به گزارش ایرنا، در حالی که هر ساله شعلههای آتش اراضی و جنگلهای زاگرس را در خود میبلعند، همچنان این پرسش اساسی وجود دارد که چرا با وجود تجربههای مکرر و هشدارهای کارشناسان، همچنان شاهد تکرار بروز این فاجعه هستیم و چه نیروهایی در پس این بحران مزمن نقشآفرینی میکنند؟
آیا مسئله تنها فقدان تجهیزات و آموزش است و آیا میشود این بحران هر ساله زاگرس را تنها به این مشکل گره زد، یا باید این رخداد را بازتابی از ساختارهای قدرت و اولویتهای سیاستگذاری نابرابر در ایران و منطقه دانست؟
آتشسوزیهای گسترده در زاگرس، تنها تخریب منابع طبیعی نیست؛ بلکه بهگونهای نمادین بیپناهی مردمان بومی را به نمایش میگذارد؛ زاگرس، بهعنوان "ریه ایران"، نهفقط نقش حیاتی در تداوم اکوسیستم ملی دارد، بلکه بقای اقتصاد محلی، امنیت غذایی و حتی هویت فرهنگی دهها هزار نفر در گرو پایداری آن است، اما آنچه مغفول میماند، ریشهیابی چرایی بیتوجهی برخی سیاستگذاران و ضعف ساختارهای اجرایی در مواجهه با این بحران است.
بررسی آتشسوزیهای زاگرس، تصویری ناموزون از نابرابریها و بیعدالتیها در حوزه تخصیص منابع و امکانات برای حفاظت از محیطزیست به ویژه در حوزه زاگرس مرکزی و جنگلهای خسته آن را آشکار میکند.
منتقدان، بارها تاکید کردهاند که تخصیص ناعادلانه منابع، تمرکز قدرت و ضعف حاکمیت مشارکتی، بستر را برای بیتوجهی به محیطزیست مناطق پیرامونی مانند زاگرس فراهم کرده است؛ در شرایطی که برخی از استانهای برخوردارتر به سرعت از امکانات اطفای حریق برخوردار میشوند، استانهایی چون فارس و کهگیلویه و بویراحمد و مناطق جنوبی همواره باید با دست خالی و نیروهای داوطلب مردمی به جنگ آتش بروند و این نابرابری، بازتابی از سلسلهمراتب تصمیمگیری و حاشیهنشینی مزمن مناطق کمتر برخوردار است.
از سوی دیگر، برخی سیاستها در برخورد با زمینهای کشاورزی، مراتع و کشتهای ممنوعه سبب شده است برخی آتشسوزیها نه تصادفی، بلکه ناشی از نزاعهای محلی، تلافیهای قبیلهای یا حتی اعتراض به سیاستهای مصادره و تخریب اراضی باشند.
مردم، جامعه مدنی؛ بازیگران غایب
مسئول توسعه انجمن سبز در استان فارس در گفتوگو با ایرنا بیان کرد: فعالیتها و نقشآفرینیهای سازمانهای مردمنهاد، سمنها و گروههای مردمی دوستدار طبیعت نسبت به گذشته بسیار کمرنگ شده است.
فاطمه ظفرآبادی افزود: فرهنگسازی و آگاهیبخشی و فعالیت اثربخشی که درباره اهمیت و ضرورت محیطزیست باشد در این حوزه کمتر از گذشته شده است؛ ما میتوانستیم کمکهای سازمانها و نهادهای بینالمللی را در حوزه اطفای حریق و محیطزیست و طبیعت بگیریم و در گذشته این مهم کمک شایانی میکرد، اما امروزه به دلایل متعددی این فرصت گرفته شده و همین ضعفها و کمبودها زمینهساز آتشافروزی در جنگلهای زاگرس و ایران شده است.
وی ادامه داد: امسال مشخص بود که با توجه به پراکنش مناسب بارشها و وجود انبوه علفها و پوشش گیاهان باید از قبل پیشبینیها و برنامهریزیهای لازم برای کنترل و مدیریت و جلوگیری از بروز آتشسوزیها انجام میشد، اما باز هم این عدم مسئولیتپذیری کار را به اینجا کشاند.
مسئول توسعه انجمن سبز در استان فارس بیان کرد: میتوانستیم این کار را از همان بعد از تعطیلات نوروزی و اوایل فصل بهار انجام دهیم که در این زمینه کوتاهی نهادهای متولی مشهود است.
ظفرآبادی معتقد است که مجموعه دولت و سیاستگذاران و متولیان امر در حوزه دولت هم باید اهمیت بیشتری به سمنها و سازمانهای مردمنهاد در این حوزه بدهند؛ کمبود امکانات اطفای حریق و نبود بالگرد و هواپیمای آبپاش در استان پهناور و کلانشهر شیراز که ادعا میکنیم قطب اول در حوزه کشاورزی و منابع طبیعی هستیم هم به وضوح آشکار است.
بابک سروری از طبیعت دوستان نیز گفت: ضعف آموزش و نبود اطلاعرسانیها و آگاهیبخشی عمومی جامعه نسبت به محیطزیست همواره از چالشهای موجود و پیشزمینهای برای بروز مشکلات و حوادث در این زمینه میشود.
او افزود: با وجود بروز آتشسوزیهای گسترده و فاجعه زیست محیطی در جنگلهای زاگرس، اما تاکنون تدبیر و تصمیمی درست و بازدارنده در این حوزه انجام نشده و همواره با دست خالی اقدام به خاموش کردن آتش میکنیم و مصادیق بارز آن را بارها در استان و شهرستانهای فارس شاهد بودیم؛ کمکاری و کوتاهی و عدم تعهد در حفاظت و صیانت از میراث طبیعی و منابع زیست محیطی از سوی برخی مسئولان و نهادهای متولی نیز بر مشکلات این حوزه افزوده است.
بالگرد، مهمترین نیاز مقابله با آتش جنگلهای زاگرس
سروری، نبود بالگرد و هواپیمای آبپاش به ویژه برای آتشسوزیهای گسترده در سطح مراتع و ارتفاعات را از دیگر عوامل بروز و دخیل در وقوع آتشسوزیها دانست و گفت: نیروهای مردمی هم اگر به اندازه کافی باشند، اما به دلیل طولانی بودن مسافتها و خستگی مفرط و نداشتن توانایی لازم، اثرگذاری لازم را برای اطفای بهموقع حریق ندارند.
وی گفت: وجود بالگرد به محض وقوع آتشسوزی و گسترش آتش در ارتفاعات میتواند تا حد قابل توجهی در هلیبرن بهموقع نیروها به کانون و محل بروز آتشسوزی کمک کند.
او ادامه داد: چون آتشسوزیها به طور معمول سطحی است و بیشتر روی زمین اتفاق میافتد، بنابراین با رسیدن بهموقع نیروها، اطفای آتش نیز آسانتر خواهد بود، البته در صورتی که هلیبرن نیروها بهزودی انجام شود؛ نیروها در همین آتشسوزی کوهمره سرخی شیراز برای رفتن به ارتفاعات بیش از ۶ ساعت در مسیر بودند و دیگر توان و انرژی لازم برای اطفای حریق را نداشتند.
ابوالقاسم ابراهیمی از انجمن جمعیت دوستداران طبیعت زاگرس هم معتقد است که ضعف آموزش و نهادینه نشدن اهمیت و ضرورت حمایت از محیطزیست در جامعه، مقدمه و عامل اصلی و جدی در بروز مشکلات و آتشسوزیهای گسترده در حوزه محیطزیست بوده است؛ نبود بالگرد و امکانات اطفای حریق از مهمترین عوامل در نابودی جنگلها و گسترش آتشسوزیها در حوزه زاگرس است.
کمبود تجهیزات، چالش جدی
معاون فرماندار شیراز هم در گفتوگو با ایرنا معتقد است که عامل انسانی بیشترین نقش را در بروز آتشسوزیها در سطح استان فارس و کلانشهر شیراز داشته است.
فرزین خوارزمی افزود: باید علاوه بر آموزش و فرهنگسازی و نهادینه کردن فرهنگ صیانت از جنگلها، موضوع تامین نیازها و ابزارهای لازم از جمله وجود بالگرد و حتی هواپیمای آبپاش برای اطفای حریق و هنگام بروز بحران زیستمحیطی را در دستور ویژه قرار دهیم.
او گفت: در همین آتشسوزی اخیر کوهمره سرخی شیراز بیش از ۲۰۰ نیروی عملیاتی به مدت چند روز در ارتفاعات صعبالعبور مشغول مهار شعلههای آتش بودند.
خوارزمی افزود: وضعیت جغرافیایی منطقه و وجود صخرهها و درههای متعدد به گونهای بود که دسترسی به کانونهای آتش را به شدت دشوار میکرد و روند کنترل را با مشکلات جدی مواجه ساخته بود.
مدیرکل مدیریت بحران استانداری فارس هم معتقد است که هماهنگیهای بینبخشی و نهادهای متولی با سازمانهای مردم و نیروهای مردمی در هنگام بحرانها و آتشسوزیها یک ضرورت است.
غلامرضا غلامی در این زمینه افزود: برخی اوقات با وجود تلاشهای جهادی همه دستگاههای متولی و نیروهای مردمی، اما به دلیل برخی شرایط خاص جغرافیایی منطقه، مقابله با آتش و بحران دشوار است.
او بیان کرد: مصداق بارز این هماهنگی در همین آتشسوزی اخیر کوهمره به وضوح مشخص بود و تمامی دستگاههای مسئول شامل منابع طبیعی، محیط زیست، آتشنشانی، فرمانداریها و ستاد مدیریت بحران، همراه با دهیاران، شوراهای اسلامی، روستاییان و گروههای مردمی از نقاط مختلف استان، با همافزایی حداکثری در منطقه حضور داشتند.
غلامی تصریح کرد: اما با این وجود وزش باد و صخرههای سخت مانع جدی بود و به محض اطفای حریق در یک جبهه، شعلهها از زیر درختچهها یا سنگها و از گوشهای دیگر مجددا زبانه میکشند؛ این چرخه معیوب، کار نیروها را فوقالعاده دشوار ساخته است.
طمعورزی و ضعف آگاهی
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری فارس هم گفت: با توجه به بررسیهای لازم، عامل اصلی در بروز آتشسوزیها ناشی از طمعورزی و زیادهخواهی برخی افراد طمعورز و ناآگاهی و ضعف فرهنگسازی در سطح جامعه است.
شهرام منتصری یادآور شد: در همین آتشسوزی مهیب اخیر در کوهمره و ارتفاعات و جنگلهای شهرستان کازرون، آنچه بیش از هر چیز و عامل دیگر نمایان بود، دخالتهای انسانی و زیادهخواهی عدهای منفعتطلب باعث شد تا بار دیگر شاهد زبانههای آتش بر تن درختان و درختچههای زیبای جنگلی باشیم.
وی یادآور شد: البته در بروز این بحران، مردم فهیم و فرهیخته استان فارس در پاسخ به تقاضای همکاری و کمک از سوی نهادهای متولی و منابع طبیعی جهت مقابله با شعلههای سرکش و سوزنده آتشی که بر فراز درختان بلوط زبانه میکشید، پای کار آمدند.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری فارس ادامه داد: البته باید بپذیریم که همچنان در زمینه امکانات اطفای حریق و ابزارهای لازم اطفای حریق و نیروی انسانی با چالش جدی مواجه هستیم.
منتصری بیان کرد: تراکم پوشش گیاهی، وضعیت توپوگرافی منطقه، بادهای شدید موسمی، شیب زیاد و وجود پرتگاهها و درههای عمیق و همچنین مسیرهای صعبالعبور مانع سرعت بخشیدن به عملیات اطفای حریق در آتشسوزی جنگلها در استان است.
بحران آتشسوزی زاگرس؛ فراتر از یک دغدغه ملی
نماینده شیراز و زرقان در مجلس شورای اسلامی نیز با اشاره به آتشسوزی ۶ روزه جنگلهای کوهمره سرخی که از بالاده کازرون با منشا انسانی آغاز شد، گفت: این حریق به دلیل بیتدبیری به سرعت به جنگلهای زاگرس گسترش یافت و بخشی از پوشش گیاهی ارزشمند این منطقه را سوزاند.
سیداسماعیل حسینی با تاکید بر اینکه جنگلهای زاگرس ریه ایران هستند، بر ضرورت تدوین یک طرح جامع برای آموزش، پیشگیری، پایش و اطفای بهموقع آتشسوزیها تاکید کرد.
وی با بیان اینکه بیش از ۹۰ درصد آتشسوزیها منشا انسانی دارد و بخش عمده آن سهوی است، اظهار کرد: متاسفانه آموزشهای لازم توسط دستگاههای متولی انجام نمیشود و مسئولان تنها در زمان آتشسوزی به فکر تامین اعتبار و تجهیزات میافتند که این نشاندهنده نوعی سوءمدیریت و ترک فعل است.
حسینی یادآور شد که در مهر و آبان ۱۴۰۴ از وزیر جهاد کشاورزی دستور تجهیز پاسگاه حفاظتی کوهمره سرخی اخذ شده، اما با سهلانگاری همچنان بر زمین مانده است.
وی با اشاره به نقص فنی تنها بالگرد دارای سبد آب جهت اطفای حریق در ایام بحران، خواستار رسیدگی به علت عدم رفع مشکلات پیش از وقوع بحران شد.
این نماینده مجلس شورای اسلامی همچنین بر شناسایی و برخورد قانونی با عوامل آتشافروز توسط دادگستری تاکید کرد و گفت: مردم بومی بیشترین مشارکت را در خاموشکردن آتش دارند و ضروری است سازوکاری برای ساماندهی و تجهیز آنان توسط متولیان امر تدوین شود.
بررسی چالشها و نیازهای بازسازی و بازتوانی پس از بحران در شیراز
رئیس اداره مطالعات مدیریت بحران و پدافند غیرعامل شهرداری شیراز هم معتقد است که بررسی همهجانبه بروز آتشسوزیها و جنبههای مختلف دخیل در این بحران با حضور متخصصان و کارشناسان این حوزه و تشکیل یک کارگروه تخصصی بازسازی و بازتوانی با حضور استادان دانشگاهی و کارشناسان مرتبط، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
امید جابری اظهار کرد: این نشستها و تشکیل این کارگروه با هدف بررسی ابعاد مختلف بازسازی و بازتوانی پس از بحران و شناسایی نیازها، چالشها و ظرفیتهای موجود برای مدیریت شرایط پس از بحران ضروری است.
او ادامه داد: باید مسائل و مشکلات احتمالی ناشی از بحرانها در بخشهای کالبدی و غیرکالبدی مورد بحث و تبادل نظر قرار گیرد و دیدگاههای تخصصی متخصصان و کارشناسان و راهکارهای ارائه شده را به عنوان چراغ راه خود برای رفع بحران و بازگشت به شرایط پایدار در دستور کار قرار دهیم.
جابری تاکید کرد: بررسی دقیق نیازهای بازسازی و بازتوانی، شناسایی نقاط قوت و ضعف موجود و بهرهگیری از نظرات استادان دانشگاهی میتواند به تدوین برنامههای عملیاتی موثر برای مواجهه با شرایط بحرانی کمک شایانی کند.
در سطح منطقه و جهان، تجربیات موفقی در زمینه پیشگیری و مقابله با آتشسوزیهای جنگلی ثبت شده است؛ از همکاریهای فرامرزی گرفته تا جذب کمکهای فنی و مالی سازمانهای بینالمللی. اما چرا این الگوها در ایران و بسیاری از کشورهای در حال توسعه به حاشیه رانده شدهاند؟ برخی تحلیلگران معتقدند که برخی محدودیتها و تحریمهای ظالمانه مانع جدی در بهرهبرداری از تجارب جهانی و حمایتهای بینالمللی شده است.
این موضوع، برای کشورهایی که با آسیبهای اقلیمی و کمبود منابع دست و پنجه نرم میکنند، به معنای بازتولید نوعی محرومیت ساختاری است.