صاحبخبر - به گزارش خبرنگار حوزه استان های خبرگزاری تقریب، متن نوشته بدین شرح است:
ماجرای خطبهی امام سجاد(ع) در مجلس یزید را میتوان از منظر علوم ارتباطات، جنگ شناختی، مدیریت افکار عمومی و عملیات رسانهای، بهعنوان یکی از موفقترین نمونههای «بازپسگیری روایت» در تاریخ تحلیل کرد. در واقع، امام سجاد(ع) در قلب رسانهی دشمن، با بهرهگیری از تکنیکهای اقناع، چارچوبسازی و مدیریت افکار عمومی، روایت رسمی حکومت یزید را فرو ریخت.
در این نوشتار بهطور اجمالی به احصاء ۱۳ تکنیک رسانهای مورد استفادهی امام میپردازیم:
۱. شکستن انحصار رسانهای دشمن
یزید تصور میکرد مجلس شام یک رسانهی کاملاً کنترلشده است و همهی پیامها مطابق خواست حکومت منتشر میشود. اما امام سجاد(ع)، بدون در اختیار داشتن رسانه، بدون لشکر، بدون امکانات و البته تنها با قدرت کلام، رسانهی رسمی حکومت را به رسانهی اهلبیت تبدیل کرد که میتوان از آن یک اصل رسانهای استخراج نمود و آن اینکه: «بهترین راه مقابله با رسانه دشمن، تصرف بستر ارتباطی اوست، نه لزوماً ایجاد رسانهای جدید.»
۲. بازسازی هویت
یزید تلاش کرده بود اهلبیت را بهعنوان «گروهی شورشی» معرفی کند. اما امام سجاد(ع) با تکرار جمله: «أنا ابن...»، در واقع عملیات «برندسازی هویتی» انجام داد. او خود را معرفی نکرد؛ بلکه برند اهلبیت را بازسازی کرد.
۳. روایتسازی به جای دفاع
امام هرگز نگفت: «ما بیگناه هستیم.» بلکه داستان خاندان نبوت را بازگو کرد. او ذهن مخاطب را وارد یک روایت کرد. در رسانه، روایت بسیار ماندگارتر از استدلال است.
۴. استفاده از سرمایهی نمادین
امام از نمادهایی استفاده کرد که هیچ مسلمانی نمیتوانست آنها را انکار کند: مکه، منا، زمزم، صفا، حجرالاسود، براق، مسجدالحرام، مسجدالاقصی، پیامبر، فاطمه، علی، حسن، حسین. این نمادها مانند «کلیدهای ذهنی» مخاطبان عمل کردند.
۵. ایجاد اعتبار پیش از اقناع
در علم ارتباطات، اقناع بر سه پایه است: اعتبار گوینده، احساس و استدلال. امام ابتدا اعتبار خود را تثبیت کرد و سپس به نقد حکومت پرداخت.
۶. تکنیک تکرار هدفمند
تکرار: «أنا ابن...»، یک تکرار معمولی نیست. این همان تکنیکی است که امروزه در تبلیغات و رسانه با عنوان: «تکرار هدفمند» شناخته میشود. هر بار تکرار، یک لایهی جدید از هویت اهلبیت را در ذهن مخاطب تثبیت میکند.
۷. تغییر دستور کار رسانه
تا پیش از سخنرانی، موضوع مجلس: «پیروزی یزید» بود. پس از سخنرانی، موضوع شد: «نسب واقعی اسیران» بنابراین امام دستور کار رسانه را عوض کرد.
۸. وارونهسازی قاب رسانهای
یزید قاب رسانهای خود را چنین ساخته بود:
«حکومت مشروع در برابر شورشیان». امام آن را تبدیل کرد به: «خاندان پیامبر در برابر قاتلان پیامبر». این همان تکنیک مشهور «وارونهسازی قاب رسانهای» است.
۹. افشای تناقض حکومت
وقتی مؤذن گفت: «أشهد أن محمداً رسول الله»، امام همان شعار رسمی حکومت را علیه خود حکومت به کار گرفت. پرسید: «این محمد، جد من است یا جد تو؟» این پرسش، تناقض مشروعیت حکومت یزید را آشکار کرد.
۱۰. استفاده از رسانهی زنده
اذان، رسانهی زنده آن روزگار بود. امام اجازه نداد حکومت از اذان برای قطع پیام استفاده کند، بلکه همان اذان را به فرصتی برای تکمیل پیام خود تبدیل کرد.
۱۱. بهرهگیری از احساسات عمومی
امام پس از استدلال منطقی، وارد مرحلهی احساس شد. گریه، چاکزدن گریبان، و یادآوری شهادت امام حسین(ع)، باعث شد مردم از موضع تماشاگر خارج شوند و به همراهان عاطفی حقیقت تبدیل گردند.
۱۲. تبدیل مخاطب منفعل به کنشگر
نتیجهی سخنرانی این بود که: مردم گریه کردند. مجلس به هم ریخت. یزید هراسان شد. بخشی از مردم نماز نخواندند و مجلس را ترک کردند.
این همان تبدیل مخاطب از «شنونده» به «کنشگر اجتماعی» است.
۱۳. وادار کردن دشمن به سانسور
یزید وقتی احساس خطر کرد، دستور اذان داد تا سخن امام قطع شود. در منطق رسانه، زمانی که حاکم مجبور به سانسور مستقیم میشود، یعنی در نبرد روایت شکست خورده است.
بنابراین در یک جمعبندی رسانهای باید گفت: از منظر ارتباطات، خطبهی امام سجاد(ع) نمونهای ممتاز از یک عملیات رسانهای هوشمند است که در آن، بدون ابزار نظامی و بدون رسانهی مستقل، روایت رسمی حکومت اموی فروپاشید.
بنابراین خطبهی امام سجاد(ع) را میتوان یکی از نخستین نمونههای موفق جنگ روایتها، عملیات شناختی و مدیریت افکار عمومی در تاریخ اسلام دانست؛ خطبهای که با اتکاء به حقیقت، هویت و مهارت ارتباطی، بر ماشین تبلیغاتی حکومت اموی غلبه کرد.
انتهای پیام/∎