شناسهٔ خبر: 78707445 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جمله | لینک خبر

گزارش جمله درخصوص فاصله‌ای که حمله به ایران بین تل‌آویو و واشنگتن ایجاد کرد

شکاف بین ترامپ و بی‌بی

برای ما که روزانه خط اخبار را دنبال می‌کنیم و تحلیل‌های مختلف را ورق می‎زنیم عجیب است که به‌موازات این‌که تندورهای اصولگرا در تهران هر روز مشغول به حمله به رییس دولت چهاردهم، شورای عالی امنیت ملی و رییس‌مجلس هستند و آنان را متهم به وادادگی در برابر دشمن و حتی خیانت به آرمان‌های رهبر شهید و توصیه‌های آقا سید مجتبی می‌کنند، تندروهای تل‌آویو هم هر روز به بنیامین نتانیاهو حمله می‌کنند و به دونالد ترامپ، فحش می‌دهند به این دلیل که تفاهم‌نامه‌ای را با تهران به امضا رساند که امنیت ملی و منافع استراتژیک اسراییل را قربانی کرد.

صاحب‌خبر - چند روز است که رسانه‌های داخل اراضی اشغالی و همچنین برخی رسانه‌های معتبر جهانی از ایجاد شکاف جدی بین بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ خبر دادند و نوشتند از نظر رییس‌جمهوری آمریکا اسرائیل دیگر یک موضوع محوری نیست و ترامپ با زبان بی‌زبانی به بی‌بی گفت: جایگاه من در جهان مهم‌تر از جایگاه توست. جدیت این اختلاف به حدی است که از هم‌اکنون اثر آن را بر انتخابات داخلی اسراییل که نیمه آبان‌ماه برگزار خواهد شد، می‌توان دید. دو تن از رقبای جدی نخست‌وزیر اسراییل یعنی «یاییر لاپید» و «نفتالی بِنِت» که هر دو سابقه حضور در سطوح عالی اجرایی و رهبری حزب را دارند، تمرکز مبارزات انتخاباتی خود را بر همین موضوع قرار دادند و هر روز نتانیاهو را به باد انتقاد می‌گیرند که در مقابل کاخ سفید سرسختی نشان نداد و آمریکا در نهایت منافع ملی مردم اسراییل را قربانی پیمان صلح با دشمن بزرگ ما یعنی جمهوری اسلامی ایران کرد و برخی تحلیل‌گران این موضوع را نقطه ضعف و پاشنه آشیل بی‌بی می‌دانند. وجه مشترک در بین سیاسیون و دولت‌مردان اسراییل دشمنی وجودی با جمهوری اسلامی ایران است و باور قلبی دارند که نباید این جنگ را نیمه‌تمام رها کرد و تهران را آرام گذاشت، در حالی‌که ترامپ چنین نشری ندارد اکنون سوال اینجاست که دلیل این شکاف و اختلاف بین دو مقام ارشد اجرایی اسراییل و آمریکا دقیقاً چیست ؟ پاسخ را باید در مقاومت جانانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ چهل‌روزه جست. دونالد ترامپ تصور می‌کند بی‌بی وی را فریب داد از این منظر که به وی اطمینان داده بود درصورت حمله مشترک آمریکا و اسراییل به ایران و همچنین ترور رهبر شهیدِ انقلاب، جمهوری اسلامی ایران ظرف سه روز تا یک هفته سقوط خواهد کرد، اتفاقی که نه تنها نیفتاد بلکه چهل روز مقاومت فعالانه تهران را در پی داشت و مشکل تنگه هرمز را نیز برابر ترامپ و هم‌پیمانان منطقه‌ای و جهانی وی باز کرد و کنار مشکلاتی چون هسته‌ای، موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی گذاشت که آمریکا تصور می‌کرد با جنگ همه آن مشکلات را حل خواهد کرد. دونالد ترامپ با تحلیل اتفاقات پس از جنگ، کمی عاقل شد و تلاش کرد موضع خود را از نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی جدا کند و از جمله اخیراً چند بار بر این موضع تصریح کرد که هدفی برای تغییر رژیم در تهران ندارد. درحال حاضر دلیل عصبانیت نتانیاهو از ترامپ این است که چرا به توقف جنگ و آتش‌بس رضایت داده است و عجیب است که تندروهای تهران نیز دقیقاً مانند نتانیاهو فکر می‌کنند آتش‌بس یعنی خیانت. ما نمی‌خواهیم ادعا کنیم توانستیم آمریکا و اسراییل را شکست دهیم اما باور قلبی داریم مقاومت نیروهای مسلح در این دو جنگ چنان بازدارندگی ایجاد کرد که به‌زودی هیچ کشوری جرأت نخواهد کرد به ایران حمله کند و لازم است از این قدرت بازدارندگی به‌عنوان یک فرصت استفاده کرد و در مذاکرات، دست بالا را داشت. نگاه افرادی چون محمدباقر قالیباف و تیم دیپلماسی دولت چهاردهم به مذاکرات نیز از همین منظر است و این نگرش ابداً به معنای وادادگی و تسلیم نیست آن‌گونه که تندروها ادعا دارند و نمی‌توان موافقان با این دوره از مذاکرات را خائن نامید. تندروها باید کمی با خود فکر کنند و کمی هم خجالت بکشند از این‌که موضع آنان دقیقاً با موضوع سیاسیون تل‌آویو یک‌سان شده و مانند بی‌بی اصراری مشکوک بر ادامه جنگ دارند، آن هم در شرایطی که زیرساخت‌های بسیاری در دو جنگ اخیر تخریب شده که باید بازسازی شوند و آرامش به اقتصاد ملی و معیشت مردم بازگردد.