بیش از دو دهه از زمانی که رجینا با آن موهای قرمزرنگ نمادینش در راهروهای تاریک تاسیسات ایبیس با ولاسیرپتورها روبهرو شد، میگذرد. فرنچایز Dino Crisis، که روزگاری به عنوان رزیدنت اویل با دایناسورها شناخته میشد، یکی از محبوبترین و در عین حال فراموششدهترین داراییهای شرکت کپکام است. در سالهای اخیر، با موفقیت بینظیر بازسازی نسخههای کلاسیک رزیدنت اویل، صدای طرفداران داینو کرایسیس بیش از پیش به گوش میرسد. اما در میان این هیاهو، یک دوگانگی بزرگ و بحثبرانگیز وجود دارد، آیا ما واقعا به یک ریمیک از نسخه اول نیاز داریم، یا اینکه کپکام باید بالاخره به سراغ یک دنباله واقعی برای پایان بهشدت ناتمام داینو کرایسیس ۲ برود؟
برای پاسخ به این سوال، باید هم به روانشناسی نوستالژی طرفداران قدیمی نگاهی بیندازیم و هم ببینیم نسل جدید گیمرها اصولا چه انتظاری از یک بازی مدرن دارند.
معمای ناتمام داینو کرایسیس ۲؛ زخمی که ۲۰ سال باز مانده است
برای درک اینکه چرا گروهی از طرفداران با حرارت تمام خواستار ساخت Dino Crisis 3 (البته با نادیده گرفتن نسخه فاجعهبار و فضاییِ ایکسباکس اورجینال) هستند، باید به پایانبندی داینو کرایسیس ۲ برگردیم. بازی در یک کلیفهنگر بیرحمانه تمام شد. دیلان و دخترش پائولا در آینده و در میان انفجار و نابودی گیر افتادند و رجینا در حالی که از طریق پورتال زمان فرار میکرد، قول داد که برای نجات آنها برگردد.
بیش از ۲۰ سال است که طرفداران قدیمی منتظرند تا رجینا به قول خود عمل کند. از دیدگاه این دسته از مخاطبان، ساخت یک بازسازی از نسخه اول، صرفا دور زدن داستان و نادیده گرفتن احساساتی است که روی سرنوشت دیلان و پائولا سرمایهگذاری شده بود. آنها معتقدند داستان اصلی پتانسیل بالایی برای ادامه دارد و کپکام به آنها یک پایانبندی بدهکار است.
نسل جدید و شاهکار PS1؛ آیا ارتباطی شکل میگیرد؟
با وجود این تعهد داستانی، واقعیت بیرحم بازار امروز را نمیتوان نادیده گرفت. آیا نسل جدیدی که با بازیهایی نظیر The Last of Us، بازسازی Resident Evil 4 و استانداردهای بصری و مکانیکی روز بزرگ شدهاند، میتوانند با یک شاهکار از دوران پلیاستیشن ۱ ارتباط برقرار کنند؟
پاسخ کوتاه، به احتمال زیاد خیر است. داینو کرایسیس ۱ و ۲ محصولات زمان خود بودند. کنترلهای تانکی، دوربینهای ثابت و گرافیکهای پیکسلی، هرچند برای ما تداعیکننده بهترین خاطرات کودکی و نوجوانی هستند، اما برای گیمر امروزی بهشدت دافعه دارند. اگر کپکام بخواهد یک دنباله مستقیم برای داینو کرایسیس ۲ بسازد، باید داستان پیچیده سفر در زمان و انرژی سوم را برای مخاطبانی که هرگز نسخههای قبلی را بازی نکردهاند، توضیح دهد. این کار از نظر تجاری یک ریسک بزرگ است. رسانههای گیمینگ بارها تاکید کردهاند که امنترین و منطقیترین مسیر برای معرفی مجدد یک فرنچایز قدیمی، Remake نسخه اول با استانداردهای مدرن است تا هم نسل جدید با دنیای آن آشنا شوند و هم پلی برای ساخت دنبالههای بعدی ساخته شود.
بنبست خلاقیت در طراحی دایناسورها؟
یکی از جذابترین بحثها در مورد آینده داینو کرایسیس در شبکههای اجتماعی و فرومهایی مثل ردیت در جریان است. یکی از کاربران ردیت در تحلیلی بسیار منطقی، دلایل جالبی را برای ارجحیت Remake نسبت به دنباله مطرح کرده است.
این کاربر اشاره میکند که با وجود علاقه به داینو کرایسیس ۲، شخصیتهای دیلان و پائولا آنقدرها هم عمق نداشتند که بخواهیم نگران بازگشت آنها باشیم و در واقع، ستاره بیچون و چرای این سری رجینا است و نباید دوباره زیر سایه شخصیتهای فرعی قرار بگیرد. اما نکته مهمتر، محدودیت دایناسورها به عنوان دشمن در بازیها است.
برخلاف زامبیها، هیولاها یا گانادوهای رزیدنت اویل که میتوانند سلاح دست بگیرند، جهش پیدا کنند و حملات پیچیدهای داشته باشند، دایناسورهای واقعگرایانه به شدت محدودند. رپتورها نهایتا میتوانند با دم خود ضربه بزنند، بپرند یا درها را باز کنند (اشاره به هوش مصنوعی معروف آنها در بازی اصلی)، و پترانودونها پرواز میکنند. در نهایت، دامنه حرکتی آنها به تعقیب کردن، گاز گرفتن، چنگ زدن و لگدمال کردن ختم میشود. مبارزه با آنها پس از مدتی میتواند تکراری شود.
به همین دلیل است که رسانههایی مانند هالیوود (در پارک ژوراسیک با ساخت دایناسورهای هیبریدی یا دلوفوسورها) و بازیهایی مثل Turok (با دایناسورهای مجهز به سلاح) یا حتی بازی اخیر خود کپکام یعنی Exoprimal، مجبور شدند به سمت دایناسورهای فانتزی و تخیلی بروند. اما طرفداران اصیل داینو کرایسیس به هیچ وجه دایناسورهای فانتزی یا لیزردار نمیخواهند! آنها همان حس بقا و وحشت واقعگرایانه را طلب میکنند.
بنابراین، طبق استدلال این بخش از جامعه کاربری، داینو کرایسیس از نظر خلاقیت دشمنان در یک بنبست قرار دارد. به جای کش دادن این مجموعه با دنبالههایی که در نوآوری دست و پا میزنند، بسیار بهتر است که کپکام یک بازی بینقص بسازد؛ اثری که داستان نسخه اول را با المانهای اکشن و تنوع محیطی نسخه دوم ترکیب کرده و یک تجربه خارقالعاده از سبک وحشت و بقا با محوریت دایناسورها ارائه دهد.
رجینا؛ بازگشت ملکه موقرمز کپکام
نباید فراموش کنیم که بازیها امروزی به شدت شخصیتمحور هستند. رجینا در کنار جیل ولنتاین و کلر ردفیلد، یکی از نمادهای قدرت و جذابیت زنانه در تاریخ بازیهای وحشت و بقاست. یک بازسازی مدرن با موتور گرافیکی قدرتمند RE Engine میتواند به رجینا عمق شخصیتی بیشتری ببخشد. صداگذاری جدید، انیمیشنهای چهره واقعگرایانه و روایتی مدرنتر میتواند او را به یکی از محبوبترین شخصیتهای نسل فعلی تبدیل کند. در یک دنباله مستقیم (DC3)، با توجه به پایانبندی نسخه دوم، سازندگان مجبورند تمرکز را بین رجینا، دیلان و پائولا تقسیم کنند که این موضوع ممکن است از درخشش ستاره اصلی بازی بکاهد.
نگاه رسانههای گیمینگ؛ بازسازی، امنترین و عاقلانهترین مسیر
اگر نگاهی به مقالات و پادکستهای رسانههای معتبر گیمینگ در سراسر جهان بیندازیم، کفه ترازو به وضوح به سمت ریمیک سنگینی میکند. کپکام در نظرسنجیهای اخیر خود از بازیکنان پرسید که دوست دارند کدام فرنچایز قدیمی احیا شود و داینو کرایسیس با اختلاف در صدر لیست قرار گرفت. این موضوع نشان میدهد که تقاضا برای این IP به شدت بالاست.
تحلیلگران صنعت گیم معتقدند که فرمول کپکام برای بازسازیها ثابت شده و بسیار سودآور است. ساخت یک بازی AAA با بودجه کلان به عنوان یک دنباله برای عنوانی که ۲۰ سال پیش عرضه شده، خودکشی تجاری است. رسانهها بر این باورند که کپکام ابتدا با یک بازسازی کامل از Dino Crisis 1 (با مکانیزمهای مشابه Resident Evil 2 Remake)، آب را تست خواهد کرد. اگر نسل جدید با فضای بسته، وحشت کلاستروفوبیک تاسیسات ایبیس و هوش مصنوعی پیشرفته رپتورها (شبیه به مکانیک تعقیب و گریز مستر ایکس یا نمسیس) ارتباط برقرار کند، آنگاه راه برای ساخت دنبالههای جدید و شاید بازنویسی داستان داینو کرایسیس ۲ و ۳ هموار خواهد شد.
نتیجهگیری؛ یک قدم به عقب برای دو قدم به جلو
آیا ما به دنباله داینو کرایسیس ۲ نیاز داریم؟ از نظر احساسی، بله. طرفداران قدیمی شایسته دیدن پایان آن داستان هستند. اما آیا در حال حاضر، این دنباله مهمتر از یک بازسازی است؟ از نظر منطقی و تجاری، خیر.
نسل جدید نیازمند دروازهای برای ورود به این دنیای خشن و دلهرهآور است. داینو کرایسیس به یک تولد دوباره نیاز دارد. ادغام اتمسفر نفسگیر و ترسناک نسخه اول با گانپلی و تنوع محیطی نسخه دوم در قالب یک بازسازی عظیم، نهتنها میتواند ادای احترامی بینظیر به شاهکار پلیاستیشن ۱ باشد، بلکه محدودیتهای طراحی دایناسورها را در یک قالب مشخص و بهینه جبران میکند. شاید پس از این بازسازی، کپکام بالاخره بتواند داستان دیلان و پائولا را با رویکردی مدرنتر و پختهتر به سرانجام برساند. تا آن زمان، ما همچنان منتظریم تا رجینا بار دیگر شاتگان خود را پر کند.
∎