شناسهٔ خبر: 78693715 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جوان | لینک خبر

رونمایی از بیانیه ضدایرانی با کارفرمایی امریکا

جنگ هم شیوخ خلیج فارس را بیدار نکرد! 

صلح و امنیت پایدار منطقه‌ای نیازمند پاسخگویی ایران درباره مسائل مختلف از جمله موشک‌های بالستیک، پهپاد‌ها و حمایت این کشور از گروه‌های نیابتی در منطقه است

صاحب‌خبر -

جوان آنلاین: امریکا و شورای همکاری خلیج‌فارس، بار دیگر در منامه پایتخت بحرین گردهم آمدند تا در بیانیه‌ای فرمایشی و بی‌خاصیت، مدعی شوند: «صلح و امنیت پایدار منطقه‌ای نیازمند پاسخگویی ایران درباره مسائل مختلف از جمله موشک‌های بالستیک، پهپاد‌ها و حمایت این کشور از گروه‌های نیابتی در منطقه است.» بیانیه‌ای که بیش از آنکه ناشی از عدم درک دولت‌های وابسته و درمانده حاشیه جنوبی ایران باشد، نشان روشنی از این دارد که دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه هم نتوانسته است آنها را از خواب‌آلودگی مفرط امنیتی بیدار کند. 
بیانیه ضدایرانی شورای همکاری خلیج‌فارس با امریکا، حکایت از تداوم منازعه واشینگتن با تهران به همراهی دولت‌های عربی منطقه دارد. در این بیانیه که بار دیگر مملو از ادعا‌های کهنه و خصومت‌های آشکار و پنهان امریکا و اعراب خلیج‌فارس علیه ایران است، کوشش شده چهره‌ای تازه از قدرت‌نمایی در برابر جمهوری اسلامی به تصویر کشیده شود تا شکست خود را در جنگ جبران نمایند. 
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ایران اگرچه در این درگیری به‌شدت آسیب دیده، اما عملاً پیروز از آن خارج شده و موقعیت استراتژیکش قوی‌تر از پیش شده است. افزون بر این، جنگ به تسریع روند چندقطبی‌شدن و بازسازی نظم منطقه‌ای انجامیده است، چراکه هم‌زمان با کاهش اعتبار و نفوذ امریکا در منطقه، حضور پررنگ‌تر چین و روسیه به‌عنوان رقبای جدی واشینگتن، به تقویت ساختار چندقطبی منطقه کمک کرده است. ایران نیز با موفقیت از کنترل خود بر تنگه هرمز به‌عنوان ابزاری کلیدی در مذاکرات بهره برد و برخی تحلیلگران بر این باورند که تهران در جریان جنگ، «کنترل بی‌سابقه‌ای بر تنگه» به دست آورده است. در مقابل، تحلیل جریان اصلی غرب تصویری ترسیم می‌کند که بر اساس آن، جنگ تحت رهبری امریکا، به‌جای تضعیف ایران، به‌طرز غیرمنتظره‌ای نظام جمهوری اسلامی را تحکیم، موقعیت راهبردی‌اش را ارتقا و فروپاشی نظم منطقه‌ای پیشین به‌رهبری امریکا را سرعت بخشیده است. 
از طرف دیگر، انگیزه دیگری نیز در این بیانیه به چشم می‌خورد. امریکا همزمان با مذاکرات، دیپلماسی فعال خود را برای ترمیم یا حتی تشکیل ائتلاف‌های جدید در منطقه علیه ایران با اتکا به اهداف مشترک به کار بسته است؛ از آن جهت که امتیازات خود را در تفاهمنامه یا توافق احتمالی در آینده گسترش دهد و دامنه فعالیت ایران را کاهش دهد. امریکا تلاش دارد که مشارکت آنها در ماجراجویی‌های آینده و جنگ احتمالی را از حالت تردید خارج سازد و به آنها اطمینان خاطر دهد که اگر از نظر نظامی به مطلوب خود دست نیافته‌اند، ولی می‌تواند راه‌حل سیاسی خلأ ناشی از آن را جبران نماید. از این نظر، امریکا می‌تواند بر تنش‌های موجود خود با اعراب که پس از جنگ افزایش پیدا کرده غلبه کرده و رضایت آنها را کسب نماید. به همین دلیل، اشاره به اعضای محور مقاومت و توان پهپادی و موشکی ایران نیز در این بیانیه دور از انتظار نبود، چراکه این توانایی و ظرفیت‌ها در بستر جنگ‌های منطقه‌ای و تقابل‌های گذشته، چون ظهور و تقویت داعش، توانسته است آسیب‌های قابل‌توجهی به امریکا و متعاقباً به کشور‌های عرب وارد کند. 

 رؤیافروشی امریکا به اعراب
طبق این بیانیه، امریکا به‌جای درگیری مستقیم نظامی با ایران، در پی هماهنگ‌سازی و بازگرداندن کشور‌های منطقه‌ای است که پیش‌تر از تنش‌ها آسیب دیده‌اند، تا آنها را به مشارکت در هرگونه بحران‌آفرینی آینده ترغیب کند. در متن بیانیه، می‌توان وعده‌های واشینگتن به این کشور‌ها را در عباراتی، چون «جلوگیری از توسعه سلاح هسته‌ای توسط ایران»، «بازگشایی تنگه هرمز» و حتی «خلع سلاح همه گروه‌ها (از جمله حزب‌الله و دیگر اعضای محور مقاومت)» مشاهده کرد. وعده‌هایی که با تضعیف مؤلفه‌های قدرت ایران، کشور‌های منطقه را به همکاری هرچه بیشتر سیاسی و نظامی با امریکا تشویق می‌کند. 
این در حالی است که دیدگاه کشور‌های عرب پس از جنگ تغییر کرده است. بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند که آنها به دلیل عدم حمایت نظامی امریکا از آنها در برابر حملات ایران، به گزینه‌های دیگری می‌اندیشند که به همکاری‌های کمتری با امریکا منجر می‌شود. به عقیده ناظران سیاسی، حملات تلافی‌جویانه ایران علیه اهدافی در کشور‌های خلیج‌فارس باعث شده است که این متحدان ایالات متحده این سؤال را مطرح کنند که آیا تضمین‌های امنیتی آنها در صورت عدم توانایی ایالات متحده در محافظت از آنها در برابر تشدید تنش، قابل اعتماد باقی می‌ماند یا خیر. 
این بیانیه، اما روی دیگر سکه را نیز آشکار می‌سازد. امریکا در خلال مذاکرات و اقدامات پنهانکارانه‌اش، به چنین بیانیه‌ای نیاز مبرم داشت تا بتواند از زیر بار تعهدات خود در تفاهمنامه شانه خالی کند، زیرا یکی از دلایل اصلی درخواست آتش‌بس از سوی امریکا و دیگر متجاوزان، فشار‌هایی بود که کشور‌های آسیب‌دیده از جنگ برای جلوگیری از لطمات بیشتر از سوی ایران بر واشینگتن وارد می‌آوردند. 
ترامپ در اظهارات خود در اردیبهشت‌ماه به صراحت گفت که به درخواست رهبران سه کشور عربی - قطر، امارات و عربستان - حملات نظامی برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران را به تعویق انداخته است. وی دلیل پذیرش این پیشنهاد را توافقی خواند که «برای ایالات متحده امریکا و همچنین همه کشور‌های خاورمیانه و فراتر از آن بسیار قابل‌قبول خواهد بود». 

 تنگه هرمز 
گرانیگاه دستاورد‌های ایران در جنگ منطقه‌ای، کنترل تنگه هرمز و تلاش برای نهادینه و قانونی کردن آن برای همه کشتی‌هاست. رویدادی که می‌تواند با درآمدزایی برای ایران، نماد پیروزی ایران و شکست امریکا در جنگ ۴۰روزه باشد، چرا که امریکا در پی ناکامی برای مهم‌ترین هدفش یعنی تغییر حکومت در ایران، نتوانست با توسل به روش‌های نظامی و حتی با درخواست کمک از ناتو و کشور‌های منطقه، اختلالی در مدیریت و تسلط ایران ایجاد نماید و تقریباً همه آنها از همکاری با امریکا به دلیل وجود بارقه‌های شکست سرباز زدند. این نشان‌دهنده انزوای سیاسی و شکاف‌های موجود بین متحدان امریکا در جنگ با ایران بود. از طرف دیگر، کشور‌های عرب منطقه نمی‌توانند چنین پیروزی را برتابند. از این رو، یکی از اهداف مشترک و موازی امریکا با کشور‌های عرب در مدت زمان مذاکرات، به چالش کشاندن دست برتری ایران در تنگه هرمز است. فرامتن بیانیه مذکور نیز نشان‌دهنده حضور برخی کشور‌های خلیج‌فارس، با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی آنهاست. وزیر امور خارجه عمان تأکید کرد که ترتیبات آتی تنگه هرمز فاقد هرگونه عوارض عبوری خواهد بود. با این حال، سه نفتکش که در نظر داشتند از کریدور تعیین‌شده از سوی امریکا در آب‌های عمان عبور کنند، با هشدار نیروی دریایی سپاه روبه‌رو شده و از ادامه مسیر بازگشتند. 

 درسی که کشور‌های عرب برای امنیت‌آفرینی باید بگیرند 
اگرچه ایران همواره بر حسن همجواری و تعامل سازنده با همسایگان تأکید داشته، اما این دولت‌های عربی بودند که حق همسایگی را به جا نیاوردند و اکنون هم به دستور اربابان امریکایی و صهیونی خود بیانیه ضدایرانی می‌دهند. با این وجود، ایران که نگاه کلان‌تری به امنیت منطقه دارد، همچنان برای ثبات منطقه‌ای و جلوگیری از گسترش تنش‌ها به رهبری امریکا، پیشتاز روابط سازنده با همسایگان است. 
رئیس‌جمهور پزشکیان در سفر چند روز پیش خود به پاکستان تأکید کرد که صلح، امنیت و توسعه در غرب آسیا و خلیج‌فارس تنها از طریق گفت‌وگوی صریح، همکاری درون‌منطقه‌ای و احترام متقابل محقق می‌شود. وی افزود که ایران برای ایجاد فهم مشترک و معماری امنیتی جدید در منطقه، دست دوستی به سوی کشور‌های اسلامی دراز می‌کند. 
وزارت خارجه نیز در واکنش به این بیانیه، آن را مداخله‌جویانه، غیرمسئولانه و تحریک‌آمیز دانسته و نسبت به ادامه رفتار‌های ستیزه‌جویانه و مداخله‌جویانه در منطقه هشدار داد. با این وجود، این وزارتخانه اعلام کرد: «انتظار می‌رود کشور‌های منطقه‌ای که قلمرو و امکانات آنها طی جنگ تحمیلی اخیر مورد بهره‌گیری متجاوزان امریکایی- صهیونیستی برای حمله به ایران قرار گرفت، در دیدگاه‌های خود تجدیدنظر کنند. جمهوری اسلامی ایران تکلیف صریح دول عضو شورای همکاری خلیج‌فارس، وفق حقوق بین‌الملل و اصل حسن همجواری، برای ممانعت از هرگونه استفاده طرف‌های ثالث از قلمرو و امکانات آنها جهت طراحی، سازماندهی، پشتیبانی و اجرای اقدامات غیرقانونی از جمله تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را مجدداً مورد تأکید قرار می‌دهد.» ولایتی مشاور رهبر انقلاب هم با تأکید بر اینکه ثبات امروز اعراب حاشیه خلیج‌فارس، مدیون مدیریت قرن‌واره ایران بر شاهرگ تنگه هرمز است، اظهار کرد: در بازآرایی معادلات بزرگ، کوچک‌های حاشیه‌نشین جایی پای میز ندارند؛ حذف می‌شوند و حیات استراتژیک‌شان وامدار سقف تحمل تهران است.