اعتیاد، جنگی خاموش و ویرانگر در کانون خانوادهها و در تار و پود جامعه است که با سرعت و بیرحمی، آینده را از چشمها میرباید و شکوه جوانی را در تاریکی وابستگی دفن میکند؛ این فراتر از یک مسئله بهداشتی، تهاجمی بیرحمانه به سرمایه انسانی و پیوند میان نسلهاست؛ چالشی که با هدف سست کردن بنیانهای اجتماعی و از بین بردن امید در دل تپنده جامعه، ظهور کرده و میتواند ثروتهای نادیدنی یک ملت را در گرداب خود فرو ببرد.
بحران تکراری و یک پاسخ تازه
محققان با بررسی ۳۰۰ معتاد در حال ترک در یزد (با میانگین ۱۱ سال سابقه اعتیاد)، به یک عدد شگفتانگیز رسیدند: تنها عاملی که میتوانست ۹۶ درصد از فراز و نشیبهای فرایند ترک را پیشبینی کند، میزان مشارکت اجتماعی فرد بود؛ نه دز مصرفی، نه نوع ماده، و نه حتی تعداد دفعات ترک قبلی.
در این پژوهش، ضریب تأثیر مستقیم مشارکت اجتماعی بر بازتوانی و تأثیر غیرمستقیم آن از طریق بهبود روان فرد ۴۸ درصد ثبت شده است؛ یعنی در کنار هم، یک تاثیر ۹۶ درصدی را رقم میزنند؛ به زبان ساده، از هر ۱۰ نفری که در فعالیتهای جمعی (از نماز جماعت و هیئت گرفته تا ورزش صبحگاهی و کارهای داوطلبانه) شرکت میکنند، ۹ نفر با موفقیت از حلقه اعتیاد خارج میشوند.
لحظهای که شک و تردید از بین میرود
یکی از جذابترین لایههای این پژوهش، تفکیک مؤلفههای درمان است. در مرحلهای که معتاد هنوز بین میخواهم ترک کنم و نمیتوانم، گیر کرده (همان دوسوگرایی)، هیچچیز به اندازه بهزیستی روانی کارساز نیست.
جدولهای تحلیل رگرسیون نشان میدهد که بهتنهایی، رفتار روانی‑ اجتماعی با ضریب خطای ۱٫۰۴۷-، دوسوگرایی را به صفر میرساند. یعنی اگر فرد احساس هدفمندی در زندگی کند، خودش را بپذیرد و روابط مثبتی با دیگران داشته باشد، تردید نابودگر از بین خواهد رفت. اما برای اینکه این احساس خوب به یک اقدام عینی (مثل تغییر برنامهی مصرف یا مراجعه منظم به مرکز درمان) تبدیل شود، مشارکت اجتماعی وارد میدان میشود.
یافتهها نشان میدهد که فقط شرکت در تصمیمگیریهای محله یا حضور در یک گروه ورزشی، ضریب پیشبینی اقدامات عملی را تا ۰٫۹۵۵ بالا میبرد.
یک مقایسه گویا
معتاد فردی: قرص میخورد، سمزدایی میکند، اما در خلأ روانی و محلهای خودش رها میشود ← بازگشت مجدد.
معتاد اجتماعی: همین قرص را میخورد، اما هر هفته در جلسه گروه حمایتی محله شرکت میکند، یک مسئولیت کوچک در مسجد بر عهده میگیرد و روزانه با یک همتیمی ورزشی همکلام میشود ← ترمیم عزتنفس و قطع زنجیره عود.
معجزه از کجا میآید؟ (داستان پشت اعداد)
این اعداد صرفاً ریاضیات سرد نیستند؛ بلکه روایت انسانهاییاند که پذیرفته شدند. در نظریه بهزیستی اجتماعی کیز (مبنای پرسشنامه این پژوهش)، پنج مؤلفه کلیدی وجود دارد: انسجام، پذیرش، مشارکت، شکوفایی و همبستگی اجتماعی.
وقتی فرد معتاد وارد یک گروه میشود، ناخودآگاه در این پنج مؤلفه رشد میکند. بهقول خود پژوهشگران، حضور در مسجد، روحیه همبستگی و تعاون را نهادینه میکند و انسان را به گفتمان وامیدارد تا سرمایههای فکریاش را بازیابد.
نکته باریکبینانهتر اینکه این پژوهش روی معتادانی انجام شده که اکثراً متأهل (بیش از ۹۰ درصد) و با تحصیلات زیردیپلم بودند؛ یعنی این روش، درست در همان قشرهایی که معمولاً از خدمات رواندرمانی فاصله میگیرند، بیشترین تأثیر را دارد.
شاید زمان آن رسیده که مراکز ترک اعتیاد را از یک اتاق ایزوله به یک پایگاه محلهای تبدیل کنیم؛ جایی که حضور خاله همسایه و لبخند بچههای کوچه، به اندازه متادون، قویترین دارو باشد.
تکلیف ما چیست؟ (نسخه کاربردی مختص مخاطب)
اگر یک نهاد مردمی، یک مدیر کل، یا حتی یک خانواده هستید، این سه اقدامِ عینی را از همین امروز شروع کنید:
به جای تحقیر، به او مسئولیت بدهید: پژوهش به صراحت میگوید که فردی که در حال ترک است، اگر احساس کند فعالیتهای روزمرهاش نتیجهای ارزشمند برای جامعه دارد (پذیرش اجتماعی)، انگیزهاش چند برابر میشود.
به معتاد در حال بهبود، یک پُست ساده در هیئت محله، یک مسئولیت کوچک در کتابخانه مسجد، یا حتی سرپرستی یک تیم ورزشی محلی بسپارید.
بهبود روان را از دوسوگرایی شروع کنید: برای خانوادهها؛ با او دعوا نکنید، بلکه تمرین "پذیرش خود" را در خانه شروع کنید؛ پژوهش نشان میدهد که در مراحل اولیه، رفتار روانی‑اجتماعی، نقش واسطهای خود را بهخوبی ایفا میکند و هرگونه سرزنش، این فرآیند شکننده را نابود میسازد (مطابقت با توصیههای نهی از منکر منطقی در متن پژوهش).
حلقه گمشده اشتغال را فراموش نکنید: دادههای توصیفی این پژوهش نشان داد ۶۷ درصد معتادان «شغل آزاد» و اغلب در مشاغل منزوی هستند لذا توصیه میشود کارگاههای اشتغال گروهی (تعاونیهای کوچک) بهعنوان یک فعالیت مشارکتی برای آنها راهاندازی شود تا از تنهایی شغلی خارج شوند.
جمعبندی نهایی برای یک مخاطب کنجکاو:
کلید اتاق درمان، در جیب همسایهها و اعضای مسجد محله است. اگر امروز به یک معتاد در حال درمان، یک نقش اجتماعی بدهید، فردا او را بهعنوان یک شهروند سالم، در کنار خود خواهید یافت. این، نه یک پیشنهاد خیالی، که گزارشی از دل آمارها و ضرایب ریاضی یک پژوهش رسمی ۳۰۰ نفری است.
همین حالا دست به کار شویم که فردا دیر است.
"دبیر کمیته درمان شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان یزد"