جهت نيل به قرب اليالله است. قرآن شهيدان راه خدا را زنده و مرزوق عندالرب ميداند و درك اين معنا براي امثال ما در حد ادراك مفهومي است و ادراك ذوقي و شهودي اين مقام فقط از آن شهيدان است.
در آثار پيشوايان اسلام و در ادعيه و زيارات يكي از خواستههاي انسان مومن نيل به مقام شهادت است. امام حسين (ع) از آغاز حركت و نهضت خويش ضمن تلاش براي پيشگيري از بروز فاجعه به شكلهاي مختلف از شهادت سخن ميگويد و در كنار ساير اهداف عملياتي به استقبال شهادت ميرود.
عاشوراپژوهان نيز شهادت را در قالبهاي مختلف در زمره اهداف عملياتي نهضت سيدالشهدا (ع) دانستهاند كه مجال ذكر جزييات آن در اين مقال نيست. امام خميني(ره) در بيان اهداف قيام عاشورا به صورتهاي گوناگون به هدف شهادت تصريح ميكند، از جمله در اين مورد كه آن حضرت بهرغم اطمينان از عدم موفقيت ظاهري، اما در راه مبارزه با رژيم ستمگر يزيد تا پاي جان ايستادگي كرد: «حضرت سيدالشهدا قيام كردند بر ضد يزيد و شايد و همانطور هم بود كه خوب، اطمينان به اين بود كه موفق به اينكه يزيد را از سلطنت بيندازند، نشوند؛ اين اخبارش هم اينطور است كه ايشان مطلع بودند بر اين مطلب؛ در عين حال براي همين معني كه بر ضد يك رژيم ظالم قيام كنند - ولو اينكه كشته بشوند - قيام كردند و كشته دادند و كشتند و خودشان هم كشته شدند». (صحيفه امام، ج۵، ص۱۹) بر اساس ديدگاه امام خميني(ره)، امام حسين (ع) با علم به شهادت خود و اصحاب و اسارت اهل بيت به تكليف خود در مقابله با ظلم عمل كرد و در نتيجه باند بنياميه را رسوا كرد. «حضرت سيدالشهداء سلاماللّه عليه در كربلا تشريف آوردند و جنگ بين يك عده كم با گروههاي زياد كه به قتل ايشان و اسارت اهل بيت ايشان و به شكست منتهي شد؛ لكن در عين حال يزيد را شكست داد.
اين يزيد در دنيا مفتضح شد، بهطوري كه ديگر نشد باقي بماند، براي اينكه مكتب محفوظ بود. مكتب، مكتب توحيدي و اسلامي بود و اسلام محفوظ بود، از اين جهت شكستي نبود.» (02/۰۷/1358) و پيروان آن حضرت را به تبعيت از آن حضرت و نترسيدن از يزيدهاي زمان توصيه ميكند و ميفرمايد: «تكليف ما را حضرت سيدالشهدا (ع) روشن كرده است: از كمي نفرات نترسيد، از شهادت نترسيد. هر چه آرمان بزرگتر باشد، تحمل سختي بيشتري ميطلبد.» (۲۵ مهر ۱۳۶۱)