صاحبخبر - گروه دیپلماسی-مهدی یزدی : روابط میان تهران و واشنگتن بار دیگر در یک چرخه تکراری و آشنا قرار گرفته است: «تنش شدید، تفاهم اضطراری، نقض آتشبس و بازگشت به نقطه صفر». نگاهی به تحولات میدانی و دیپلماتیک اخیر نشان میدهد که علیرغم دستیابی به کانالهای میانجیگری و امضای تفاهمنامههای موقت، شیپورهای جنگ در میدان هیچگاه به طور کامل خاموش نشدهاند. اما چرا سندهای صلح روی میز دیپلماتها، در جبهههای نبرد نقض میشوند؟
واکنش تند دستگاه دیپلماسی
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران روز شنبه ۶ تیرماه، در بیانیهای حملات هوایی ارتش تروریستی آمریکا در شامگاه جمعه مورخ ۶ تیر ماه ۱۴۰۵ به چند نقطه در سواحل جنوبی ایران را به شدت محکوم و تاکید کرد: این حملات وحشیانه که تاسیسات نظارت ساحلی ایران را مورد هدف قرار داد، نقض آشکار بند ۴ ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد و نیز نقض صریح بند اول یادداشت تفاهم خاتمه جنگ تحمیلی مورخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ است.
در ادامه این بیانیه با اشاره به حملات رژیم اشغالگر و آپارتاید صهیونیستی به لبنان، با هماهنگی آمریکا اقدام، آنرا نقض آشکار بند یک یادداشت تفاهم خاتمه جنگ دانست و ضمن تأکید بر حق ذاتی ایران برای دفاع از خود طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد، تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران با تمام توان از حاکمیت، امنیت و منافع ملی کشور دفاع خواهد کرد. ضربات دفاعی نیروهای مسلح مقتدر جمهوری اسلامی ایران علیه اهداف مرتبط با نیروهای متجاوز آمریکایی بر همین مبنا صورت گرفت. بدیهی است مسئولیت پیامدهای این وضعیت بر عهده رژیم متجاوز و عهدشکن آمریکا و طرفهایی است که به هر نحوی در ارتکاب اقدامات تجاوزکارانه آمریکا علیه ایران همدستی کنند.
وزارت امور خارجه در همین ارتباط، بر ضرورت پایبندی کلیه کشورهای واقع در کرانه جنوبی خلیج فارس به اصل حسن همجواری و رعایت اصل بنیادین حقوق بینالملل مبنی بر ممانعت از استفاده طرفهای متجاوز از قلمرو و امکانات آنها جهت ارتکاب اقدامات تجاوزکارانه علیه جمهوری اسلامی ایران، تأکید کرد.
وزارت امور خارجه همچنین از دبیرکل سازمان ملل متحد، شورای امنیت و سایر نهادهای مسئول بینالمللی میخواهد نسبت به نقض فاحش اصول و قواعد بنیادین منشور ملل متحد و حقوق بینالملل توسط آمریکا بیتفاوت نبوده و به مسئولیتهای قانونی و اخلاقی خود در قبال صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی عمل کنند.
ونس در انتظار تماس
«جی دی ونس» معاون رئیس جمهور آمریکا ساعتی پس از تجاوز ارتش تروریستی آمریکا به ایران و نقض آتش بس و تفاهم نامه مدعی شد: اگر ایران درباره نحوه اجرای یادداشت تفاهم اختلاف نظر دارد، میتواند تماس بگیرد.
معاون ترامپ عصر جمعه به وقت محلی در پی تجاوز آمریکا به ایران ادعا کرد: «ایران توافق آتشبس را امضا کرد. ما به آن احترام گذاشتیم.»
وی مدعی شد: «اگر آنها در مورد نحوه اجرای تفاهمنامه اختلاف نظر دارند، میتوانند تلفن را بردارند (و تماس بگیرند).»
معاون رئیس جمهور آمریکا تهدید کرد: «اما خشونت با خشونت پاسخ داده خواهد شد.»
پیش از این دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مدعی پرتاب چهار پهپاد به سمت کشتیها در تنگه هرمز شد و ادعا کرد که ایران آتش بس را نقض کرده است.
ترامپ سپس در جمع خبرنگاران در پاسخ به این ادعای خبرنگار مبنی بر اینکه آیا ایالات متحده به حمله پهپادی روز گذشته ایران به یک کشتی تجاری غیرمتحد در تنگه هرمز پاسخ خواهد داد، گفت: «خواهید فهمید.»
در پی آن، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) با اعتراف به نقض آتش بس از سوی خود، حمله به ایران را تائید کرد و مدعی شد: نیروهای فرماندهی مرکزی ایالات متحده در ۲۶ ژوئن (۵ تیرماه) حملاتی را علیه ایران انجام دادند که پاسخی قدرتمند به حمله روز گذشته به یک کشتی تجاری بود که در حال عبور از تنگه هرمز بود.
توافق ایران و آمریکا پس از میانجیگری پاکستان، قطر و شماری دیگر از کشورهای منطقه حاصل شد و یادداشت تفاهم مربوط به آن روز پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ به صورت الکترونیکی به امضای مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ روسای جمهور دو کشور رسید.
تعارض نگاه و منافع
بزرگترین آسیب تفاهمات اخیر میان ایران و آمریکا، خاستگاه شکلگیری آنهاست. این توافقات نه حاصل یک اراده سیاسی برای حل ریشهای اختلافات، بلکه برخاسته از «اضطرار ژئوپلیتیک» هستند.
واشنگتن تحت فشار بازارهای جهانی انرژی و افکار عمومی داخلی برای مهار بحران ناوبری تجاری تن به آتشبس میدهد و تهران نیز برای کاهش فشارهای اقتصادی و بازسازی زیرساختی به این روند ورود میکند. وقتی بنیان یک تفاهم بر پایه «اضطرار» باشد و نه «اعتماد»، صلح به لبه تیغی تبدیل میشود که با کوچکترین محرک میدانی میشکند.
بررسیهای آماری و میدانی نشان میدهد که نقض تفاهمات اخیر عمدتاً ناشی از چند عامل است. شاید بتوان گفت که تضاد در تعریف «قلمرو آتشبس»مهم ترین اختلاف میدانی تهران و واشنگتن محسوب می شود. تهران معتقد است هرگونه تفاهم باید شامل آتشبس جامع در تمام جبهههای منطقهای (بهویژه غزه، لبنان و یمن) باشد. در مقابل، واشنگتن با تفکیک این جبههها، دست خود و متحدانش را برای عملیات موضعی باز میگذارد؛ امری که از دید طرف ایرانی نقض صریح روح توافق است.
مشخصا در حوزه تنگه هرمز،اصطکاک ناوبری در آبهای بینالمللی یک فرآیند پرتنش و اختلاف است. خلیج فارس، دریای عمان و دریای سرخ همچنان انبار باروت روابط دو کشور هستند. سایه سنگین حضور ناوهای آمریکایی و پهپادهای شناسایی دو طرف، ضریب خطای محاسباتی را به شدت بالا برده و هر برخورد کوچکی به یک بحران رسانهای و نظامی تبدیل میشود.
نباید فراموش کنیم که صلح روی کاغذ هرگز به معنای آتشبس در فضای مجازی نبوده است. تداوم حملات سایبری به زیرساختهای انرژی، بنادر و سیستمهای ارتباطی، عملاً پایبندی به توافقات را در افکار عمومی دو کشور زیر سوال میبرد.
امکان تبادل آتش نامحدود
در پی حمله شب گذشته آمریکا به اهدافی در سواحل ایران، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور بیانیهای اعلام کرد که در پاسخ به تجاوز، چند نقطه استقرار ارتش تروریستی آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است.
تجربه به کرات ثابت کرده است که بدون تعیین تکلیف پروندههای کلان نظیر تحریمهای اقتصادی، برنامه هستهای و دکترین دفاعی منطقه، هرگونه آتشبس صرفاً حکم یک «مسکن کوتاهمدت» را دارد.
> تا زمانی که یک «مکانیسم داوری بیطرف» و «کانال ارتباطی مستقیم و بحرانزدا» میان تهران و واشنگتن ایجاد نشود، صفحات روزنامهها همچنان پر از اخبار تفاهماتی خواهد بود که پیش از خشک شدن جوهرشان، در میدان نبرد نقض میشوند. دیپلماسی بدون ابزار تثبیتکننده، تنها تعلیقِ جنگ است، نه تحققِ صلح.
بر اساس بند ۵ تفاهم نامه اسلام آباد ترتیبات کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز با جمهوری اسلامی ایران است؛ لکن آمریکا با تحریک جهات مختلف در صدد تخلف از این تعهد بود که پاسخ لازم داده شد و من بعد چنین خواهد بود. در صورت تکرار تجاوز، پاسخ ما گستردهتر از این خواهد بود.
∎