شناسهٔ خبر: 78707780 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

روسیه و بار گران تاریخ

ادبیات روسیه از غنی‌ترین ادبیات جهانی است و سنتی پربار در نظم و نثر دارد. از دوران کلاسیک تا دهه‌های ابتدایی قرن بیستم و سال‌های پس از انقلاب اکتبر 1917، چهره‌های شاخصی در ادبیات روسیه بالیدند و بخشی از میراث فرهنگی جهان را خلق کردند.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: ادبیات روسیه از غنی‌ترین ادبیات جهانی است و سنتی پربار در نظم و نثر دارد. از دوران کلاسیک تا دهه‌های ابتدایی قرن بیستم و سال‌های پس از انقلاب اکتبر 1917، چهره‌های شاخصی در ادبیات روسیه بالیدند و بخشی از میراث فرهنگی جهان را خلق کردند. در دهه‌های اخیر اما ادبیات روسی مثل بسیاری دیگر از کشورهای جهان چهره‌های برجسته‌اش را از دست داده با این حال همچنان آثاری به روسی منتشر می‌شوند که هم از لحاظ ادبی و هم از حیث تاریخی و اجتماعی قابل توجه هستند. اخیرا رمان «غیرقابل ردیابی» نوشته سرگئی سرگیویچ لبدف با ترجمه سعید مقدم در نشر مرکز منتشر شده است. سرگئی لبدف از نویسندگان امروز روسی است که در 1981 در مسکو متولد شده است. او به‌عنوان نویسنده و روزنامه‌نگار شناخته می‌شود و تاکنون جوایز متعددی به دست آورده است. لبدف در آثارش نشان داده که تاریخ دشوار روسیه چگونه بر جامعه کنونی آن تأثیر گذاشته است. لبدف در رشته زمین‌شناسی تحصیل کرده و به مدت هفت سال در گروه‌های اعزامی در آسیا و شمال روسیه کار کرده است. او اکنون در برلین زندگی می‌کند و به عنوان نویسنده‌ای منتقد شناخته می‌شود. کتاب‌های لبدف به زبان‌های زیادی ترجمه شده‌اند و مورد اقبال خوانندگان و منتقدان بوده‌اند. «غیر قابل ردیابی» ضمن اینکه روایت ماجراهایی هیجان‌انگیز است، قطعه‌ای از تاریخ معاصر روسیه نیز هست و با مسائل سال‌های اخیر این کشور پیوند خورده است. افزون بر این، لبدف در روایتش تلاش کرده نشان دهد که گذشته چگونه بر وقایع امروز تأثیر می‌گذارد و به این اعتبار این داستان اگرچه با ریشه‌های تاریخی پیوند دارد اما درباره گذشته نیست و دقیقا به مسائل امروزی مرتبط است. او در این رمان بر مسائلی دست گذاشته و چیزهایی را دیده که پس از فروپاشی شوروی کمتر مورد توجه بوده‌اند و انگار دیگران نمی‌خواستند آنها را ببینند. در ماجراهای این داستان، در یک روز زیبای تابستانی، مردی سالخورده، مهاجری روس، در محوطه‌ بیرونی رستورانی پر از میهمان در شهری کوچک در اروپای غربی می‌میرد. ویرین، میهمان همیشگی، یا طبق نام ثبت‌شده در گذرنامه، آقای میخالسکی، عادت دارد همیشه طوری وسط میهمانان دیگر رستوران، با صدای کارد و چنگال‌هاشان بنشیند که کسی متوجهش نشود. اما در این روز خاص، داخل رستوران تقریبا پر بود و تنها جای خالی بیرون آن در انتهای تراس، در کنار درختی پر از شاخه و برگ بود. نیشی ناگهانی، گویی زنبوری او را گزیده است، ویرین را وادار می‌کند با کف دست به طور غیرارادی به گردن خود بزند. وقتی برمی‌گردد، مردی را می‌بیند که سوار اتومبیلی با پلاک خارجی می‌شود. خیلی زود مجبور می‌شود بپذیرد که در دامی افتاده است که از آن می‌ترسید: دستان دراز دستگاه اطلاعاتی روسیه سرانجام پس از تقریباً سی سال به خائن تبعیدی رسیده است.

رمان «غیرقابل ردیابی» بسیار فراتر از یک داستان هیجان‌انگیز سیاسی ساده است. لبدف در این رمان به کاوش در وجوه تاریک تاریخ روسیه و مسئولیت‌های اخلاقی دانشمندان می‌پردازد. داستان درباره پروفسور کالیتین، شیمی‌دان ۷۰ ساله‌ای است که در یک شهر مخفی در جزیره‌ای دورافتاده در شرق دور روسیه، سم عصبی کشنده‌ای ساخته است که هیچ پادزهری ندارد و کاملا غیرقابل ردیابی است. پس از فروپاشی شوروی، کالیتین به آلمان شرقی سابق فرار می‌کند و هویتی جدید می‌گیرد. اما وقتی یک روسی فراری دیگر با همان سم به قتل می‌رسد، مأموران آلمانی او را در تحقیقات خود درگیر می‌کنند و مأموران ویژه روسیه که نگران فاش‌شدن ماجرا هستند، مأمور می‌شوند تا او را با همان سم خودش به قتل برسانند. در طول مسیر، سرنوشت کالیتین با شخصیت‌های دیگری، از جمله یک کشیش سازش‌کار و یک کهنه‌سرباز جنگ‌زده که برای انجام این مأموریت فرستاده می‌شود، گره می‌خورد. در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «روزی کالیتین به‌طور اتفاقی روزنامه‌ای را که کسی در قطار شهری جا گذاشته بود ورق می‌زد، چشمش افتاد به مقاله‌ای مفصل درباره جنگ چچن در قفقاز. با نوعی کنجکاوی کینه‌توزانه شروع کرد به خواندن آن: این احمق‌ها، خائنان و مرتدان چه بلایی سر این مملکت آورده‌اند؟ کالیتین در همه دهه‌هایی که خود را در آزمایشگاهش محصور کرده بود، هرگز به جغرافیای کشورش اهمیت نداده بود. به این خاطر، فقط به‌طور تقریبی می‌توانست حدس بزند که شهرها و دهکده‌های نام‌برده در مقاله در واقع کجا قرار دارند».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.