شناسهٔ خبر: 78706897 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

محله در دست اهالي

بهروز مرباغي

صاحب‌خبر -

در هر محله، بسته به وسعت و جمعيت آن، هر روز ده‌ها مساله و اتفاق ممكن است وجود داشته ‌باشد. بخشي از اين اتفاقات شخصي و خانوادگي است و بخشي ديگر در مقياس محله و عمومي. در حال حاضر اين رويدادها و درخواست‌ها، به‌ صورت موردي ‌و توسط تك‌تك افراد به شخص يا اداره و سازماني ارجاع داده مي‌شود و گاه به ‌صورت عادي و گاه به ‌صورت اضطراري مورد بررسي و قضاوت قرار مي‌گيرد. مثال بزنيم، اختلافي بين زن و شوهر يك خانواده است. اين اختلاف اگر با درايت طرفين حل نشود يا به حكميت مي‌رود يا به دادگاه. در محله ممكن است بين دو خانه سر مالكيت ديوار مشترك يا آب انبار مشترك اختلاف ايجاد شود. كي بايد مساله را حل كند؟ دادگاه؟ يا نهادي ديگر. آسفالت يا كف‌سازي محله خراب شده و در بارندگي‌ها موجب آزار اهالي است. كي بايد دنبال حل مشكل باشد؟ تك‌تك افراد؟ يكي‌از آموزگاران مدرسه محله بچه‌ها را اذيت مي‌كند و رفتارش به‌گونه‌اي است كه اغلب بچه‌ها دوست ندارند مدرسه بروند. كي بايد موضوع را پيگيري كند؟ تك‌تك اوليا؟ شهرداري در نظافت محله جدي نيست، اداره برق مواظب چراغ‌هاي كوچه نيست، پليس علاقه زيادي به درگيري با معتادها و دزدهاي محله ندارد. ورزشگاه محله عموما تعطيل است و وسايل ورزشي آن ناكافي است و هزاران مساله و موضوع ديگر. اينها را كي بايد پيگيري كند؟ تك‌تك افراد محله؟ قبل از ورود به پاسخ اين پرسش، به ياد بياوريم كه با نخستين دوره انتخاب رييس بلديه تهران در ابتداي سلطنت رضاشاه، توامان، انجمن بلديه تشكيل شد و رييس بلديه تحت فرمان و نظارت آن قرار گرفت. در حقيقت اين انجمن پلي شد بين مردم و بلديه. امروز، پس از يكصد سال، آيا پلي بين مردم و شهرداري وجود دارد؟ چرا بايد هر كس هر مشكل يا درخواستي دارد مستقيما به شهرداري يا اداره مربوطه مراجعه ‌كند؟ نمي‌شود در هر محله شورا يا نهاد انتخابي مشابهي وجود داشته‌ باشد و اين نهاد مجموع مطالبه‌ها را بررسي و دسته‌بندي كند و آنهايي را كه در يد اختيارات خودش نيست به سازمان يا نهاد مربوطه ببرد و پيگيري كند؟ چنين نهادي به خاطر تسلط بر قوانين و آشنايي با زبان مجريان در ادارات، بهتر از هر فرد عادي مي‌تواند موضوع مطالبه يا مشكل را به نهاد مسوول برساند و پيگير پاسخ و راه‌حل باشد. اين شورا يا نهاد در محله‌ها و شهرهاي ما سابقه دارد و اهالي محل براي هر مشكلي راه كلانتري و بلديه را در پيش نمي‌گرفتند و بسياري از مسائل به صورت «كدخدامنشي» بين مردم و بين مردم و دولت تعيين تكليف مي‌شد. ريش‌سفيدان و معتمدين محل مرجع و ملجا مردم بودند و مسائل را حل مي‌كردند. امروز نهاد يا سازمان مدني جايگزين اين معتمدان شده. تفاوت اين روش با قديم در آن است كه اعضاي شورا يا نهاد محلي توسط خود اهالي برحسب دانش و توانايي فكري و اجتماعي‌شان انتخاب مي‌شوند.  براي درك اهميت اين موضوع، پرسشي را مطرح مي‌كنيم: چرا دولت و حكومت در تمام شوون زندگي مردم، خود را در برابر آنها قرار مي‌دهد؟ چرا شأن دولت را چنان پايين مي‌آورند كه براي تخم‌مرغ و لاستيك خودرو قيمت‌گذاري كند و سازماني عريض و طويل براي توزيع يا نظارت بر توزيع آن درست كند؟ اين كارها را آيا خود مردم و توسط سازمان‌هاي خودشان نمي‌توانند انجام دهند؟ نتيجه اين سياست آن است كه در همه شوون اجتماعي و روابط اقتصادي مردم دولت را در برابر خود مي‌بينند، در حالي كه اتحاديه‌ها و سازمان‌هاي صنفي و حرفه‌اي بايد مورد مطالبه و رجوع باشند. كار دولت بسيار اساسي‌تر از اين حرف‌هاست. آيا دولت اين موضوع را نمي‌داند؟ آيا شهرداري‌ها نمي‌دانند طرف ‌شدن با يك شوراي محلي راحت‌تر از تك‌تك افراد است؟ مگر در يك دوره كوتاه اين تجربه را در سنگلج نداشتند؟ چرا ادامه ندادند؟ بايد همه دست به دست هم دهيم و نهادهاي مسوول مردمي شكل دهيم و امورات‌مان را مرتفع كنيم.
معمار و مدرس دانشگاه