شناسهٔ خبر: 78701615 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

به بهانه هفته مبارزه با مواد مخدر، به بازنمایی اعتیاد در سریال‌های تلویزیونی نگاه کرده‌ایم

از «آتقی» تا «تقی معمولی»

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خطرات مواد مخدر و اعتیاد به شکلی تازه و جدی در فضای عمومی کشور مطرح شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خطرات مواد مخدر و اعتیاد به شکلی تازه و جدی در فضای عمومی کشور مطرح شد.

صاحب‌خبر -
پیش از آن، مصرف مواد مخدر چندان قبح اجتماعی نداشت؛ به‌گونه‌ای که در برخی شهر‌ها تریاک حتی در مهمانی‌ها نیز دیده می‌شد و از آن برای پذیرایی از مهمان استفاده می‌کردند. کشت خشخاش نیز به‌صورت گسترده و قانونی انجام می‌شد و بسیاری از درباریان نیز به مصرف مواد مخدر اعتیاد داشتند. در چنین فضایی، مصرف تریاک از شاه تا رعیت امری متداول به‌شمار می‌رفت. به‌همین‌دلیل، مبارزه با اعتیاد یکی از نخستین اقدامات دولت پس از انقلاب بود. از سال ۱۳۵۸ طرح‌های گسترده‌ای برای مقابله با مواد مخدر اجرا شد و برخورد‌های قضایی و انتظامی شدت گرفت. در کنار این برخوردها، هرچند محدود، تلاش‌هایی نیز در حوزه فرهنگ و آگاهی‌بخشی صورت گرفت تا تصورات نادرست درباره مصرف مواد مخدر از ذهن جامعه پاک شود.

سال ۱۳۶۷ نقطه عطفی در این مسیر بود. در همین سال قوانین کیفری مبارزه با مواد مخدر در ۴۵ ماده تصویب و کشت خشخاش در ایران متوقف شد. همزمان با این تحولات، نخستین سریال تلویزیونی با محوریت اعتیاد نیز تولید و پخش شد. شخصیت «آتقی» با شیوه حرف‌زدن خاص و رفتار‌های اغراق‌آمیز در تقلید از یک معتاد، به یکی از چهره‌های شناخته‌شده تلویزیون در اواخر دهه ۶۰ تبدیل شد؛ کاراکتری که حتی به شوخی‌ها و بازی‌های دانش‌آموزان نیز راه پیدا کرده بود. با وجود این شوخی‌ها، سریال «آینه عبرت» نقش مهمی در شناساندن خطرات اعتیاد داشت. در این مجموعه، شخصیت «علی» آغاز مسیر سقوط یک فرد در دام اعتیاد را نشان می‌داد و در مقابل، آتقی تصویری از سرانجام تلخ یک معتاد بود. از آن زمان تاکنون، تلویزیون تلاش کرده است با تولید آثار نمایشی مختلف، به مسأله مواد مخدر و پیامد‌های آن بپردازد. بررسی این آثار نشان می‌دهد سریال‌های تلویزیونی با موضوع مواد مخدر مسیری پرفرازونشیب را طی کرده‌اند؛ مسیری که از نگاه صرفا عبرت‌آموز و هشداردهنده آغاز شد و به‌تدریج به روایت‌های پلیسی، اکشن و درنهایت اجتماعی و روان‌شناختی رسید. به بهانه هفته مبارزه با مواد مخدر، مروری بر برخی از این مجموعه‌ها می‌تواند تصویر روشن‌تری از این روند ارائه دهد.
 
تمرکز بر سرنوشت فرد معتاد یا باند‌های قاچاق

از اواخر دهه ۱۳۶۰ و در طول دهه ۱۳۷۰، بازنمایی مواد مخدر در سریال‌های تلویزیونی ایران بیشتر با هدف آگاهی‌بخشی و هشدار درباره خطرات اعتیاد صورت می‌گرفت. در این دوره، روایت‌ها ساده و خطی بودند و اغلب بر پیام‌های اخلاقی تأکید داشتند. شخصیت معتاد معمولا به‌عنوان فردی آسیب‌دیده و گرفتار نمایش داده می‌شد که در اثر معاشرت نادرست یا ضعف فردی به دام مواد مخدر افتاده است. نمونه شاخص این دوره، سریال آینه عبرت است که از اواخر دهه ۶۰ تا اوایل دهه ۷۰ پخش شد و با تمرکز بر سرنوشت شخصیت‌هایی که گرفتار اعتیاد شده بودند، پیامد‌های مخرب آن را برای فرد و خانواده نشان می‌داد. کاراکتر‌های این سریال بیشتر تیپیک بودند؛ به این معنا که شخصیت‌ها به‌صورت روشن در قالب فرد سالم و فرد منحرف قرار می‌گرفتند و داستان‌ها بیشتر جنبه عبرت‌آموز داشتند.

در اواخر این دهه، سریال «مسافر» به کارگردانی سیروس مقدم که در سال ۱۳۷۹ پخش شد، رویکردی اجتماعی‌تر به موضوع اعتیاد ارائه داد. این سریال با ترکیب درام خانوادگی و مسائل اجتماعی، تأثیر اعتیاد بر روابط خانوادگی و زندگی روزمره افراد را به تصویر کشید. برخلاف آثار هشداردهنده اولیه، در مسافر تلاش شد با روایت داستان‌هایی نزدیک به واقعیت، مخاطب با پیامد‌های اعتیاد در بستر زندگی عادی جامعه آشنا شود.

در دهه ۱۳۸۰ شیوه پرداخت به موضوع مواد مخدر تغییر محسوسی پیدا کرد و سریال‌ها به سمت روایت‌های پلیسی و حادثه‌محور حرکت کردند. در این دوره توجه از فرد معتاد به سمت شبکه‌های قاچاق و مبارزه نیرو‌های پلیس با باند‌های مواد مخدر معطوف شد. نمونه مهم این رویکرد سریال «خواب و بیدار» در سال ۱۳۸۱ است که داستان آن حول فعالیت یک باند بزرگ قاچاق مواد مخدر و تلاش نیرو‌های پلیس برای مقابله با آن شکل می‌گیرد. در این سریال، شخصیت‌های منفی دیگر تنها مصرف‌کننده مواد نیستند، بلکه افرادی باهوش و سازمان‌دهنده در یک شبکه مجرمانه محسوب می‌شوند. در مقابل، شخصیت پلیس نیز به‌عنوان قهرمانی حرفه‌ای و فعال در مرکز روایت قرار می‌گیرد.

در همین دوره، سریال‌هایی مانند «کلانتر» نیز با ساختاری پرونده‌محور، به بررسی جرائم مختلف ازجمله قاچاق مواد مخدر پرداختند. درمجموع، تفاوت اصلی این دوره با دهه قبل در آن بود که داستان‌ها از فضای خانوادگی و هشدار‌های اخلاقی فاصله گرفتند و به سمت روایت‌های پرتعلیق، تعقیب‌وگریز و عملیات پلیسی حرکت کردند.
 
ترکیب درام خانوادگی با موضوع اعتیاد

در دهه ۱۳۹۰، بازنمایی مواد مخدر در سریال‌های تلویزیونی از قالبی ساده‌تر خارج شد و پیچیدگی بیشتری یافت؛ به گونه‌ای که در کنار رویکرد پلیسی، ابعاد اجتماعی و خانوادگی این پدیده نیز حضوری پررنگ‌تر یافتند. سریال «مثل شیشه» که در سال ۱۳۹۰ از شبکه یک سیما روی آنتن رفت، داستان دو جوان را روایت می‌کند که در دام یک باند قاچاق مواد مخدر گرفتار می‌شوند و پلیس برای نجات آنها وارد عمل می‌شود. در این سریال تلاش شده است علاوه بر نمایش فعالیت باند‌های قاچاق، بر پیشگیری از اعتیاد و نقش حمایت‌های اجتماعی نیز تأکید شود.

در همین سال، سریال «وضعیت سفید» نیز با نگاهی خانوادگی و اجتماعی به مسائل مختلف دهه ۶۰، ازجمله اعتیاد پرداخت. هرچند اعتیاد در این سریال موضوع اصلی نیست، اما به‌عنوان یک مشکل اجتماعی در دل زندگی یک خانواده بزرگ و روابط بین اعضایش مطرح شده و پیامدهایش را به‌شکلی ظریف و واقع‌گرایانه نشان می‌دهد. این نوع روایت نشان می‌دهد که در این دوره، مسأله اعتیاد بیشتر در بستر روابط اجتماعی و خانوادگی بررسی می‌شود.

در ادامه همین دهه، سریال‌هایی با رویکرد پلیسی و امنیتی نیز ساخته شدند که مسأله مواد مخدر را در سطحی گسترده‌تر و حتی بین‌المللی مطرح کردند. یکی از این آثار «ماتادور» است که در سال ۱۳۹۲ پخش شد. داستان این سریال درباره تلاش نیرو‌های پلیس برای خنثی‌کردن توطئه یک گروه تروریستی مرتبط با قاچاق مواد مخدر است. در اینجا مواد مخدر دیگر تنها یک آسیب اجتماعی داخلی نیست، بلکه بخشی از شبکه‌های سازمان‌یافته و بین‌المللی جرم محسوب می‌شود.
همچنین سریال «زخم» که در سال ۱۳۹۳ از شبکه سه سیما پخش شد، با محوریت یک مأمور زن پلیس به‌نام سروان الهام پویا، به پرونده‌های مرتبط با قاچاق مواد مخدر می‌پردازد. تفاوت مهم این سریال در تمرکز بر یک شخصیت زن در نیروی انتظامی و نمایش همزمان چالش‌های حرفه‌ای و خانوادگی اوست. این نوع شخصیت‌پردازی نشان‌دهنده گسترش نگاه تلویزیون به نقش‌های اجتماعی جدید و حضور زنان در مبارزه با جرائم مرتبط با مواد مخدر است.
 
از هشدار مستقیم تا بازنمایی اجتماعی

نوع نگاه رسانه‌ملی به مسأله اعتیاد در طول زمان از هشدار مستقیم به بازنمایی اجتماعی تغییر کرده است. در آثار اولیه مانند آینه عبرت، اعتیاد بیشتر به‌عنوان یک خطای فردی و اخلاقی نمایش داده می‌شد و روایت‌ها سعی داشتند با نشان‌دادن سقوط شخصیت‌ها، مخاطب را از نزدیک‌شدن به مواد مخدر برحذر دارند. اما در سریال‌هایی مانند مسافر، این نگاه تا حدی تغییر کرد و اعتیاد به‌عنوان مسأله‌ای اجتماعی که خانواده و محیط اطراف فرد را نیز درگیر می‌کند مطرح شد. این تغییر باعث شد تمرکز روایت از صرفا فرد معتاد به تأثیرات گسترده‌تر اعتیاد بر روابط خانوادگی، اقتصاد خانواده و پیوند‌های اجتماعی منتقل شود.

از سوی دیگر، گسترش ژانر‌های تلویزیونی نیز در نحوه پرداخت به موضوع مواد مخدر تأثیر گذاشت. درحالی‌که در دوره‌های قبل بیشتر با درام‌های اجتماعی روبه‌رو بودیم، در دهه ۱۳۹۰ استفاده از عناصر اکشن و پلیسی در سریال‌هایی مانند ماتادور باعث شد روایت‌ها به سمت داستان‌های پرتعلیق و عملیات‌محور حرکت کنند. این تغییر نه‌تنها به جذابیت بصری آثار کمک کرد، بلکه امکان پرداختن به ابعاد سازمان‌یافته و فراملی قاچاق مواد مخدر را نیز فراهم کرد.

همچنین در برخی آثار این دوره، تنوع شخصیت‌ها افزایش‌یافته است. برای مثال در سریال زخم، حضور یک مأمور زن پلیس در مرکز داستان نشان‌دهنده توجه بیشتر به نقش‌های اجتماعی جدید و تغییر در الگو‌های شخصیت‌پردازی تلویزیونی است. این نوع روایت‌ها علاوه بر نمایش مبارزه با مواد مخدر، به چالش‌های فردی و خانوادگی شخصیت‌ها نیز می‌پردازند و به همین دلیل روایت‌ها از حالت تک‌بعدی فاصله می‌گیرند.

در برخی آثار اجتماعی نیز اعتیاد به‌صورت غیرمستقیم مطرح شده است. در سریالی مانند وضعیت سفید، اعتیاد موضوع اصلی داستان نیست، اما حضور آن در حاشیه روایت باعث می‌شود این معضل به‌عنوان بخشی از واقعیت اجتماعی آن دوره تاریخی نشان داده شود. چنین رویکردی به مخاطب اجازه می‌دهد بدون مواجهه با پیام‌های مستقیم و شعاری، با پیامد‌های اجتماعی اعتیاد آشنا شود.

حضور غیرمستقیم اعتیاد در روایت‌ها 

در سال‌های اخیر، به‌ویژه از اوایل دهه ۱۴۰۰ تاکنون، تولید سریال‌های تلویزیونی که به‌طور مستقیم و محوری به موضوع اعتیاد به مواد مخدر بپردازند نسبت به دهه‌های گذشته کمتر شده است. در بسیاری از تولیدات جدید تلویزیونی، اعتیاد دیگر محور اصلی داستان نیست و بیشتر به‌صورت غیرمستقیم در حاشیه روایت‌های اجتماعی مطرح می‌شود. در این آثار، مسأله مواد مخدر معمولا در قالب شخصیت‌های فرعی یا به‌عنوان یکی از مشکلات اجتماعی موجود در زندگی شخصیت‌ها مطرح می‌شود و تمرکز اصلی داستان بر بحران‌های خانوادگی، مشکلات روانی یا تعارض‌های اجتماعی است؛ مسائلی که اعتیاد می‌تواند یکی از عوامل شکل‌گیری آنها باشد. به همین دلیل، درام‌های اجتماعی جدید بیشتر بر پیامد‌های روانی و خانوادگی اعتیاد تأکید دارند تا نمایش مستقیم فرآیند گرفتار شدن شخصیت‌ها در دام مواد مخدر.

از سوی دیگر، در برخی مجموعه‌های پلیسی جدید، موضوع مواد مخدر همچنان حضور دارد، اما نحوه پرداخت به آن تغییر کرده است. در این آثار، توجه بیشتر به شبکه‌های قاچاق، باند‌های سازمان‌یافته و سازوکار‌های توزیع مواد مخدر در سطح شهری یا حتی فراملی معطوف می‌شود؛ بنابراین روایت‌ها بیشتر بر عملیات نیرو‌های امنیتی و پلیسی برای مقابله با این شبکه‌ها تمرکز دارند و شخصیت معتاد به‌عنوان محور اصلی داستان کمتر دیده می‌شود. 

در مقایسه با دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ نیز می‌توان مشاهده کرد که تعداد سریال‌هایی که با هدف صریح آگاهی‌بخشی درباره اعتیاد ساخته می‌شدند کاهش یافته است. در آن دوره‌ها آثاری وجود داشت که به‌طور مستقیم بر خطرات اعتیاد و پیامد‌های آن برای فرد و خانواده تأکید می‌کردند و حتی گاه با همکاری نهاد‌های مرتبط با مبارزه با مواد مخدر تولید می‌شدند. اما در سال‌های اخیر تلویزیون کمتر سراغ تولید مجموعه‌هایی رفته که به‌طور کامل بر پیشگیری از اعتیاد یا روایت سقوط یک فرد در دام مواد مخدر تمرکز داشته باشند. درعین‌حال، بخشی از روایت‌های صریح‌تر درباره مواد مخدر در سال‌های اخیر به حوزه شبکه نمایش خانگی منتقل شده است. درحالی‌که تلویزیون رسمی معمولا رویکردی محتاطانه‌تر و کنترل‌شده‌تر در بازنمایی این موضوع دارد، برخی مجموعه‌های تولیدشده برای پلتفرم‌های نمایش خانگی با آزادی بیشتری به نمایش ابعاد مختلف اعتیاد، باند‌های قاچاق و پیامد‌های اجتماعی آن پرداخته‌اند.

براین‌اساس می‌توان گفت در تولیدات جدید تلویزیونی، اعتیاد بیشتر به‌عنوان بخشی از زمینه اجتماعی داستان‌ها مطرح می‌شود و تمرکز روایت‌ها اغلب بر پیامد‌های خانوادگی و اجتماعی آن است؛ درحالی‌که پرداخت مستقیم و محوری به این معضل نسبت به دهه‌های گذشته کمتر دیده می‌شود.