به گزارش ایرنا، در یکی از روزهای محرم، هنگامی که خیابانهای تبریز در سوگ سالار شهیدان سیاهپوش شده بود و صدای نوحه از گوشه و کنار شهر به گوش میرسید، عبور از مقابل ساختمان ۱۰۰ ساله اداره اسناد و کتابخانه ملی منطقه شمالغرب کشور، دریچهای برای من به گذشته گشود؛ گذشتهای که هنوز در حافظه این شهر زنده است.
پشت تابلوهای شیشهای نصب شده بر نردههای این مجموعه، تصاویری از عزاداریهای دهههای گذشته تبریز در معرض دید عموم قرار گرفته بود. عکسهایی سیاه و سفید که مردان، زنان، کودکان، پیرغلامان و دستههای عزاداری را در روزهای محرم و عاشورا به تصویر کشیده بودند. در کنار عکسها، اسناد و دستنوشتههایی نیز دیده میشد که هر کدام بخشی از تاریخ آیینهای سوگواری حسینی در این شهر کهن را روایت میکردند.
در نگاه نخست، این تصاویر شاید تنها عکسهایی قدیمی به نظر برسند، اما اندکی تامل کافی است تا مخاطب دریابد که هر قاب، روایتی از هویت فرهنگی و مذهبی تبریز را در خود جای داده است. این هویت طی قرنها با نام امام حسین(ع) گره خورده و نسل به نسل منتقل شده است.
در یکی از تصاویر، دستهای از عزاداران کفن پوش با چوب به دست در میان جمعیتی دیدهمیشود که مربوط به سال ۱۲۹۱ است. چنین دستههای عزاداری که با طبل و ضرب همراه میشود و عزاداران، چوب به دست همچون رزمندههای لشکر سیدالشهدا(ع) شبیه هستند، معروف به دسته شاه حسین گویان هستند. مردانی با لباسهای ساده و چهرههایی جدی، علمها و بیرقهای عزا را بر دوش دارند.
تبریز از دیرباز یکی از مهمترین کانونهای عزاداری حسینی در ایران بوده است. آیینهای سوگواری در این شهر نه تنها یک مراسم مذهبی، بلکه بخشی از ساختار اجتماعی و فرهنگی آن به شمار میآید. محلههای قدیمی تبریز هر کدام دارای دستهها و هیأتهای شناختهشدهای بودهاند که در ایام محرم با نظم و ترتیبی خاص در سطح شهر و به ویژه بازار تاریخی تبریز حضور مییافتند. پژوهشگران تاریخ محلی هم اذعان دارند که بسیاری از این آیینها قدمتی چند صد ساله دارند و هنوز نیز بخش مهمی از آنها حفظ شده است.
بازار تاریخی تبریز در این میان جایگاهی ویژه دارد. این بازار که در طول قرنها قلب اقتصادی و اجتماعی شهر بوده، در روزهای محرم نیز به صحنه حضور دستههای عزاداری تبدیل میشده است. سنت عزاداری در بازار تبریز از شناختهشدهترین آیینهای مذهبی این شهر است و دستههای مختلف محلات با نظم خاصی وارد بازار شده و مراسم سوگواری را برگزار میکردند.

تماشای عکسهای قدیمی نصب شده بر نردههای اداره اسناد، نشان میدهد که بسیاری از عناصر این آیینها طی دههها تغییر چندانی نکردهاند. علمها، بیرقها، شیوه حرکت دستهها و حتی برخی نمادهای عزاداری در تصاویر قدیمی شباهت زیادی با مراسم امروز دارند. این استمرار تاریخی، از مهمترین ویژگیهای فرهنگ عاشورایی در تبریز است.
در میان اسناد به نمایش درآمده، برخی اعلامیهها، قبالهها، نامهها و دستنوشتههای مرتبط با برگزاری مراسم مذهبی حتی در میان افسران و نظامیها نیز دیده میشود. این اسناد نشان میدهند که عزاداری برای امام حسین(ع) تنها محدود به چند روز از سال نبوده، بلکه در زندگی اجتماعی مردم حضور مستمر داشته است. از وقف املاک برای برگزاری مراسم گرفته تا تامین هزینههای هیاتها و تکیهها، همه نشاندهنده پیوند عمیق مردم این دیار با فرهنگ عاشورا است.

نکته قابل توجه در این نمایشگاه خیابانی، خارج شدن اسناد تاریخی از فضای بسته آرشیوها و قرار گرفتن آنها در برابر دید عموم مردم است. بسیاری از رهگذران که شاید هیچگاه فرصت مراجعه به مراکز اسنادی را نداشته باشند، در مسیر روزانه خود با بخشی از تاریخ شهرشان مواجه میشوند. این مواجهه مستقیم، گذشته را از قفسههای بایگانی خارج کرده و به زندگی روزمره بازمیگرداند.
یکی از رهگذران که دقایقی مقابل عکسها ایستاده بود، با اشاره به تصویری از عزاداری چند دهه پیش گفت: «احساس میکنم بعضی از این چهرهها را میشناسم. انگار بخشی از خاطرات پدران و پدربزرگان ما در این عکسها زنده شده است.»

شاید ارزش اصلی چنین نمایشگاههایی نیز در همین باشد؛ اینکه حافظه جمعی یک شهر را یادآوری میکنند. شهرها تنها با ساختمانها و خیابانهایشان شناخته نمیشوند و آنچه به یک شهر هویت میدهد، خاطرات مشترک مردمان آن است. عکسهای تاریخی، اسناد مکتوب و روایتهای باقیمانده از گذشته، عناصر سازنده این حافظه جمعی هستند.
محرم در تبریز، بخشی از تاریخ زنده این شهر است. از محلههای قدیمی گرفته تا بازار تاریخی، از دستههای سنتی تا آیین «شاهحسینگویان» و دیگر مراسم عزاداری، همه آنها، روایتگر پیوندی عمیق میان مردم و فرهنگ عاشورا هستند.

یکی از عکسهای جالبی که دیدم، مربوط به مراسم عزاداری به دوران قاجار میشد. آنچه که در عکی مشخص است، مجلسی با حضور مردان و زنانی به همراه روحانی است که بالای منبر رفته است. زنان با نقاب و چادر بر سر در یک سوی حیاط و مردان در سوی دیگر حیاط نشسته و به سخنان روحانی گوش میدهند.
آن روز، هنگام ترک محل نمایشگاه، آخرین نگاه به قابهای پشت شیشه یادآور این حقیقت بود که تاریخ همیشه در کتابها و موزهها محبوس نمیماند و گاهی در یک عکس قدیمی، در چهره عزاداری ناشناس، در پرچمی که سالها پیش در دستهای حسینی برافراشته شده و امروز در قاب یک تصویر باقی مانده است، میتوان گذشته را دوباره دید.
تبریز در روزهای محرم، همچنان همان شهر دلدادهای است که نسلهای پیش از ما میشناختند؛ شهری که تاریخ خود را نه فقط در بناها و آثار معماری، بلکه در اشکها، نوحهها، بیرقها و خاطرات عزادارانش حفظ کرده است.