شناسهٔ خبر: 78694818 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

خط تماس اضطراری بین تهران - واشنگتن برقرار می شود

تلفن قرمز خاورمیانه - مردم سالاری آنلاين

جنگ آمریکا علیه ایران درس های زیادی برای واشنگتن داشت ؛ آنها آموخنتند که هزینه های نبرد با تهران در تنگه هرمز صورتحساب گزافی دارد. در این میان ،  ترامپ تمایل شدیدی برای رسیدن به «تفاهم بزرگ» دارد اما شرایط تساعد تنش امکان خطای محاسباتی یا رفتاری بین طرفین را افزایش می دهد. نسخه دوران جنگ سرد ، هنوز هم کارآمد است.  

صاحب‌خبر - گروه دیپلماسی- علی ودایع : براساس برخی شواهد، دیپلماسی در هتل «بورگن اشتوک» سوئیس،  در نهایت به یک «سوپاپ اطمینان» اضطراری میان تهران و واشنگتن ختم شد. برقراری خط تماس اضطراری (Hotline) برای مدیریت بحران در تنگه هرمز، نه نشانه‌ای از صلح پایدار، بلکه بازتاب‌دهنده واقع‌گرایی عریان کارگزاران سیاست خارجی دو کشور در آستانه یک رویارویی ناخواسته است.
شطرنج سیاسی میان ایران و ایالات متحده آمریکا همواره در فضایی از بی‌اعتمادی مطلق و سوءمحاسبه‌های استراتژیک دنبال شده است. با این حال، توافق موقت ۶۰ روزه‌ای که با میانجی‌گری دوحه و اسلام‌آباد شکل گرفت، نشان داد که نیاز به یک کانال ارتباطی مستقیم برای جلوگیری از «جرقه تصادفی جنگ»، حتی در اوج تنش‌ها نیز یک ضرورت گریزناپذیر است. تنگه هرمز به عنوان شریان حیاتی انرژی جهان، تحمل کوچک‌ترین ضریب خطا را ندارد و این همان منطقی است که پشت دیوارهای بسته اوبربرگن حاکم بود.

از بحران موشکی کوبا تا تنگه هرمز
برای درک ریشه‌های ساز و کار خط تماس اضطراری تهران-واشنگتن، باید به اکتبر ۱۹۶۲ و اوج جنگ سرد بازگشت؛ روزگاری که جهان در آستانه یک آخرالزمان هسته‌ای میان اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده معلق بود. «بحران موشکی کوبا» به جان اف. کندی و نیکیتا خروشچف آموخت که در غیاب یک کانال ارتباطی آنی، «زمان» بزرگ‌ترین دشمن دیپلماسی است و سوءمحاسبه ناشی از تاخیر در ارسال پیام‌ها می‌تواند جرقه یک جنگ ناخواسته را بزند. دستاورد آن هراس بزرگ، تولد اولین «تلفن سرخ» (Red Telephone) در سال ۱۹۶۳ میان کاخ سفید و کرملین بود؛ خطی که برخلاف باور عمومی، نه یک تلفن قرمز رنگ، بلکه یک سیستم تله‌تایپ رمزگذاری‌شده برای تبادل فوری اطلاعات حیاتی بود.
این میراث کلاسیک مدیریت بحران، پس از ۶ دهه و با وجود فروپاشی شوروی، هنوز هم زنده است و در جریان جنگ اوکراین، خط تماس مستقیم نظامی میان واشنگتن و مسکو (سازوکار عدم تعارض) برای جلوگیری از برخورد ناگهانی جنگنده‌ها و موشک‌ها فعال ماند. امروز، مدل شبیه‌سازی‌شده همان خط سرخ، از اتاق‌های تاریک جنگ سرد به هتل برکن‌استوک سوئیس منتقل شده است. ورود تهران و واشنگتن به این چهارچوب، اعتراف غیررسمی هر دو بازیگر به این واقعیت عریان است که ضریب خطای استراتژیک در خلیج فارس به بالاترین حد خود رسیده و طرفین برای زنده ماندن در این شطرنج بدون صلح، ناچار به پذیرش همان فرمول سنتی کرملین-کاخ سفید برای «کنترل فاجعه» شده‌اند.

واشنگتن؛ معامله‌گری در سایه تهدید
دولت دونالد ترامپ با تیمی متشکل از جی‌دی ونس، استیو ویتکوف و جارد کوشنر، مدل سنتی خود یعنی «فشار حداکثری بازتولید شده» را پیگیری می‌کند. از نگاه واشنگتن، این خط تلفن سرخ، یک امتیاز به تهران نیست؛ بلکه ابزاری برای مهار و کنترل رفتار منطقه‌ای ایران و بازرسی از تهدیدات دریایی و اطلاعات گمراه‌کننده است.
جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، آشکارا این کانال را پلی برای رسیدن به اهداف بزرگ‌تر، از جمله بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تأسیسات هسته‌ای ایران توصیف کرده است. ترامپ تمایل دارد در شبکه‌های اجتماعی خود لحن تهاجمی را حفظ کند و از آمادگی نظامی سخن بگوید، اما در زمین واقعیت، کاخ سفید به شدت نگران جهش قیمت نفت و آسیب‌پذیری پایگاه‌های نظامی خود در منطقه است. برای ترامپ، این خط تماس یک ابزار مدیریت ریسک تجاری-سیاسی است؛ او می‌خواهد بدون پرداخت هزینه‌های یک جنگ فراگیر، ایران را کنترل کند.

تهران؛ دیپلماسی اقتدار و گشایش اقتصادی
در سوی دیگر میدان، دولت مسعود پزشکیان با اتکا به راهبرد «دیپلماسی متوازن و مقتدرانه»، این توافق را پیش برده است. برای تهران، خط تماس اضطراری به معنای به رسمیت شناخته شدن نقش بومی ایران در مدیریت امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز از سوی طرف آمریکایی است. عباس عراقچی و تیم دیپلماتیک او به روشنی مرزهای این تفاهم را ترسیم کرده‌اند.
موضع رسمی تهران تغییرناپذیر است: توانمندی‌های موشکی و دفاعی ایران، ناموس استراتژیک کشور بوده و به هیچ وجه قابل مذاکره نیستند. ایران برقراری این خط را گامی فنی برای جلوگیری از رفتارهای ماجراجویانه بازیگران ثالث می‌داند و هرگونه گام بعدی در حوزه هسته‌ای را مشروط به لغو واقعی تحریم‌های نفتی و بانکی و آزادسازی دارایی‌های بلوکه شده خود کرده است. تعلیق موقت مذاکرات در پاسخ به کری‌خوانی‌های ترامپ، نشان داد که تهران فرمول "مذاکره زیر سایه تهدید" را نمی‌پذیرد.

اتاق شیشه‌ای رسانه‌های جهان
نگاهی به بستر رسانه‌ای جهان نشان می‌دهد که ناظران بین‌المللی این رویداد را با بدبینی توام با تسکین ارزیابی می‌کنند:
«فایننشال تایمز» با استناد به منابع قطری فاش ساخت که این خط تماس عمدتاً برای مقابله با "سیگنال‌های دروغین رادیویی" و اقدامات خرابکارانه گروه‌های خودسر طراحی شده تا مانع از یک درگیری ناخواسته بر اثر اطلاعات غلط شود.
«وال استریت ژورنال» هم  به نقل از منابع پنتاگون اعتراف کرد که ارزیابی‌های نظامی از توان موشکی و پهپادی ایران، واشنگتن را به این نتیجه رسانده که تغییر آرایش نظامی بدون یک ابزار دیپلماتیک فوری، خطرپذیری نیروهای آمریکایی را به شدت افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، «اکونومیست» بر این باور است که ترامپ برای حفظ ثبات بازارهای مالی و سوخت در آستانه تحولات داخلی آمریکا، ناچار به دادن امتیازات تاکتیکی نظیر معافیت‌های محدود نفتی به ایران شده است.

چشم‌انداز گسل‌های ژئوپلیتیک
خط تماس اضطراری تهران-واشنگتن اگرچه سایه جنگ مستقیم را در کوتاه‌مدت کمرنگ می‌کند، اما بنیاد آن بر روی گسل‌های عمیق ژئوپلیتیک بنا شده است. این خط تلفن، تا زمانی کارآمد خواهد بود که اراده دو طرف بر کنترل تنش استوار باشد. تضاد ذاتی میان رویکرد «معامله‌گری تاجر مآبانه» ترامپ و «صبر استراتژیک مقتدرانه» ایران، این سازوکار را به شدت شکننده نگه می‌دارد. چانه زنی های سوئیس آغاز یک مسیر است، اما پایان آن همچنان در غبار ابهام قرار دارد.
 

برچسب‌ها: