به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان،سومین روز شهادت امام حسین(ع)، تنها امتداد اندوه عاشورا نیست؛ روزی است که داغ کربلا از میدان نبرد فراتر میرود و در قامت اسارت، غربت و مظلومیت اهلبیت(ع) خود را نمایان میکند. اگر عاشورا، روز شهادت و خون و عطش است، سوم امام روز به نمایش درآمدن عمق مصیبت و اوج قساوت دشمنانی است که نه به ریختن خون فرزند پیامبر(ص) بسنده کردند و نه به پرپر کردن یاران باوفایش، بلکه پس از آن، اهلبیت(ع) را با قلبهایی داغدار و جسمهایی خسته در مسیر اسارت به حرکت درآوردند.

در چنین روزی، دلهای شیفتگان اهلبیت(ع) بیش از هر زمان دیگری متوجه مصیبت بازماندگان کربلا میشود؛ همان کاروانی که پس از عاشورا، بار سنگین داغ عزیزان را بر شانه داشت و در حالی که هنوز غبار میدان و بوی خون از سرزمین نینوا بر تنش نشسته بود، راهی مسیری شد که هر قدم آن با تحقیر، اندوه و مظلومیت همراه بود. در این میان، آنچه این مصیبت را جانسوزتر میکند، تنها اسارت زنان و کودکان نیست، بلکه منظره سرهای بریدهای است که بر فراز نیزهها قرار گرفت؛ سرهایی که هر کدام پرچم حقیقت و نشانهای از مظلومیت حق در برابر سپاه ظلم بودند.
سر مطهر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بر فراز نیزهها، تصویری نیست که تنها در تاریخ مانده باشد؛ این تصویر در حافظه عاطفی و اعتقادی شیعه زنده است و هر سال با فرارسیدن این ایام، دوباره در دلها جان میگیرد. این سرهای بریده، سند آشکار دشمنی با حقیقت و نمایش روشن ستمی هستند که بر خاندان پیامبر(ص) رفت. آنان که در کربلا به شمشیر و نیزه بسنده نکردند، خواستند با به اسارت بردن اهلبیت(ع)، صدای حق را خاموش کنند، اما همین کاروان اسیر، به راوی بزرگ عاشورا بدل شد و پیام خون شهدا را به تاریخ رساند.

امروز زنجان نیز در سوگ همین مظلومیت نشسته بود؛ در سوگ کودکان بیپناهی که تشنگی و داغ پدران را با هم به دوش میکشیدند، در سوگ زنانی که از قتلگاه تا کوچههای غربت، پرچمدار صبر و پیامآوری شدند و در سوگ امام بیماری که با تن رنجور، بار سنگین امامت و روایت مصیبت را به دوش کشید. سوم امام، روزی است که انسان بیش از هر زمان دیگری میفهمد کربلا فقط یک میدان جنگ نبود؛ کربلا صحنه رویارویی تمامعیار حق و باطل بود و ادامه آن در اسارت، چهره واقعی ظلم را برای همیشه در تاریخ آشکار کرد.


در همین حال و هوا، امروز در زنجان کاروان اسرای کربلا بهصورت نمادین از مقابل مسجد 14 معصوم(ع) در کوی اسلامآباد به حرکت درآمد و در مسیری آکنده از اندوه و اشک، تا امامزاده سید ابراهیم(ع) ادامه یافت. این حرکت نمادین، تنها بازآفرینی یک واقعه تاریخی نبود، بلکه تجدید خاطرهای جانسوز از رنج اهلبیت(ع) و یادآوری مسیری بود که خاندان امام حسین(ع) پس از عاشورا با قلبهایی شکسته پیمودند. مردمی که در این آیین حضور داشتند، نه صرفاً تماشاگر یک حرکت نمادین، بلکه همراهان دلی همان کاروان داغدیده بودند؛ کاروانی که هر منزلش بوی مصیبت میداد و هر گامش فریادی خاموش از مظلومیت بود.




در مسیر حرکت این کاروان نمادین، بغض در گلوی عزاداران موج میزد و اشک در چشمها حلقه میزد. گویی خیابانهای شهر، برای ساعاتی به امتداد همان راهی بدل شده بودند که اسیران کربلا از آن عبور کرده بودند؛ راهی که با تازیانه دشمن، نگاههای سنگین نامحرمان و داغ جانکاه شهیدان همراه بود. در این صحنه، دلهای مردم زنجان نه فقط برای عاشورا، بلکه برای بعد از عاشورا میتپید؛ برای آن لحظاتی که کودکان با چشمهایی اشکبار در پی نیزهها میدویدند و زنان حرم با داغی بیپایان، پیامآور بزرگترین مصیبت تاریخ شدند.
آنچه سوم امام را در میان روزهای سوگواری محرم برجستهتر میکند، توجه به همین بخش کمتر دیدهشده از مصیبت کربلاست؛ بخشی که در آن، عظمت صبر و ایستادگی اهلبیت(ع) جلوهای ویژه مییابد. اگر در عاشورا شمشیرها بر بدنها فرود آمد، در روزهای پس از آن، تازیانههای مصیبت بر جانها نشست. اگر در ظهر عاشورا خیمهها در آتش سوخت، در مسیر اسارت، دلهای کودکان و زنان حرم بارها سوخت. و اگر سرهای شهیدان بر زمین افتاد، بر فراز نیزهها به پرچم رسوایی ستمگران تبدیل شد؛ پرچمی که تا همیشه تاریخ ازمظلومیت حسین(ع) و یارانش سخن میگوید.



امروز زنجان در این اندوه، تنها نبود. از تکایا و مساجد نقاط مختلف شهر و حتی از روستاهای اطراف نیز گروههای عزاداری آمده بودند و در خیابانها، هر کدام با دستههای کوچک اما دلهایی بزرگ، به سوگ نشسته بودند. صدای نوحه و سینهزنی در گوشهگوشه شهر طنینانداز بود و پرچمهای عزا در دست مردمی میچرخید که آمده بودند تا بگویند داغ کربلا نه کهنه میشود و نه از یاد میرود. حضور این دستههای کوچک عزاداری از شهر و روستا، جلوهای از پیوند عمیق مردم با فرهنگ عاشورا و ارادت بیپایان آنان به اهلبیت(ع) بود.




زنجان امروز یکپارچه روایت سوم امام بود؛ روایتی از شهادت، اسارت، سرهای بریده، اشکهای بیپناه و صبری که تاریخ را شرمنده خود کرده است. در این روز، مردم نه فقط عزادار یک واقعه تاریخی، بلکه سوگوار حقیقتی زنده بودند؛ حقیقتی که هنوز هم در جانها میجوشد و در کوچهها و خیابانها، با نام حسین(ع) و یاد کاروان اسرا، خود را نشان میدهد. امروز، شهر در ماتم بود و دلها در همراهی با کاروانی میتپید که از کربلا گذشت، اما هرگز از حافظه عاشقان اهلبیت(ع) عبور نکرد.




انتهای پیام/