به گزارش گروه رسانهای شرق،
حانیه باقرشاهی
سالهاست هر بار سخن از مشکلات نظام سلامت به میان میآید، کمبود بودجه به عنوان نخستین متهم معرفی میشود. افزایش هزینههای درمان، رشد قیمت تجهیزات و دارو، کمبود نیروی انسانی و افزایش تقاضا برای خدمات پزشکی نیز این تصور را تقویت کرده که تزریق منابع مالی بیشتر میتواند راهحل اصلی مشکلات باشد.
بااینحال، نگاهی دقیقتر به چالشهای موجود نشان میدهد بخش درخور توجهی از بحران فعلی نه از کمبود منابع، بلکه از نحوه مدیریت و مصرف آنها ناشی میشود. واقعیت این است که نظام سلامت با مجموعهای از ناکارآمدیهای ساختاری مواجه است که موجب میشود بخشی از منابع مالی، انسانی و تجهیزاتی پیش از آنکه به بهبود کیفیت درمان منجر شوند، در فرایندهای معیوب و موازی از بین بروند. در چنین شرایطی، افزایش بودجه بدون اصلاح ساختارها فقط میتواند نقش یک راهکار موقت را ایفا کند.
یکی از مهمترین گلوگاههای موجود، ضعف نظام ارجاع و استقرار ناقص پزشک خانواده است. نبود یک سازوکار استاندارد برای هدایت بیماران در سطوح مختلف درمان موجب شده حجم زیادی از مراجعات به پزشکان متخصص و فوقتخصص، در واقع مربوط به مواردی باشد که قابلیت مدیریت در سطوح اولیه درمان را دارند. این وضعیت علاوه بر افزایش ازدحام در مراکز تخصصی، زمان انتظار بیماران را طولانیتر کرده و دسترسی افراد نیازمند به خدمات تخصصی را با مشکل مواجه میکند. پیامد این چرخه فقط محدود به بیماران نیست. فشار کاری فزاینده بر پزشکان و کادر درمان، فرسودگی شغلی را تشدید کرده و به کاهش انگیزه، افت کیفیت خدمات و حتی افزایش تمایل به مهاجرت نیروهای متخصص منجر میشود. در واقع بهرهوری پایین فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بهطور مستقیم بر سرمایه انسانی نظام سلامت نیز تأثیر میگذارد. در کنار ضعف نظام ارجاع، پراکندگی دادهها و نواقص سامانههای اطلاعاتی نیز به یکی از عوامل اصلی هدررفت منابع تبدیل شده است. هنوز در بسیاری از مراکز درمانی، اطلاعات بیماران به صورت یکپارچه در دسترس نیست و ارتباط مؤثری میان بیمارستانها، کلینیکها و مراکز تشخیصی وجود ندارد. نتیجه چنین وضعیتی تکرار آزمایشها، تصویربرداریها و اقدامات تشخیصی مشابه است؛ اقدامی که علاوه بر تحمیل هزینه به بیماران و بیمهها، استهلاک تجهیزات پزشکی و اتلاف زمان کادر درمان را نیز به دنبال دارد. این وضعیت را میتوان یکی از چالشهای اصلی نظام سلامت دانست. بخشی از منابع که نه به دلیل کمبود امکانات، بلکه به واسطه ضعف در گردش اطلاعات و مدیریت دادهها از بین میرود. در دنیایی که تصمیمگیریهای درمانی روز به روز دادهمحورتر میشوند، نبود پرونده الکترونیک یکپارچه و دسترسی سریع به سوابق بیماران، هزینههای سنگینی را به کل نظام درمانی تحمیل میکند. یکی از مهمترین نقاط ضعف موجود که سهم درخور توجهی در هدررفت منابع دارد، نواقص سیستم اطلاعات بیمارستانی (HIS) است.
علیرغم سرمایهگذاریهای انجامشده در حوزه فناوری اطلاعات، بسیاری از قابلیتهای مورد انتظار از یک سامانه جامع مدیریت اطلاعات بیمارستانی هنوز به شکل مطلوب در دسترس نیست. از همین رو بسیاری از متخصصان معتقدند آینده نظام سلامت بیش از آنکه به میزان بودجه وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی و مدیریت منابع بستگی دارد. اصلاح مدلهای پرداخت، استقرار کامل نظام ارجاع، توسعه پرونده الکترونیک سلامت، یکپارچهسازی دادهها، استفاده از فناوریهای نوین و هوش مصنوعی برای پایش فرایندها و همچنین تمرکز بیشتر بر پیشگیری، ازجمله اقداماتی است که میتواند بهرهوری نظام سلامت را افزایش دهد. در نهایت، چالش امروز نظام سلامت را نمیتوان صرفا با افزایش اعتبارات حل کرد. آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، بازنگری در ساختارها و فرایندهایی است که سالهاست بخشی از منابع این حوزه را به هدر میدهند. اگر این اصلاحات به تعویق بیفتد، افزایش هزینههای درمان، تشدید نارضایتی عمومی، مهاجرت نیروهای متخصص و کاهش کیفیت خدمات درمانی دور از انتظار نخواهد بود. اما اگر مسیر اصلاحات ساختاری در پیش گرفته شود، میتوان امیدوار بود منابع موجود با کارآمدی بیشتری به خدمت سلامت جامعه درآیند.