از جنگ ۳۳روزه تا ماههای بعد از طوفان الاقصی، بارها اخباری از حملات بیرحمانهی اسرائیل به جنوب لبنان را شنیدهایم. بعضی سعی دارند که دلیل این حملات را به مقاومت حزبالله محدود کنند. ولی در واقع سابقهی حملات اسرائیل به لبنان، به دهها سال پیش از تشکیل حزبالله بر میگردد. اما چرا؟
از همان سالهای اولیهی تشکیل رژیم جعلی اسرائیل، اسرائیل به دنبال اشغال رودخانهی لیتانی و سرزمینهای اطراف آن بود. در واقع صهیونیستها معتقدند که جنوب لبنان، از ابتدا نیز باید جزئی از نقشهی اسرائیل به حساب میآمده. اما چرا جنوب لبنان مخصوصا رودخانهی لیتانی این همه برای اسرائیل مهم است؟
در ادامه دلایل اهمیت رودخانهی لیتانی برای اسرائیل را بررسی میکنیم.
رودخانهی لیتانی؛ گنج آبی لبنان
رود لیتانی با طول تقریبی ۱۷۰ کیلومتر، طولانیترین رودخانهای است که کاملاً در خاک لبنان قرار دارد. لیتانی از درهی بقاع سرچشمه میگیرد و از میان شکاف بین سوریه و لبنان به سمت جنوب جریان دارد. در نهایت، این رود در حدود ۲۸ کیلومتری شمال مرز فعلی اسرائیل و لبنان به دریای مدیترانه میرسد.
حوضهی آبریز لیتانی تقریباً ۲۱۰۰ کیلومتر مربع را پوشش میدهد. این رود تا زمانی که به دریا میرسد، سالانه بیش از ۷۰۰ میلیون متر مکعب آب تولید میکند. این ظرفیت هیدرولوژیکی، لیتانی را به ستون فقرات زیرساختهای آبیاری و برقآبی لبنان تبدیل میکند.
مثلا این رودخانه نقش مهمی در حمایت از تولیدات کشاورزی در دره بقاع و جنوب لبنان ایفا میکند. آب لیتانی دهها هزار هکتار زمین کشاورزی را آبیاری کرده و آب صدها شهر و روستا را تأمین میکند. تأسیسات برق آبی متصل به ادارهی رودخانهی لیتانی بخش قابل توجهی از تأمین انرژی داخلی لبنان را تولید میکنند. همچنین پروژههای آبیاری، جوامع روستایی و اقتصادهای کشاورزی را در سراسر منطقه حفظ میکنند.
این رودخانه علاوه بر اهمیت اقتصادی، به دلیل موقعیت جغرافیایی خود نیز، ارزش استراتژیک قابل توجهی دارد. لیتانی عملاً جنوب لبنان را به دو منطقهی مجزا تقسیم میکند: منطقهی بین مرز و رودخانه که معمولاً به عنوان «جنوب لبنان» شناخته میشود و قلمروی ملی فراتر از آن.
همین موضوع هم باعث شده است که جنوب لبنان عملا مثل یک سد عمل کند. در واقع، درهی رودخانه و زمینهای اطراف آن یک مانع دفاعی طبیعی ایجاد میکنند که حرکت و لجستیک نیروها را پیچیده میکند. نیروهای مقاومت لبنان نیز به خوبی از این ویژگی جغرافیایی برای مقابله با اسرائیل استفاده میکنند. یکی از دلایلی که اسرائیل بارها برای تصاحب این منطقه از نیروهای مقاومت شکست خورده، همین موضوع است.
علاقهی تاریخی صهیونیستها به رودخانهی لیتانی
مثل همیشه، اولین توجیه صهیونیستها برای تصاحب این زمینها، دلایل تاریخی دروغین است. آنها معتقدند که این رودخانه و زمینهای اطرافش بخشی از زمینهای وعدهدادهشده در کتاب مقدس است.
در سال ۱۹۱۹، دیوید بن گوریون نوشت: «رودخانهی لیتانی، یا همانطور که اعراب آن را رودخانهی قاسمیه مینامند، خط جداکننده بین دو بخش از سرزمین است. بنابراین مرز شمالی سرزمین اسرائیل باید رودخانهی قاسمیه باشد.»
همچنین یکی از دلایل چشم دوختن اسرائیل به لیتانی، حجم زیاد آب این رودخانه است. در واقع، صهیونیستها سالها پیش از تأسیس رژیم جعلی اسرائیل، به دنبال اضافه کردن این منطقه به نقشهی فلسطین بودند. بنیانگذاران جنبش صهیونیستی تشخیص داده بودند که منابع آب برای توسعه کشاورزی و شهرکسازی در منطقه ضروری است. در نتیجه، بسیاری از پیشنهادهای اولیه برای مرزهای «دولت یهودی» آینده، به دنبال ادغام منابع اصلی آب در قلمرو فلسطین بودند.
در طول مذاکرات پس از جنگ جهانی اول، رهبران صهیونیست استدلال کرده بودند که مرز شمالی فلسطین باید تا جنوب لبنان امتداد یابد تا حوضهی رودخانه لیتانی را شامل شود. در کنفرانس صلح پاریس در سال ۱۹۱۹، نمایندگان سازمان جهانی صهیونیست یادداشتهایی ارائه کردند که از گنجاندن لیتانی در مرزهای سرزمین آیندهی یهودیان حمایت میکرد.
با این حال، این پیشنهادها در نهایت به دلیل ملاحظات ژئوپلیتیکی بین قدرتهای اروپایی شکست خورد. فرانسه که قیمومیت لبنان و سوریه را به دست آورده بود، بر حفظ تمامیت ارضی لبنان اصرار داشت. مرز بین سرزمینهای تحت قیمومیتِ فرانسه و فلسطینِ تحت کنترل بریتانیا سرانجام در توافقنامه پائولت-نیوکومب در سال ۱۹۲۳ رسمیت یافت. بر طبق این توافقنامه، رودخانه لیتانی و زمینهای پایین آن کاملاً در قلمرو لبنان قرار میگرفت.
با وجود این نتیجهی دیپلماتیک، صهیونیستها از ادعاهای جعلی خود دست نکشیدند. دیوید بن گوریون، نخستین نخستوزیر اسرائیل و همچنین موشه دایان، به دنبال الحاق لیتانی به خاک اسرائیل بودند. آنها ادعا میکردند که این ناحیه باید مرز شمالی اسرائیل را تشکیل دهد.
البته اگر ملاحظات هیدرولوژیکی را هم کنار بگذاریم، جنوب لبنان به دلایل مذهبی هم برای بعضی صهیونیستها مهم است. مکانهای تاریخی یهودی مهمی در جنوب لبنان واقع شده است.
در ضمن، مردم جنوب لبنان سالها پیش از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل، روابط نزدیکی با مردم شمال فلسطین داشتهاند. پس از روز نکبت نیز، بسیاری از فلسطینیها به جنوب لبنان پناه بردند. همین هم باعث شده است که این بخش از لبنان، محل فعالیت بعضی گروههای مقاومت فلسطینی باشد.
هجومهای اسرائیل به خاک لبنان، باعث شکلگیری و گسترش گروههای مقاومت لبنانی مانند امل و حزبالله در جنوب لبنان شد. مقاومت این رزمندگان، باعث شده است که اسرائیل نتواند کنترل این ناحیه را دست بگیرد. همچنین اسرائیلیها نگران این موضوع هستند که حضور نیروهای مقاومت در این ناحیه، باعث آزادسازی مناطق مرزی فلسطین اشغالی هم شود.
اسرائیل برای رودخانهی لیتانی چه نقشهای دارد؟
منابع آب اسرائیل عمدتاً از حوضهی رودخانهی اردن، دریاچهی طبریه (دریاچهی جلیل) و سفرههای آب زیرزمینی (از جمله در کرانه باختری) تأمین میشوند. این منابع طبیعی در دهههای اخیر تحت فشار عواملی مانند رشد جمعیت، افزایش مصرف و تغییرات اقلیمی قرار گرفتهاند.
به همین دلیل، آبهای نسبتاً فراوان رودخانه لیتانی کمک خوبی به اهداف آبی اسرائیل خواهد کرد. بحث در مورد امکان تغییر مسیر آبهای رودخانهی لیتانی برای دههها در محافل دانشگاهی و استراتژیک اسرائیل ادامه داشته است.
برخی از برنامهریزان اسرائیلی استدلال میکنند که تغییر مسیر بخشی از جریان لیتانی به سمت حوضهی اردن کمبود آب را به طور قابل توجهی کاهش میدهد و پایداری کشاورزی را بهبود میبخشد. برخی از پیشنهادها حتی طرحهای آبیاری در مقیاس بزرگ را پیشبینی میکردند که با هدایت آبهای لیتانی به جنوب، از توسعه کشاورزی در صحرای نقب حمایت کند.
سابقهی حملات اسرائیل به لیتانی
اسرائیل از دهه ۱۹۵۰ شروع به اجرای سیاست «تجاوز تدریجی» به مرز کرد و علائم مرزی جنوب لبنان را متر به متر تغییر داد تا زمینهای کشاورزی را تصرف کند. همچنین پس از مدتی حملات نظامی خود به این ناحیه را شروع کرد.
در طول ۵۰ سال گذشته، اسرائیل چندین بار به لیتانی بازگشته است. در سال ۱۹۷۸، طی عملیات لیتانی، نیروهای ارتش اسرائیل به رودخانه رسیدند و نیروهای سازمان آزادیبخش فلسطین را به شمال آن راندند.
در جنگ اول لبنان در سال ۱۹۸۲، اسرائیل جنوب لبنان تا بیروت را اشغال کرد. سه سال بعد، ارتش اسرائیل از بیشتر این مناطق عقبنشینی کرد اما همچنان به اشغال جنوب لبنان ادامه داد. در ۱۹۸۵ حزبالله تشکیل شد. رزمندگان حزبالله هم ۱۵ سال مبارزه کردند تا بالاخره در سال ۲۰۰۰، اسرائیلیها را از جنوب لبنان بیرون کردند.
در طول جنگ دوم لبنان در سال ۲۰۰۶ (جنگ ۳۳روزه)، ایالات متحده به اسرائیل اجازه داد تا عملیات خود را تا لیتانی گسترش دهد. البته نیروهای اسرائیلی به این ناحیه نرسیدند. یک ماه پس از جنگ، شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه ۱۷۰۱ را تصویب کرد و آتشبس برقرار نمود.
این قطعنامه خواستار استقرار نیروهای حافظ صلح سازمان ملل (یونیفل) در کنار ارتش لبنان در جنوب لبنان و عقبنشینی حزبالله به شمال رودخانه و ایجاد یک منطقه حائل شد. با اینحال، تاریخ نشان داده که اسرائیل به این مرزها پایبند نخواهد بود، همانگونه که در ماجرای فلسطین بارها مرزهای سازمان ملل را کنار گذاشت و مرزهای جدیدی ایجاد کرد.
بنابراین حزبالله هم جنوب لبنان را تخلیه نکرد و برای حملات بعدی اسرائیل، آمادگی خود را حفظ کرد. از بعد طوفان الاقصی هم اسرائیل به شدت در تلاش است که این منطقه را برای همیشه به تصرف خود در بیاورد. رویایی که با وجود حمایتهای فراوان آمریکا هنوز هم سرابی بیش نیست.
و در پایان
اسرائیل در جنگ اخیر لبنان، تنها به حملات نظامی اکتفا نکرده است، بلکه دنبال این است که جنوب لبنان را به صورت کامل ویران کند. به خاطر همین هم دستور تخلیهی کامل جنوب لبنان را صادر کرده است. این دستورها، حدود یک دهم خاک لبنان را شامل میشود.
همچنین کاتز، وزیر دفاع اسرائیل هم گفته: «خانههای روستاهای لبنانی نزدیک مرز «مانند رفح و بیت حانون» تخریب خواهند شد.» این حرف به مناطقی در غزه اشاره دارد که نیروهای اسرائیلی در طول جنگ تخریبهای گستردهای در آنها انجام دادهاند.
ولی با وجود همهی این تهدیدها، هنوز هم مقاومت نیروهای حزبالله ادامه دارد. آنها تمام قد ایستادهاند تا فاجعهی تاریخی دیگری مانند روز نکبت تکرار نشود.