شناسهٔ خبر: 78706888 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

جوانان در بودجه كجايند؟

مريم انجم‌روز

صاحب‌خبر -

در هر نظام اقتصادي، ماليات فقط يك ابزار تأمين درآمد دولت نيست، بلكه يكي از اصلي‌ترين ساز و كارهاي بازتوزيع ثروت و سرمايه‌گذاري بر آينده كشور است. دولت‌ها از طريق ماليات، نه‌تنها هزينه‌هاي جاري خود را مديريت مي‌كنند، بلكه مسير توسعه اجتماعي، اقتصادي و انساني را نيز شكل مي‌دهند. در اين ميان، يك پرسش اساسي در ايران كمتر به‌ صورت جدي مطرح شده است: سهم نسل جوان، به‌ويژه نسل Z، از اين چرخه بازتوزيع و سرمايه‌گذاري چيست؟ نسل Z، كه متولدين ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ را شامل مي‌شود، نسلي است كه در بستر تحول ديجيتال رشد كرده است. اين نسل با اينترنت، شبكه‌هاي اجتماعي، اقتصاد پلتفرمي و تغييرات سريع فناوري خو گرفته و به همين دليل، انتظارات متفاوتي از دولت، بازار كار و ساختار اجتماعي دارد. برخلاف نسل‌هاي گذشته كه امنيت شغلي طولاني‌مدت را معيار موفقيت مي‌دانستند، نسل Z بيشتر به دنبال انعطاف‌پذيري، درآمد پايدار، كيفيت زندگي و فرصت رشد فردي است. اما واقعيت اقتصادي امروز ايران، فاصله قابل توجهي با اين انتظارات دارد. نرخ بالاي بيكاري جوانان، دشواري ورود به بازار كار رسمي، افزايش هزينه‌هاي زندگي، بحران مسكن و نااطميناني نسبت به آينده، مجموعه‌اي از چالش‌ها را ايجاد كرده كه مستقيما بر تصميمات زندگي اين نسل اثر مي‌گذارد. در چنين شرايطي، نحوه هزينه‌كرد درآمدهاي مالياتي مي‌تواند نقش تعيين‌كننده‌اي در كاهش يا تشديد اين شكاف ايفا كند. در نگاه سنتي، بخش عمده‌اي از ماليات صرف هزينه‌هاي جاري دولت مانند حقوق و دستمزد، يارانه‌ها و اداره ساختارهاي اداري مي‌شود. اما در نگاه توسعه‌محور، ماليات بايد به ابزاري براي سرمايه‌گذاري بر سرمايه انساني تبديل شود؛ به‌ويژه سرمايه انساني جوان، اين تغيير نگاه نقطه تمايز كشورهايي است كه توانسته‌اند مسير توسعه پايدار را طي كنند. يكي از مهم‌ترين حوزه‌هايي كه مي‌تواند مستقيما بر آينده نسل Z اثر بگذارد، بازار كار و اشتغال است. اقتصاد جهاني در حال حركت به سمت ديجيتالي ‌شدن، هوش مصنوعي، اقتصاد داده‌محور و كسب ‌و كارهاي نوآورانه است. ايران نيز از اين روند مستثني نيست. 

اگر بخشي از درآمدهاي مالياتي به ‌صورت هدفمند صرف حمايت از استارتاپ‌ها، توسعه زيرساخت‌هاي اقتصاد ديجيتال، ايجاد صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري خطرپذير و آموزش مهارت‌هاي نوين شود، مي‌توان بخشي از بحران بيكاري جوانان را به فرصت تبديل كرد.
حوزه دوم، مسكن است؛ يكي از جدي‌ترين بحران‌هاي اجتماعي نسل جوان، براي بسياري از جوانان استقلال اقتصادي بدون دسترسي به مسكن مقرون ‌به‌صرفه تقريبا غيرممكن شده است. افزايش قيمت زمين و مسكن، همراه با كاهش قدرت خريد، باعث شده تشكيل خانواده و برنامه‌ريزي بلندمدت به تعويق بيفتد. در اين شرايط، سياست‌هاي مالياتي مي‌توانند نقش مهمي ايفا كنند؛ ازجمله حمايت از ساخت مسكن اجاره‌اي، ارائه وام‌هاي كم‌بهره ويژه جوانان و هدايت سرمايه‌هاي عمومي به سمت پروژه‌هاي مسكن اجتماعي.
در كنار اين دو حوزه كليدي، آموزش و مهارت‌آموزي نيز اهميت ويژه‌اي دارد. نسل Z نسلي است كه بايد براي مشاغلي آماده شود كه هنوز بسياري از آنها به‌ طور كامل شكل نگرفته‌اند. مهارت‌هايي مانند برنامه‌نويسي، تحليل داده، طراحي ديجيتال، بازاريابي آنلاين و هوش مصنوعي، ازجمله نيازهاي بازار كار آينده هستند. سرمايه‌گذاري مالياتي در اين حوزه‌ها نه‌تنها يك هزينه نيست، بلكه نوعي پيش‌خريد رشد اقتصادي آينده كشور محسوب مي‌شود.
موضوع ديگري كه كمتر مورد توجه قرار گرفته، سلامت روان نسل جوان است. فشارهاي اقتصادي، رقابت شديد، نااطميناني اجتماعي و گسترش مقايسه‌هاي اجتماعي در فضاي مجازي، موجب افزايش اضطراب، فرسودگي ذهني و كاهش اميد به آينده در ميان جوانان شده است. توسعه خدمات مشاوره‌اي، حمايت‌هاي روان‌شناختي و ايجاد زيرساخت‌هاي سلامت روان، مي‌تواند نقش مهمي در افزايش تاب‌آوري اجتماعي ايفا كند.
ازسوي ديگر، بايد به نقش فرهنگ و هويت اجتماعي نيز توجه كرد. نسل Z صرفا به دنبال درآمد نيست؛ بلكه به دنبال معنا، خلاقيت و مشاركت اجتماعي است. حمايت از فعاليت‌هاي هنري، فرهنگي، ورزشي و اجتماعي جوانان مي‌تواند به افزايش سرمايه اجتماعي و كاهش شكاف نسل‌ها كمك كند.
نكته مهم اين است كه كارآمدي نظام مالياتي تنها در ميزان وصول درآمد نيست، بلكه در كيفيت تخصيص آن معنا پيدا مي‌كند. اگر شهروندان احساس كنند ماليات پرداختي آنها به بهبود واقعي زندگي‌شان منجر مي‌شود، اعتماد عمومي افزايش يافته و تمايل به مشاركت مالياتي نيز تقويت مي‌شود، اما در صورت عدم مشاهده اين اثرات، فاصله دولت و جامعه بيشتر خواهد شد.
بنابراين، ماليات در ايران مي‌تواند دو مسير متفاوت را طي كند؛ يا صرفا ابزاري براي پوشش هزينه‌هاي جاري باقي بماند يا به موتور محرك توسعه نسل جوان تبديل شود.
انتخاب ميان اين دو مسير، يك انتخاب صرفا اقتصادي نيست؛ بلكه يك تصميم راهبردي درباره آينده كشور است
و درنهايت بايد پذيرفت كه نسل Z نه يك گروه حاشيه‌اي، بلكه محور آينده اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ايران است. هرگونه سياستگذاري مالي كه اين نسل را ناديده بگيرد، در واقع آينده كشور را با عدم تعادل مواجه مي‌كند. ماليات اگر به‌ درستي هدايت شود، مي‌تواند از يك ابزار صرفا درآمدي به يك ابزار قدرتمند براي بازسازي اميد اجتماعي تبديل شود.
سرمايه‌گذاري بر نسل جوان، هزينه نيست؛ بلكه تضمين بقا و توسعه كشور است. اگر امروز ماليات‌ها به سمت اشتغال، آموزش، مسكن و سلامت روان نسل Z هدايت شوند، نتيجه آن در سال‌هاي آينده به شكل رشد اقتصادي پايدار، كاهش آسيب‌هاي اجتماعي، افزايش نوآوري و تقويت اعتماد عمومي نمايان خواهد شد.
آينده ايران نه در منابع زيرزميني، بلكه در كيفيت تصميم‌هايي است كه امروز براي نسل جوان گرفته مي‌شود. شايد مهم‌ترين اين تصميم‌ها، نحوه نگاه ما به ماليات باشد؛ آيا آن را خرج امروز مي‌كنيم يا سرمايه فردا؟ پاسخ به اين پرسش، سرنوشت فرداي ايران را رقم خواهد زد.