از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي گروهها، سياسيون و جريانهاي متعددي بخت خود را براي غلبه بر جمهوري اسلامي و در دست گرفتن قدرت آزمودند و موفقيتي به دست نياوردند. آنها ناكام ماندند ولي هر كدام ضربهاي به كشور زدند. اگر همه مخالفان در اقدامات و روشها و در كنار اهداف خود پرواي ايران را داشتند چه بسا اساسا وارد عرصه سرنگوني نميشدند يا عملكردشان به گونهاي ديگر شكل ميگرفت تا به ايران لطمهاي وارد نشود. نه تنها براندازان مشهور بلكه برخي مخالفان درون نظام كه بعدها راه خود را جدا كردند و آشكارا تغييرات اساسي و بنيادين را تنها راه نجات دانستند گويي با تلقي خالي شدن زير پاي جمهوري اسلامي به ميدان آمدند و بدون قصد تخريب يا امكان سوءاستفاده بيگانگان كارزاري عليه نظام به راه انداختند ولي به هر حال به سهم خود موجب خساراتي براي كشور شدند. به نظر ميرسد يكي از دلايل اصلي در محاسبات هر مخالفي كه برميخيزد و سوداي دگرگونيهاي بزرگ در سر ميپروراند تبليغات وسيع شبكه گسترده ايرانستيزان است. آنها همواره چنين وانمود ميكنند كه سالهاست جمهوري اسلامي در ضعفي بنيانسوز گرفتار شده و يك تلنگر كفايت ميكند تا همه چيز تمام شود! در جنگ تحميلي سوم هم آشكار شد كه رييسجمهور امريكا نيز با آن همه دستگاههاي عريض و طويل اطلاعاتي فريب اين فضاسازي را خورد و ظاهرا هرگز خود را نيازمند ۴۰ روز جنگ گسترده نميديد. اين وسط بازهم اين ايران عزيز و مظلوم بود كه آسيبهای فراوان دريافت كرد. اين درد را كجا ببريم كه در انبوه كنشهاي سياسي هر كس با هدفي و ظني زخمي به ايران ميزند؟ اين معنا را بايد بسيار شكافت و در اطرافش بحث فراوان كرد. ضرورت چنين بحثي از آنجا نمايان ميشود كه انواع تجربههاي پيشين ظاهرا در محاسبات هيچ مخالفي جايي ندارد و ديده نشده ، حتي در ميان شخصيتهاي مخالف كه معقولترند در كنار پيگيري اهداف خود وقتي خسارت به ايران را ميبينند تقابل را رها كنند و تعامل را مفيد و به نفع كشور بيابند. بنده با توجه به تجربه ۳۰ ساله و مراوده مستمر با سياسيون مختلف كاملا لمس كردهام كه حتي نخبگان و سياستمداران كم و بيش تحت تاثير فضاسازيها خصوصا در عرصه مجازي قرار ميگيرند و دريافت ديگرم اين است كه بيگانگان متوجه اين تاثيرپذيري شده و روي آن سرمايهگذاري كردهاند. اكنون بيش از هر زمان ديگري معيار اساسي و مهم تشخيص خدمت يا خيانت افراد «ايران» است. فعلا با اين معيار روشن ميتوان تعهد و صداقت همه بازيگران عرصه سياست را سنجيد. حالا ايرانياري و ايرانستيزي زير آفتاب تابان شفافيت قرار دارد و با هيچ بهانه و توجيهي احدي توان عبور عافيتطلبانه و رندانه از ميدان ديد مردم و تاريخ را ندارد. مگر ميشود كسي ايراني باشد و كيان كشور برايش اولويت اصلي داشته باشد ولي كينه نسبت به نظام حاكم باعث شود كه در مقابل تجاوز يك ائتلاف گسترده نظامي سكوت كند و از محكوميت جنايات شنيع بيگانگان طفره برود؟ در شرايط كنوني حتي تندترین مخالفان جمهوري اسلامي اگر تماميت ارضي و امنيت مردم برايشان ملاك باشد كوچكترين توجيه منطقي براي عدم محكوميت متجاوزان را ندارند و افراطيترين هواداران نظام هم حق تضعيف انسجام داخلي را ندارند. امروز همه حقها و مطالبهها فرع بر دفاع از كشور هستند و در همه جاي جهان چنين قاعدهاي در رديف بديهيات ميهندوستي است. اگر قرار بود طي حدود ۳هزار سال وطنداري، مردم براساس نوع عملكرد حكومتها از ايران دفاع كنند يا از جلو دشمن بگريزند قطعا تاكنون از ايران حتي نامي باقي نميماند، مگر حكومتها بايد معصوم باشند تا مردم از كشور خود دفاع كنند؟! نكته اعجابانگيز اينكه در اغلب هجومهاي بزرگ به ايران اين مردم نبودند كه از دفاع سرباز زدند بلكه نوع عملكرد نخبگان و صاحبان نفوذ و صاحبمنصبان هزيمت آفريد. مثلا هنگام حمله مغولان، سلطان محمد خوارزمي كه خود عامل قطعي تحريك چنگيزخان بود گريخت و بزرگترين ضربه به مقاومت مردم را خود او زد، ولي هنگامي كه سلطان جلالالدين خوارزمي شجاعت كممانندي از خود بروز داد تا آستانه شكست مغولان پيشرفت و هيچ مورخي ننوشته است كه عدم ياري مردم مانع پيروزي او بر مغولان شد و مردم هم بهانه نياوردند كه مقصر اصلي سلطان محمد خوارزمي است كه نمايندگان چنگيز را كشت. همين حالا هم الزامات پاسداري از ميهن تغيير نكرده است. ايران به اندازه همت و غيرت مردم و نيروهاي مسلح توانست بماند و سرفراز باشد. اگر همه شخصيتها و گروهها از مخالف تا موافق قاطعانه به ميدان دفاع از كشور وارد ميشدند و هيچكس سكوت را جايز نميدانست و دفاع از كشور را به اما و اگر نميآلود و اقليت خائن خارجنشين دچار محكوميت همهجانبه ميشد و اميد دشمنان به آشوبآفريني كاملا از بين ميرفت چه بسا ۴۰روز دفاع به ۴ روز تقليل پيدا ميكرد و دشمنان سرافكندهتر طالب آتشبس ميشدند. چه گناه بزرگي صورت گرفت كه برخي به اندازه توان خود به ياري ميهن نشتافتند و امور ديگر از جمله تعقيب اهداف و حب و بغضهاي جناحي و سياسي برايشان اولويت داشت و چه جانهاي عزيزي كه بر اثر هديه طمعآفرين اميد به دشمنان از دست رفت. ما همچنان تا تثبيت كامل امنيت كشور نيازمند تلاش فوقالعاده براي دور كردن شرارتها هستيم و هيچ موضوع ديگري نميتواند و نبايد دفاع از ايران را تحتالشعاع قرار دهد.
تابش آفتاب شفافيت برخدمت و خيانت
جعفرگلابي
صاحبخبر -
∎