شناسهٔ خبر: 78707949 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: مهر | لینک خبر

شهر بی‌دفاع در برابر آسمانی که بوی مرگ می‌داد

در ۷ تیر ۱۳۶۶، سردشت هدف حمله شیمیایی قرار گرفت؛ حمله‌ای که با انتشار گازهای سمی در سطح شهر، صدها کشته و هزاران مصدوم برجای گذاشت و به یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های حمله غیرنظامی‌ها تبدیل شد.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: این روزها که لبنان زیر بمباران ارتش رژیم اسرائیل و استفاده از بمب‌های فسفری قرار گرفته، بار دیگر صحنه‌هایی در حافظه جمعی منطقه زنده شده است؛ صحنه‌هایی که برای مردم ایران، پیش‌تر در قالب یک تجربه تلخ تاریخی ثبت شده بود: بمباران شیمیایی سردشت.

در چنین بزنگاه‌هایی، جنگ تنها در مرزهای جغرافیایی متوقف نمی‌ماند، بلکه در حافظه ملت‌ها بازتولید می‌شود. برای ایرانی‌ها، تصاویر دود، سوختگی و قربانیان غیرنظامی در لبنان، بی‌اختیار به تیرماه ۱۳۶۶ بازمی‌گردد؛ روزی که سردشت، یکی از شهرهای مرزی ایران، هدف حمله‌ای قرار گرفت که بعدها به‌عنوان یکی از نمونه‌های برجسته استفاده از سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان در تاریخ معاصر ثبت شد.

۷ تیر ۱۳۶۶؛ روزی که شهر نفس نکشید

بمباران شیمیایی سردشت در ۷ تیر ۱۳۶۶ و در جریان جنگ ایران و عراق رخ داد. در این حمله، نیروی هوایی عراق با استفاده از بمب‌های حاوی عوامل شیمیایی، چهار نقطه پرجمعیت شهر را هدف قرار داد. نتیجه این حمله، یکی از سنگین‌ترین فجایع انسانی در جنگ‌های معاصر بود: حدود ۱۱۰ تا ۳۳۳ نفر از ساکنان غیرنظامی جان خود را از دست دادند و نزدیک به ۸۰۰۰ نفر در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و دچار مسمومیت و آسیب‌های شدید جسمی شدند.

این حمله تنها یک عملیات نظامی نبود؛ بلکه نقطه‌ای بود که در آن، مرز میان جنگ و جنایت به‌طور کامل از میان رفت.

گاز خردل؛ دشمنی که دیده نمی‌شد

عامل اصلی به‌کاررفته در این حمله، گاز خردل (سولفور موستارد) بود؛ ماده‌ای شیمیایی با خاصیت نفوذ بالا که می‌تواند از ماسک‌های معمولی و پوشش‌های ساده عبور کند. این ماده به دلیل اثرات مخرب گسترده بر پوست، چشم‌ها و دستگاه تنفسی، در ادبیات نظامی به «سلطان گازهای شیمیایی» معروف شده است.

گاز خردل نخستین‌بار در جنگ جهانی اول توسط ارتش آلمان در سال ۱۹۱۷ به‌کار گرفته شد. تصور اولیه این بود که این ماده بیشتر باعث ناتوانی موقت می‌شود، اما تجربه‌های بعدی، به‌ویژه در جنگ ایران و عراق، نشان داد که آثار آن می‌تواند بلندمدت، تدریجی و حتی مرگبار باشد.

سردشت در طول جنگ ایران و عراق بیش از ۶۰ بار هدف حملات هوایی قرار گرفت. این شهر مرزی، با وجود قرار گرفتن در خط مقدم، نه‌تنها تخلیه نشد، بلکه مردم آن در شهر ماندند و زندگی روزمره را ادامه دادند. همین حضور، بعدها به یکی از عناصر مهم در تحلیل مقاومت اجتماعی این منطقه تبدیل شد.

در اوایل جنگ نیز سردشت با ثبت ۹ شهید، بالاترین آمار قربانیان را در استان آذربایجان غربی داشت. با این حال، حمله ۷ تیر ۱۳۶۶ از نظر نوع سلاح و میزان خسارت انسانی، کاملاً متفاوت و بی‌سابقه بود.

شهر بی‌دفاع در برابر آسمانی که بوی مرگ می‌داد

لحظه‌ای که آسمان تغییر کرد

روایت‌ها از آن روز، از تغییر ناگهانی فضای شهر حکایت دارند. آسمان تیره شد، بویی تند و غیرعادی در فضا پخش گردید؛ بویی شبیه سیر فاسد یا مواد شیمیایی سنگین. مردم در ابتدا تصور می‌کردند با یک بمباران معمولی مواجه هستند، اما نشانه‌ها به‌تدریج ماهیت متفاوت حادثه را آشکار کرد.

گازهای شیمیایی به سرعت در سطح شهر پخش شدند و به دلیل سنگین‌تر بودن از هوا، به داخل پناهگاه‌ها، زیرزمین‌ها، جوی‌ها و فضاهای بسته نفوذ کردند. همین ویژگی باعث شد بخش قابل توجهی از قربانیان نه در فضای باز، بلکه در مکان‌هایی که برای پناه گرفتن انتخاب کرده بودند، جان خود را از دست بدهند.

پناهگاه‌هایی که به دام تبدیل شدند

یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده این فاجعه، ناآگاهی مردم نسبت به ماهیت سلاح شیمیایی بود. تجربه‌های پیشین جنگ، مردم را به سمت پناه گرفتن در زیرزمین‌ها و پناهگاه‌ها هدایت می‌کرد، اما در این حمله، همان فضاها به دام مرگ تبدیل شدند. گازهای شیمیایی به‌راحتی وارد فضاهای بسته شدند و بسیاری از ساکنان، به‌ویژه زنان و کودکان، در همان مکان‌هایی که برای نجات انتخاب کرده بودند، دچار مسمومیت شدید شدند. در مواردی حتی افرادی که برای کمک به مصدومان وارد محل حادثه شده بودند، خود نیز قربانی شدند.

پس از پایان موج اولیه انفجارها، شهر در وضعیتی قرار گرفت که بیش از آنکه شبیه یک میدان جنگ باشد، به صحنه‌ای از بحران انسانی تبدیل شده بود. گازهای شیمیایی در فضای شهر باقی مانده بودند و به دلیل ماهیت سنگین خود، در نقاط کم‌ارتفاع، کوچه‌ها، زیرزمین‌ها و فضاهای بسته ته‌نشین شده بودند.

در همین شرایط، بسیاری از ساکنان که هنوز از ماهیت واقعی حمله آگاه نبودند، برای کمک به مصدومان وارد محل حادثه شدند. این رفت‌وآمدها، بدون تجهیزات ایمنی، باعث شد شمار دیگری نیز به قربانیان اضافه شوند. نبود آموزش عمومی درباره حملات شیمیایی، یکی از عوامل مهم در افزایش تلفات در ساعات و روزهای پس از بمباران بود.

آمارهایی که هرگز به اجماع نرسیدند

یکی از ویژگی‌های این حادثه، نبود یک آمار قطعی از قربانیان است. منابع مختلف ارقام متفاوتی ارائه کرده‌اند؛ از حدود ۱۱۰ تا بیش از ۳۰۰ کشته در روزهای ابتدایی، و بین ۸۰۰۰ تا ۱۰ هزار مصدوم در مجموع.

برخی گزارش‌ها نیز نشان می‌دهد بخشی از قربانیان در روزهای بعد و به دلیل شدت جراحات یا عوارض ناشی از تماس با گاز خردل جان خود را از دست داده‌اند. همین مسئله باعث شده آمار نهایی این حادثه در منابع مختلف، متفاوت و گاه متناقض باشد.

جهان فقط تماشا کرد

با وجود ابعاد گسترده این حمله، واکنش بین‌المللی در همان زمان محدود و کم‌اثر بود. جمهوری اسلامی ایران این اقدام را به‌عنوان یک جنایت جنگی معرفی کرد و سردشت را نخستین شهر قربانی سلاح‌های شیمیایی در جهان پس از جنگ جهانی اول دانست.

با این حال، در سطح بین‌المللی، به دلیل ملاحظات سیاسی و روابط برخی کشورها با حکومت عراق در دوران جنگ، اقدام مؤثری برای پیگیری حقوقی این حمله صورت نگرفت. در برخی موارد نیز گزارش‌ها با سکوت یا واکنش‌های محتاطانه همراه شد؛ موضوعی که بعدها در ادبیات حقوق بین‌الملل به‌عنوان نمونه‌ای از ناکارآمدی سازوکارهای بازدارنده مطرح شد.

حافظه‌ای که در تقویم ثبت شد

در سال‌های بعد، با پیگیری گروهی از مردم سردشت با عنوان «انجمن دفاع از قربانیان شیمیایی سردشت»، ۷ تیر به‌عنوان «روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی» در تقویم رسمی ایران ثبت شد. این نام‌گذاری، تلاشی بود برای تبدیل یک تجربه محلی به یک پیام عمومی و جهانی؛ پیامی درباره پیامدهای استفاده از سلاح‌هایی که مرز میان نظامی و غیرنظامی را از بین می‌برند و آثار آن‌ها تا دهه‌ها باقی می‌ماند.

در کنار حافظه جمعی، آثار مکتوب نیز نقش مهمی در ثبت این حادثه داشته‌اند. از جمله کتاب «تاریخ شفاهی بمباران سردشت» که به کوشش علیرضا ملایی‌توانی و ریزان حکمت گردآوری و تدوین شده است.

این اثر، علاوه بر بررسی موقعیت جغرافیایی و شرایط تاریخی سردشت، به موضوعاتی همچون انواع سلاح‌های شیمیایی، تاریخچه استفاده از آن‌ها و روایت‌های شفاهی بازماندگان حادثه می‌پردازد. اهمیت این کتاب در آن است که تلاش می‌کند حادثه را از سطح یک گزارش خبری فراتر برده و به یک سند تاریخی مبتنی بر تجربه زیسته تبدیل کند.

شهر بی‌دفاع در برابر آسمانی که بوی مرگ می‌داد

از جنگ جهانی اول تا سردشت؛ تداوم یک هشدار

تاریخ استفاده از سلاح‌های شیمیایی به دوران باستان بازمی‌گردد، اما شکل مدرن و سازمان‌یافته آن در جنگ جهانی اول به‌طور گسترده به کار گرفته شد. در آن دوره، هزاران تن از گازهای شیمیایی در میدان‌های نبرد استفاده شد و آثار انسانی گسترده‌ای بر جای گذاشت.

با وجود تصویب پروتکل ژنو در سال ۱۹۲۵ برای ممنوعیت استفاده از این سلاح‌ها، تجربه جنگ‌های بعدی نشان داد که این ممنوعیت‌ها در عمل نتوانسته‌اند مانع کامل استفاده از آن‌ها شوند. بمباران سردشت یکی از نمونه‌های بارز نقض این ممنوعیت‌ها در دوران معاصر است.

زخم‌هایی که زمان آن‌ها را پاک نمی‌کند

با گذشت دهه‌ها از این حادثه، پیامدهای آن همچنان در زندگی بازماندگان قابل مشاهده است. بسیاری از مصدومان با مشکلات تنفسی، پوستی و چشمی مزمن مواجه هستند و بخشی از آن‌ها نیازمند درمان‌های مستمر پزشکی‌اند.

در برخی مناطق نیز آثار آلودگی ناشی از مواد شیمیایی به‌طور کامل برطرف نشده و این مسئله بر شرایط زیست‌محیطی و اجتماعی منطقه تأثیر گذاشته است. به همین دلیل، سردشت تنها یک پرونده تاریخی نیست، بلکه یک مسئله ادامه‌دار در حوزه سلامت عمومی محسوب می‌شود.

در نهایت، سردشت در حافظه تاریخی منطقه، نه فقط به‌عنوان یک نقطه جغرافیایی هدف حمله، بلکه به‌عنوان نمادی از تجربه انسانی جنگ شناخته می‌شود. شهری که مردم آن با وجود همه خسارت‌ها، خانه‌های خود را ترک نکردند و در دل بحران، به زندگی ادامه دادند.

این ایستادگی، در کنار رنج گسترده‌ای که براین شهر تحمیل شد، سردشت را به یکی از نمادهای ماندگار مقاومت غیرنظامیان در برابر جنگ تبدیل کرده است؛ مقاومتی که نه در میدان نبرد، بلکه در ادامه زندگی پس از فاجعه معنا پیدا می‌کند.

شهر بی‌دفاع در برابر آسمانی که بوی مرگ می‌داد

روایت سینمایی یک زخم

در کنار روایت‌های مستند و تاریخی از بمباران شیمیایی سردشت، این واقعه در سینمای ایران نیز بازتاب داشته است. فیلمی در ژانر جنگی و درام به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی سید مصطفی احمدی در سال ۱۳۹۸ ساخته شد که به‌طور مستقیم به این حادثه و پیامدهای انسانی آن می‌پردازد. فیلمنامه این اثر را ابراهیم امینی و حسین حسنی نوشته‌اند و داستان آن با الهام از واقعه سردشت، زندگی مردی را روایت می‌کند که در دل فاجعه شیمیایی، با از دست دادن خانواده و مواجهه با تبعات گسترده آن روبه‌رو می‌شود.

این فیلم با تمرکز بر پیامدهای انسانی بمباران شیمیایی، تلاش می‌کند بخشی از رنج بازماندگان و اثرات بلندمدت این حمله را در قالب روایت سینمایی بازسازی کند؛ روایتی که بیش از آنکه بر صحنه‌های جنگی تکیه داشته باشد، بر زیست پس از فاجعه و استمرار درد در سال‌های بعد تمرکز دارد.

منبع:

«تاریخ شفاهی بمباران سردشت»/علیرضا ملایی‌توانی/ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

شهر بی‌دفاع در برابر آسمانی که بوی مرگ می‌داد